فرهنگ جاهلی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۵۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
== مقدمه ==
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فرهنگ جاهلی در حدیث]] - [[فرهنگ جاهلی در تاریخ اسلامی]] - [[فرهنگ جاهلی در اخلاق اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
موارد متعددی از مسائل [[فرهنگی]] [[عصر جاهلیت]] وجود دارد که [[اسلام]] آنها را [[اصلاح]] کرده است. آنان برای [[زنان]] در زمینه‌های مختلف [[ارزش]] قایل نبودند و سنت‌های آنان به [[ضرر]] زنان و بر خلاف [[عقل]] و [[منطق]] بود. اسلام بسیاری از این [[رسوم]] و [[آداب]] و [[سنت‌های جاهلی]] را دگرگون ساخت. برابر روایتی، در [[دوران جاهلیت]] زنان چیزی به [[ارث]] نمی‌بردند؛ اما اسلام برای زنان در ارث سهم قرار داد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۷۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۲۶۸.</ref>. در [[جاهلیت]] [[فحشا]] رسمی بود و زنان فاحشه پرچمی بر سردر خانه‌های خود قرار می‌دادند. اسلام با آن [[مبارزه]] کرد و فحشا را در هر شکل و [[شمایل]] آن [[ممنوع]] ساخت. یکی از [[آداب و رسوم]] جاهلیت این بود که مردی که از [[دنیا]] می‌رفت و زنی داشت، پسر وی که از [[همسر]] دیگرش بود، با او [[ازدواج]] می‌کرد، اما اسلام این رسم را ممنوع کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۰۶.</ref>.
موارد متعددی از مسائل [[فرهنگی]] [[عصر جاهلیت]] وجود دارد که [[اسلام]] آنها را [[اصلاح]] کرده است. آنان برای [[زنان]] در زمینه‌های مختلف [[ارزش]] قایل نبودند و سنت‌های آنان به [[ضرر]] زنان و بر خلاف [[عقل]] و [[منطق]] بود. اسلام بسیاری از این [[رسوم]] و [[آداب]] و [[سنت‌های جاهلی]] را دگرگون ساخت. برابر روایتی، در [[دوران جاهلیت]] زنان چیزی به [[ارث]] نمی‌بردند؛ اما اسلام برای زنان در ارث سهم قرار داد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۷۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۲۶۸.</ref>. در [[جاهلیت]] [[فحشا]] رسمی بود و زنان فاحشه پرچمی بر سردر خانه‌های خود قرار می‌دادند. اسلام با آن [[مبارزه]] کرد و فحشا را در هر شکل و [[شمایل]] آن [[ممنوع]] ساخت. یکی از [[آداب و رسوم]] جاهلیت این بود که مردی که از [[دنیا]] می‌رفت و زنی داشت، پسر وی که از [[همسر]] دیگرش بود، با او [[ازدواج]] می‌کرد، اما اسلام این رسم را ممنوع کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۰۶.</ref>.
از جملۀ [[اعمال]] جاهلیت کشتن [[دختران]] بود تا مبادا به [[اسارت]] گرفته شوند؛ چراکه آن را ننگی برای خود می‌دانستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۲.</ref>؛ اما اسلام آن را اصلاح کرد و زنان [[مسلمان]] محترم بودند و [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} همه دختر بودند و [[حضرت]] برای آنان، به ویژه زهرا{{س}}، [[احترام]] خاصی قایل بود.
از جملۀ [[اعمال]] جاهلیت کشتن [[دختران]] بود تا مبادا به [[اسارت]] گرفته شوند؛ چراکه آن را ننگی برای خود می‌دانستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۲.</ref>؛ اما اسلام آن را اصلاح کرد و زنان [[مسلمان]] محترم بودند و [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} همه دختر بودند و [[حضرت]] برای آنان، به ویژه زهرا{{س}}، [[احترام]] خاصی قایل بود.
خط ۹: خط ۱۶:


===[[علم]] و [[دانش]] در [[عصر جاهلیت]]===
===[[علم]] و [[دانش]] در [[عصر جاهلیت]]===
در شبه [[جزیره عربستان]] که عمدۀ ساکنان آن کوچ نشین بودند، سطح سواد نسبت به دیگر مناطق [[پایین‌تر]] بود؛ اما شمار افراد باسواد هر [[شهر]]، [[طایفه]] یا [[قبیله]] نیز قابل توجه بود. از جمله در [[مدینه]] افرادی همچون [[سعد بن عباده]]، حضیر و پسرش اسید، سوید بن [[صامت]]،... که [[لقب]] کامل داشتند و در [[مکه]] نیز افرادی همچون [[علی بن ابی طالب]]، بغیض بن عامر،... و افراد فراوان دیگری که به احناف معروف و از [[پرستش]] [[بت]] سر باز زده بودند، جزء باسوادهای [[مکه]] شمرده شده اند<ref>المفصل، ج ۸، ص ۱۱۲ ـ ۱۴۳؛ مکاتیب الرسول، ج ۱، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱.</ref>. [[عرب پیش از اسلام]] به برخی [[دانش‌ها]] از جمله نسب‌شناسی اهمیت بیشتری می‌‌داد و به عالم آن نسابه می‌‌گفتند. [[عقیل بن ابی طالب]]،<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۳۲، ج ۳، ص ۱۰۷۸؛ ج ۴، ص ۱۶۲۳.</ref>، [[مخرمة بن نوفل]] و [[حویطب بن عبدالعزی]] و... جزء [[نسب]] شناسان معروف بودند<ref>البیان والتبیین، ج ۱، ص ۲۵۹ ـ ۲۶۳.</ref>. در [[تاریخ]] [[جاهلی]] حکمای<ref>حکیم به فرد با تجربه‌ای گفته می‌‌شد که با سخنان، عبارات، داستان‌ها و ضرب المثل‌های خود راه درست را به دیگران می‌‌آموخت و آنان را از خطا می‌‌رهانید.</ref> برجسته‌ای چون [[لقمان]] بود و [[سلیمان]] [[حکیم]] نیز از شخصیت‌های معروف به [[حکمت]] در دوره [[جاهلی]] است<ref>کتاب مقدس، پادشاه اول، ۴: ۳۲؛ دوم تواریخ ۹: ۵ - ۶.</ref>. دربارۀ پزشکان [[عرب]] در دوره [[جاهلی]] اطلاعات فراوانی در [[اختیار]] نیست. [[حارث]] بن کَلَدَه ثقفی<ref>المغازی، ج ۳، ص ۱۱۱۶؛ الاوائل، ابوهلال، ص ۲۲۱؛ العقد الفرید، ج ۸، ص ۸۴.</ref>، ابن ابی رِمثَه تمیمی<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۳۲۸؛ سنن ابی داود، ج ۲، ص ۲۹۰.</ref>، ضماد [[ازدی]]<ref>الاستیعاب، ج ۲، ص ۷۵۱؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۴۱.</ref> و فردی [[انصاری]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱۰، ص ۴۲۴؛ الطبقات، ج ۳، ص ۲۶۳؛ تاریخ دمشق، ج ۴۴، ص ۴۱۴.</ref> را از پزشکان [[عصر جاهلی]] دانسته‌اند و زنانی نیز چون حمنه دختر جحش (دختر عمه [[پیامبر]])، رفیده [[انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۸۳۸؛ المغازی، ج ۱، ص ۲۴۹؛ الطبقات، ج ۸، ص ۱۹۱.</ref>، ام عطیه [[انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۴۷؛ الطبقات، ج ۸، ص ۳۳۳.</ref> و لیلا از قبیلۀ [[غفار]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۱۰؛ اسدالغابه، ج ۵، ص ۵۴۳.</ref> در نبردهای [[پیامبر]] به مداوای زخمیان می‌‌پرداختند. [[مردمان]] [[جاهلی]] به جابه جایی و [[صعود]] و فرود سیارات ([[نجوم]]) اهمیت می‌‌دادند<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹.</ref>.
در شبه [[جزیره عربستان]] که عمدۀ ساکنان آن کوچ نشین بودند، سطح سواد نسبت به دیگر مناطق [[پایین‌تر]] بود؛ اما شمار افراد باسواد هر [[شهر]]، [[طایفه]] یا [[قبیله]] نیز قابل توجه بود. از جمله در [[مدینه]] افرادی همچون [[سعد بن عباده]]، حضیر و پسرش اسید، [[سوید بن صامت]]،... که [[لقب]] کامل داشتند و در [[مکه]] نیز افرادی همچون [[علی بن ابی طالب]]، [[بغیض بن عامر]]،... و افراد فراوان دیگری که به احناف معروف و از [[پرستش]] [[بت]] سر باز زده بودند، جزء باسوادهای [[مکه]] شمرده شده اند<ref>المفصل، ج ۸، ص ۱۱۲ ـ ۱۴۳؛ مکاتیب الرسول، ج ۱، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱.</ref>. [[عرب پیش از اسلام]] به برخی [[دانش‌ها]] از جمله نسب‌شناسی اهمیت بیشتری می‌‌داد و به عالم آن نسابه می‌‌گفتند. [[عقیل بن ابی طالب]]،<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۳۲، ج ۳، ص ۱۰۷۸؛ ج ۴، ص ۱۶۲۳.</ref>، [[مخرمة بن نوفل]] و [[حویطب بن عبدالعزی]] و... جزء [[نسب]] شناسان معروف بودند<ref>البیان والتبیین، ج ۱، ص ۲۵۹ ـ ۲۶۳.</ref>. در [[تاریخ]] [[جاهلی]] حکمای<ref>حکیم به فرد با تجربه‌ای گفته می‌‌شد که با سخنان، عبارات، داستان‌ها و ضرب المثل‌های خود راه درست را به دیگران می‌‌آموخت و آنان را از خطا می‌‌رهانید.</ref> برجسته‌ای چون [[لقمان]] بود و [[سلیمان]] [[حکیم]] نیز از شخصیت‌های معروف به [[حکمت]] در دوره [[جاهلی]] است<ref>کتاب مقدس، پادشاه اول، ۴: ۳۲؛ دوم تواریخ ۹: ۵ - ۶.</ref>. دربارۀ پزشکان [[عرب]] در دوره [[جاهلی]] اطلاعات فراوانی در [[اختیار]] نیست. [[حارث بن کلده ثقفی]]<ref>المغازی، ج ۳، ص ۱۱۱۶؛ الاوائل، ابوهلال، ص ۲۲۱؛ العقد الفرید، ج ۸، ص ۸۴.</ref>، [[ابن ابی رمثه تمیمی]]<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۳۲۸؛ سنن ابی داود، ج ۲، ص ۲۹۰.</ref>، [[ضماد ازدی]]<ref>الاستیعاب، ج ۲، ص ۷۵۱؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۴۱.</ref> و فردی [[انصاری]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱۰، ص ۴۲۴؛ الطبقات، ج ۳، ص ۲۶۳؛ تاریخ دمشق، ج ۴۴، ص ۴۱۴.</ref> را از پزشکان [[عصر جاهلی]] دانسته‌اند و زنانی نیز چون حمنه دختر جحش (دختر عمه [[پیامبر]])، رفیده [[انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۸۳۸؛ المغازی، ج ۱، ص ۲۴۹؛ الطبقات، ج ۸، ص ۱۹۱.</ref>، ام عطیه [[انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۴۷؛ الطبقات، ج ۸، ص ۳۳۳.</ref> و لیلا از قبیلۀ [[غفار]]<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۱۰؛ اسدالغابه، ج ۵، ص ۵۴۳.</ref> در نبردهای [[پیامبر]] به مداوای زخمیان می‌‌پرداختند. [[مردمان]] [[جاهلی]] به جابه جایی و [[صعود]] و فرود سیارات ([[نجوم]]) اهمیت می‌‌دادند<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]] ص ۴۴۱-۴۶۴.</ref>.
===[[شرک جاهلی]]===
===[[شرک جاهلی]]===
[[اعراب]] به خاطر همجواری با [[ملل]] مختلف با [[ادیان]] متنوع (از جنوب با [[حبشه]] [[مسیحی]] از [[مغرب]] امپراتوری [[مسیحی]] [[روم]]، از شمال با [[ایران]] [[مجوس]] و در سایر نقاط مثل [[هند]] و [[مصر]] و حضور [[قبایل]] [[یهودی]] در داخل جزیرة‌العرب) به [[بت‌پرستی]] و [[شرک]] روی آورده بودند و [[زندگی]] قبیله‌ای و بیابان‌نشینی آنان با اختلاطی از [[رسوم]] و [[عقاید یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[مجوس]] همراه شده بود<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج۴، ص۱۵۱ـ۱۵۳.</ref>.<ref>ر.ک: نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref> برخی از [[عقاید]] [[اعراب جاهلی]] عبارت‎اند از: (۱): [[تقدیس]] حیوانات؛ (۲): [[اعتقاد]] به مؤثر بودن نیروی پنهانی در بعضی حیوانات، پرندگان، گیاهان و بعضی از مظاهر طبیعی، نظیر [[ستارگان]]، در [[سرنوشت انسان]]؛ (۳): [[بت پرستی]]؛ (۴): [[عدم اعتقاد به معاد]].<ref>ر.ک: میرزایی، عباس، سلطانی مقدم، سعیده، عصر جاهلیت، فرهنگ‎نامۀ تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۹۱ـ۹۳.</ref>.
[[اعراب]] به خاطر همجواری با [[ملل]] مختلف با [[ادیان]] متنوع (از جنوب با [[حبشه]] [[مسیحی]] از [[مغرب]] امپراتوری [[مسیحی]] [[روم]]، از شمال با [[ایران]] [[مجوس]] و در سایر نقاط مثل [[هند]] و [[مصر]] و حضور [[قبایل]] [[یهودی]] در داخل جزیرة‌العرب) به [[بت‌پرستی]] و [[شرک]] روی آورده بودند و [[زندگی]] قبیله‌ای و بیابان‌نشینی آنان با اختلاطی از [[رسوم]] و [[عقاید یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[مجوس]] همراه شده بود<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج۴، ص۱۵۱ـ۱۵۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref> برخی از [[عقاید]] [[اعراب جاهلی]] عبارت‎اند از: (۱): [[تقدیس]] حیوانات؛ (۲): [[اعتقاد]] به مؤثر بودن نیروی پنهانی در بعضی حیوانات، پرندگان، گیاهان و بعضی از مظاهر طبیعی، نظیر [[ستارگان]]، در [[سرنوشت انسان]]؛ (۳): [[بت پرستی]]؛ (۴): [[عدم اعتقاد به معاد]].<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی]]، [[سعیده سلطانی مقدم|سلطانی مقدم]]، [[عصر جاهلیت (مقاله)|مقاله «عصر جاهلیت»]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۹۱ـ۹۳.</ref>.


==دوم: [[گفتارهای جاهلی|گفتارها]] و [[بیان‌های جاهلی]]==
==دوم: [[گفتارهای جاهلی|گفتارها]] و [[بیان‌های جاهلی]]==
خط ۱۸: خط ۲۵:
===[[پرستش فرشتگان]]===
===[[پرستش فرشتگان]]===
===[[سنت جاهلی|سنت]] و [[رسوم جاهلی]]===
===[[سنت جاهلی|سنت]] و [[رسوم جاهلی]]===
برخی از [[اعمال]] و [[آداب و رسوم دینی]] [[عصر جاهلی]] عبارت‌اند از: (۱): داشتن معبدهایی برای [[بت پرستی]] یا [[پرستش]] موجوات دیگر؛ (۲): قرار دادن محلی در [[معابد]] برای بخور و [[قربانی]]؛ تقدیم [[قربانی]] و [[هدایا]] و [[نذری]] به [[خدایان]]<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>.
برخی از [[اعمال]] و [[آداب و رسوم دینی]] [[عصر جاهلی]] عبارت‌اند از: (۱): داشتن معبدهایی برای [[بت پرستی]] یا [[پرستش]] موجوات دیگر؛ (۲): قرار دادن محلی در [[معابد]] برای بخور و [[قربانی]]؛ تقدیم [[قربانی]] و [[هدایا]] و [[نذری]] به [[خدایان]]<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref>.
===[[اخلاق جاهلی]]===
===[[اخلاق جاهلی]]===
===[[تعصب جاهلی]]===
===[[تعصب جاهلی]]===
عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل می‎‌داد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی می‌شد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او می‌دانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمی‌شوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا "فرهنگ جاهلی" نامیده می‎‌شد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>. [[عصبیت]] قبیله‌ای همواره تنش‎‌هایی را میان [[قبایل]] رقیب یا همجوار پدید می‌‌آورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حساب‌های [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارش‌هایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کرده‌اند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شراره‎‌های [[تعصّب]] و کینه‎‌های [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفت‎‌های [[شیطان]]، غرور‎ها و کشش‎‌ها و وسوسه‎‌های او‎ست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>
عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل می‎‌داد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی می‌شد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او می‌دانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمی‌شوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا "فرهنگ جاهلی" نامیده می‎‌شد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>. [[عصبیت]] قبیله‌ای همواره تنش‎‌هایی را میان [[قبایل]] رقیب یا همجوار پدید می‌‌آورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حساب‌های [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارش‌هایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کرده‌اند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شراره‎‌های [[تعصّب]] و کینه‎‌های [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفت‎‌های [[شیطان]]، غرور‎ها و کشش‎‌ها و وسوسه‎‌های او‎ست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref>
== تلاش‌های معصومان در برابر فرهنگ جاهلی==
== تلاش‌های معصومان در برابر فرهنگ جاهلی==
یکی از تلاش‌های [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه می‌گردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است.
یکی از تلاش‌های [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه می‌گردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است.
خط ۳۳: خط ۴۰:


===دسته دوم===
===دسته دوم===
موارد اصلاح شده؛ برای مثال قبل از اسلام [[عرب]] دوران جاهلی به دو گروه حُل و حُمس تقسیم می‌شدند. کسانی که در [[حرم]] بودند، حمس نامیده می‌شدند؛ بنابراین قبیلۀ [[قریش]] حمس بود و بقیه [[عرب‌ها]] حل. وقتی عرب‌ها برای [[طواف]] به [[مکه]] می‌آمدند، باید با مردی قرشی هم پیمان می‌بودند و حرمی می‌داشتند و در هنگام طواف از [[لباس]] وی استفاده می‌کردند و چنانچه افرادی حرمی نداشتند یا با پرداخت [[پول]] هم امکان داشتن آن را نمی‌یافتند، برهنه و عریان [[طواف]] می‌کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} قبل از [[اسلام]] حرمی برای مردی به نام [[عیاض بن حمار]] مجاشعی بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] در هنگام [[ابلاغ]] [[آیات]] [[سوره]] [[برائت]] طبق [[دستور پیامبر]]{{صل}} اعلام کرد: کسی [[حق]] ندارد برهنه به طواف [[خانه خدا]] برود<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۸۲؛ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۴۱.</ref>. با ابلاغ این [[حکم]]، این امتیاز از [[قریش]] که وسیله‌ای برای کسب درآمد آنان بود، سلب شد و [[سنت]] [[جاهلی]] از بین رفت. نمونه دیگر اینکه در [[دوران جاهلیت]] وقتی برای بچه [[عقیقه]] می‌کردند، [[خون]] عقیقه را به سر بچه می‌مالیدند. [[پیامبر]]{{صل}} برای [[حسن]] و [[حسین]]{{ع}} عقیقه کرد، ولی از مالیدن خون به سر آنان اجتناب کرد و به تعبیر [[امام صادق]]{{ع}} سنت جاهلی را دگرگون ساخت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳.</ref>.
موارد اصلاح شده؛ برای مثال قبل از اسلام [[عرب]] دوران جاهلی به دو گروه حُل و حُمس تقسیم می‌شدند. کسانی که در [[حرم]] بودند، حمس نامیده می‌شدند؛ بنابراین قبیلۀ [[قریش]] حمس بود و بقیه [[عرب‌ها]] حل. وقتی عرب‌ها برای [[طواف]] به [[مکه]] می‌آمدند، باید با مردی قرشی هم پیمان می‌بودند و حرمی می‌داشتند و در هنگام طواف از [[لباس]] وی استفاده می‌کردند و چنانچه افرادی حرمی نداشتند یا با پرداخت [[پول]] هم امکان داشتن آن را نمی‌یافتند، برهنه و عریان [[طواف]] می‌کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} قبل از [[اسلام]] حرمی برای مردی به نام [[عیاض بن حمار]] مجاشعی]] بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] در هنگام [[ابلاغ]] [[آیات]] [[سوره]] [[برائت]] طبق [[دستور پیامبر]]{{صل}} اعلام کرد: کسی [[حق]] ندارد برهنه به طواف [[خانه خدا]] برود<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۸۲؛ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۴۱.</ref>. با ابلاغ این [[حکم]]، این امتیاز از [[قریش]] که وسیله‌ای برای کسب درآمد آنان بود، سلب شد و [[سنت]] [[جاهلی]] از بین رفت. نمونه دیگر اینکه در [[دوران جاهلیت]] وقتی برای بچه [[عقیقه]] می‌کردند، [[خون]] عقیقه را به سر بچه می‌مالیدند. [[پیامبر]]{{صل}} برای [[حسن]] و [[حسین]]{{ع}} عقیقه کرد، ولی از مالیدن خون به سر آنان اجتناب کرد و به تعبیر [[امام صادق]]{{ع}} سنت جاهلی را دگرگون ساخت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳.</ref>.


===دسته سوم===
===دسته سوم===
مواردی که دگرگون شده است. نمونه‌هایی از این تغییرات بیان می‌شود: در دوران جاهلیت برای اشراف [[احترام]] خاصی قایل بودند و به عموم [[مردم]] بها نمی‌دادند. اسلام ملاک [[برتری]] را [[تقوا]] قرار داد. رسول خدا{{صل}} در هنگام [[فتح مکه]] این نکته را برای مردم [[مکه]] بیان کرد و در [[سخنرانی]] خود فرمود: ای مردم، [[خداوند]] [[غرور]] [[جاهلیت]] و [[تفاخر]] به [[پدران]] را با آمدن اسلام از بین برد. [[آگاه]] باشید که همه شما از [[نسل]] [[آدم]] هستید و آدم از [[خاک]] [[آفریده]] شده است و [[بهترین]] [[بندگان خدا]] بنده‌ای است که تقوای او را داشته باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴۶: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ نَخْوَةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرَهَا بِآبَائِهَا أَلَا إِنَّكُمْ مِنْ آدَمَ{{ع}} وَ آدَمُ مِنْ طِينٍ أَلَا إِنَّ خَيْرَ عِبَادِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَاهُ}}.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۵۱.</ref>
مواردی که دگرگون شده است. نمونه‌هایی از این تغییرات بیان می‌شود: در دوران جاهلیت برای اشراف [[احترام]] خاصی قایل بودند و به عموم [[مردم]] بها نمی‌دادند. اسلام ملاک [[برتری]] را [[تقوا]] قرار داد. رسول خدا{{صل}} در هنگام [[فتح مکه]] این نکته را برای مردم [[مکه]] بیان کرد و در [[سخنرانی]] خود فرمود: ای مردم، [[خداوند]] [[غرور]] [[جاهلیت]] و [[تفاخر]] به [[پدران]] را با آمدن اسلام از بین برد. [[آگاه]] باشید که همه شما از [[نسل]] [[آدم]] هستید و آدم از [[خاک]] [[آفریده]] شده است و [[بهترین]] [[بندگان خدا]] بنده‌ای است که تقوای او را داشته باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴۶: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ نَخْوَةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرَهَا بِآبَائِهَا أَلَا إِنَّكُمْ مِنْ آدَمَ{{ع}} وَ آدَمُ مِنْ طِينٍ أَلَا إِنَّ خَيْرَ عِبَادِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَاهُ}}.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۵۱.</ref>
== جستارهای وابسته ==
==منابع==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100519.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:000060.jpg|22px]] [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۹''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[عباس میرزایی|میرزایی]]، [[سعیده سلطانی مقدم|سلطانی مقدم]]، [[عصر جاهلیت (مقاله)|مقاله «عصر جاهلیت»]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱''']]
{{پایان منابع}}
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:فرهنگ جاهلی]]
[[رده:مدخل]]
۷۵٬۹۱۶

ویرایش