بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
تسخیر به معنای رام کردن، [[فرمانبردار]] کردن<ref>لغت نامه، ج۴، ص۵۸۸۲، "تسخیر"؛ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۳۴.</ref>، [[مقهور]] گردانیدن کسی یا چیزی<ref>الصحاح، ج۲، ص۶۸۰؛ لسان العرب، ج۶، ص۲۰۳، "سخر".</ref>، تحت [[اطاعت]] و [[سلطه]] محض درآوردن<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۷۶.</ref> و منقاد کردن است<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۱۸۰؛ [[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref>. | |||
==تسخیر در [[قرآن]]== | ==تسخیر در [[قرآن]]== | ||
در [[قرآن کریم]] علاوه بر مشتقات ریشه "س ـ خ ـ ر" که بیش از ۲۰ بار به کار رفتهاند و بر تسخیر موجودات دلالت میکنند، از [[آیات]] دیگری نیز همین معنا به دست میآید؛ نظیر آیاتی که [[آفرینش]] موجودات را برای [[انسان]] دانستهاند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> البته واژگان دیگری نیز در [[قرآن]]، از مشتقات ریشه یاد شده بر [[استهزا]] و [[تمسخر]] دلالت دارند که از موضوع بحث خارجاند<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۱۸۰.</ref>. | در [[قرآن کریم]] علاوه بر مشتقات ریشه "س ـ خ ـ ر" که بیش از ۲۰ بار به کار رفتهاند و بر تسخیر موجودات دلالت میکنند، از [[آیات]] دیگری نیز همین معنا به دست میآید؛ نظیر آیاتی که [[آفرینش]] موجودات را برای [[انسان]] دانستهاند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> البته واژگان دیگری نیز در [[قرآن]]، از مشتقات ریشه یاد شده بر [[استهزا]] و [[تمسخر]] دلالت دارند که از موضوع بحث خارجاند<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۱۸۰.</ref>. | ||
== | ==تسخیر [[جهان آفرینش]] برای [[انسان]]== | ||
از مجموع [[آیات]] تسخیر به خوبی فهمیده میشود که انسان، [[تکامل]] یافتهترین موجود این جهان است و [[خداوند]] همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و آنچه را در آسمانها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بیگمان در این نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۰، ص۱۲۱. </ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتیها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز میدارد؟ بیگمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.</ref> تا [[شکرگزار]] وی بوده، [[عبادت]] او را به جا آورند و در آنچه به آن امر یا از آن [[نهی]] کرده است، از وی [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«تا بر پشت آن قرار گیرید سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۲۵، ص۱۸۶؛ التبیان، ج۹، ص۲۵۲</ref> | از مجموع [[آیات]] تسخیر به خوبی فهمیده میشود که انسان، [[تکامل]] یافتهترین موجود این جهان است و [[خداوند]] همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و آنچه را در آسمانها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بیگمان در این نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۰، ص۱۲۱. </ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتیها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز میدارد؟ بیگمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.</ref> تا [[شکرگزار]] وی بوده، [[عبادت]] او را به جا آورند و در آنچه به آن امر یا از آن [[نهی]] کرده است، از وی [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«تا بر پشت آن قرار گیرید سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۲۵، ص۱۸۶؛ التبیان، ج۹، ص۲۵۲</ref> | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==مراد از تسخیر جهان برای انسان== | ==مراد از تسخیر جهان برای انسان== | ||
مراد از تسخیر آسمانها و زمین برای افراد انسان ـ آن هم به صورتی که برای آنها مشهود باشد ـ همان پیوندی است که میان اجزای جهان در [[نظام]] عامی که عالم را عموماً تدبیر و اداره میکند [[مشاهده]] میشود و از آنجا که خصوص انسان به جهت [[شعور]] و ارادهاش [[اشرف]] اجزای این عالم محسوس است، خداوند جهان را به تسخیر وی درآورده است. اسباب مؤثر در عالم، هرچه باشد، با سببیت خاصّی که هریک دارد آن کاری را انجام میدهد که [[خدا]] میخواهد و [[خداوند]] از مجموع آنها نظامی را میخواهد که با آن عالم [[انسانی]] را [[تدبیر]] کند و نیازهای او را برآورده سازد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹</ref>. بنابراین | مراد از تسخیر آسمانها و زمین برای افراد انسان ـ آن هم به صورتی که برای آنها مشهود باشد ـ همان پیوندی است که میان اجزای جهان در [[نظام]] عامی که عالم را عموماً تدبیر و اداره میکند [[مشاهده]] میشود و از آنجا که خصوص انسان به جهت [[شعور]] و ارادهاش [[اشرف]] اجزای این عالم محسوس است، خداوند جهان را به تسخیر وی درآورده است. اسباب مؤثر در عالم، هرچه باشد، با سببیت خاصّی که هریک دارد آن کاری را انجام میدهد که [[خدا]] میخواهد و [[خداوند]] از مجموع آنها نظامی را میخواهد که با آن عالم [[انسانی]] را [[تدبیر]] کند و نیازهای او را برآورده سازد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹</ref>. بنابراین تسخیر [[جهان]] برای [[انسان]] بدین معنا نیست که انسان آنرا به [[فرمان]] خود درآورده، بر [[نظام آفرینش]] طوری [[حکومت]] کند که بتواند اصول [[حاکم]] بر آنرا [[تغییر]] دهد، بلکه او تنها میتواند در محدوده [[نظام]] موجود، [[آسمان]] و [[زمین]] را برای [[هدف]] صحیح خویش وسیله قرار دهد و در [[خدمت]] خود درآورد. در نظامی که ناظم آن خداوند است [[بینظمی]] [[راه]] ندارد و این نظام با [[حفظ]] این شرایط در طول [[اراده الهی]] در [[اختیار انسان]] است<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ تسنیم، ج۲، ص۶۱۴ ـ ۶۱۵. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||
==تسخیر عام و خاص== | ==تسخیر عام و خاص== | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
#'''کشتیها و [[چارپایان]]:''' خداوند کشتیها و چارپایان را برای جابهجایی بار به تسخیر انسان درآورده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref> | #'''کشتیها و [[چارپایان]]:''' خداوند کشتیها و چارپایان را برای جابهجایی بار به تسخیر انسان درآورده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ}}<ref>«خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوهها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref> | ||
== | ==تسخیر متقابل [[انسانها]]== | ||
برخی از انسانها در تسخیر بعضی دیگرند: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> بیشک مراد از این تسخیر، بهرهکشی ظالمانه ([[استثمار]] [[مذموم]]) نیست، بلکه مراد آن است که [[خداوند]] والا انسانها را با استعدادها و اشتیاقهای گوناگون [[آفریده]] است تا با تسخیر متقابل آنان<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۲۲ ـ ۶۲۳. </ref>، براساس برتریای که بعضی بر بعضی دارند، [[نظام احسن]] شکل گیرد<ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۶۵.</ref> و این امر ضرورتی طبیعی برای ایجاد [[تعادل]] و حرکت در [[جامعه بشری]] است. پیداست اگر همه انسانها هوش و [[استعداد]] [[روحی]] و جسمی یکسان داشته باشند، هرگز نظامهای [[اجتماعی]] سامان نمییابد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۵۰؛ مقتنیات الدرر، ج۱۰، ص۵۰؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۵، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref>، همانگونه که اگر سلولهای [[بدن]] از نظر ساختمان، ظرافت و [[مقاومت]] همه شبیه هم میبودند، نظام جسم [[انسان]] برهم میخورد<ref>نمونه، ج۲۱، ص۵۲. </ref>. افراد [[جامعه]] همه اجزای یک کل هستند و هیچ [[انسانی]] بر دیگری [[برتری]] ندارد، جز به [[تقوا]] که آن نیز مجوّز تسخیر یک جانبه انسان نیست<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۲۲ ـ ۶۲۳. </ref>. تفاوت انسانها معیار ارزشهای انسانی نیست، بلکه [[رحمت]] [[پروردگار]] از تمام آنچه گرد میآورند [[برتر]] است: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>نمونه، ج۲۱، ص۵۰ ـ ۵۱. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص.۱۸۰.</ref> | برخی از انسانها در تسخیر بعضی دیگرند: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> بیشک مراد از این تسخیر، بهرهکشی ظالمانه ([[استثمار]] [[مذموم]]) نیست، بلکه مراد آن است که [[خداوند]] والا انسانها را با استعدادها و اشتیاقهای گوناگون [[آفریده]] است تا با تسخیر متقابل آنان<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۲۲ ـ ۶۲۳. </ref>، براساس برتریای که بعضی بر بعضی دارند، [[نظام احسن]] شکل گیرد<ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۶۵.</ref> و این امر ضرورتی طبیعی برای ایجاد [[تعادل]] و حرکت در [[جامعه بشری]] است. پیداست اگر همه انسانها هوش و [[استعداد]] [[روحی]] و جسمی یکسان داشته باشند، هرگز نظامهای [[اجتماعی]] سامان نمییابد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۵۰؛ مقتنیات الدرر، ج۱۰، ص۵۰؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۵، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref>، همانگونه که اگر سلولهای [[بدن]] از نظر ساختمان، ظرافت و [[مقاومت]] همه شبیه هم میبودند، نظام جسم [[انسان]] برهم میخورد<ref>نمونه، ج۲۱، ص۵۲. </ref>. افراد [[جامعه]] همه اجزای یک کل هستند و هیچ [[انسانی]] بر دیگری [[برتری]] ندارد، جز به [[تقوا]] که آن نیز مجوّز تسخیر یک جانبه انسان نیست<ref>تسنیم، ج۲، ص۶۲۲ ـ ۶۲۳. </ref>. تفاوت انسانها معیار ارزشهای انسانی نیست، بلکه [[رحمت]] [[پروردگار]] از تمام آنچه گرد میآورند [[برتر]] است: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>نمونه، ج۲۱، ص۵۰ ـ ۵۱. </ref>.<ref>[[تسخیر (مقاله)|مقاله «تسخیر»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص.۱۸۰.</ref> | ||