ولایت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) |
||
| خط ۳۶۳: | خط ۳۶۳: | ||
[[آیات]] یاد شده، بخش بسیار کوچکی از انبوه آیاتی است که بر [[توحید افعالی]]، [[ربوبی]] و... [[خداوند]] تأکید میکنند. پیشتر گفته شد، از آنجا که [[ولایت خدا]] و [[رسول]] و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]]، در یک [[سیاق]] واحد بیان شدهاند، از اینرو، ظاهر آن است که قلمرو [[ولایت]] ایشان نیز همسان باشد؛ مگر آنکه این قلمرو در آیاتی دیگر [[مقید]] شده باشد. اینک که قلمرو [[ولایت خداوند]] روشن شد، باید دید که در دیگ [[آیات]]، [[مقید]] یا مخصِّصی برای همسانی محدوده [[ولایت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و مصداق مدنظر با قلمرو [[ولایت خداوند]] وجود دارد یا نه؟ در پاسخ باید گفت، تتبع در [[آیات]] ما را به این نتیجه میرساند که تخصیص و تقییدی در این باره وجود ندارد، بلکه، چنانکه خواهد آمد، برخی [[آیات]] نشانگر آن است که [[خداوند متعال]] این [[ولایت]] را به برخی از [[انسانها]] داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۶۱-۱۷۶.</ref>. | [[آیات]] یاد شده، بخش بسیار کوچکی از انبوه آیاتی است که بر [[توحید افعالی]]، [[ربوبی]] و... [[خداوند]] تأکید میکنند. پیشتر گفته شد، از آنجا که [[ولایت خدا]] و [[رسول]] و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]]، در یک [[سیاق]] واحد بیان شدهاند، از اینرو، ظاهر آن است که قلمرو [[ولایت]] ایشان نیز همسان باشد؛ مگر آنکه این قلمرو در آیاتی دیگر [[مقید]] شده باشد. اینک که قلمرو [[ولایت خداوند]] روشن شد، باید دید که در دیگ [[آیات]]، [[مقید]] یا مخصِّصی برای همسانی محدوده [[ولایت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و مصداق مدنظر با قلمرو [[ولایت خداوند]] وجود دارد یا نه؟ در پاسخ باید گفت، تتبع در [[آیات]] ما را به این نتیجه میرساند که تخصیص و تقییدی در این باره وجود ندارد، بلکه، چنانکه خواهد آمد، برخی [[آیات]] نشانگر آن است که [[خداوند متعال]] این [[ولایت]] را به برخی از [[انسانها]] داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۶۱-۱۷۶.</ref>. | ||
==ولایت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل== | |||
ولایت در قرآن درباره [[پروردگار]] و [[اولیاء الهی]] و یا درباره [[شیطان]] و [[کفار]] به کار رفته است. | |||
===[[ولایت خداوند]] در [[قرآن]]=== | |||
از آنجا که در [[نظام تکوین]] و [[تشریع]]، همه امور به [[خداوند]] باز میگردد؛ لذا واژه [[ولایت الهی]] دربردارنده مفهوم استیلای بر مادون و [[تدبیر]] و [[هدایت]] آن است. البته در قرآن، ولایت الهی به انحای گوناگون مطرح شده؛ هرچند که همگی آنها مراتب یک [[حقیقت]] هستند. [[صور]] مختلف ولایت خداوند در قرآن بدین قرار است: | |||
====ولایت در [[تکوین]]==== | |||
برخی از [[آیات]]، [[ولایت تکوینی]] خداوند را مورد اشاره قرارداده است؛ از جمله: | |||
{{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده میگرداند و او بر هر کاری تواناست» سوره شوری، آیه ۹.</ref>. | |||
{{متن قرآن|رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ}}<ref>«پروردگارا! به من از فرمانروایی پارهای دادهای و از خوابگزاری بخشی آموختی؛ ای آفریدگار آسمانها و زمین! تو سرور من در این جهان و در جهان واپسینی، مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران و به شایستگان بپیوند» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۲.</ref> | |||
====ولایت در تشریع==== | |||
=====ولایت در هدایت و [[ارشاد]] به مطلوب===== | |||
در برخی از [[آیات قرآن]]، [[ولایت تشریعی]] خداوند مطرح شده است. | |||
{{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>. | |||
=====ولایت در هدایت و [[ایصال الی المطلوب]]===== | |||
ایصال الی المطلوب به معنای رسانیدن [[متقین]] به نتیجه نهایی است که در هدایت طالب آن بودهاند. در این مورد، هدایت خداوند تا رسیدن به سرمنزل مقصود ادامه پیدا میکند. | |||
{{متن قرآن|إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ}}<ref>«بیگمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی میکند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref>. | |||
در مورد دیگر [[انسانها]] نیز میتوان گفت که به [[میزان]] استعدادی که هریک در بهرهمندی از [[ولایت خاص]] [[الهی]] دارند، [[هدایت]] [[خداوند]] آنان را در بر میگیرد. | |||
{{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۲.</ref> | |||
=====[[ولایت]] در [[اداره جامعه]] [[دینی]] و پذیرش [[حکم الهی]] در [[منازعات]] [[اجتماعی]] و [[قوانین الهی]]===== | |||
رویکرد هدایت خداوند فقط در حیطه فردی نیست؛ بلکه [[امور اجتماعی]] را نیز در بر میگیرد. | |||
{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۴.</ref> | |||
===ولایت [[اولیاء]] خداوند در [[قرآن]]=== | |||
بنا بر تحلیلی که درباره واژه ولایت بیان گردید، همه مراتبی که برای [[ولایت الهی]] [[اثبات]] شد، در مرتبه خلقی برای [[ولیالله]] نیز اثبات میگردد؛ با این تفاوت که همه مقامها و [[ولایتها]] در [[پروردگار]] [[بالاصاله]] و ذاتی است و در ولی الهی بالعرض و تبعی است. ذیلاً به برخی از آنها اشاره میگردد: | |||
====ولایت [[اولیاء الهی]] در [[نظام تکوین]]==== | |||
[[ولی خدا]] با [[اذن خداوند]] میتواند در [[نظام هستی]] [[اعمال]] ولایت نماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار میگردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۵.</ref> | |||
====[[ولایت]] [[اولیاء الهی]] در [[نظام]] [[تشریع]]==== | |||
[[شریعت الهی]] از طریق [[ولیالله]] تحقق مییابد و بر اساس [[اراده خداوند]]، [[اولویت]] و [[ولایتی]] برای او پدید میآید. این ولایت هنگامی که تبعاً و نه اصالتاً به [[نبی]] و یا [[وصی]] منتقل میگردد، همان شدت و حِدَّت را دارد: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۵.</ref> | |||
====[[ولایت]] [[اولیاء الهی]] در [[حکومت]] و [[امارت]] بر [[مسلمین]]==== | |||
[[خداوند]] [[حاکمیت]] [[دین]] و [[شریعت]] خویش را از طریق [[اولیاء]] خود{{عم}} محقق میسازد: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. | |||
{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. | |||
نتیجه آنکه: اصل در معنای ولایت، شدت [[قرابت]] میان ولی و [[مولی علیه]] است و ولایت استیلای [[الهی]]، عیناً به اسم [[ولی الله]] در مرتبه خلقی منتقل میگردد. | |||
لذا همان طور که همه خلایق [[گوش به فرمان]] [[پروردگار]] در [[نظام تکوین]] هستند، در [[نظام]] [[تشریع]] نیز، که از [[فروع]] [[تکوین]] است، [[مردم]] میباید گوش به فرمان [[خدا]] و اولیاء الهی{{عم}} باشند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>. | |||
بر اساس آنچه بیان شد، مشخص میگردد که دامنه معنای کلمه ولایت در قرآن وسیع است. از این رو باید مفهوم و مراتب آن در هر [[آیه]]، بر اساس قراین و [[سیاق آیه]] و با [[تمسک]] به [[روایات اهل بیت]]{{عم}} - به عنوان [[مفسرین]] [[واقعی]] [[قرآن]] - مشخص شود. | |||
بنابر توضیحاتی که گذشت، باید گفت که بالاترین [[مرتبه ولایت]] که اصالتاً منحصر در [[پروردگار]] است و تبعاً به [[اولیاء الهی]] منتقل میشود، «[[ولایت تکوینی]]» است که [[ظهور]] [[رحمت رحمانیه]] پروردگار در عالم است؛ اسم «[[رحمان]]» تکویناً [[ولایت]] بر کل عالم، از جمله [[انسانها]] دارد. در مرتبه دوم، [[ولایت تشریعی]] [[الهی]] بر انسانها است که از [[شئون]] ولایت تکوینی [[خداوند]] است. در مرتبه سوم، ولایت تشریعی [[نبی گرامی]]{{صل}} و [[انبیاء]] [[صاحب شریعت]]{{عم}} بر [[ملت]] خود است؛ این ولایت [[مظهر]] ولایت تشریعی پروردگار در میان [[مردم]] است. در مرتبه چهارم، ولایت تشریعی [[اوصیاء]] انبیاء [[اولوالعزم]]{{عم}} بر [[امت]] آن [[پیامبران]]{{صل}} است. آیه مورد [[استدلال]]<ref>مائده ۵۵</ref> نیز اشاره به سه مرتبه اخیر ولایت تشریعی خداوند و [[رسول]]{{صل}} و اوصیاء رسول{{عم}} دارد؛ که [[ولایت خداوند]] بالاصالة و ولایت رسول{{صل}} و اوصیاء گرامیاش{{عم}} تبعی است. | |||
به عنوان جمعبندی و در یک نگاه کلی به [[ولایت الهی]] روشن میشود که: [[انسان]] بنابر مرتبه خلقی خود، [[استعداد]] و [[توانایی]] رسیدن به [[مقام]] ولایتاللهی (یعنی [[عبودیت]] و [[بندگی]] تام) را دارد. [[هدف از خلقت]] او نیز نیل به همین مقام است. ولی برای رسیدن به این رتبه، باید در [[نظام]] [[تشریع]]، تحت [[تربیت]] اسم [[ربّ]] الهی قرار گیرد که مظهر آن در هر [[زمان]]، [[حجج الهی]]{{عم}} هستند؛ تا با [[هدایت]] آنان، این مهم واقع شود؛ چنان که خداوند به [[حضرت آدم]]{{ع}} بعد از [[هبوط]] به [[زمین]] فرمود: {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref>. | |||
به همین دلیل است که همه [[شئون ولایت]] [[الهی]] در [[امور فردی]] و [[اجتماعی]]، به [[انبیاء]]{{عم}} منتقل میگردد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۵.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||