←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف]]، عمو و حامی [[پیامبر]] | [[ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف]]، عمو و حامی [[پیامبر]] {{صل}} و [[پدر]] [[حضرت علی]]{{ع}}، حدود هشتاد و چند سال [[قبل از هجرت]] متولد شد. نام وی [[عبدمناف]] و به [[نقلی]] [[عمران]] ـ، و به [[جهت]] فرزند بزرگش طالب به "[[ابوطالب]]" مشهور شد. ابوطالب [[رئیس]] [[خاندان]] [[بنی هاشم]] و [[وارث]] دو [[منصب]] مهم رفادت (مهمانداری [[حاجیان]]) و سقایت (آب رساندن به حاجیان) بود. | ||
بعد از [[نبوت]] [[برادر]] زادهاش [[محمد]] ({{صل}} با تمام وجود به [[حمایت]] از وی پرداخت و در محاصره [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] بنی هاشم توسط [[قریش]] با [[مسلمانان]] به "[[شعب ابوطالب]]" رفت و کمی پس از پایان یافتن محاصره در اثر [[رنج]] و [[سختی]]، در ماه [[ذی القعده]] یا [[شوال]] سال دهم (سه سال قبل از هجرت) [[وفات]] یافت. <ref>[[سیره]] ابن [[هشام]]، ج۱، ص ۱۸۹ ؛ [[انساب الاشراف]]، ج۱، ص ۸۵.</ref> | بعد از [[نبوت]] [[برادر]] زادهاش [[محمد]] ({{صل}} با تمام وجود به [[حمایت]] از وی پرداخت و در محاصره [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] بنی هاشم توسط [[قریش]] با [[مسلمانان]] به "[[شعب ابوطالب]]" رفت و کمی پس از پایان یافتن محاصره در اثر [[رنج]] و [[سختی]]، در ماه [[ذی القعده]] یا [[شوال]] سال دهم (سه سال قبل از هجرت) [[وفات]] یافت. <ref>[[سیره]] ابن [[هشام]]، ج۱، ص ۱۸۹ ؛ [[انساب الاشراف]]، ج۱، ص ۸۵.</ref> | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
ابوطالب در میان قریش مشهور به [[سخاوت]] بود، و به سبب [[درایت]] و [[عدالت]] و نفوذ [[کلام]]، [[قبایل عرب]] در [[مکه]] وی را به [[داوری]] [[اختیار]] میکردند. <ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص ۳۰ ؛ طبقات [[ابن سعد]]، ج۱و۲، ص ۱۲)</ref>. در [[عصر جاهلیت]] نخستین کسی بود که [[سوگند]] در [[شهادت]] برای اولیای دم را بنا نهاد و بعدها [[اسلام]] نیز این امر را [[امضا]] کرد. <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۵، ص ۲۱۹ ؛ [[سنن نسائی]]، ج۸، ص ۲ـ۴.</ref>. وی در عصر جاهلیت از [[پلیدیها]] دوری میگزید و به شیوه پدرش شراب را بر خود [[حرام]] کرده بود. <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص ۲۱۹.</ref> | ابوطالب در میان قریش مشهور به [[سخاوت]] بود، و به سبب [[درایت]] و [[عدالت]] و نفوذ [[کلام]]، [[قبایل عرب]] در [[مکه]] وی را به [[داوری]] [[اختیار]] میکردند. <ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص ۳۰ ؛ طبقات [[ابن سعد]]، ج۱و۲، ص ۱۲)</ref>. در [[عصر جاهلیت]] نخستین کسی بود که [[سوگند]] در [[شهادت]] برای اولیای دم را بنا نهاد و بعدها [[اسلام]] نیز این امر را [[امضا]] کرد. <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۵، ص ۲۱۹ ؛ [[سنن نسائی]]، ج۸، ص ۲ـ۴.</ref>. وی در عصر جاهلیت از [[پلیدیها]] دوری میگزید و به شیوه پدرش شراب را بر خود [[حرام]] کرده بود. <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص ۲۱۹.</ref> | ||
در حمایتهای بیدریغ ابوطالب از [[پیامبر گرامی اسلام]] | در حمایتهای بیدریغ ابوطالب از [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} تردیدی نیست، ولی در [[ایمان آوردن]] او به [[آیین اسلام]] [[اختلاف]] شده است. | ||
[[شیعیان اثناعشری]] بر ایمان آوردن او به آیین اسلام پای فشردهاند و این مطلب مورد [[اجماع اهل بیت]]{{ع}} و علمای [[امامیه]] میباشد. اکثر [[زیدیه]]، برخی از شیوخ [[معتزله]] مثل شیخ [[ابوالقاسم بلخی]] و [[ابوجعفر اسکافی]] <ref>سیره [[حلبی]]، ج۱، ص ۱۸۴.</ref> و تعدادی از [[دانشمندان اهل سنت]] همچون [[زینی دحلان]] مفتی [[مکه]] صاحب [[کتاب]] "[[أسنی المطالب فی نجاة ابوطالب (کتاب)|أسنی المطالب فی نجاة ابوطالب]]" نیز برهمین عقیدهاند. <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۶۶و ۶۵.</ref> امّا اکثر [[سیره]] نویسان [[اهل]] [[سنّت]] معتقدند که ابوطالب [[مشرک]] از [[دنیا]] رفت. | [[شیعیان اثناعشری]] بر ایمان آوردن او به آیین اسلام پای فشردهاند و این مطلب مورد [[اجماع اهل بیت]]{{ع}} و علمای [[امامیه]] میباشد. اکثر [[زیدیه]]، برخی از شیوخ [[معتزله]] مثل شیخ [[ابوالقاسم بلخی]] و [[ابوجعفر اسکافی]] <ref>سیره [[حلبی]]، ج۱، ص ۱۸۴.</ref> و تعدادی از [[دانشمندان اهل سنت]] همچون [[زینی دحلان]] مفتی [[مکه]] صاحب [[کتاب]] "[[أسنی المطالب فی نجاة ابوطالب (کتاب)|أسنی المطالب فی نجاة ابوطالب]]" نیز برهمین عقیدهاند. <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۶۶و ۶۵.</ref> امّا اکثر [[سیره]] نویسان [[اهل]] [[سنّت]] معتقدند که ابوطالب [[مشرک]] از [[دنیا]] رفت. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
#مواضع عملی، | #مواضع عملی، | ||
#اقوال و اشعار، | #اقوال و اشعار، | ||
#دیدگاه [[نزدیکان]] وی زیرا [[پیامبر]] | #دیدگاه [[نزدیکان]] وی زیرا [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]]{{ع}} [[معصوم]] بوده و [[رأی]] آنان [[حجّت]] معتبر است. و اینها، علاوه بر دلایلی است که [[مشرک]] بودن آباء و امّهات [[امامان]] و [[انبیاء]] را به طور عموم [[نفی]] میکند. | ||
ابوطالب کسی بود که همسرش [[فاطمه بنت اسد]] را به اسلام [[دعوت]] کرد <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص ۲۷۲.</ref>، وقتی فرزندش [[علی]]{{ع}} را دید که سمت راست پیامبر ({{صل}} و همراه وی به [[نماز]] ایستاده نه تنها او را منع نکرد، بلکه او را به [[همراهی با پیامبر]] | ابوطالب کسی بود که همسرش [[فاطمه بنت اسد]] را به اسلام [[دعوت]] کرد <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص ۲۷۲.</ref>، وقتی فرزندش [[علی]]{{ع}} را دید که سمت راست پیامبر ({{صل}} و همراه وی به [[نماز]] ایستاده نه تنها او را منع نکرد، بلکه او را به [[همراهی با پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] داد، به فرزند دیگرش [[جعفر]] نیز گفت کنار [[رسول خدا]] {{صل}} و در طرف چپ او نماز بگزار <ref>[[اسد]] الغابه، ج۱، ص ۳۸۷ ؛ سیره [[حلبی]]، ج۱، ص ۴۳۳</ref>. از سپردن پیامبر ({{صل}} به [[قریش]] که با بالا گرفتن دعوت اسلام به [[اندیشه]] [[قتل]] وی افتاده بودند خودداری کرد <ref>ابن هشام، ج۱، ص ۲۶۷ ؛[[تاریخ]] [[یعقوبی]]، ج۲، ص ۲۵ و ۳۱.</ref>. و در [[محاصره اقتصادی و اجتماعی]] [[مسلمین]]، همراه [[مسلمانان]] به [[شعب ابوطالب]] رفت و در آنجا متحمل درد و [[رنج]] فراوان گشت. وقتی <ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص ۳۰.</ref>. برادرش [[حمزه]] به اسلام گروید، شعری در [[تجلیل]] از او سرود وقتی یکی از مشرکان (ابن الزبعری) در [[مسجدالحرام]] مشتی [[خون]] و سرگین بر چهره [[پیامبر]] {{صل}} میمالد، [[ابوطالب]] [[شمشیر]] حمایل کرده به [[مسجدالحرام]] میرود و همان کار را بر سر او میآورد <ref>کافی، ج۱، ص ۴۴۹، [[کتاب الحجة]].</ref>، در [[شعب ابوطالب]] برای [[حفظ جان]] پیامبر ({{صل}} [[کودک]] خردسال خود [[علی]]{{ع}} را هر شب جای او میخواباند و [[رنج]] [[غربت]] فرزند دیگر خود [[جعفر]] را در [[هجرت به حبشه]] [[تحمل]] میکرد.اینها همه نمیتوانست ناشی از [[انگیزه]] [[عاطفی]] و [[غیرت]] [[خویشاوندی]] و قبیلهای باشد، زیرا اگر [[محمد]] {{صل}} فرزند برادرش است علی{{ع}} فرزند خودش است، چرا فرزند خود را فدای برادرزادهاش میکند؟ | ||
[[ابن ابیالحدید]] با این که درباره [[ایمان ابوطالب]] از [[رأی]] [[قاطع]] خودداری میکند <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۸۳ـ ۸۴.</ref>. امّا [[حق]] او بر همه [[مسلمانان]] را [[واجب]] دانسته و میگوید اگر ابوطالب نبود [[اسلام]] نبود. | [[ابن ابیالحدید]] با این که درباره [[ایمان ابوطالب]] از [[رأی]] [[قاطع]] خودداری میکند <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۸۳ـ ۸۴.</ref>. امّا [[حق]] او بر همه [[مسلمانان]] را [[واجب]] دانسته و میگوید اگر ابوطالب نبود [[اسلام]] نبود. | ||
سخنان و اشعاری که در [[تأیید]] [[پیامبر]]{{صل}} از ابوطالب در منابع معتبر نقل شده بسیار زیاد و [[متجاوز]] از هزار [[بیت]] است که هم اکنون در کتاب و به نام "[[دیوان]] اشعار ابوطالب" گردآوری شده است. ابن ابیالحدید <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص ۷۸</ref> هر چند این اشعار را در لفظ [[متواتر]] نمیداند امّا در دلالت بر [[تصدیق]] ابوطالب به [[نبوّت]] [[پیامبر اسلام]] | سخنان و اشعاری که در [[تأیید]] [[پیامبر]]{{صل}} از ابوطالب در منابع معتبر نقل شده بسیار زیاد و [[متجاوز]] از هزار [[بیت]] است که هم اکنون در کتاب و به نام "[[دیوان]] اشعار ابوطالب" گردآوری شده است. ابن ابیالحدید <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص ۷۸</ref> هر چند این اشعار را در لفظ [[متواتر]] نمیداند امّا در دلالت بر [[تصدیق]] ابوطالب به [[نبوّت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} متواتر [[معنوی]] میداند. [[علامه امینی]] نیز با [[تعجب]] میپرسد که اگر این تعابیر گوناگون که در اشعار وی آمده [[شهادت]] و اعتراف به [[نبوت]] [[رسول خدا]] {{صل}} بشمار نیاید پس اعتراف و [[شهادت به نبوت]] چگونه است؟ <ref>[[الغدیر]]، ج۷، ص ۳۴۱.</ref>. | ||
ابوطالب در [[وصف پیامبر]] | ابوطالب در [[وصف پیامبر]] {{صل}} در ضمن قصیده لامیّهاش که [[شهرت]] بسیار دارد میگوید: "سپید چهرهای که از ابرها به آبروی او [[باران]] [[طلب]] شود و [[پناه]] [[یتیمان]] و نگهدار [[بیوه]] [[زنان]] باشد | ||
هاشمیان [[فقیر]] و رو به زوال بدو پناه آرند و به نزد او در [[رحمت]] و فراوانیها به سر برند | هاشمیان [[فقیر]] و رو به زوال بدو پناه آرند و به نزد او در [[رحمت]] و فراوانیها به سر برند | ||
<ref>{{عربی|وابیض یُستسقی الغمام بوجهه *** ثِمال الیتـامی عصمـةٌ للأرامل | <ref>{{عربی|وابیض یُستسقی الغمام بوجهه *** ثِمال الیتـامی عصمـةٌ للأرامل | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
وقتی در محضر [[امام صادق]]{{ع}} گفته میشود: [[مردم]] میگویند ابوطالب [[کافر]] بوده است، [[امام]] در ردّ آن به این [[شعر]] ابوطالب استناد میکند: "آیا نمیدانید که ما [[محمد]] را همچون [[موسی]] پیامبر میدانیم که در کتابهای پیشین معرفی شده است" <ref>کافی، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>. ابن ابیالحدید اشعار ذیل را نقل میکند: "به [[راستی]] که خداوند پیامبر (محمد) را گرامی داشت پس گرامی ترین [[آفریدگان]] خداوند در میان مردم، [[احمد]] است برای [[بزرگداشت]] او، نامش را از نام خود گرفت زیرا که خداوندِ صاحب [[عرش]]، [[محمود]] است و این محمد فرستاده [[پروردگار]] را [[یاری]] کردم با شمشیری چون [[صاعقه]] از [[رسول خدا]] [[پشتیبانی]] میکنم همانند پشتیبانی که برایش [[دل]] میسوزاند".<ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۷۸.</ref> و شاید از همه صریحتر این [[بیت]] باشد: "خدایا [[شاهد]] باش که من بر [[دین]] پیامبر یعنی [[احمد]] میباشم"<ref>{{عربی|"یا شاهِـدَ اللّه عَلَیَّ فَاشْهَـد إنّی عَلی دِین النَّبیّ أحمد"}}؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۷۸.</ref> | وقتی در محضر [[امام صادق]]{{ع}} گفته میشود: [[مردم]] میگویند ابوطالب [[کافر]] بوده است، [[امام]] در ردّ آن به این [[شعر]] ابوطالب استناد میکند: "آیا نمیدانید که ما [[محمد]] را همچون [[موسی]] پیامبر میدانیم که در کتابهای پیشین معرفی شده است" <ref>کافی، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>. ابن ابیالحدید اشعار ذیل را نقل میکند: "به [[راستی]] که خداوند پیامبر (محمد) را گرامی داشت پس گرامی ترین [[آفریدگان]] خداوند در میان مردم، [[احمد]] است برای [[بزرگداشت]] او، نامش را از نام خود گرفت زیرا که خداوندِ صاحب [[عرش]]، [[محمود]] است و این محمد فرستاده [[پروردگار]] را [[یاری]] کردم با شمشیری چون [[صاعقه]] از [[رسول خدا]] [[پشتیبانی]] میکنم همانند پشتیبانی که برایش [[دل]] میسوزاند".<ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۷۸.</ref> و شاید از همه صریحتر این [[بیت]] باشد: "خدایا [[شاهد]] باش که من بر [[دین]] پیامبر یعنی [[احمد]] میباشم"<ref>{{عربی|"یا شاهِـدَ اللّه عَلَیَّ فَاشْهَـد إنّی عَلی دِین النَّبیّ أحمد"}}؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۷۸.</ref> | ||
پیامبر | پیامبر {{صل}} در [[فوت ابوطالب]] سخت گریست و از خداوند برای او [[طلب]] [[مغفرت]] کرد. <ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص ۷۶.</ref> و فرمود: در [[اذیت]] و [[رنج]]، آنچه [[قریش]] بر سرم آوردند کمتر از [[مصیبت]] ابوطالب بود و در جریان دعوتم بازو و نگهدار من بود و تا زمانی که ابوطالب زنده بود [[قریشیان]] نمیتوانستند مرا اذیت کنند <ref>[[سیره]] ابن [[هشام]]، ج۲، ص ۳۰.</ref> و هنگام [[دفن]] وی فرمود: ای عمو مرا در [[کودکی]] پرورش دادی، در [[یتیمی]] [[کفالت]] کردی و در بزرگی یاری نمودی، پس خداوند جزای خیرت دهد. <ref>[[تاریخ]] [[یعقوبی]]، ج۲، ص ۳۵۰.</ref>. پیامبر ({{صل}} در [[تشییع جنازه]] او شرکت کرد و [[وعده]] کرد که [[روز قیامت]] برای پسر و [[مادر]] و عمویش [[ابوطالب]] [[شفاعت]] کند <ref>[[تاریخ]] [[یعقوبی]]، ج۲، ص ۳۵.</ref> با آنکه [[تشییع جنازه]] [[کافر]] و [[شفاعت]] وی صحیح نیست. | ||
[[علی]]{{ع}} [[سوگند]] یاد میکند که ابوطالب، [[عبدالمطلب]]، [[هاشم]] و عبدمناف هرگز بتی را نپرستیدند بلکه به سوی [[کعبه]] و به [[آیین]] [[ابراهیم]] ({{ع}} [[نماز]] میگزاردند <ref>[[کمال الدین]]، ج۱، ص ۱۷۵.</ref> و او را کسی میداند که اگر تمام [[گناهکاران]] روی [[زمین]] را شفاعت کند [[خداوند]] میپذیرد. <ref>بحارالأنوار، ج۳۵، ص ۱۱۰.</ref> [[امام سجّاد]]{{ع}} در پاسخ کسی که از [[ایمان ابوطالب]] سؤال میکرد فرمود: چقدر جای [[تعجب]] است خداوند رسولش را [[نهی]] کرده که [[زن]] [[مسلمانی]] در [[نکاح]] کافری باشد، [[فاطمه بنت اسد]] از زنانی است که در [[اسلام]] بر دیگران [[سبقت]] گرفته است در حالی که تا آخر [[عمر]] ابوطالب، [[همسر]] او بود <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۶۸ ؛ [[الغدیر]]، ج۷، ص ۳۸۱.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} ایمان ابوطالب را از [[ایمان]] بسیاری از [[مردم]] [[برتر]] میداند و نقل میکند که علی{{ع}} [[دستور]] میداد به [[نیابت]] وی [[حجّ]] به جا آورند <ref>[[سیره]] [[حلبی]]، ج۳، ص ۲۰۵</ref>. [[امام کاظم]] ({{ع}} ابوطالب را از [[اوصیاء]] [[انبیاء]] پیشین میداند که به [[نبوت]] [[پیامبر اسلام]] ({{صل}} [[شهادت]] داد و در [[روز]] [[وفات]] وصایا را به او تحویل داد <ref>کافی، ج۱، ص ۴۴۵.</ref>.<ref>[[اسماعیل آذرینژاد|آذرینژاد، اسماعیل]]، [[ایمان ابوطالب (مقاله)|مقاله «ایمان ابوطالب»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱.</ref> | [[علی]]{{ع}} [[سوگند]] یاد میکند که ابوطالب، [[عبدالمطلب]]، [[هاشم]] و عبدمناف هرگز بتی را نپرستیدند بلکه به سوی [[کعبه]] و به [[آیین]] [[ابراهیم]] ({{ع}} [[نماز]] میگزاردند <ref>[[کمال الدین]]، ج۱، ص ۱۷۵.</ref> و او را کسی میداند که اگر تمام [[گناهکاران]] روی [[زمین]] را شفاعت کند [[خداوند]] میپذیرد. <ref>بحارالأنوار، ج۳۵، ص ۱۱۰.</ref> [[امام سجّاد]]{{ع}} در پاسخ کسی که از [[ایمان ابوطالب]] سؤال میکرد فرمود: چقدر جای [[تعجب]] است خداوند رسولش را [[نهی]] کرده که [[زن]] [[مسلمانی]] در [[نکاح]] کافری باشد، [[فاطمه بنت اسد]] از زنانی است که در [[اسلام]] بر دیگران [[سبقت]] گرفته است در حالی که تا آخر [[عمر]] ابوطالب، [[همسر]] او بود <ref>[[شرح نهج البلاغه]]، ج۱۴، ص ۶۸ ؛ [[الغدیر]]، ج۷، ص ۳۸۱.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} ایمان ابوطالب را از [[ایمان]] بسیاری از [[مردم]] [[برتر]] میداند و نقل میکند که علی{{ع}} [[دستور]] میداد به [[نیابت]] وی [[حجّ]] به جا آورند <ref>[[سیره]] [[حلبی]]، ج۳، ص ۲۰۵</ref>. [[امام کاظم]] ({{ع}} ابوطالب را از [[اوصیاء]] [[انبیاء]] پیشین میداند که به [[نبوت]] [[پیامبر اسلام]] ({{صل}} [[شهادت]] داد و در [[روز]] [[وفات]] وصایا را به او تحویل داد <ref>کافی، ج۱، ص ۴۴۵.</ref>.<ref>[[اسماعیل آذرینژاد|آذرینژاد، اسماعیل]]، [[ایمان ابوطالب (مقاله)|مقاله «ایمان ابوطالب»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱.</ref> | ||