|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==[[عمر طولانی امام مهدی]]{{ع}} از [[اعتقادات]] [[شیعه]]== | | ==مقدمه== |
| *[[شیعیان]] معتقدند [[امام دوازدهم]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی دارد و همچنان زنده خواهد بود تا [[هنگام ظهور]] فرا رسد و [[عدالت]] را در [[جهان]] بگستراند. این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. این مسأله از دیرباز مورد توجه [[علمای شیعه]] بوده و بسیاری از آنها بخشی از کتاب خود را به آن اختصاص دادهاند<ref>ر.ک: ، ص ۳۲۹.</ref>.
| | [[مسلمانان]] معتقدند [[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی دارد و همچنان زنده خواهد بود تا [[هنگام ظهور]] فرا برسد و [[عدالت]] را در [[جهان]] بگستراند. این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. |
| | |
| ==ادلۀ طول عمر امام مهدی{{ع}}== | | ==ادلۀ طول عمر امام مهدی{{ع}}== |
| *برخی از ادلۀ طول [[عمر طولانی امام مهدی]]{{ع}} عبارتند از:
| | ===[[اعجاز]] و [[قدرت الهی]]=== |
| #'''[[اعجاز]] و [[قدرت الهی]]''': مهمترین مسأله در [[طول عمر حضرت]]، [[قدرت الهی]] است. همانگونه که [[خداوند]] بر سرد شدن [[آتش]] بر [[ابراهیم]]<ref>سوره انبیاء، ۶۹.</ref> و [[تولد]] [[حضرت عیسی]] بدون [[پدر]]<ref>سوره انبیاء، ۹۱.</ref> [[قادر]] بود، [[قادر]] است [[حجت]] خود را سالهای متمادی زنده نگهدارد<ref>ر.ک: [[حبیب الله طاهری|طاهری، حبیب الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ۹۹.</ref>؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات کرد تنها اسباب و عوامل مادی شناخته شده مؤثرند، چه بسا عوامل دیگری در کار باشند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۱ ـ ۳۳۲.</ref>.
| | مهمترین مسأله در [[طول عمر حضرت]]، [[قدرت الهی]] است. همانگونه که [[خداوند]] بر سرد شدن [[آتش]] بر [[ابراهیم]]<ref>سوره انبیاء، ۶۹.</ref> و [[تولد]] [[حضرت عیسی]] بدون [[پدر]]<ref>سوره انبیاء، ۹۱.</ref> [[قادر]] بود، [[قادر]] است [[حجت]] خود را سالهای متمادی زنده نگه دارد؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات کرد تنها اسباب و عوامل مادی شناخته شده مؤثرند، چه بسا عوامل دیگری در کار باشند. |
| #'''[[طول عمر]] در [[قرآن]] و [[حدیث]]''': بنابر [[آیات]] و [[روایات]] [[عمر طولانی]] برای [[انسان]] ممکن است و در مواردی واقع شده است، چنانچه [[قرآن]] از [[عمر طولانی]] [[حضرت نوح]] نام میبرد<ref>سوره عنکبوت، ۱۴.</ref> و [[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[عمر طولانی]] به [[حضرت نوح]] شباهت دارد<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ج ۲ ص ۳۲۲ و ۵۲۴</ref>. همچنین [[عمر طولانی]] سایر [[انبیاء]] که برخی از آنها هنوز زنده هستند مانند [[حضرت عیسی]] و [[حضرت خضر]] {{ع}}<ref>سوره کهف آیات ۶۵ تا ۸۲</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۱؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳.</ref>
| |
| #'''[[طول عمر]] از نظر [[علوم تجربی]]''': از نظر [[علمی]] [[عمر]] [[انسان]] حد ثابت و معینی ندارد، بلکه [[انسان]] قابلیت آن را دارد که هزاران سال [[عمر]] کند<ref>ر.ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۲، ص ۲۲۰؛ مصلح جهانی، ص ۶۲؛ قیام مهدی، ص ۴۸.</ref>. [[دانشمندان]] [[علوم تجربی]] قائلند [[مرگ]] نیز مانند [[بیماری]] [[علل]] و عوامل طبیعی دارد که با از میان بردن آنها میتوان مدت [[زندگی]] را طولانی کرد، حتی برخی از [[دانشمندان]] معتقدند کوتاهی [[عمر]] [[نیازمند]] [[دلیل]] است نه بلندی آن<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۰ - ۳۳۱؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳.</ref>.
| |
| #'''وقوع [[طول عمر]] در [[ادیان الهی]]''': همۀ [[ادیان]] از [[عمر طولانی]] جمعی از افراد [[بشر]]، مخصوصاً رهبرانشان خبر دادهاند، بلکه معتقدند برخی از آن افراد از جمله [[حضرت عیسی]] {{ع}} تا زمان حاضر زنده هستند<ref>امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۷۳.</ref>.
| |
| #'''وجود نمونههای [[تاریخی]]''': [[بهترین]] [[دلیل]] بر امکان [[عمر طولانی]]، وجود نمونههای [[تاریخی]] است. در این باره کتابهای فراوانی با عنوان "المعمرون" نگاشته شده که افراد دارای [[عمر طولانی]] از جمله [[عمر]] ۴۰۰۰ ساله [[لقمان حکیم]] و ۱۵۰۷ ساله بخت النصر و... را ذکر کردهاند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ۵۸ و ۵۹؛ آخرین امید، ۳۵۲- ۳۴۷؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==طول عمر حضرت در درسهایی از عقاید اسلامی==
| |
| *یکی از نکاتی که درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} معمولاً مورد بحث قرار میگیرد، موضوع [[طول عمر]] آن [[حضرت]] است؛ چون به [[اعتقاد]] [[شیعه]] و برخی فرق دیگر آن [[حضرت]] در سال ۲۵۵ متولّد شده است و تا زمانی که [[خدا]] بخواهد [[زندگی]] خواهد کرد؛ یعنی [[عمر]] آن [[حضرت]] هم اکنون هزار و [[صد]] و شصت و چهار سال است (در سال ۱۴۱۹ه). اکنون این [[پرسش]] مطرح است که آیا ممکن است [[انسانی]] تا این حد [[عمر]] کند؟ مگر [[عمر]] متوسّط [[انسان]] هفتاد سال بیشتر است؟ آیا چنین پدیدهای محال نیست؟ آیا [[علم]] و تجربه چنین عمری را برای [[انسان]] میپذیرد؟ آیا این مطلب در [[تاریخ]] نمونه و سابقهای دارد؟
| |
| *برای پاسخگویی به پرسشهای فوق میتوان بحث را از سه جهت مطرح کرد:
| |
| ===از نظر [[عقل]]=== | | ===از نظر [[عقل]]=== |
| *باید یاد آوری کرد که محال به سه گونه تقسیم میشود:
| | امر محال به سه گونه تقسیم میشود: |
| #محال عادّی، | | #محال عادّی، |
| #محال وقوعی، | | #محال وقوعی، |
| #محال ذاتی. | | #محال ذاتی. |
| *آنچه از نظر [[عقل]] مردود است محال ذاتی و محال وقوعی است که به محال ذاتی بر میگردد؛ چون از وقوع محال ذاتی [[اجتماع]] نقیضین لازم میآید که [[بدیهی]] البطلان است؛ امّا وقوع محال عادّی از نظر [[عقل]] مردود نیست، تمام [[معجزات]] و کراماتها و سایر امور [[خارقالعاده]]، در واقع اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ ولیکن از راه [[خرق عادت]] رخ دادهاند. حال [[طول عمر]] زیاد از کدام یک از سه محال مذکور محسوب میشود؟ پاسخ این است [[طول عمر]] [[خارقالعاده]] در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید ([[اجتماع]] نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. این هر دو مطلب روشن است؛ ولی در زمره محال عادّی است؛ یعنی زنده مانده یک [[انسان]] بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر [[عقل]] مردود نیست. پس [[عمر بسیار]] طولانی خلاف [[عقل]] نیست.
| | |
| *یادآور میشود که هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق [[قدرت]] [[خدای تعالی]] قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد [[طول عمر]] [[انسان]] ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول [[قدرت]] [[حقّ]] تعالی واقع میشود باید توجّه کرد که اگر مصلحتی اقتضا کند [[خداوند]] بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن [[مصلحت]] حاصل گردد و مورد بحث ما از همین قرار است.
| | تمام [[معجزات]] و کراماتها و سایر امور [[خارقالعاده]]، اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ اما از راه [[خرق عادت]] رخ دادهاند. [[طول عمر]] [[خارقالعاده]] در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید ([[اجتماع]] نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. زنده ماندن یک [[انسان]] بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر [[عقل]] مردود نیست. لذا عمر بسیار طولانی خلاف [[عقل]] نیست. |
| | |
| | یادآور میشود هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق [[قدرت]] [[خدای تعالی]] قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد [[طول عمر]] [[انسان]] ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول [[قدرت]] [[حقّ]] تعالی واقع میشود، باید توجّه کرد اگر مصلحتی اقتضا کند [[خداوند]] بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن [[مصلحت]] حاصل گردد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹.</ref>. |
| | |
| ===از نظر [[علوم تجربی]]=== | | ===از نظر [[علوم تجربی]]=== |
| *در [[میزان]] [[عقل]] روشن شد که [[طول عمر]] زیاد خلاف [[عقل]] نیست، حال باید دید نظر [[علم]] در این باره چیست؟ از نظر [[علوم تجربی]] [[انسان]] چه [[میزان]] [[قادر]] است [[زندگی]] کند، طوری که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا [[علم]] میتواند یک سقف قطعی و بدون استثنا برای [[عمر]] [[بشر]] [[تعیین]] کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر [[علمی]] [[طول عمر]] [[انسان]] و [[مرگ]] او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، [[محل زندگی]]، شغل، وضعیّت معیشتی، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، خورد و [[خوراک]]، در معرض حوادث بودن و....
| | از نظر [[علوم تجربی]] [[انسان]] چه [[میزان]] [[قادر]] است [[زندگی]] کند، بهگونهای که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا [[علم]] میتواند سقف قطعی و بدون استثنا برای [[عمر]] [[بشر]] [[تعیین]] کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر [[علمی]] [[طول عمر]] [[انسان]] و [[مرگ]] او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، [[محل زندگی]]، شغل، وضعیّت معیشتی، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، خورد و [[خوراک]]، در معرض حوادث بودن و... . |
| *چرخه [[عمر]] در بسیاری از جانوران که [[مشکلات]] [[انسان]] را ندارند، بیشتر از [[انسان]] است؛ مثلاً لاکپشت دویست سال [[عمر]] میکند و سلولهای داخلی برخی جانوران تا چهارصد سال زنده میماند. امروزه ثابت شده است که بر اثر تلاشهای [[علمی]] [[طول عمر]] متوسّط [[بشر]] بالاتر از گذشته شده و این تلاشها همچنان ادامه دارد.
| | |
| *[[دانشمندان]] توانستهاند [[عمر]] نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر [[عمر]] طبیعی آن برسانند. در مورد [[انسان]] نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض [[حفظ]] کرد میتوان [[عمر]] او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت [[مرگ انسان]] هفتاد یا هشتاد سال [[عمر]] کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با [[حفظ]] او از این خطرات، [[پیری]] و [[مرگ]] از بین میرود. به هر حال [[عمر طولانی]] از نظر [[علم]] نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش [[دانشمندان]] نیز هست.
| | چرخه [[عمر]] در بسیاری از جانوران که [[مشکلات]] [[انسان]] را ندارند، بیشتر از [[انسان]] است؛ مثلاً لاکپشت دویست سال [[عمر]] میکند و سلولهای داخلی برخی جانوران تا چهارصد سال زنده میماند. امروزه ثابت شده است که بر اثر تلاشهای [[علمی]] [[طول عمر]] متوسّط [[بشر]] بالاتر از گذشته شده و این تلاشها همچنان ادامه دارد. |
| | |
| | [[دانشمندان]] توانستهاند [[عمر]] نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر [[عمر]] طبیعی آن برسانند. در مورد [[انسان]] نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض [[حفظ]] کرد میتوان [[عمر]] او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت [[مرگ انسان]] هفتاد یا هشتاد سال [[عمر]] کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با [[حفظ]] او از این خطرات، [[پیری]] و [[مرگ]] از بین میرود. به هر حال [[عمر طولانی]] از نظر [[علم]] نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش [[دانشمندان]] نیز هست. |
| | |
| ===از نظر [[تاریخ]]=== | | ===از نظر [[تاریخ]]=== |
| *نه تنها [[طول عمر]] زیاد برای [[انسان]] امری ممکن است که واقع نیز شده است: در [[متون دینی]] و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال [[عمر]] کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در [[متون دینی]] [[یهود]]، [[مسیح]] و [[اسلام]] آمده است. (به عنوان مثال در [[تورات]]، [[سفر]] [[تکوین]]، اصحاح پنجم، [[آیه]] ۵ [[عمر]] [[حضرت آدم]] ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین [[عمر]] [[شیث]] ۹۱۲ سال، همان، این [[آیه]] ۸ و [[عمر]] [[نوح]] ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، [[آیه]] ۲۹ و... آمده) [[قرآن]] نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>.
| | نه تنها [[طول عمر]] زیاد برای [[انسان]] امری ممکن است که واقع نیز شده است: در [[متون دینی]] و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال [[عمر]] کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در [[متون دینی]] [[یهود]]، [[مسیح]] و [[اسلام]] آمده است. (به عنوان مثال در [[تورات]]، [[سفر]] [[تکوین]]، اصحاح پنجم، [[آیه]] ۵ [[عمر]] [[حضرت آدم]] ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین [[عمر]] [[شیث]] ۹۱۲ سال، همان، این [[آیه]] ۸ و [[عمر]] [[نوح]] ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، [[آیه]] ۲۹ و... آمده) [[قرآن]] نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال ـ میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>. |
| *و تحقیقاً [[نوح]] را به سوی قومش فرستادیم، پس ۹۵۰ سال بین آنها ماند و به جز عدّه قلیلی کسی به او [[ایمان]] نیاورد آنگاه آنان را در حالی که [[ظالم]] بودند [[طوفان]] فرا گرفت. لازم به [[یادآوری]] است که این ۹۵۰ سال دوران [[عمر]] [[حضرت نوح]]{{ع}} بعد از [[رسالت]] او و قبل از [[طوفان]] است.
| | |
| *از نظر [[قرآن کریم]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} ما هم اکنون زنده است و طبعاً [[عمر]] آن [[حضرت]] تاکنون دو هزار سال میشود.
| | از نظر [[قرآن کریم]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} هم اکنون زنده است و طبعاً [[عمر]] آن [[حضرت]] تاکنون دو هزار سال میشود. |
| *در اینجا بحث را با [[نقل]] روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} خاتمه میدهیم. [[هشام بن سالم]] از [[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "نوح{{ع}} [[دو هزار و پانصد سال]] [[عمر]] کرد، از این [[عمر]] هشتصد و پنجاه سال قبل از [[بعثت]] و نهصد و پنجاه سال بین [[قوم]] خود آنها را به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد و هفتصد سال بعد از فرود آمدن از کشتی (بعد از فرو نشستن [[طوفان]])، آنگاه [[شهرها]] را آباد کرد و فرزندانش را در بلاد ساکن کرد. سپس در حالی که در [[آفتاب]] بود [[ملک الموت]] سراغ او آمد و به او [[سلام]] کرد، پاسخ [[سلام]] را داد و به او گفت: ای [[ملک الموت]]! برای چه آمدهای؟ گفت: برای [[قبض روح]] تو آمدهام. به او گفت: مرا میگذاری از [[آفتاب]] به سایه بروم؟ [[ملک الموت]] به او گفت: آری! آنگاه [[نوح]]{{ع}} جای خود را [[تغییر]] داد، سپس فرمود: "ای [[ملک الموت]]! گویی آنچه از [[دنیا]] بر من [[گذشت]] (مدت [[دو هزار و پانصد سال]]) مانند [[تغییر]] مکان من از [[آفتاب]] به سایه بود. [[دنیا]] در نظر من به اندازه همین از [[آفتاب]] به سایه آمدن بیشتر نیامد، سپس به [[ملک الموت]] گفت: [[مأموریت]] خود را انجام بده، پس [[روح]] [[حضرت]] را قبض کرد"<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۷۴، باب ۴۶، حدیث ۱.</ref>. البته نام معمّرین دیگری نیز در [[روایات]] [[یهود]]، [[مسیحیّت]] و [[اسلام]] آمده است از قبیل [[حضرت خضر]]، [[الیاس]] و...<ref>کمال الدین، باب ۳۸، ص۳۵۸ به بعد.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹.</ref>.
| | در مورد طول عمر [[هشام بن سالم]] از [[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "نوح{{ع}} [[دو هزار و پانصد سال]] [[عمر]] کرد، از این [[عمر]] هشتصد و پنجاه سال قبل از [[بعثت]] و نهصد و پنجاه سال بین [[قوم]] خود آنها را به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد و هفتصد سال بعد از فرود آمدن از کشتی (بعد از فرو نشستن [[طوفان]])، آنگاه [[شهرها]] را آباد کرد و فرزندانش را در بلاد ساکن کرد. سپس در حالی که در [[آفتاب]] بود [[ملک الموت]] سراغ او آمد و به او [[سلام]] کرد، پاسخ [[سلام]] را داد و به او گفت: ای [[ملک الموت]]! برای چه آمدهای؟ گفت: برای [[قبض روح]] تو آمدهام. به او گفت: مرا میگذاری از [[آفتاب]] به سایه بروم؟ [[ملک الموت]] به او گفت: آری! آنگاه [[نوح]]{{ع}} جای خود را [[تغییر]] داد، سپس فرمود: "ای [[ملک الموت]]! گویی آنچه از [[دنیا]] بر من [[گذشت]] (مدت [[دو هزار و پانصد سال]]) مانند [[تغییر]] مکان من از [[آفتاب]] به سایه بود. [[دنیا]] در نظر من به اندازه همین از [[آفتاب]] به سایه آمدن بیشتر نیامد، سپس به [[ملک الموت]] گفت: [[مأموریت]] خود را انجام بده، پس [[روح]] [[حضرت]] را قبض کرد"<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۷۴، باب ۴۶، حدیث ۱.</ref>. البته نام معمّرین دیگری نیز در [[روایات]] [[یهود]]، [[مسیحیّت]] و [[اسلام]] آمده است از قبیل [[حضرت خضر]]، [[الیاس]] و...<ref>کمال الدین، باب ۳۸، ص۳۵۸ به بعد.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۰ - ۳۳۱؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳؛ [[حبیب الله طاهری|طاهری، حبیب الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ۹۹.</ref> |
|
| |
|
| ==پرسش مستقیم== | | ==پرسش مستقیم== |