قتاده بن نعمان: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[قتاده بن نعمان بن زید بن عامر]]، [[کنیه]] [[ابوعمر]] یا [[ابوعبدالله]] مشهور<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۲۷۶.</ref> و مادرش، انیسه دختر [[قیس بن عمرو]] از [[قبیله خزرج]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۳۴۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۵، ص۳۱۸.</ref>. او [[برادر]] [[مادری]] [[ابوسعید خدری]] و از [[طایفه]] [[خزرج]] و از [[مدینه]] و [[انصار]] بوده است. [[فرزندان]] او عبارتند از: [[عبدالله]] و [[ام‌عمرو]] که مادرشان [[هند]]، دختر [[اوس بن خزمه بن عدی]] بود و عمرو و [[حفصه]] که مادرشان، خنساء دختر [[خنیس غسانی]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۳۴۵</ref>. [[قتاده]] در [[عقبه]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} رسید و [[اسلام]] آورد. او در [[جنگ بدر]] و [[احد]] و سایر جنگ‌های [[رسول خدا]]{{صل}} شرکت داشت و در [[فتح مکه]] [[پرچم]] [[قبیله]] [[بنی ظفر]] با وی بود. او در میان رسول خدا{{صل}} از تیراندازان بنام و معروف بود<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۲۷۶؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۴، ص۸۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۵، ص۳۱۸.</ref>.
[[قتاده بن نعمان بن زید بن عامر]]، [[کنیه]] ابوعمر یا ابوعبدالله مشهور<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۲۷۶.</ref> و مادرش، انیسه دختر [[قیس بن عمرو]] از [[قبیله خزرج]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۳۴۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۵، ص۳۱۸.</ref>. او [[برادر]] [[مادری]] [[ابوسعید خدری]] و از [[طایفه]] [[خزرج]] و از [[مدینه]] و [[انصار]] بوده است. [[فرزندان]] او عبارتند از: [[عبدالله]] و [[ام‌عمرو]] که مادرشان [[هند]]، دختر [[اوس بن خزمه بن عدی]] بود و عمرو و [[حفصه]] که مادرشان، خنساء دختر [[خنیس غسانی]] بود<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۳۴۵</ref>. [[قتاده]] در [[عقبه]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} رسید و [[اسلام]] آورد. او در [[جنگ بدر]] و [[احد]] و سایر جنگ‌های [[رسول خدا]]{{صل}} شرکت داشت و در [[فتح مکه]] [[پرچم]] [[قبیله]] [[بنی ظفر]] با وی بود. او در میان رسول خدا{{صل}} از تیراندازان بنام و معروف بود<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۲۷۶؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۴، ص۸۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۵، ص۳۱۸.</ref>.


در [[جنگ احد]] تیری به چشمش خورد و آن را از حدقه بیرون آورد و چشمش بر روی گونه‌اش آویزان شد. در همان حال به حضور پیامبر{{صل}} رسید و گفت: "یا [[رسول الله]]! تازه با زنی [[ازدواج]] کرده‌ام که او را زیاد دوست دارم و از آن می‌ترسم که اگر مرا با این حال ببیند، علاقه‌اش از بین برود".
در [[جنگ احد]] تیری به چشمش خورد و آن را از حدقه بیرون آورد و چشمش بر روی گونه‌اش آویزان شد. در همان حال به حضور پیامبر{{صل}} رسید و گفت: "یا [[رسول الله]]! تازه با زنی [[ازدواج]] کرده‌ام که او را زیاد دوست دارم و از آن می‌ترسم که اگر مرا با این حال ببیند، علاقه‌اش از بین برود".
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش