جز
جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
*در برخی [[روایات]]، این [[حیرت]]، به خود [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز نسبت داده شده است. "[[حیرت]]" از نظر لغت هنگامی به کار میرود که شخص، در کار خود سرگردان است<ref> جوهری، الصحاح، ج ۲، ص ۶۴۰</ref> و گشایشی در آن نمیبیند<ref> طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۶۰۴</ref>. که این، به تناسب افراد متفاوت خواهد بود، از اینرو سرگردانی آن حضرت، با آنچه در باره عموم [[مردم]] گفته شده، کاملا متفاوت است. | *در برخی [[روایات]]، این [[حیرت]]، به خود [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز نسبت داده شده است. "[[حیرت]]" از نظر لغت هنگامی به کار میرود که شخص، در کار خود سرگردان است<ref> جوهری، الصحاح، ج ۲، ص ۶۴۰</ref> و گشایشی در آن نمیبیند<ref> طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۶۰۴</ref>. که این، به تناسب افراد متفاوت خواهد بود، از اینرو سرگردانی آن حضرت، با آنچه در باره عموم [[مردم]] گفته شده، کاملا متفاوت است. | ||
*[[اصبغ بن نباته]] گوید: بر [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} وارد شدم و دیدم در حالی که در [[اندیشه]] فرو رفته است، با انگشت بر [[زمین]] خط میکشد. پرسیدم: ای [[امیر المؤمنین]]! چرا شما را اندیشناک میبینم و چرا بر [[زمین]] خط میکشید؟ آیا به [[زمین]] و [[خلافت]] در آن رغبتی دارید؟ فرمود: نه به [[خدا]] [[سوگند]]! نه به آن و نه به [[دنیا]] هیچ روزی اشتیاقی نداشتهام؛ لکن در فرزندی میاندیشم که از سلاله من و یازدهمین [[فرزند من]] است. او [[مهدی]] است و [[زمین]] را پر از [[عدل]] وداد میسازد؛ همانگونه که پر از [[ستم]] و [[جور]] شده باشد. او را سرگردانی و غیبتی است که اقوامی در آن [[گمراه]] شده و اقوامی دیگر در آن [[هدایت]] یابند<ref> ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۳۶؛ ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۶۰، ح ۴؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، باب ۲۶، ح ۱</ref>. | *[[اصبغ بن نباته]] گوید: بر [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} وارد شدم و دیدم در حالی که در [[اندیشه]] فرو رفته است، با انگشت بر [[زمین]] خط میکشد. پرسیدم: ای [[امیر المؤمنین]]! چرا شما را اندیشناک میبینم و چرا بر [[زمین]] خط میکشید؟ آیا به [[زمین]] و [[خلافت]] در آن رغبتی دارید؟ فرمود: نه به [[خدا]] [[سوگند]]! نه به آن و نه به [[دنیا]] هیچ روزی اشتیاقی نداشتهام؛ لکن در فرزندی میاندیشم که از سلاله من و یازدهمین [[فرزند من]] است. او [[مهدی]] است و [[زمین]] را پر از [[عدل]] وداد میسازد؛ همانگونه که پر از [[ستم]] و [[جور]] شده باشد. او را سرگردانی و غیبتی است که اقوامی در آن [[گمراه]] شده و اقوامی دیگر در آن [[هدایت]] یابند<ref> ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۳۶؛ ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۶۰، ح ۴؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، باب ۲۶، ح ۱</ref>. | ||
*البته این احتمال قوی مینماید که مقصود از سرگردانی در این [[روایت]]، سرگردانی [[مردم]] باشد؛ چرا که فرموده است برای او [[غیبت]] و [[حیرت]] - هر دو- هست و [[غیبت]] زمانی معنا پیدا میکند که حضرت در مواجهه با [[مردم]] تصور شود. مسلم است حضرت نزد خود | *البته این احتمال قوی مینماید که مقصود از سرگردانی در این [[روایت]]، سرگردانی [[مردم]] باشد؛ چرا که فرموده است برای او [[غیبت]] و [[حیرت]] - هر دو- هست و [[غیبت]] زمانی معنا پیدا میکند که حضرت در مواجهه با [[مردم]] تصور شود. مسلم است حضرت نزد خود غایب نیست و اگر گفته میشود برای او [[غیبت]] است، یعنی در مواجهه با [[مردم]] پنهان است. [[حیرت]] نیز اینگونه است؛ یعنی حالتی برای حضرت پدید میآید که حاصل آن برای [[مردم]]، سرگردانی و عدم [[گشایش]] در کارها خواهد بود. | ||
*قرینه این معنا در برخی [[روایات]] است که در ادامه سخن از [[گمراهی]] و [[هدایت مردم]] آمده است. | *قرینه این معنا در برخی [[روایات]] است که در ادامه سخن از [[گمراهی]] و [[هدایت مردم]] آمده است. | ||
*[[امهانی ثقفیه]] گوید: بامدادی خدمت سرورم، [[امام محمد باقر]]{{ع}} رسیدم و گفتم: ای آقای من! آیهای از کتاب خدای سبحانه و تعالی بر دلم خطور کرده است و مرا پریشان ساخته و [[خواب]] از چشمم ربوده است. فرمود: ای ام هانی! بپرس. پرسیدم: ای سرورم! این قول [[خداوند]]: {{متن قرآن|فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ}}<ref>؛ سوره تکویر، آیه:۱۵- ۱۶.</ref> فرمود: ای ام هانی! خوب مسألهای پرسیدی. این، مولودی در [[آخر الزّمان]] است. او [[مهدی]] این [[عترت]] است و برای او [[حیرت]] و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن [[گمراه]] شوند و اقوامی نیز [[هدایت]] یابند. خوشا بر تو اگر او را دریابی! و خوشا بر کسی که او را دریابد<ref> {{عربی|" نِعْمَ الْمَسْأَلَةُ سَأَلْتِنِي يَا أُمَ هَانِئٍ هَذَا مَوْلُودٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ هُوَ الْمَهْدِيُ مِنْ هَذِهِ الْعِتْرَةِ تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَ غَيْبَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا أَقْوَامٌ فَيَا طُوبَى لَكِ إِنْ أَدْرَكْتِهِ وَ يَا طُوبَى مَنْ أَدْرَكَهُ"}}، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، باب ۳۲، ح ۱۴</ref>! با در نظر گرفتن یکی از معانی لغوی و به دور از معنای عرفی و اصطلاحی، اطلاق آن بر خود [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز بدون اشکال خواهد بود. و آن معنا این است که حیران به کسی میگویند که در کار خود گشایشی نمیبیند<ref> طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۶۰۴</ref> و [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز در [[دوران غیبت]] چنین است. مؤید این معنا روایاتی است که [[حیرت]] جز بر خود حضرت قابل تطبیق نیست. | *[[امهانی ثقفیه]] گوید: بامدادی خدمت سرورم، [[امام محمد باقر]]{{ع}} رسیدم و گفتم: ای آقای من! آیهای از کتاب خدای سبحانه و تعالی بر دلم خطور کرده است و مرا پریشان ساخته و [[خواب]] از چشمم ربوده است. فرمود: ای ام هانی! بپرس. پرسیدم: ای سرورم! این قول [[خداوند]]: {{متن قرآن|فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ}}<ref>؛ سوره تکویر، آیه:۱۵- ۱۶.</ref> فرمود: ای ام هانی! خوب مسألهای پرسیدی. این، مولودی در [[آخر الزّمان]] است. او [[مهدی]] این [[عترت]] است و برای او [[حیرت]] و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن [[گمراه]] شوند و اقوامی نیز [[هدایت]] یابند. خوشا بر تو اگر او را دریابی! و خوشا بر کسی که او را دریابد<ref> {{عربی|" نِعْمَ الْمَسْأَلَةُ سَأَلْتِنِي يَا أُمَ هَانِئٍ هَذَا مَوْلُودٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ هُوَ الْمَهْدِيُ مِنْ هَذِهِ الْعِتْرَةِ تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَ غَيْبَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا أَقْوَامٌ فَيَا طُوبَى لَكِ إِنْ أَدْرَكْتِهِ وَ يَا طُوبَى مَنْ أَدْرَكَهُ"}}، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، باب ۳۲، ح ۱۴</ref>! با در نظر گرفتن یکی از معانی لغوی و به دور از معنای عرفی و اصطلاحی، اطلاق آن بر خود [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز بدون اشکال خواهد بود. و آن معنا این است که حیران به کسی میگویند که در کار خود گشایشی نمیبیند<ref> طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۶۰۴</ref> و [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز در [[دوران غیبت]] چنین است. مؤید این معنا روایاتی است که [[حیرت]] جز بر خود حضرت قابل تطبیق نیست. | ||