←تعجبهای مثبت و منفی
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
#آیهای نیز اشاره دارد به [[شادی]] از روی تعجب [[بهشتیان]] از [[رستگاری]] و [[سرافرازی]] خود، در حالی که اطرافیان [[کافر]] آنها زیانکار گشته و در [[دوزخ]] به سرمیبرند: {{متن قرآن|قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ وَلَوْلا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ}}<ref>«میگوید: سوگند به خداوند به راستی نزدیک بود مرا به نابودی افکنی!» سوره صافات، آیه ۵۶-۵۷.</ref>.<ref>الجدید، ج۶، ص۶۳؛ نمونه، ج۱۹، ص۶۲ ـ ۶۳. </ref>.<ref>[[ سید حامد شریعتمداری|شریعتمداری، سید حامد]]؛ [[تعجب (مقاله)|مقاله "تعجب"]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | #آیهای نیز اشاره دارد به [[شادی]] از روی تعجب [[بهشتیان]] از [[رستگاری]] و [[سرافرازی]] خود، در حالی که اطرافیان [[کافر]] آنها زیانکار گشته و در [[دوزخ]] به سرمیبرند: {{متن قرآن|قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ وَلَوْلا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ}}<ref>«میگوید: سوگند به خداوند به راستی نزدیک بود مرا به نابودی افکنی!» سوره صافات، آیه ۵۶-۵۷.</ref>.<ref>الجدید، ج۶، ص۶۳؛ نمونه، ج۱۹، ص۶۲ ـ ۶۳. </ref>.<ref>[[ سید حامد شریعتمداری|شریعتمداری، سید حامد]]؛ [[تعجب (مقاله)|مقاله "تعجب"]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
== | ==تعجبهای مثبت و منفی== | ||
مواردی از تعجب در [[قرآن]] اموری است که [[شگفتی]] درباره آنها امری طبیعی و احیاناً مثبت و نشان از [[بینش]] و نگرش درست افراد است؛ مثلا: | مواردی از تعجب در [[قرآن]] اموری است که [[شگفتی]] درباره آنها امری طبیعی و احیاناً مثبت و نشان از [[بینش]] و نگرش درست افراد است؛ مثلا: | ||
#[[قرآن]] خود مایه [[تعجب]] معرفی شده که حتی [[جنیان]] را هم به تعجب واداشته است: {{متن قرآن|قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا}}<ref>«بگو: به من وحی شده است که دستهای از پریان (به قرآن) گوش فراداشتهاند آنگاه گفتهاند: ما قرآنی شگفتانگیز را شنیدهایم» سوره جن، آیه ۱.</ref>، [[کلامی]] که به مثابه [[کلام]] مخلوق نیست؛ نه [[شعر]] است و نه [[نثر]]؛ و هیچتر و خشکی نیست مگر اینکه در قرآن آمده است و به حقایق [[راستین]] عالم رهنماست. <ref>التبیان، ج۱۰، ص۱۴۶؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۳؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۴۲. </ref> | |||
#[[خداوند]] کمال [[آگاهی]] و [[ادراک]] خود نسبت به مسموعات و مبصرات را با بیانی حاکی از تعجبآمیز بودن [[علم]] خود یادآور میشود: {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمانها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمیگرداند» سوره کهف، آیه ۲۶.</ref>.<ref> التبیان، ج۷، ص۳۳؛ جوامع الجامع، ج۱، ص۷۸۰؛ المیزان، ج۱۳، ص۲۷۷ ـ ۲۷۸. </ref> | |||
#پدیدهها و حوادث طبیعی از دیگر مسائلی هستند که تعجب [[آدمیان]] را برمیانگیزند. خداوند از این تعجبهای طبیعی برای توجه دادن به [[امور معنوی]] و تقریب آنها به [[ذهن]] استفاده کرده است. {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در داراییها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آنگاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref> | |||
در مواردی نیز از تعجبهایی یاد و [[نهی]] شده که از [[روحیه]] [[انکار]] و [[سرکشی]] افراد یا بزرگ شماری امور کوچک و زودگذر [[دنیایی]] برخاسته و متأثر از [[بینش]] و [[نگرش منفی]] و [[نادرست]] آنان است؛ مانند اینکه: | |||
#نزول [[وحی]] بر فردی از [[بشر]] سبب تعجب [[کفر]] پیشگان [[عصر بعثت]] بوده است: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران میگویند: بیگمان این جادوگری آشکار است» سوره یونس، آیه ۲.</ref>.<ref>جامعالبیان، ج۱۱، ص۱۰۷ـ۱۰۸؛ التبیان،ج۵، ص۳۳۳؛ روض الجنان، ج۱۰، ص۹۳. </ref> | |||
#در آیاتی [[کفار]] و [[مشرکان]] به سبب تعجب منکرانه از [[نزول قرآن]] و [[اخبار غیبی]] در آن <ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸؛ روض الجنان، ج۱۸، ص۲۰۴؛ مجمع البیان، ج۵، ص۱۸۲. </ref> [[سرزنش]] شدهاند: {{متن قرآن|أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ}}<ref>«و آیا از این گفته به شگفتی میافتید؟ و میخندید و گریان نمیشوید؟» سوره نجم، آیه ۵۹-۶۰.</ref>، زیرا [[باور]] نمیکردند [[حضرت رسول]]{{صل}} با [[اخبار]] [[الهی]] از حال و مسائل مخفی آنان [[علم]] یابد و حال آنکه [[خداوند]] به امور پنهان و [[نهان]] عالم است. <ref>المیزان، ج۱۹، ص۵۱. </ref> | |||
مواردی نیز اشاره است به [[شگفتی]] افراد از بهرهها و | #در [[آیات]] دیگر از [[فریفتگی]] به فزونی و فراوانی مادی، و ناپاکیها و پلیدیهای [[دنیا]] [[نهی]] شده است:{{متن قرآن|قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«بگو ناپاک و پاک برابر نیستند حتی اگر بسیاری ناپاک، تو را به شگفتی آورد پس ای خردمندان! از خداوند پروا کنید، باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۱۰۰.</ref> | ||
مواردی نیز اشاره است به [[شگفتی]] افراد از بهرهها و زیباییهای دنیا که به طور طبیعی برای [[انسانها]] خوشایند و [[لذتبخش]] است؛ اما نباید سبب [[غفلت]] از [[امور معنوی]] شوند. [[خداوند سبحان]] [[منافقان]] را بدین سبب [[سرزنش]] میکند: {{متن قرآن|فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ}}<ref>«و داراییها و فرزندان آنان تو را به شگفتی نیفکند، جز این نیست که خداوند میخواهد آنان را در زندگی این جهان به عذاب افکند و در حالی که کافرند جانشان (از تن) بیرون رود» سوره توبه، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۶۰، ۱۳۴؛ المیزان، ج۹، ص۳۰۸. </ref> | |||
[[قرآنکریم]] {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من میزایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بیگمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا}}<ref>«گفت: چنین است، پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است که پیش از آن تو را آفریدم و تو هیچ چیز نبودی» سوره مریم، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا}}<ref>«گفت: چنین است؛ پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است» سوره مریم، آیه ۲۱.</ref> برای رفع عوامل پیدایش این نوع تعجبها راههایی را نیز بیان میکند؛ مثلا توجه به [[قدرت]] و [[علم خداوند]]، سبب دوری [[انسان]] از [[تعجب]] نسبت به کارهایی است که از [[حق]] متعالی یا به [[اذن]] او سر میزند،<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۴۴. </ref> زیرا عامل آن تعجب، [[جهل]] و عدم [[معرفت]] به خداست<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۲۵. </ref>.<ref>[[ سید حامد شریعتمداری|شریعتمداری، سید حامد]]؛ [[تعجب (مقاله)|مقاله "تعجب"]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | |||
==تعجبهای منسوب به [[خدا]]== | ==تعجبهای منسوب به [[خدا]]== | ||
در شمار فراوانی از آیات، شگفتی خداوند از برخی [[باورها]] و رفتارهای [[آدمیان]] آمده است که البته مراد شگفتانگیز بودن آن [[باور]] یا [[رفتار]]، فرای از اسناد آن به خداوند است؛ از آن جمله است: | در شمار فراوانی از آیات، شگفتی خداوند از برخی [[باورها]] و رفتارهای [[آدمیان]] آمده است که البته مراد شگفتانگیز بودن آن [[باور]] یا [[رفتار]]، فرای از اسناد آن به خداوند است؛ از آن جمله است: | ||