حلیت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←پیشینه حلیت
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
==پیشینه [[حلیت]]== | ==پیشینه [[حلیت]]== | ||
حلیت برخی [[عقاید]] و [[کارها]] از اموری است که از [[آغاز آفرینش]] در میان همه [[پیروان]] [[شرایع الهی]] و [[ملل]] دیگر بوده است و آنان با [[پیروی]] از [[تعالیم]] [[وحی]] یا [[عقل]] خود یا [[ادله]] دیگر، بسیاری از امور را به [[حق]] یا [[باطل]]، [[حلال]] شمرده و آنها را انجام میدادند. آیاتی مؤید این امرند؛ برای نمونه در آیه | حلیت برخی [[عقاید]] و [[کارها]] از اموری است که از [[آغاز آفرینش]] در میان همه [[پیروان]] [[شرایع الهی]] و [[ملل]] دیگر بوده است و آنان با [[پیروی]] از [[تعالیم]] [[وحی]] یا [[عقل]] خود یا [[ادله]] دیگر، بسیاری از امور را به [[حق]] یا [[باطل]]، [[حلال]] شمرده و آنها را انجام میدادند. آیاتی مؤید این امرند؛ برای نمونه در آیه {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> سخن از اسکان [[آدم]] و [[حوا]]{{ع}} در [[بهشت]] پس از [[خلقت]] و جواز خوردن از همه خوراکیهای آن جز یک درخت است: {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد» سوره اعراف، آیه ۱۹.</ref>؛ همچنین در پی [[هبوط]] آن دو از بهشت، بهرهوری از نعمتهای آن تا [[زمان]] معین برای آنان [[مباح]] شد: {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref>«فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره اعراف، آیه ۲۴.</ref> در آیاتی نیز از حلیت خوردن و بهرهوری از [[روزیها]] و دیگر امکانات روی [[زمین]] برای آدم{{ع}} و [[ذریه]] او به شکل عام یاد شده است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>،{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بیگمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشهها نهادیم؛ اندک سپاس میگزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.</ref> افزون بر اینها، [[خدا]] با [[تشریع]] شرایع الهی و نزول [[کتابهای آسمانی]] به گونهای خاص برخی کارها را بر [[انسانها]] حلال کرده است؛ مانند همبستری با همسر {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref>، [[ازدواج]] [[زنان]] با مردان {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز میتوانند کابینی که (به زنانشان) دادهاند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>، [[خوردن]] گوشت گوساله {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، [[اجیر]] شدن انسانها در برابر دریافت مزد {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر ! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، [[قصاص]] {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخمها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> و خوردن خوراکیهای [[پاک]]. {{متن قرآن|كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> [[اعمال]] [[حلال]] شده برای پیروان [[شرایع]] در بیشتر موارد یکسان و آنچه برای [[پیروان]] [[شریعت]] پیشین [[حلال]] بوده، برای پیروان شریعت پسین نیز [[مباح]] گردیده است. این مطلب را از آیاتی میتوان برداشت کرد؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> که محتوای [[شرایع الهی]] را یکسان دانسته و از آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref> که در آن از [[پیامبران الهی]] درباره [[تصدیق]] [[پیامبران]] پس از خود [[پیمان]] گرفته و از [[آیات]] ۴۶ و ۴۸ که [[تورات]] و [[قرآن]] را تصدیق کننده [[کتابهای آسمانی]] پیش از خود دانستهاند. | ||
در مواردی، امور حلال میان پیروان [[شرایع]] تفاوت داشته که خاستگاه آن [[خدا]] بوده که برای مصالحی خاص، برخی [[اعمال]] را برای پیروان بعضی شرایع حلال و برای پیروان شریعتی دیگر [[حرام]] کرده است. گاه نیز پیروان شرایع الهی به [[باطل]] شماری حلالهای [[الهی]] را بر خود حرام کردهاند و به عکس؛ از موارد نخست میتوان [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[خواهر]] را یاد کرد که بر اساس پارهای [[روایات]] <ref> احتجاج، ج ۲، ص ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۲۲۶.</ref> و نظر [[علمای شیعه]] <ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۴۴ - ۱۴۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۲۸۱ - ۲۸۲؛ الفرقان، ج ۶، ص ۱۴۹ - ۱۵۰.</ref> و [[اهلتسنن]] <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۶؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۵۲.</ref> در [[شریعت]] [[حضرت آدم]]{{ع}} [[حلال]] بوده؛ ولی در شرایع دیگر حرام شده است و در مقابل، خدا شماری [[خوردنیها]] و کارهای حلال را براثر [[ظلم]] و [[ارتکاب گناه]]، بر پیروان [[حضرت موسی]]{{ع}} حرام کرد: {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز میداشتند چیزهای پاکیزهای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>؛ مانند [[تحریم]] حیوانات ناخندار، چربیهای گاو و گوسفند: {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> و ماهیگیری یا مطلق کار در [[روز]] [[شنبه]]: {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و «طور» را بر فراز سرشان برای (گرفتن) پیمانشان برافراشتیم و به آنان گفتیم که از این در، با فروتنی در آیید و به آنها گفتیم در روز (های) شنبه (از حکم تحریم صید ماهی) تجاوز نکنید و از آنان پیمانی استوار گرفتیم» سوره نساء، آیه ۱۵۴.</ref>.<ref> تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۶۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۹۶.</ref> اما با آمدن [[شریعت]] [[عیسی]]{{ع}} و [[نزول]] [[انجیل]] این حرامها دوباره بر [[بنیاسراییل]] [[حلال]] گردیدند: {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست میشمارم، و (آمدهام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانهای از پروردگارتان برای شما آوردهام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>.<ref> جامع البیان، ج ۳، ص ۳۸۲ - ۳۸۴؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۱.</ref> از موارد قسم دوم میتوان اموری را برشمرد؛ مانند [[تصرف در اموال]] دیگران که [[یهود]] از پیش خودشان آن را بر خویش [[حلال]] کرده بودند: {{متن قرآن| وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ }}<ref>« ناروا خوردن داراییهای مردم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۸۵.</ref> و جواز برنگرداندن [[امانت]] غیر یهود که برخی از [[اهل کتاب]] آن را حکمی [[الهی]] دانسته و به [[خدا]] نسبت میدادهاند: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آل عمران، آیه ۷۵.</ref> گاه برعکس، آنان حلالهای الهی را [[حرام]] میشمردند؛ مانند حرام شمردن خوردن شیر و گوشت شتر که یهود به [[پیروی]] از [[حضرت یعقوب]]{{ع}} آن دو را بر خود حرام کردند: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«همه خوردنیها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه 93.</ref>.<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۳۴۴؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ - ۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۱۴۵.</ref> آن [[حضرت]] [[نذر]] کرده بود که اگر از مریضی [[شفا]] یابد، محبوبترین خوراکی و نوشیدنی را که گوشت شتر و شیر آن بود بر خود حرام کند که پس از بهبودی به نذر خود [[وفا]] کرد؛ ولی یهود این [[تحریم]] را حکمی الهی شمرده و آن را به خدا نسبت میدادند.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۴۴ - ۳۴۵؛ جامعالبیان، ج ۴، ص ۳.</ref> [[قرآن]] این انتساب را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref>، از این رو برای رد این ادعا و افترا از [[یهودیان]] خواست<ref> التبیان، ج ۲، ص ۵۳۲ - ۵۳۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص ۳ - ۴.</ref> که اگر راست میگویند، از [[تورات]] برای [[صدق]] ادعای خود [[شاهد]] آورند: {{متن قرآن| قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>« بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> نیز [[قرآن]] [[حلال]] شمردن [[حرامهای الهی]] را از ویژگیهای [[یهود]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} شمرده است. در میان [[اعراب جاهلی]] نیز که خود را پیرو [[شریعت]] [[ابراهیم]]{{ع}} میدانستند <ref>المیزان، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الامثل، ج ۲، ص ۵۴۷.</ref> موضوع [[حلال و حرام]] مطرح بود. [[سیره]] آنان در این زمینه، هرچند در مواردی مطابق با [[آیین]] آن [[حضرت]] بود، در بسیاری از موارد برخلاف [[تعالیم]] آن [[پیامبر]]، حرامهای الهی را حلال و حلالهای [[الهی]] را [[حرام]] میکردند؛ برای نمونه در بخش تحلیل، هرچند [[زنا]] را عملی حرام، در [[نهان]] حلال میدانستند <ref>جامعالبیان، ج ۵، ص ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۶۴؛ المیزان، ج ۴، ص ۲۸۹.</ref> که آیه {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> نازل شد و زنا را در هر دو حالت حرام شمرد. به [[حرمت]] [[ماههای حرام]] نیز [[باور]] داشتند؛ ولی هرگاه [[منافع]] آنان اقتضا میکرد [[ماه حرام]] را حلال میشمردند، تا بتوانند به [[جنگ]] و [[غارتگری]] خود ادامه دهند: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بیگمان واپس افکندن (ماههای حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده میشوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام میشمارند تا با شمار ماههایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال میگردانند؛ زشتی کارهایشان برای آنان آرایش داده شده است و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۵۷.</ref>؛ مثلاً گاهی حرمت [[محرّم]] را به ماه صفر میدادند و جنگ در این ماه را حلال میشمردند؛<ref>التبیان، ج ۵، ص ۲۱۷؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۳۷.</ref> همچنین آنان مردار، حیوانی که به نام غیر [[خدا]] [[ذبح]] شده است، حیوان خفه شده یا حیواناتی را که با زدن یا پرت شدن از بلندی یا شاخ حیوانی دیگر یا به دست درندگان مرده باشد، [[حلال]] میشمردند <ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۹۲ - ۵۹۳؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۷۰ - ۲۷۱؛ المحررالوجیز، ج ۲، ص ۱۵۰ - ۱۵۲.</ref> که [[قرآن]] همه این حیوانات را [[حرام]] شمرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref> در مقابل، بسیاری از حلالهای [[الهی]] و [[شریعت]] [[ابراهیم]]{{ع}} را حرام میدانستند و گاه این [[حرمت]] را به [[خدا]] نسبت میدادند؛ مانند حرام کردن خوردن گوشت و شیر یا [[سوار شدن]] بر برخی حیوانات، که قرآن [[تحریم]] این [[حلالها]] را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«خداوند هیچ (چیز ممنوعی چون) بحیره (- شتر ماده گوش بریده چند شکم زاده) و سائبه (- ماده شتر نذر بت شده) و وصیله (- میش دوگانیک نر و مادهزاده) و حامی (- شتر نر با ده نتاج) قرار نداده است اما کافران بر خداوند دروغ میبافند و بیشتر آنان خرد نمیورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>.<ref> زبدة البیان، ص ۳۴۲ - ۳۴۳؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۱۰۶.</ref>؛ همچنین آنان بخشی از محصولات [[کشاورزی]] و برخی [[چارپایان]] را به خدا و بتهایشان اختصاص داده و این حلالهای الهی را بر خود حرام میشمردند: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهرهای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما؛ اما آنچه از آن بتان آنهاست به خداوند نمیرسد و اما آنچه برای خداوند است به بتان میرسد؛ زشت است این داوری که میکنند!» سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۳۹۰.</ref> و گاه شماری حلالها را همچون جنین حیوانات، تنها بر مردان [[مباح]] دانسته و بر [[زنان]] حرام میخواندند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را میدهد که او فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ احکامالقرآن، ج ۳، ص ۱۱.</ref> و در ایام [[حج]] نیز خوردن گوشت، روغن، استفاده از گیاه [[حرم]] و [[پوشیدن لباس]] پشمین و نو را بر خود حرام میشمردند.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۶ - ۹۷؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۱۵۷.</ref> قرآن تحریم این حلالها را [[باطل]] خواند و آنان را به سبب این [[اعمال]] نکوهید: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | |||
==[[حلیت]] در [[اسلام]]== | ==[[حلیت]] در [[اسلام]]== | ||
با [[ظهور اسلام]] و [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[خدا]] بسیاری از [[عقاید]] و اعمالی را که برای [[پیروان]] [[شرایع]] گذشته [[حلال]] بود، برای [[مسلمانان]] نیز حلال کرد: "شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّینِ ما وصّی بِهِ نوحـًا والَّذی اَوحَینا اِلَیکَ وما وصَّینا بِهِ اِبرهیمَ وموسی وعیسی". ([[شوری]] / ۴۲، ۱۳) این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را [[تصدیق]] کننده کتابهای پیشین شمرده نیز میتوان دریافت: "واَنزَلنا اِلَیکَ الکِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یدَیهِ مِن الکتاب" ([[مائده]] / ۵، ۴۸)؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرامها یا [[حلالها]] در اسلام، آنها را همان [[احکام]] و سنتهای شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشتاند: "حُرِّمَت عَلَیکُم اُمَّهـتُکُم... *... واُحِلَّ لَکُم ما وراءَ ذلِکُم... * یریدُ اللّهُ لِیبَینَ لَکُم ویهدِیکُم سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبلِکُم.".. ([[نساء]] / ۴، ۲۳ - ۲۶)؛ ولی در موارد خاصی برخی حرامهای شرایع پیشین برای پیروان [[شریعت اسلام]]، [[حلال]] یا بعضی از حلالهای آنان برای مسلمانان [[حرام]] گردیدند. | با [[ظهور اسلام]] و [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[خدا]] بسیاری از [[عقاید]] و اعمالی را که برای [[پیروان]] [[شرایع]] گذشته [[حلال]] بود، برای [[مسلمانان]] نیز حلال کرد: "شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّینِ ما وصّی بِهِ نوحـًا والَّذی اَوحَینا اِلَیکَ وما وصَّینا بِهِ اِبرهیمَ وموسی وعیسی". ([[شوری]] / ۴۲، ۱۳) این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را [[تصدیق]] کننده کتابهای پیشین شمرده نیز میتوان دریافت: "واَنزَلنا اِلَیکَ الکِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یدَیهِ مِن الکتاب" ([[مائده]] / ۵، ۴۸)؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرامها یا [[حلالها]] در اسلام، آنها را همان [[احکام]] و سنتهای شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشتاند: "حُرِّمَت عَلَیکُم اُمَّهـتُکُم... *... واُحِلَّ لَکُم ما وراءَ ذلِکُم... * یریدُ اللّهُ لِیبَینَ لَکُم ویهدِیکُم سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبلِکُم.".. ([[نساء]] / ۴، ۲۳ - ۲۶)؛ ولی در موارد خاصی برخی حرامهای شرایع پیشین برای پیروان [[شریعت اسلام]]، [[حلال]] یا بعضی از حلالهای آنان برای مسلمانان [[حرام]] گردیدند. | ||