جز
جایگزینی متن - 'قطع' به 'قطع'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'قطع' به 'قطع') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
==مجازات [[تهدید]]== | ==مجازات [[تهدید]]== | ||
[[قرآن]] از تهدیدِ [[امنیت عمومی]] [[جامعه اسلامی]] به "[[جنگ]] با [[خدا]] و [[پیامبر]]" تعبیر کرده که بیانگر اهمیت جامعه اسلامی و [[امنیت]] آن است <ref>کنزالعرفان، ج ۲، ص ۳۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۹۹. </ref> و کشتن، به دارآویختن، | [[قرآن]] از تهدیدِ [[امنیت عمومی]] [[جامعه اسلامی]] به "[[جنگ]] با [[خدا]] و [[پیامبر]]" تعبیر کرده که بیانگر اهمیت جامعه اسلامی و [[امنیت]] آن است <ref>کنزالعرفان، ج ۲، ص ۳۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۹۹. </ref> و کشتن، به دارآویختن، قطع دست و پا به طور [[مخالف]] (قطع پای راست و دست چپ یا پای چپ و دست راست) و [[تبعید]] را [[کیفر]] محاربه و تهدید دانسته است. البته این مجازات و مایه [[رسوایی]] آنان در دنیاست و برای آنان در [[آخرت]] عذابی بزرگ خواهد بود: {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و در زمین به تبهکاری میکوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref> [[فقیهان]] و [[مفسران]] در تبیین مفاد این [[آیه]] به تفصیل به موضوع محاربه و [[کیفر]] [[محارب]] پرداختهاند. آنان [[محاربه]] را به کشیدن [[سلاح]] و [[ترساندن]] [[مردم]] در هر مکان و [[زمان]] [[تفسیر]] کرده،<ref> الخلاف، ج ۵، ص ۴۵۷ - ۴۶۰؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص ۳۵۱؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۳۸۷ - ۳۸۸. </ref> دزدی، راهزنی، زورگیری و [[قتل]] را از مصادیق محاربه برشمردهاند.<ref> ارشاد الاذهان، ج ۲، ص ۱۸۶؛ سلسلة الینابیع، ج ۴۰، ق ۱، ص ۲۰۷؛ اطیب البیان، ج ۴، ص ۳۵۲. </ref> | ||
برخی مفهوم محاربه را به هر اقدامی توسعه دادهاند که به [[تزلزل]] پایههای مستحکم [[جامعه اسلامی]] بینجامد و آن را شامل هر گونه [[توطئه]]، [[فتنه]] انگیزی و برنامه ریزی تخریبی دانستهاند.<ref>من وحی القرآن، ج ۸، ص ۱۴۸. </ref> شایان گفتن است که تفاوت محاربه و تهاجم نظامی [[دشمن]] در این است که تهاجم نظامی معمولاً [[امنیت]]، [[استقلال]] و تمامیت ارضی [[کشور اسلامی]] را به مخاطره میافکند؛ ولی در محاربه امنیت داخلی [[هدف]] اصلی است.<ref> آیات الاحکام، ص ۴۲۷. </ref> مراد از {{متن قرآن|وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا}} که آن را تفسیر محاربه دانستهاند <ref>زبدة البیان، ص ۸۳۵. </ref> اخلال در [[امنیت عمومی]] با ایجاد [[ترس]] و [[وحشت]] است که معمولاً با بهکارگیری سلاح قتاله محقق میشود، از همین رو در [[روایات]]، [[فساد]] در [[زمین]] و محاربه به کشیدن [[شمشیر]] و مانند آن تفسیر شده است.<ref> الکافی، ج۳، ص۳۲۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۲۶، ص ۱ - ۴. </ref> [[فقها]] در چگونگی کیفر محارب بر یک نظر نیستند؛ برخی با استفاده تخییر از کلمه {{متن قرآن|أَوْ}} در آیه، [[قاضی]] را در [[حکم]] به کیفر محارب به یکی از مجازاتهای مذکور در آیه مخیر دانستهاند؛<ref> کنزالعرفان، ج ۲، ص ۳۵۲؛ مسالک الافهام، ج ۱۵، ص ۸. </ref> ولی اغلب فقها [[میزان]] [[جرم]] محارب را در ارتکاب به قتل، [[سرقت]]، ضرب و شتم و ایجاد [[وحشت]] متفاوت دانسته، [[کیفری]] متناسب با [[جرم]] را از [[آیه]] استفاده کردهاند.<ref> احکام القرآن، جصاص، ج۳، ص۵۷۴؛ احکام القرآن، شافعی، ص ۳۱۴. </ref> راوندی چند نوع [[مجازات]] را برای [[محارب]] از این آیه [[استنباط]] کرده است: | برخی مفهوم محاربه را به هر اقدامی توسعه دادهاند که به [[تزلزل]] پایههای مستحکم [[جامعه اسلامی]] بینجامد و آن را شامل هر گونه [[توطئه]]، [[فتنه]] انگیزی و برنامه ریزی تخریبی دانستهاند.<ref>من وحی القرآن، ج ۸، ص ۱۴۸. </ref> شایان گفتن است که تفاوت محاربه و تهاجم نظامی [[دشمن]] در این است که تهاجم نظامی معمولاً [[امنیت]]، [[استقلال]] و تمامیت ارضی [[کشور اسلامی]] را به مخاطره میافکند؛ ولی در محاربه امنیت داخلی [[هدف]] اصلی است.<ref> آیات الاحکام، ص ۴۲۷. </ref> مراد از {{متن قرآن|وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا}} که آن را تفسیر محاربه دانستهاند <ref>زبدة البیان، ص ۸۳۵. </ref> اخلال در [[امنیت عمومی]] با ایجاد [[ترس]] و [[وحشت]] است که معمولاً با بهکارگیری سلاح قتاله محقق میشود، از همین رو در [[روایات]]، [[فساد]] در [[زمین]] و محاربه به کشیدن [[شمشیر]] و مانند آن تفسیر شده است.<ref> الکافی، ج۳، ص۳۲۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۲۶، ص ۱ - ۴. </ref> [[فقها]] در چگونگی کیفر محارب بر یک نظر نیستند؛ برخی با استفاده تخییر از کلمه {{متن قرآن|أَوْ}} در آیه، [[قاضی]] را در [[حکم]] به کیفر محارب به یکی از مجازاتهای مذکور در آیه مخیر دانستهاند؛<ref> کنزالعرفان، ج ۲، ص ۳۵۲؛ مسالک الافهام، ج ۱۵، ص ۸. </ref> ولی اغلب فقها [[میزان]] [[جرم]] محارب را در ارتکاب به قتل، [[سرقت]]، ضرب و شتم و ایجاد [[وحشت]] متفاوت دانسته، [[کیفری]] متناسب با [[جرم]] را از [[آیه]] استفاده کردهاند.<ref> احکام القرآن، جصاص، ج۳، ص۵۷۴؛ احکام القرآن، شافعی، ص ۳۱۴. </ref> راوندی چند نوع [[مجازات]] را برای [[محارب]] از این آیه [[استنباط]] کرده است: | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==ابزار و اهداف تهدید== | ==ابزار و اهداف تهدید== | ||
تهدیدکنندگان برای پیشبرد اهداف خود با ابزارهایی گوناگون افراد را تهدید میکنند؛ [[قابیل]] [[برادر]] خود را به قتل تهدید کرد. {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> [[آزر]] و دیگر [[بت پرستان]] [[ابراهیم]]{{ع}} را به [[سوزاندن]] و سنگسار کردن تهدید کردند. {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید! و خداوند او را از آتش رهانید؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند» سوره عنکبوت، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی میگردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> [[نوح]] {{متن قرآن|قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست» سوره شعراء، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ}}<ref>«گفتند: ای نوح! اگر (از این سخنان) دست برنداری سنگسار خواهی شد» سوره شعراء، آیه ۱۱۶.</ref>، [[شعیب]] {{متن قرآن|قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ}}<ref>«گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی درنمییابیم و تو را در میان خویش ناتوان میبینیم و اگر (پاس) تبارت نبود تو را سنگسار میکردیم و تو در نظر ما توانمند نیستی» سوره هود، آیه ۹۱.</ref> و [[موسی]]{{عم}} {{متن قرآن|وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ}}<ref>«و بیگمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه میبرم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> نیز به سنگسار شدن [[تهدید]] شدند. [[زلیخا]] [[یوسف]] را به [[زندان]] تهدید کرد {{متن قرآن|قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری ، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref> و بالاخره [[فرعون]] ساحران گرونده به موسی را به | تهدیدکنندگان برای پیشبرد اهداف خود با ابزارهایی گوناگون افراد را تهدید میکنند؛ [[قابیل]] [[برادر]] خود را به قتل تهدید کرد. {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> [[آزر]] و دیگر [[بت پرستان]] [[ابراهیم]]{{ع}} را به [[سوزاندن]] و سنگسار کردن تهدید کردند. {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید! و خداوند او را از آتش رهانید؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند» سوره عنکبوت، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی میگردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> [[نوح]] {{متن قرآن|قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست» سوره شعراء، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ}}<ref>«گفتند: ای نوح! اگر (از این سخنان) دست برنداری سنگسار خواهی شد» سوره شعراء، آیه ۱۱۶.</ref>، [[شعیب]] {{متن قرآن|قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ}}<ref>«گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی درنمییابیم و تو را در میان خویش ناتوان میبینیم و اگر (پاس) تبارت نبود تو را سنگسار میکردیم و تو در نظر ما توانمند نیستی» سوره هود، آیه ۹۱.</ref> و [[موسی]]{{عم}} {{متن قرآن|وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ}}<ref>«و بیگمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه میبرم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> نیز به سنگسار شدن [[تهدید]] شدند. [[زلیخا]] [[یوسف]] را به [[زندان]] تهدید کرد {{متن قرآن|قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری ، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref> و بالاخره [[فرعون]] ساحران گرونده به موسی را به قطع دست و پا و بر [[صلیب]] کشیدن تهدید کرد. {{متن قرآن|لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«سوگند میخورم که دستها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت» سوره اعراف، آیه ۱۲۴.</ref> طبقه [[حاکمان]] و اشراف که آموزههای [[انبیا]] را با آزادیهای مطلق خود معارض میدیدند و از سویی امکانات لازم را برای [[ارعاب]] و ایجاد [[جنگ]] [[روانی]] داشتند فضای [[جامعه]] را برای [[پیامبران]] و [[پیروان]] آنان [[ناامن]] کرده و آنان را به اشکال گوناگون تهدید میکردند. | ||
تهدیدهای [[شیطان]] با [[هدف]] [[حق]] ستیزی {{متن قرآن|فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ}}<ref>«گفت: من دوستی این اسبان را به یاد پروردگارم دوست میدارم (و فرمان داد آنها را دواندند و به تماشا ایستاد) تا (از دیدگانش) پنهان شدند» سوره ص، آیه ۳۲.</ref> و [[دشمنی]] با [[انسان]] است {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>، چنان که بسیاری از تهدیدهایی که [[قرآن]] گزارش کرده است با [[انگیزه]] [[مبارزه با حق]] بوده است. | تهدیدهای [[شیطان]] با [[هدف]] [[حق]] ستیزی {{متن قرآن|فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ}}<ref>«گفت: من دوستی این اسبان را به یاد پروردگارم دوست میدارم (و فرمان داد آنها را دواندند و به تماشا ایستاد) تا (از دیدگانش) پنهان شدند» سوره ص، آیه ۳۲.</ref> و [[دشمنی]] با [[انسان]] است {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>، چنان که بسیاری از تهدیدهایی که [[قرآن]] گزارش کرده است با [[انگیزه]] [[مبارزه با حق]] بوده است. | ||