بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'زندگی خانوادگی' به 'زندگی خانوادگی') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نبوت}} | {{نبوت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۵: | ||
==اصول اساسی [[سیره]] [[پیامبر]]== | ==اصول اساسی [[سیره]] [[پیامبر]]== | ||
اصول اولیه [[اخلاق]] و معیارهای اولیه [[انسانیت]]، به هیچ وجه نسبی نیست، مطلق است؛ ولی معیارهای ثانوی نسبی است و در [[اسلام]] هم ما با این مسئله مواجه هستیم. | اصول اولیه [[اخلاق]] و معیارهای اولیه [[انسانیت]]، به هیچ وجه نسبی نیست، مطلق است؛ ولی معیارهای ثانوی نسبی است و در [[اسلام]] هم ما با این مسئله مواجه هستیم. | ||
===اصول ملغا=== | ===اصول ملغا=== | ||
در [[سیره رسول اکرم]] یک سلسله اصول را میبینیم که [[باطل]] و ملغا است؛ یعنی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در [[سیره]] و روش خودش، در [[منطق]] عملی خودش، هرگز از این روشها در هیچ شرایطی استفاده نکرده است. اینها از نظر [[اسلام]] مطرود است؛ در تمام شرایط و در تمام زمانها و مکانها. | در [[سیره رسول اکرم]] یک سلسله اصول را میبینیم که [[باطل]] و ملغا است؛ یعنی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در [[سیره]] و روش خودش، در [[منطق]] عملی خودش، هرگز از این روشها در هیچ شرایطی استفاده نکرده است. اینها از نظر [[اسلام]] مطرود است؛ در تمام شرایط و در تمام زمانها و مکانها. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
#'''اصل [[تجاوز]]:''' [[تجاوز]] یعنی یک قدم از حد جلوتر رفتن. [[قرآن]] [[تجاوز]] را ملغا میداند، حتی با [[دشمن]]: و در [[راه خدا]] با آنان که به [[جنگ]] و [[دشمنی]] شما برخیزند [[جهاد]] کنید، لکن از حد [[تجاوز]] نکنید<ref>{{متن قرآن|وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ}}و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد؛ سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref> [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} همیشه در [[جنگها]] توصیه میکردند وقتی [[دشمن]] افتاده و مجروح است، به او کاری نداشته باشید؛ فلان پیرمرد که در [[جنگ]] شرکت نکرده است، به او کاری نداشته باشید؛ به کودکانشان کاری نداشته باشید، [[آب]] را بر آنها نبندید. درباره [[کفار]] [[قریش]] [[قرآن]] چه دستوری میدهد؟ نه تنها [[مشرک]] و [[بتپرست]] و [[دشمن]] بودند، بلکه حدود بیست سال با [[پیامبر]]{{صل}} جنگیدند و از هیچ کاری که از آنها ساخته باشد کوتاهی نکرده بودند. ولی آن اواخر، دوره [[فتح مکه]] میرسد. [[سوره مائده]] آخرین سورهای است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نازل شده. بقایایی از [[دشمن]] باقی مانده، ولی دیگر [[قدرت]] دست [[مسلمین]] است. در این [[سوره]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}<ref>ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید «1» و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است؛ سوره مائده، آیه:۸.</ref> خلاصه مضمون این است: ای اهل [[ایمان]]، ما میدانیم دلهای شما از اینها پر از [[عقده]] و [[ناراحتی]] است، از اینها [[ناراحتی]] و [[رنج]] بسیار دیدید، ولی مبادا آن [[ناراحتیها]] سبب بشود که حتی درباره این [[دشمنان]] از حد [[عدالت]] خارج شوید. از حد [[تجاوز]] کردن در هیچ موردی جایز نیست. هر چیزی [[میزان]] و حد دارد، از آن حد نباید [[تجاوز]] کرد. حد [[تجاوز]] در [[جنگ]] چیست؟ میپرسم با [[دشمن]] برای چه میجنگی؟ میگویی من با [[دشمن]] میجنگم تا خاری را از سر راه [[بشریت]] بردارم. خار را که برداشتی دیگر کافی است. آن شاخه که خار نیست، شاخه را برای چه میخواهی برداری؟ این، معنای حد است. | #'''اصل [[تجاوز]]:''' [[تجاوز]] یعنی یک قدم از حد جلوتر رفتن. [[قرآن]] [[تجاوز]] را ملغا میداند، حتی با [[دشمن]]: و در [[راه خدا]] با آنان که به [[جنگ]] و [[دشمنی]] شما برخیزند [[جهاد]] کنید، لکن از حد [[تجاوز]] نکنید<ref>{{متن قرآن|وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ}}و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد؛ سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref> [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} همیشه در [[جنگها]] توصیه میکردند وقتی [[دشمن]] افتاده و مجروح است، به او کاری نداشته باشید؛ فلان پیرمرد که در [[جنگ]] شرکت نکرده است، به او کاری نداشته باشید؛ به کودکانشان کاری نداشته باشید، [[آب]] را بر آنها نبندید. درباره [[کفار]] [[قریش]] [[قرآن]] چه دستوری میدهد؟ نه تنها [[مشرک]] و [[بتپرست]] و [[دشمن]] بودند، بلکه حدود بیست سال با [[پیامبر]]{{صل}} جنگیدند و از هیچ کاری که از آنها ساخته باشد کوتاهی نکرده بودند. ولی آن اواخر، دوره [[فتح مکه]] میرسد. [[سوره مائده]] آخرین سورهای است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نازل شده. بقایایی از [[دشمن]] باقی مانده، ولی دیگر [[قدرت]] دست [[مسلمین]] است. در این [[سوره]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}<ref>ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید «1» و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است؛ سوره مائده، آیه:۸.</ref> خلاصه مضمون این است: ای اهل [[ایمان]]، ما میدانیم دلهای شما از اینها پر از [[عقده]] و [[ناراحتی]] است، از اینها [[ناراحتی]] و [[رنج]] بسیار دیدید، ولی مبادا آن [[ناراحتیها]] سبب بشود که حتی درباره این [[دشمنان]] از حد [[عدالت]] خارج شوید. از حد [[تجاوز]] کردن در هیچ موردی جایز نیست. هر چیزی [[میزان]] و حد دارد، از آن حد نباید [[تجاوز]] کرد. حد [[تجاوز]] در [[جنگ]] چیست؟ میپرسم با [[دشمن]] برای چه میجنگی؟ میگویی من با [[دشمن]] میجنگم تا خاری را از سر راه [[بشریت]] بردارم. خار را که برداشتی دیگر کافی است. آن شاخه که خار نیست، شاخه را برای چه میخواهی برداری؟ این، معنای حد است. | ||
#'''اصل [[انظلام]] و استرحام:''' اصل [[انظلام]] و استرحام از اصولی است که هرگز [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} یا اوصیای [[پیامبر]]{{عم}} از این اصل [[پیروی]] نکردند. آیا [[پیامبر]] در جایی که چون [[دشمن]] را [[قوی]] میدیدند به یکی از این دو وسیله چنگ زدهاند؟ استرحام، یعنی گردنشان را کج کنند و شروع کنند به التماس کردن، ناله و [[زاری]] کردن که به ما رحم کن؟ هرگز. [[انظلام]] چطور؟ یعنی تن به [[ظلم]] دادن. این هم هرگز. [[پیامبر اکرم]] و همچنین اوصیای بزرگوار او و بلکه همچنین تربیتشدگان [[مکتب]] او، هرگز از این اصول استفاده نکردهاند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۷۸-۸۱ </ref> | #'''اصل [[انظلام]] و استرحام:''' اصل [[انظلام]] و استرحام از اصولی است که هرگز [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} یا اوصیای [[پیامبر]]{{عم}} از این اصل [[پیروی]] نکردند. آیا [[پیامبر]] در جایی که چون [[دشمن]] را [[قوی]] میدیدند به یکی از این دو وسیله چنگ زدهاند؟ استرحام، یعنی گردنشان را کج کنند و شروع کنند به التماس کردن، ناله و [[زاری]] کردن که به ما رحم کن؟ هرگز. [[انظلام]] چطور؟ یعنی تن به [[ظلم]] دادن. این هم هرگز. [[پیامبر اکرم]] و همچنین اوصیای بزرگوار او و بلکه همچنین تربیتشدگان [[مکتب]] او، هرگز از این اصول استفاده نکردهاند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۷۸-۸۱ </ref> | ||
===اصول حتمی=== | ===اصول حتمی=== | ||
یک سلسله اصول است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} همیشه از آن اصول استفاده کردهاند، هر چند بهطور نسبی. اینجا است که مسئله نسبیت در بعضی از موارد مطرح میشود. | یک سلسله اصول است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} همیشه از آن اصول استفاده کردهاند، هر چند بهطور نسبی. اینجا است که مسئله نسبیت در بعضی از موارد مطرح میشود. | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۴: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1368969.jpg|22px]] [[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{پیامبر خاتم افقی}} | {{پیامبر خاتم افقی}} | ||