جز
جایگزینی متن - 'اخلاق الاهی، ج۱' به 'اخلاق الاهی، ج۱'
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - 'اخلاق الاهی، ج۱' به 'اخلاق الاهی، ج۱') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
[[علم اخلاق]] [[دانش]] مدونی است که صفتهای [[نیک]] و بد و [[پسندیده]] و [[ناپسند]] را به ما میشناساند؛ مزایا و [[منافع]] دسته اول و مضرات و معایب دسته دوم را مشخص کرده و راههای آراسته شدن به خویهای [[نیک]] و دوریگزیدن از خویهای ناشایست را به ما نشان میدهد. دانشی که به بررسی حالتهای مختلف نفس، [[شناخت]] [[بیماریها]] و کیفیت درمان آنها میپردازد، [[علم اخلاق]] نامیده میشود و موضوع [[علم اخلاق]]، نفس [[انسانی]] است که اصل و [[حقیقت انسان]] است. | [[علم اخلاق]] [[دانش]] مدونی است که صفتهای [[نیک]] و بد و [[پسندیده]] و [[ناپسند]] را به ما میشناساند؛ مزایا و [[منافع]] دسته اول و مضرات و معایب دسته دوم را مشخص کرده و راههای آراسته شدن به خویهای [[نیک]] و دوریگزیدن از خویهای ناشایست را به ما نشان میدهد. دانشی که به بررسی حالتهای مختلف نفس، [[شناخت]] [[بیماریها]] و کیفیت درمان آنها میپردازد، [[علم اخلاق]] نامیده میشود و موضوع [[علم اخلاق]]، نفس [[انسانی]] است که اصل و [[حقیقت انسان]] است. | ||
موضوع [[علم اخلاق]]، [[نفس انسان]] است. نفس [[انسانی]] شریفترین و ارزشمندترین مخلوقات الهی و [[برترین موجود]] [[عالم آفرینش]] است؛ چرا که [[خداوند متعال]] او را به خود نسبت داده، میفرماید: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق | موضوع [[علم اخلاق]]، [[نفس انسان]] است. نفس [[انسانی]] شریفترین و ارزشمندترین مخلوقات الهی و [[برترین موجود]] [[عالم آفرینش]] است؛ چرا که [[خداوند متعال]] او را به خود نسبت داده، میفرماید: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ۴۴-۴۵.</ref>. | ||
==دانشهای ناظر به [[اخلاق]]== | ==دانشهای ناظر به [[اخلاق]]== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
وظیفه [[اخلاق]]، حرکت دادن [[انسان]] به سمت [[کمال نهایی]] و رساندن او به مقصد اعلی است و این هدف با آراستن [[انسان]] به [[فضیلتها]] و پیراستنش از رذیلتها میسر میشود. درباره [[هدف]] [[علم اخلاق]] دو نظریه مطرح شده است: | وظیفه [[اخلاق]]، حرکت دادن [[انسان]] به سمت [[کمال نهایی]] و رساندن او به مقصد اعلی است و این هدف با آراستن [[انسان]] به [[فضیلتها]] و پیراستنش از رذیلتها میسر میشود. درباره [[هدف]] [[علم اخلاق]] دو نظریه مطرح شده است: | ||
#علمای [[اخلاق]] قائلند [[هدف]] [[علم اخلاق]]، رساندن [[انسان]] از اولین مرتبه حیوانیت تا افق [[فرشتگان]] است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. | #علمای [[اخلاق]] قائلند [[هدف]] [[علم اخلاق]]، رساندن [[انسان]] از اولین مرتبه حیوانیت تا افق [[فرشتگان]] است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. | ||
#[[حکما]] معتقدند افق [[فرشتگان]]، نهایت [[سیر]] [[آدمی]] نیست و با رسیدن به این [[مقام]]، [[مأموریت]] [[علم اخلاق]] پایان نمیپذیرد؛ چراکه مقصد نهایی [[انسان]]، اتصال به بینهایت است؛ بنابراین [[هدف]] [[علم اخلاق]] این است که [[روح انسان]] که از عالم [[فرشتگان]] است نیز بگذرد و به بینهایت برسد. این دیدگاه به [[حقیقت]] نزدیکتر است؛ چرا که [[قرآن کریم]] هرگز [[هدف]] حرکت [[انسانی]] را به افق [[فرشتگان]] محدود نکرده است، بلکه به صراحت [[انسان]] را مسافر کوی [[خدا]] میداند؛ از جمله: {{متن قرآن|وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق | #[[حکما]] معتقدند افق [[فرشتگان]]، نهایت [[سیر]] [[آدمی]] نیست و با رسیدن به این [[مقام]]، [[مأموریت]] [[علم اخلاق]] پایان نمیپذیرد؛ چراکه مقصد نهایی [[انسان]]، اتصال به بینهایت است؛ بنابراین [[هدف]] [[علم اخلاق]] این است که [[روح انسان]] که از عالم [[فرشتگان]] است نیز بگذرد و به بینهایت برسد. این دیدگاه به [[حقیقت]] نزدیکتر است؛ چرا که [[قرآن کریم]] هرگز [[هدف]] حرکت [[انسانی]] را به افق [[فرشتگان]] محدود نکرده است، بلکه به صراحت [[انسان]] را مسافر کوی [[خدا]] میداند؛ از جمله: {{متن قرآن|وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ۳۴-۳۶.</ref>. | ||
==[[ارزش]] کاربردی [[علم اخلاق]]== | ==[[ارزش]] کاربردی [[علم اخلاق]]== | ||
[[علم]] در یک تقسیم دارای دو قسم است: [[علم]] [[مکاشفه]] و [[علم]] معامله: [[علم]] [[مکاشفه]] دانشی است که مطلوب آن [[آگاهی]] است و [[علم]] معامله دانشی است که یادگیری آن به خودی خود چیزی بر [[انسان]] نمیافزاید. دانستن گزارههای [[علوم]] معاملی در صورتی [[ارزشمند]] است که مقدمه عمل قرار گیرد؛ مثل [[فقه]]. [[علم اخلاق]] از [[علوم]] معامله است به این معنی که صرف دانستن گزارههای [[اخلاقی]] به خودی خود ارزشی ندارد، بلکه میتوان گفت اگر مقدمه عمل نباشد، [[تعلیم و تعلم]] آن، [[تضییع عمر]] است و چهبسا مقدمات [[هلاکت]] [[انسان]] را فراهم کند؛ به این معنی که [[انسان]] با یادگیری [[اخلاق]]، مفاهیم زیادی را در [[خزانه]] [[ذهن]] خود انباشته میکند و چون به آنها عمل نمیکند و به [[تهذیب نفس]] خویش نمیپردازد، به دانستههای خود [[مغرور]] و به بدترین وادی [[هلاکت]] کشیده میشود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق | [[علم]] در یک تقسیم دارای دو قسم است: [[علم]] [[مکاشفه]] و [[علم]] معامله: [[علم]] [[مکاشفه]] دانشی است که مطلوب آن [[آگاهی]] است و [[علم]] معامله دانشی است که یادگیری آن به خودی خود چیزی بر [[انسان]] نمیافزاید. دانستن گزارههای [[علوم]] معاملی در صورتی [[ارزشمند]] است که مقدمه عمل قرار گیرد؛ مثل [[فقه]]. [[علم اخلاق]] از [[علوم]] معامله است به این معنی که صرف دانستن گزارههای [[اخلاقی]] به خودی خود ارزشی ندارد، بلکه میتوان گفت اگر مقدمه عمل نباشد، [[تعلیم و تعلم]] آن، [[تضییع عمر]] است و چهبسا مقدمات [[هلاکت]] [[انسان]] را فراهم کند؛ به این معنی که [[انسان]] با یادگیری [[اخلاق]]، مفاهیم زیادی را در [[خزانه]] [[ذهن]] خود انباشته میکند و چون به آنها عمل نمیکند و به [[تهذیب نفس]] خویش نمیپردازد، به دانستههای خود [[مغرور]] و به بدترین وادی [[هلاکت]] کشیده میشود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۴۵-۴۷.</ref>. | ||
== [[دانش اخلاق اسلامی]]== | == [[دانش اخلاق اسلامی]]== | ||