←سیاست در سیره سیاسی معصومان
(←سیاست) |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
واژه «سوس» که سیاست از آن گرفته شده، به چند معنا آمده است: | واژه «سوس» که سیاست از آن گرفته شده، به چند معنا آمده است: | ||
#[[سرشت]] و [[طبیعت]]: «سُوس» به ضم سین به معنای خُلُق و طبیعت و سرشت است. گفته میشود [[فصاحت]] در سرشت او قرار دارد<ref>{{عربی|و السُّوسُ: الطبْع و الخُلُق و السَجِيَّة. يقال: الفصاحة من سُوسِه}}؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. [[بدیهی]] است که این معنا در اینجا مورد نظر نیست؛ گرچه [[سیاست]] خوب آن است که [[فطریات]] اصلی [[مردم]] را تقویت کند. | #[[سرشت]] و [[طبیعت]]: «سُوس» به ضم سین به معنای خُلُق و طبیعت و سرشت است. گفته میشود [[فصاحت]] در سرشت او قرار دارد<ref>{{عربی|و السُّوسُ: الطبْع و الخُلُق و السَجِيَّة. يقال: الفصاحة من سُوسِه}}؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. [[بدیهی]] است که این معنا در اینجا مورد نظر نیست؛ گرچه [[سیاست]] خوب آن است که [[فطریات]] اصلی [[مردم]] را تقویت کند. | ||
#[[ریاست]]: سیاست از ماده «سوس» است. ابنمنظور مینویسد: کلمه «سَوْس» به معنای ریاست است و گفته میشود «بر آنان ریاست کرد ریاستی» و زمانی که بر کسی ریاست شود، گفته میشود ریاست او را بر عهده گرفت. و {{عربی|سَاسَ الأَمْرَ}}<ref>{{عربی|و السَّوْسُ: الرِّياسَةُ، يقال ساسوهم سَوْساً، و إِذا رَأَّسُوه قيل: سَوَّسُوه و أَساسوه. و سَاس الأَمرَ سِياسةً: قام به}}؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸.</ref> یعنی به کار [[حکومتی]] پرداخت. فیروزآبادی گوید: [[رعیت]] را سیاست کردم، یعنی به آنها [[امر و نهی]] کردم<ref>{{عربی|سُسْتُ الرعية سِيَاسَةً: أمرتها و نهيتها}}؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳ (چ دار احیاء).</ref>. بدیهی است این امر و نهی وقتی است که شخص [[قدرت]] داشته باشد و مردم هم به آن [[دستورها]] عمل کنند. مصداق کامل این معنا از سیاست، [[حکومتداری]] و ریاست بر [[امور سیاسی]] - [[اجتماعی]] مردم است؛ اما گاهی ممکن است افراد [[مدیریت]] جمعی را بر عهده داشته باشند و بهخوبی آنان را مدیریت کنند و جلو رسیدن [[آسیبهای اجتماعی]] به آنان را بگیرند. | #[[ریاست]]: سیاست از ماده «سوس» است. ابنمنظور مینویسد: کلمه «سَوْس» به معنای ریاست است و گفته میشود «بر آنان ریاست کرد ریاستی» و زمانی که بر کسی ریاست شود، گفته میشود ریاست او را بر عهده گرفت. و {{عربی|سَاسَ الأَمْرَ}}<ref>{{عربی|و السَّوْسُ: الرِّياسَةُ، يقال ساسوهم سَوْساً، و إِذا رَأَّسُوه قيل: سَوَّسُوه و أَساسوه. و سَاس الأَمرَ سِياسةً: قام به}}؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸.</ref> یعنی به کار [[حکومتی]] پرداخت. فیروزآبادی گوید: [[رعیت]] را سیاست کردم، یعنی به آنها [[امر و نهی]] کردم<ref>{{عربی|سُسْتُ الرعية سِيَاسَةً: أمرتها و نهيتها}}؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳ (چ دار احیاء).</ref>. بدیهی است این امر و نهی وقتی است که شخص [[قدرت]] داشته باشد و مردم هم به آن [[دستورها]] عمل کنند. مصداق کامل این معنا از سیاست، [[حکومتداری]] و ریاست بر [[امور سیاسی]] - [[اجتماعی]] مردم است؛ اما گاهی ممکن است افراد [[مدیریت]] جمعی را بر عهده داشته باشند و بهخوبی آنان را مدیریت کنند و جلو رسیدن [[آسیبهای اجتماعی]] به آنان را بگیرند. [[حکومت و دولت]] دارای فعالیتهای مختلف [[سیاسی]] است. گفتهاند واژه سیاست در [[امور حکومتی]]، اجتماعی و [[امنیت جامعه]] به کار میرود و به دو قسم [[سیاست داخلی]] و [[سیاست خارجی]] تقسیم میشود<ref>علیآقا آقابخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۱۵.</ref>. | ||
[[حکومت و دولت]] دارای فعالیتهای مختلف [[سیاسی]] است. گفتهاند واژه سیاست در [[امور حکومتی]]، اجتماعی و [[امنیت جامعه]] به کار میرود و به دو قسم [[سیاست داخلی]] و [[سیاست خارجی]] تقسیم میشود<ref>علیآقا آقابخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۱۵.</ref>. | |||
#[[تربیت]] و [[اصلاح]]: سیاست در لغت به معنای [[تأدیب]] و تربیت<ref>{{عربی|فُلانٌ مُجَرَّبٌ، قد ساسَ و سِيسَ عَلَيْه، أَي: أَدَّبَ، و أَدِّبَ}}؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳.</ref> هم آمده است. درواقع سیاست [[تدبیر]] اجتماعی و [[برنامهریزی]] برای [[رشد]] و تربیت صحیح افراد [[جامعه]] است. آن را [[اقدام]] به کاری برای اصلاح آن دانستهاند<ref>{{عربی|وَ السِّيَاسَةُ: القِيامُ على الشيْءِ بما يُصْلِحُه}}؛ ابناثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص۴۲۱؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ محمدمرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۸، ص۳۲۲؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸.</ref>. [[سیاست]] کاری است که [[سیاستمدار]] انجام میدهد و [[والی]] به سیاست امور [[رعیت]] میپردازد<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸.</ref>. در تفاوت سیاست [[با تدبیر]] گفته شده که سیاست دقت در امور است که اصل آن از کلمه «سُوس، ساس» اشتقاق یافته که حشرهای در [[بدن]] حیوانات است و باعث [[آزار]] آنها میشود<ref>{{عربی|أن السياسة هي النظر في الدقيق من أمور السوس مشتقة من السوس هذا الحيوان المعروف}}؛ ابوهلال عسکری، الفروق فی اللغه، ص۱۸.</ref>. درواقع شخص با سیاستِ درست مانع آسیبدیدن [[جامعه]] میشود، همانگونه که با دقت ساس (حشره موذی) را دور میکند. سیاست [[تدبیر]] مستمر است و به تدبیر در یک کار سیاست گفته نمیشود؛ در نتیجه هر سیاستی تدبیر است، ولی هر تدبیری سیاست نیست و سیاست به جهت تداوم آن، به دقت نیاز دارد<ref>{{عربی|أن السياسة في التدبير المستمر و لا يقال للتدبير الواحد سياسة فكل سياسة تدبير و ليس كل تدبير سياسة، و السياسة أيضا في الدقيق من أمور المسوس}}؛ ابوهلال عسکری، الفروق فی اللغه، ص۱۸۶.</ref>. درواقع [[حاکم]] [[مردم]] را در جهت [[اسلام]] یا اهداف و برنامههای خاص و روش و [[عقیده]] خود [[حفظ]] و [[هدایت]] میکند و اگر فرمانی داد، [[تخلف]] از آن را نمیپذیرد. در [[فارسی]] سیاست به [[تنبیه]] هم معنا شده است. میگویند «او را سیاست و تنبیه کرد»<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۲، ص۱۹۶۷.</ref>؛ چون از [[راه راست]] [[منحرف]] شده و به کار خلاف پرداخته، تنبیه شده است. | #[[تربیت]] و [[اصلاح]]: سیاست در لغت به معنای [[تأدیب]] و تربیت<ref>{{عربی|فُلانٌ مُجَرَّبٌ، قد ساسَ و سِيسَ عَلَيْه، أَي: أَدَّبَ، و أَدِّبَ}}؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۲، ص۳۲۳.</ref> هم آمده است. درواقع سیاست [[تدبیر]] اجتماعی و [[برنامهریزی]] برای [[رشد]] و تربیت صحیح افراد [[جامعه]] است. آن را [[اقدام]] به کاری برای اصلاح آن دانستهاند<ref>{{عربی|وَ السِّيَاسَةُ: القِيامُ على الشيْءِ بما يُصْلِحُه}}؛ ابناثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص۴۲۱؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ محمدمرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۸، ص۳۲۲؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸.</ref>. [[سیاست]] کاری است که [[سیاستمدار]] انجام میدهد و [[والی]] به سیاست امور [[رعیت]] میپردازد<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸.</ref>. در تفاوت سیاست [[با تدبیر]] گفته شده که سیاست دقت در امور است که اصل آن از کلمه «سُوس، ساس» اشتقاق یافته که حشرهای در [[بدن]] حیوانات است و باعث [[آزار]] آنها میشود<ref>{{عربی|أن السياسة هي النظر في الدقيق من أمور السوس مشتقة من السوس هذا الحيوان المعروف}}؛ ابوهلال عسکری، الفروق فی اللغه، ص۱۸.</ref>. درواقع شخص با سیاستِ درست مانع آسیبدیدن [[جامعه]] میشود، همانگونه که با دقت ساس (حشره موذی) را دور میکند. سیاست [[تدبیر]] مستمر است و به تدبیر در یک کار سیاست گفته نمیشود؛ در نتیجه هر سیاستی تدبیر است، ولی هر تدبیری سیاست نیست و سیاست به جهت تداوم آن، به دقت نیاز دارد<ref>{{عربی|أن السياسة في التدبير المستمر و لا يقال للتدبير الواحد سياسة فكل سياسة تدبير و ليس كل تدبير سياسة، و السياسة أيضا في الدقيق من أمور المسوس}}؛ ابوهلال عسکری، الفروق فی اللغه، ص۱۸۶.</ref>. درواقع [[حاکم]] [[مردم]] را در جهت [[اسلام]] یا اهداف و برنامههای خاص و روش و [[عقیده]] خود [[حفظ]] و [[هدایت]] میکند و اگر فرمانی داد، [[تخلف]] از آن را نمیپذیرد. در [[فارسی]] سیاست به [[تنبیه]] هم معنا شده است. میگویند «او را سیاست و تنبیه کرد»<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۲، ص۱۹۶۷.</ref>؛ چون از [[راه راست]] [[منحرف]] شده و به کار خلاف پرداخته، تنبیه شده است. | ||
#حفظ و [[حراست]]: {{عربی| سَوَسَ}} به معنای حفظ چیزی نیز آمده است؛ مانند سخن [[حضرت علی]]{{ع}} که میفرماید: {{متن حدیث|سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ}}<ref>«ایمانتان را با دادن [[صدقه]] حفظ کنید» نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، ص۴۹۵.</ref>. | #حفظ و [[حراست]]: {{عربی| سَوَسَ}} به معنای حفظ چیزی نیز آمده است؛ مانند سخن [[حضرت علی]]{{ع}} که میفرماید: {{متن حدیث|سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ}}<ref>«ایمانتان را با دادن [[صدقه]] حفظ کنید» نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، ص۴۹۵.</ref>. | ||