بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'پرونده:13681048.jpg|22px]] 22px دینپرور، سیدجمالالدین، [[دانشنامه نهج البلاغه') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ادب در قرآن]] - [[ادب در حدیث]] - [[ادب در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ادب در قرآن]] - [[ادب در حدیث]] - [[ادب در فقه اسلامی]] - [[ادب در نهج البلاغه]] - [[ادب در معارف دعا و زیارات]] - [[ادب در سیره پیامبر خاتم]] - [[ادب در جامعهشناسی اسلامی]]</div> | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ادب (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ادب (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
[[آداب]] مربوط به ساختمان [[روحی]] [[انسان]] نیست، قراردادهای افراد انسان است در میان یکدیگر<ref>اسلام و مقتضیات زمان جلد دوم، ص۲۴۸.</ref>. آداب مربوط به سهمبندی [[غرائز]] نیست، بلکه مربوط به این است که انسان غیر از مسأله [[اخلاق]] به امور اکتسابی که باید اسم آنها را [[فنون]] گذاشت نیز احتیاج دارد. یعنی به [[سلسله]] هنرها و صنعتها احتیاج دارد و باید آنها را یاد بگیرد<ref>اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۲.</ref> | [[آداب]] مربوط به ساختمان [[روحی]] [[انسان]] نیست، قراردادهای افراد انسان است در میان یکدیگر<ref>اسلام و مقتضیات زمان جلد دوم، ص۲۴۸.</ref>. آداب مربوط به سهمبندی [[غرائز]] نیست، بلکه مربوط به این است که انسان غیر از مسأله [[اخلاق]] به امور اکتسابی که باید اسم آنها را [[فنون]] گذاشت نیز احتیاج دارد. یعنی به [[سلسله]] هنرها و صنعتها احتیاج دارد و باید آنها را یاد بگیرد<ref>اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۲.</ref> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
ادب به معنای تبدیل حالات بد به حالات خوب و بروز [[اخلاق]] [[پسندیده]]، از جمله [[برترین]] [[کمالات انسانی]] است و [[انسان]] در صورت کسب آن میتواند سرمنشأ امر خیر و نیک شود. ادب، [[بهترین]] خوی انسانی و نشانه [[تربیت]] فطری در زمینه وجودی [[انسان]] است. از اینرو [[آدمی]] اگر مؤدب به ادب الهی شود راه رشد و [[کمال انسانی]] را در خود پدید آورده است و در غیر این صورت، [[کمال انسانی]] در او بروز نمییابد و از انسانیّت فاصله میگیرد. [[امام]]{{ع}} فرمود: "هیچ میراثی چون ادب نیست"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵٤: {{متن حدیث|لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَب}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>. | |||
اهمیت موضوع نزد [[امام]]{{ع}} بهقدری است که در [[مقام]] [[دولت]] [[اسلامی]]، هنگامی که [[وظایف دولت]] را در ابتدای [[نامه]] ۵۳ برمیشمرد، به مسئله [[تعلیم و تربیت]] و [[اصلاح]] حال [[مردم]] اشاره دارد. یعنی دستگاه [[حکومت]] [[وظیفه]] دارد مقدمات [[اصلاح]] [[مردم]] را فراهم کند. این امر در دو بُعد صورت میپذیرد: نخست، [[دولت]] [[اسلامی]]، خود، باید به تمام و کمال آراسته به ادب [[اخلاقی]] و برای [[مردم]] [[الگو]] باشد؛ دوم، زمینه ایجاد [[دانش]] و [[آگاهی]] را برای [[مردمان]] فراهم کند تا در سایه آن همگی بتوانند به [[فضایل]] و [[رفتار]] نیکو و ادب کمالی آراسته شوند. در فرازی دیگر آنگاه که [[حق]] [[مردم]] را بر گردن خود بهعنوان [[رئیس]] [[حکومت]] برمیشمرد، میفرماید: "(موظفم شما را)... [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و ادب آموزم تا بدانید"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۴: {{متن حدیث|وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>. | |||
در منظر [[امام]]{{ع}} ادب نیکو از لوازم [[خردمندی]] است و [[علم]] و ادب موجب [[اصلاح]] [[عقل]] میشود. از اینرو یکی از خصوصیات شخص خردمند را [[محاسبه]] و بررسی خصلتهای زشت در [[دین]]، [[عقیده]]، [[اخلاق]] و ادب برمیشمارد تا درصدد رفع آنها برآید. در واقع، محصول و نتیجه بهکارگیری [[خرد]]، در قالب ادب خودنمایی میکند. | |||
نتیجه کسب ادب در سیمای [[آدمی]] بروز لطافت، نرمی و خوشخویی است. از اینرو شخص مؤدب افزون بر اینکه راه رسیدن به [[کمالات انسانی]] را بر خود هموار کرده، در اجتماع نیز فردی عزیز و مورد [[احترام]] و از [[اقبال]] عمومی برخوردار است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>. | |||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۷: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمالالدین دینپرور|دینپرور، سیدجمالالدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | # [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمالالدین دینپرور|دینپرور، سیدجمالالدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | ||
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | # [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{فضایل اخلاقی}} | {{فضایل اخلاقی}} | ||
[[رده:ادب]] | [[رده:ادب]] | ||
[[رده:فضایل اخلاقی]] | [[رده:فضایل اخلاقی]] | ||
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | ||
{{علم اخلاق}} | {{علم اخلاق}} | ||