←تلاشهای معصومان در برابر فرهنگ جاهلی
(←مقدمه) |
|||
خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
===[[تعصب جاهلی]]=== | ===[[تعصب جاهلی]]=== | ||
عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل میداد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی میشد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او میدانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمیشوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا "فرهنگ جاهلی" نامیده میشد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>. [[عصبیت]] قبیلهای همواره تنشهایی را میان [[قبایل]] رقیب یا همجوار پدید میآورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حسابهای [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارشهایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کردهاند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شرارههای [[تعصّب]] و کینههای [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفتهای [[شیطان]]، غرورها و کششها و وسوسههای اوست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref> | عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل میداد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر فرد [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی میشد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او میدانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمیشوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]]، [[حمیت]] ([[عصبیت]]) یا "فرهنگ جاهلی" نامیده میشد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>. [[عصبیت]] قبیلهای همواره تنشهایی را میان [[قبایل]] رقیب یا همجوار پدید میآورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حسابهای [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارشهایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کردهاند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شرارههای [[تعصّب]] و کینههای [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفتهای [[شیطان]]، غرورها و کششها و وسوسههای اوست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۴۱-۴۶۴</ref> | ||
==برخورد اسلام با فرهنگ جاهلی== | |||
موارد متعددی از مسائل [[فرهنگی]] [[عصر جاهلیت]] وجود دارد که [[اسلام]] آنها را [[اصلاح]] کرده است. آنان برای [[زنان]] در زمینههای مختلف [[ارزش]] قایل نبودند و سنتهای آنان به [[ضرر]] زنان و بر خلاف [[عقل]] و [[منطق]] بود. اسلام بسیاری از این [[رسوم]] و [[آداب]] و [[سنتهای جاهلی]] را دگرگون ساخت. برابر روایتی، در [[دوران جاهلیت]] زنان چیزی به [[ارث]] نمیبردند؛ اما اسلام برای زنان در ارث سهم قرار داد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۷۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۲۶۸.</ref>. در [[جاهلیت]] [[فحشا]] رسمی بود و زنان فاحشه پرچمی بر سردر خانههای خود قرار میدادند. اسلام با آن [[مبارزه]] کرد و فحشا را در هر شکل و [[شمایل]] آن [[ممنوع]] ساخت. یکی از [[آداب و رسوم]] جاهلیت این بود که مردی که از [[دنیا]] میرفت و زنی داشت، پسر وی که از [[همسر]] دیگرش بود، با او [[ازدواج]] میکرد، اما اسلام این رسم را ممنوع کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۰۶.</ref>. | |||
از جملۀ [[اعمال]] جاهلیت کشتن [[دختران]] بود تا مبادا به [[اسارت]] گرفته شوند؛ چراکه آن را ننگی برای خود میدانستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۲.</ref>؛ اما اسلام آن را اصلاح کرد و زنان [[مسلمان]] محترم بودند و [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} همه دختر بودند و [[حضرت]] برای آنان، به ویژه زهرا{{س}}، [[احترام]] خاصی قایل بود. | |||
از جملۀ این رسوبات [[جاهلی]] این بود که اشراف خود را از دیگران [[برتر]] میدانستند و به دیگران (غیر اشراف) [[زن]] نمیدادند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] را کفو یکدیگر معرفی کرد و [[جوانی]] به نام جویبر را برای [[خواستگاری]] دختری به نام ذَلفا نزد پدرش که از بزرگان و [[ثروتمندان]] بود فرستاد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۴۰.</ref>. برخی از [[تفکرات]] تفاخرآمیز جاهلی در دوران [[اسلامی]] هم وجود داشت. [[امام سجاد]]{{ع}} با کنیزی ازدواج کرد. [[عبدالملک مروان]]، [[خلیفه]] وقت، در نامهای حضرت را [[توبیخ]] کرد. [[امام]] [[تفکر]] وی را [[نادرست]] و بر اساس [[دوران جاهلیت]] دانست و افزود [[رسول خدا]]{{صل}} برای غلامش [[زن]] گرفت و با کنیزش [[ازدواج]] کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۴۶.</ref>. در [[نقلی]] این موضوع به گونهای دیگر آمده<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۷.</ref> و طبق آن، [[حضرت]] [[سرزنش]] وی را از [[اعمال]] [[جاهلی]] دانست. در خبری [[امام باقر]]{{ع}} بیان میکند که [[زید بن ثابت]] در امور [[فرایض]] و [[ارث]] طبق [[حکم جاهلیت]] نظر داده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۰۷.</ref>. این مطلب نشان میدهد که [[امامان]] نیز در مواردی به [[اصلاح]] [[آداب]] [[جاهلیت]] میپرداختند»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۵۴.</ref> | |||
== تلاشهای معصومان در برابر فرهنگ جاهلی== | == تلاشهای معصومان در برابر فرهنگ جاهلی== | ||
یکی از تلاشهای [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه میگردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. | یکی از تلاشهای [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. [[تحول]] در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از [[آداب و رسوم]] فرهنگی مانع تعالی جامعه میگردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. |