|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
|
| |
| {{نبوت}} | | {{نبوت}} |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> |
| خط ۱۰: |
خط ۹: |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| *یکی از [[غزوات]] مهم [[پیامبر]] [[جنگ احد]] در [[سال دوم هجری]] است. در [[قرآن]] به ویژه در سوره [[آل عمران]] و [[انفال]] به نکاتی چند از مسائل این [[غزوه]] اشاره میکند، از جمله: شرایط سخت و دشوار این [[جنگ]] که [[مشرکین]] از [[مکه]] آمده بودند و برای ممانعت از محاصره [[حضرت]] به اطراف [[مدینه]] کوچ کرده و از آنجا به [[دفاع]] روی آوردند که نشان میدهد [[غزوات]] [[پیامبر]] دفاعی بوده است.
| | [[غزوه احد]] از مهمترین و عبرتآموزترین جنگهای دوران [[پیغمبر]]{{صل}} است. این [[جنگ]]، یک سال پس از [[جنگ بدر]]<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲؛ ۴۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱.</ref>، در [[شوال]] [[سال سوم هجری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> و در سی و دومین ماه از هجرتِ<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}}، میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] [[قریش]] اتفاق افتاد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۶.</ref>. |
| #{{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست (یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۱-۱۲۲.</ref>
| | |
| #{{متن قرآن|لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«تو را در این کار هیچ دستی نیست چه (خداوند) توبه آنان را بپذیرد یا عذابشان کند، که آنان بیگمان ستمگرند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۸.</ref> [[آیه]] پس از [[جنگ احد]] نازل شده و مربوط به حوادث آن است. [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید: «در باره [[سرنوشت]] ([[کافران]] یا [[مؤمنان]] فراری از [[جنگ]]) کاری از دست تو ساخته نیست مگر این که [[خدا]] بخواهد آنها را ببخشد یا به خاطر ستمی که کردهاند مجازاتشان کند» {{متن قرآن|لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«- تو را در این کار هیچ دستی نیست- چه (خداوند) توبه آنان را بپذیرد یا عذابشان کند، که آنان بیگمان ستمگرند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۸.</ref>. و روش [[پیامبران]] هدایتی و تعالی بخش است نه اجبار و اکراه و در مورد فراریان و خاطیان و دشمنان با [[توبه]]، گذشت و عفو همراه است نه طرد و لعن [[انتقام]]. درباره [[شأن نزول]]: [[آیه]] در تفسییر [[الدر المنثور]] آمده است پس از آن که دندان و پیشانی [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ]] "[[احد]]" [[شکست]] و آن همه ضربات سخت بر پیکر [[مسلمین]] وارد شد، [[پیامبر]] از [[آینده]] [[مشرکان]] نگران گردید و پیش خود [[فکر]] میکرد چگونه این جمعیت قابل [[هدایت]] خواهند بود و فرمود: "چگونه چنین جمعیتی [[رستگار]] خواهند شد که با [[پیامبر]] خود چنین [[رفتار]] میکنند در حالی که وی آنها را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] میکند". [[آیه]] نازل شد و به [[پیامبر]] دلداری داد که تو مسؤول [[هدایت]] آنها نیستی بلکه تنها موظف به [[تبلیغ]] آنها میباشی»
| | ==علت وقوع [[جنگ احد]]== |
| #{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ مَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) میگردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد آیا پنداشتهاید به بهشت میروید بیآنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟ و تا خداوند مؤمنان را بپالاید و کافران را از میان بردارد آیا پنداشتهاید به بهشت میروید بیآنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟ و مرگ (در راه خداوند) را پیش از آنکه با آن رویاروی گردید نیک آرزو میکردید (اکنون که) آن را (در میدان جنگ) دیدهاید تنها (در آن) مینگرید و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز میگردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمیرساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواه و هیچ کس جز به اذن خداوند نخواهد مرد؛ که سرنوشتی است «با هنگام» و هر کس پاداش این جهان را بخواهد به او از آن میدهیم و آنکه بهره جهان واپسین را بجوید از آن به او خواهیم داد؛ و به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهیم و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاریها که در کار خویش کردهایم در گذر و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹-۱۴۸.</ref>
| | در پی [[شکست]] [[کفار]] [[قریش]] از [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] که به کشته شدن جمعی از اشراف [[قریش]]، منجر شد، باقی مانده [[قریشیان]] به [[مکه]] بازگشتند. [[ابوسفیان بن حرب]] نیز [[کاروان تجاری قریش]] را به [[مکه]] رسانده و در [[دارالندوه]] مستقر کرده بود. [[جبیر بن مطعم]]، [[عکرمة بن ابیجهل]] و [[صفوان بن امیه]] با چند نفر از سران [[قریش]] که هریک، زخمی از [[بدر]] به تن داشتند و [[پدر]] یا [[برادری]] را از دست داده بودند، نزد [[ابوسفیان]] آمدند و پیشنهاد کردند: "خوب است برای [[انتقام]] کشتهشدگان [[بدر]] و [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}}، [[اموال]] کاروان تجاری یا سود به دست آمده از آنرا صرف تجهیزات [[جنگی]] کنیم. هر کس که در این [[اموال]] شرکت دارد از آن صرف نظر کند و همگی آنرا به این کار اختصاص دهند و چیزی از آنرا جز در [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}} صرف نکنند"<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۴۸-۱۴۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. |
| #{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَا أَصَابَكُمْ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ وَلَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و به حقیقت، خداوند صدق وعده خود را به شما نمود آنگاه که به فرمان خدا کافران را به خاک هلاک میافکندید تا وقتی که در کار جنگ (احد) سستی کرده و اختلاف برانگیختید و نافرمانی (حکم پیغمبر) نمودید پس از آنکه خدا آنچه آرزوی شما بود به شما نمود، منتها برخی جهت دنیا و برخی جهت آخرت میکوشیدید، سپس شما را از پیشرفت بازداشت تا شما را بیازماید، و خدا از تقصیر شما درگذشت، که خدا را با اهل ایمان عنایت و رحمت است یاد کنید هنگامی را که (در احد) به بالا میگریختید و به کسی (جز خود) توجهی نمیکردید و پیامبر شما را از پی فرا میخواند آنگاه (خداوند) شما را با اندوهی از پی اندوهی کیفر داد تا بر آنچه از دست دادید یا بر سرتان آمد اندوه مخورید و خداوند از آنچه انجام می آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو: * بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است ای مؤمنان! مانند کسانی مباشید که کفر پیشه کردند و در مورد همگنان خویش- هنگامی که سفر رفتند یا جهادگر شدند- گفتند: اینان اگر نزد ما میماندند نمیمردند یا کشته نمیشدند (بگذار چنین بپندارند) تا این (پندار) را خداوند دریغی در دلهایشان کند؛ و این خداوند اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید (بدانید) که آمرزش و بخشایشی از خداوند، از هر آنچه فراهم آورند بهتر است و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲-۱۶۰.</ref>
| | |
| #{{متن قرآن|أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست و آنچه بر شما در روز برخورد آن دو گروه (در احد) رسید به اذن خداوند بود (تا مؤمنان را بیازماید) و تا مؤمنان را (از غیر آنان) معلوم بدارد و تا آنان را (نیز) که دورویی کردند معلوم بدارد و (چون) به آنان گفته شد که بیایید در راه خداوند پیکار یا دفاع کنید گفتند: اگر میدانستیم پیکاری در کار است از شما پیروی میکردیم! اینان (در) همین روز به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ چیزی به زبان میآورند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۵-۱۶۷.</ref>
| | این پیشنهاد پذیرفته شد و کالای تجاری که بیشتر از پنجاه هزار [[دینار]] [[ارزش]] داشتند، برای خرید اسلحه و سایر تجهیزات [[جنگی]] هزینه شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. پس [[قریش]] جمع شدند و برای [[خونخواهی]] کشتههایشان، خود را آماده ساختند و [[همپیمانان]] خود را از کنانه، ثقیف و احابیش به [[یاری]] فرا خواندند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰-۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱.</ref> و سپس به سوی [[مدینه]] راه افتادند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۶-۱۱۷.</ref>. |
| #{{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند به نعمتی از خداوند و بخششی (از وی) شاد میشوند و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمیگرداند کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹-۱۷۲.</ref>
| | |
| #{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref>.
| | ==[[همراهی]] [[زنان]] [[قریش]]== |
| #{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«بیگمان کافران داراییهای خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا میبخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب میگردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده میشوند تا خداوند ناپاک را از پاک جدا گرداند و ناپاک (ها) را بر یکدیگر نهد پس آن همه را بر هم انبارد آنگاه در دوزخ نهد؛ (آری) آنانند که زیانکارند» سوره انفال، آیه ۳۶-۳۷.</ref>
| | [[قریشیان]] برای [[اطمینان]] بیشتر از [[پایداری]] [[رزمندگان]] خود، عدهای از [[زنان]] را با خود آوردند که مؤرخان تعدادشان را پانزده نفر برشمردهاند؛ از جمله این [[زنان]]، [[هند دختر عتبه]] [[همسر]] [[ابوسفیان]]، [[ام حکیم]] [[همسر]] [[عکرمة بن ابیجهل]]، [[فاطمه]] دختر [[ولید بن مغیره]] و [[همسر]] [[حارث بن هشام]]، ریطه [[همسر]] [[عمروعاص]]، سلافه دختر سعد و [[همسر]] [[طلحه بن ابیطلحه]] و... بودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>. |
| #{{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۱.</ref>.
| | |
| | [[عباس]] [[عموی پیامبر]]{{صل}}، فوراً با [[نامه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را از حرکت [[قریش]] [[آگاه]] کرد. حضرت نیز این امر را به اطلاع عموم [[مسلمانان]] رساند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref>. همین که خبر حرکت [[قریش]] در [[مدینه]] منتشر شد، [[منافقان]] و [[یهودیان]] [[مدینه]] به خبرسازی و [[تضعیف]] [[روحیه]] [[مسلمانان]] پرداختند و میگفتند: "برای [[محمد]]{{صل}} خبر [[خوشی]] نرسیده است"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۷-۱۱۸.</ref> |
| | |
| | ==[[مشورت]] با [[مسلمانان]] در امر [[جنگ]]== |
| | [[فرستاده خدا]]{{صل}} در بیرون رفتن از [[مدینه]] یا ماندن در آنجا برای [[جنگ]] با [[سپاه قریش]]، با [[مسلمانان]] به [[مشورت]] پرداخت. نظر خود [[پیامبر]]{{صل}}، ماندن در [[مدینه]] بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۳؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۹.</ref>. [[عبدالله بن ابی]] و عدهای از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] نیز در این امر با [[رسول خدا]]{{صل}} هم نظر بودند؛ اما عدهای از [[جوانان]] و کسانی که در [[جنگ بدر]] [[توفیق]] حضور نداشتند، خواستار خروج از [[مدینه]] بودند و مصرّانه از [[پیامبر]]{{صل}} میخواستند که برای [[جنگ]] از [[مدینه]] خارج شوند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۴-۳۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ ابوبکر بیهقی دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۴-۲۰۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. برخی از ریش سفیدان و خیرخواهان مثل [[حمزة بن عبدالمطلب]]، [[سعد بن عباده]]، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]] و برخی دیگر از [[اوس]] و [[خزرج]] نیز گفتند: "ای [[رسول خدا]]{{صل}}! میترسیم [[دشمن]] [[تصور]] کند ما از [[ترس]] برخورد با آنان بیرون نرفتهایم و این موضوع سبب گستاخیشان نسبت به ما شود؛ شما روز [[بدر]]، سیصد نفر بودید و [[خداوند]] پیروزتان فرمود و حال آنکه امروز، [[مردم]] زیادی هستیم. ما آرزوی چنین روزی را داشتیم و از [[خداوند]] آنرا مسئلت میکردیم، اکنون [[خداوند]] آنرا در کنارمان فراهم ساخته است"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref>. سرانجام نظر موافقانِ بیرون رفتن از [[مدینه]]، بر نظر دیگران ترجیح داده شد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۸-۱۲۰.</ref>. |
| | |
| | ==بازگشت [[منافقان]] به [[مدینه]]== |
| | وقتی [[سپاه اسلام]] به منطقه "شوط" ـ که سر راه [[احد]] قرار داشت ـ رسیدند؛ [[عبدالله بن ابی]] که موافق بیرون رفتن از [[مدینه]] نبود با [[پیروان]] خود ـ که ثلث [[سپاه اسلام]] را تشکیل میدادند ـ بازگشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۹.</ref>؛ او میگفت: "[[محمد]]{{صل}} با [[رأی]] ما [[مخالفت]] کرد و به سخنان [[کودکان]] گوش فرا داد. به [[خدا]] نمیدانیم که چرا بیعلت، خود و فرزندانمان را به کشتن دهیم". سپس به [[مدینه]] بازگشت<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۰.</ref> |
| | |
| | ==صفبندی دو [[سپاه]]== |
| | [[رسول خدا]]{{صل}} با [[راهنمایی]] [[ابوحثمه حارثی]]، راهی کوتاهتر را برگزید<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۷۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸.</ref> و [[سپاه اسلام]] را به دامنه کوه [[احد]] رساند. سپس [[سپاه]] را مرتب و [[میمنه]] و [[میسره]] [[سپاه]] را منظم کرد. حضرت، چینش [[سپاه اسلام]] را به گونهای قرار داد که کوه [[احد]]، پشت سر اردوگاه [[اسلام]] قرار میگرفت و [[مدینه]] فرا روی آنان<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} نیروها را مرتب کرد و برایشان [[خطبه]] خواند و آنها را به [[جهاد]] تحریض کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲.</ref>. سپس حضرت، پنجاه نفر از کمانداران را به [[فرماندهی]] [[عبدالله بن جبیر]]، [[مأمور]] محافظت از شکاف کوه [[احد]] کرد و به آنان [[دستور]] داد که به وسیله تیرهای خود، [[لشکر]] را از پشت سر محافظت کنند و به آنها تأکید کرد که به هیچ وجه، چه [[پیروز]] شویم و چه [[شکست]] بخوریم، شما از جای خود، حرکت نکنید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۵-۶۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۰؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۰-۱۲۱.</ref> |
| | |
| | ==آغاز [[جنگ]]== |
| | [[مسلمانان]] با [[شعار]] "[[أمت]] [[أمت]]" آماده [[جنگ]] شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۸.</ref> تا اینکه [[ابوعامر عبد عمرو]] ([[ابوعامر]] [[فاسق]]) [[آتش]] [[جنگ]] را بر افروخت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۰.</ref>. او با پنجاه نفر از افراد [[قوم]] خود، در حالی که [[غلامان]] [[قریش]] نیز آنان را [[همراهی]] میکردند، جلو آمد و فریاد زد: "ای [[آل]] [[اوس]]! من ابوعامرم" قومش که صدایش را شنیدند، گفتند: "[[لعن]] و [[نفرین]] بر تو باد، ای [[فاسق]]!" سپس سنگبارانشان کردند. آنها نیز فرار کردند و عقب نشستند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۰.</ref>. در این هنگام، [[زنان]] [[قریش]] جلو آمدند و با نواختن دایره و دف به تحریض مردان پرداختند و اشعاری را میسرودند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۳.</ref>. |
| | |
| | سپس [[طلحة بن ابیطلحه]]، [[پرچمدار]] [[قریش]] جلو آمد و مبارز طلبید. [[علی]]{{ع}} با او به [[مبارزه]] پرداخت و چنان ضربتی بر سر [[طلحة بن ابیطلحه]] زد که شمشیرش، فرق [[طلحة بن ابیطلحه]] را شکافت و به ریش او رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵-۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱.</ref>. پس از کشته شدن [[طلحة بن ابیطلحه]]، برادرش [[عثمان]]، [[پرچم]] [[قریش]] را به دست گرفت و رجزخوان به میدان آمد. [[حمزه]] به او حمله کرد و با ضربتی او را کشت. بعد از [[عثمان]]، [[ابوسعد بن ابیطلحه]] به میدان آمد که او نیز با تیر [[سعد بن ابیوقاص]] کشته شد. پرچمداران [[قریش]]، یکی پس از دیگری به میدان آمدند و کشته شدند تا اینکه آخرین آنها، به نام [[صوأب جشمی]]، [[غلام]] بنی عبدالدار، به میدان آمد. او نیز به دست توانای [[علی]]{{ع}} کشته شد <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۸ به بعد.</ref>. با [[هلاکت]] پرچمداران [[سپاه]] [[کفر]]، هیمنه [[لشکر]] [[قریش]] در هم [[شکست]] و رو به هزیمت نهادند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ این سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۸-۱۹.</ref>. |
| | |
| | در این زمان، خبر [[شهادت]] [[حمزة بن عبدالمطلب]] [[عموی پیامبر]]{{صل}} به دست وحشی ـ [[غلام]] [[جبیر بن مطعم]] ـ به گوش همگان رسید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۲.</ref>. [[شهادت]] [[حمزه]]، [[مسلمانان]] را به خروش آورد و بر شدت حملاتشان افزود. با حملات [[مسلمانان]]، [[لشکر]] [[قریش]] رو به فرار گذاشتند و متفرق شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۲.</ref> |
| | |
| | ==سرپیچی از دستور [[پیامبر]]{{صل}}== |
| | تیراندازانی که [[رسول خدا]]{{صل}} آنان را [[مأمور]] محافظت از شکاف کوه [[احد]] کرده بود توصیههای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را ندیده گرفتند و محل خدمت خود را ترک کردند. آنها [[عبدالله بن جبیر]] را با کمتر از ده نفر در جای خود، تنها گذاشتند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۰.</ref> و به هوای جمعآوری [[غنیمت]]، به وسط میدان آمدند. در این زمان، سواره [[نظام]] [[دشمن]]، به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]] که چشم به این نقطه داشت با کشتن بقیه محافظان، از پشت سر به [[مسلمانان]] حملهور شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۷-۷۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. صفوف [[مسلمانان]] به هم ریخت و [[جنگ]] به نفع [[مشرکان]] شد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۲-۱۲۳.</ref>. |
| | |
| | ==[[رشادتهای علی]]{{ع}} در [[احد]]== |
| | [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در روز [[احد]]، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد. ایشان با اینکه در این [[جنگ]]، زخمهای زیادی برداشته بود، شجاعانه میجنگید؛ به گونهای که شمشیرش [[شکست]] و از [[پیامبر]]{{صل}} درخواست [[شمشیر]] کرد و حضرت [[ذوالفقار]] خود را به او داد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۱۶.</ref>. به پاس شجاعتها و جوانمردیهای [[علی]]{{ع}} در این روز، منادی از [[آسمان]] ندا در داد: {{متن حدیث|لا سیف الا ذوالفقار، لا فتی الا علی{{ع}}}}<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۰۰؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۵-۱۲۶.</ref> |
| | |
| | ==زخمی شدن [[پیامبر]]{{صل}}== |
| | رفته رفته [[دشمن]]، خود را به [[رسول خدا]]{{صل}} رسانیدند و با پرتاب سنگ، [[دندان پیشین]] ایشان را شکستند و لب و صورتش را مجروح ساختند. بر اثر ضربت [[شمشیر]] لیثی، گونه [[پیامبر]]{{صل}} شکافته شد به حدی که حلقههای کلاهخود حضرت، در آن فرو رفت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. |
| | |
| | با این حال، انتشار خبر کشته شدن [[پیامبر]]{{صل}} [[خیال]] [[قریش]] را راحت کرده بود. آنان در میان کشتگان در جستجوی جنازه [[پیامبر]]{{صل}} بودند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۶-۲۳۷.</ref> و این [[فرصت]] مناسبی را برای محافظان اندک [[پیامبر]]{{صل}} فراهم آورده بود تا ایشان را به سوی کوه [[احد]] منتقل کنند. [[یاران پیامبر]]{{صل}} نیز چنین [[مصلحت]] دیدند که خبر کشته شدن [[پیامبر]]{{صل}}، [[تکذیب]] نشود تا او بتواند همراه [[یاران]] خود به سوی دره کوه، حرکت کند. در این مسیر، حضرت در میان گودالی افتاد که [[ابوعامر]] بر سر راه [[مسلمانان]] کنده بود و دو زانویش زخمی شد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}[[دست]] ایشان را گرفت و به کمک [[طلحه]]، حضرت را از آنجا بیرون کشید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. |
| | |
| | اولین نفر از [[مسلمانان]] که [[رسول خدا]]{{صل}} را زنده دید و خبر آنرا به دیگران [[بشارت]] داد، [[کعب بن مالک انصاری]] بود؛ پس فریاد زد: "ای [[مسلمانان]] [[بشارت]]! این [[رسول]] خداست". اما [[پیامبر]]{{صل}} به او اشاره کرد که ساکت باشد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. [[مسلمانان]] با دیدن [[رسول خدا]]{{صل}}، ایشان را در بر گرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. سپس حضرت بر فراز کوه [[احد]] رفت و در آنجا کمی استراحت کرد. [[علی]]{{ع}} برای حضرت، [[آب]] آورد و ایشان با آن [[آب]]، [[خون]] را از سر و صورت خویش شست<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۶-۱۲۷.</ref> |
| | |
| | ==جنایت هولناک [[قریش]]== |
| | پس از پایان درگیری و فرو نشستن [[آتش]] [[جنگ]]، [[هند]] ـ [[همسر]] [[ابوسفیان]] ـ با دیگر زنانی که همراه وی بودند، [[فرصت]] را مغتنم شمردند و بر بالای کشتههای [[مسلمانان]] از جمله [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] رفتند. [[هند]]، شکم [[حمزه]] را درید و جگرش را بیرون کشید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۲۴-۲۵۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ این هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>. سپس همراه دیگر [[زنان]] به سراغ سایر [[شهدا]] رفت و همه را مثله کردند و گوش و بینی آنها را بریدند. [[هند]] از گوش و بینی بریدههای [[شهدا]] برای خود، دستبند و گلوبند ساخت؛ سپس بر بالای سنگی رفت و اشعاری درباره کشته شدن [[حمزه]] و [[سپاسگزاری]] از وحشی سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۸.</ref> |
| | |
| | ==آماری از تجهیزات و تلفات دو [[سپاه]] در [[جنگ احد]]== |
| | در این [[جنگ]]، نیروهای [[مشرکان]] سه هزار نفر بودند و دویست اسب، هفتصد [[زره]] و سه هزار نفر شتر همراه داشتند. در مقابل، [[سپاه مسلمانان]]، هفتصد [[رزمنده]] و یکصد [[زره]] و دو اسب داشتند که یکی از این اسبها از آن [[رسول خدا]]{{صل}} بود و دیگری از آن [[ابیبرده حارثی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۶؛ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۵.</ref>. |
| | |
| | مؤرخان، شمار شهدای این جنگ را شصت و پنج<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۳۱؛ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۱۱؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۶۰.</ref>، شصت و هشت<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۸.</ref>، هفتاد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۳۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۸؛ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۱۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۲-۱۲۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۲۸.</ref>، هفتاد و سه<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۲۸-۳۳۴.</ref> و هفتاد و چهار<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۰.</ref> تن برشمردهاند که [[حمزه]] [[سیدالشهداء]]، [[عبدالله بن جحش]]، [[مصعب بن عمیر]]، شماس بن عثمان و دیگران از جمله آنان بودند. همچنین مؤرخان، تلفات [[قریش]] را بیست و دو<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۹.</ref>، بیست و سه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳؛ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۱۱.</ref> یا بیست و هشت نفر<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۵۴.</ref> ذکر کردهاند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۳۰-۱۳۱.</ref>. |
|
| |
|
| ==نکات==
| |
| در این [[آیات]] این محورها درباره [[جنگ احد]] مطرح گردیده است
| |
| #خروج صبحگاهی پیامبربرای تعیین موضع وآرایش [[جنگی]] ومدیریت [[آگاه]] ایشان پس ازمشورت بامردم {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref>
| |
| #[[اختلاف]]، تردید، فشل و [[شکست]] بعضی از [[مسلمانان]] و این که عدهای که تصمیم گرفتند برگردند ولی برنگشتند، و [[خدای تعالی]] دستگیریشان کرد. {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>
| |
| #[[سرزنش]] کسانی که دچار [[سستی]]، تردید و [[اختلاف]] نظر شدند ولزوم [[توکل]] برخداوند [[مؤمنان]] درچنین وضعیتی {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>
| |
| #غافلگیری وپراکنده کردن [[دشمن]] به [[اذن خداوند]] به هنگام به [[دلیل]] آرایش [[جنگی]] خوب وحفظ [[وحدت]] {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>
| |
| #[[سستی]]، [[غرور]]، [[اختلاف]] و [[نافرمانی]] عده ای دراحد که باعث شد [[سپاهیان]] [[رسول خدا]]{{صل}} را تنها گذاشته و از میدان [[جنگ]] گریختند، با اینکه [[خدای تعالی]] فرار از [[جنگ]] را قبلا بر آنان [[حرام]] کرده بود. «... {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>..»..
| |
| #[[دنیاطلبی]] ومنفعت جوئی سبب [[شکست]] درجنگ [[احد]] وتوجه به [[آخرت]] وهدف والای [[دعوت]] باعث [[پیروزی]] وموفقیت درامتحان [[الهی]] {{متن قرآن|مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>
| |
| #شتاب زدگی [[مسلمانان]] وفرارآنان وبالارفتن ازکوه وپایداری وثبات فرماندهرسول [[الله]] - {{متن قرآن|إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ}}<ref>«یاد کنید هنگامی را که (در احد) به بالا میگریختید و به کسی (جز خود) توجهی نمیکردید و پیامبر شما را از پی فرا میخواند آنگاه (خداوند) شما را با اندوهی از پی اندوهی کیفر داد تا بر آنچه از دست دادید یا بر سرتان آمد اندوه مخورید و خداوند از آنچه انجام می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۳.</ref>
| |
| #[[مدیریت]] [[اخلاقی]] وقاطع [[پیامبر]] که ا ساس آن برمدارا، [[مشورت]]، [[عفو]]، گذشت وقا طعیت درتصمیم وفرماندهی وتوکل برخدا است {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>
| |
| #ثنای جمیل [[خداوند]] بر کسانی که [[دعوت پیامبر]] راپاسخ دادند وباتوکل مستحکم برخداوند تا آخر [[جنگ]] [[استقامت]] به خرج دادند، مجروح شدند، قتال کردند ولی کشته نشدند. « {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref>... {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref> {{متن قرآن|لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>
| |
| #[[ستایش]] [[خداوند]] از کسانی که در واقعه [[احد]] قبل از [[شکست]] به [[شهادت]] رسیدند، و قدمی به سوی فرار ننهاده، آن [[قدر]] پایمردی کردند تا کشته شدند. وتاکید [[خداوند]] برزنده بودن [[شهدا]] که درمقام [[قرب]] [[خداوند]] مشغول خوردن روزی هستند {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند * به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹-۱۷۰.</ref>
| |
| #اندوهایهای برآمده از [[شکست]] ویاشایعه کشته شدن [[پیامبر]] سبب ایستادن ازحرکت درمسییردعوت وکمال [[الهی]] نباید باشد {{متن قرآن|فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَا أَصَابَكُمْ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«یاد کنید هنگامی را که (در احد) به بالا میگریختید و به کسی (جز خود) توجهی نمیکردید و پیامبر شما را از پی فرا میخواند آنگاه (خداوند) شما را با اندوهی از پی اندوهی کیفر داد تا بر آنچه از دست دادید یا بر سرتان آمد اندوه مخورید و خداوند از آنچه انجام می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۳</ref>.
| |
| #گروهی ازمسلمانان پس ازشکست ومجروح شدن بااعتقاد به خدااطراف [[پیامبر]] جمع شده وبه [[امنیت]] وآرامش درونی رسیدند {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref>
| |
| #عدهای ازمسلمانان که تصور [[پیروزی]] درهرشرائطی حتی بدون رعایت [[قوانین]] وسنن [[الهی]] را داشتند ودل بسته [[زندگی]] دنیائی خودبودند به گمانهای [[جاهلی]] بازگشته ودردرستی راه [[پیامبر]] تردید کرده ومی گفتند آیا درآینده برای ماازموفقیت وقدرتامر - چیزی هست {{متن قرآن|وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref> وخداوند میفرماید به آنها بگو همه امر اختصاص به [[خدا]] دارد وبا رعایت [[سنن الهی]] نصیب [[انسانها]] میشود {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref>
| |
| #آسیبشناسی فرار از جنگ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref> واین که [[شیطان]] فرار کننده گان ازجنگ رافریب داد {{متن قرآن|إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref> «به [[دلیل]] زمینههای درونی واعمالی که ازآنها سرزده {{متن قرآن|بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref> و عفو گذشت [[خداوند]] ازفراریان {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۲.</ref>.
| |
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |
|
| |
|
| خط ۴۲: |
خط ۶۳: |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |
| # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']]
| | * [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']] |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| | |
| {{غزوهها}} | | {{غزوهها}} |
| [[رده:غزوهها]] | | [[رده:غزوهها]] |