تعصب در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۹ اکتبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۷: خط ۳۷:


==تعصب در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
==تعصب در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
«[[تعصب]]»، مصدر باب تفعّل است. در [[کلام عرب]] گفته می‌شود: {{عربی|"یَعصِبُ عصباً الشيء"}} «آن چیز را با طناب و غیر آن بست» و {{عربی|"یَتَعَصَّبُ تَعَصُّبَاً"» یعنی دستار بر سر بست یا باند بر خود پیچید. {{عربی|"العِصابُ و العصابه"}} به چیزی گفته می‌شود که به وسیله آن بسته سر یا جایی می‌شود<ref>المنجد، لسان العرب، ج۹، ص۲۳۰.</ref>. این واژه از ماده «عَصَب» گرفته شده که به معنای رشته‌هایی است که مفاصل استخوان‌ها و عضلات را به هم پیوند می‌دهد<ref>مفردات، ص۵۶۸.</ref>.
«[[تعصب]]»، مصدر باب تفعّل است. در [[کلام عرب]] گفته می‌شود: {{عربی|"یَعصِبُ عصباً الشيء"}} «آن چیز را با طناب و غیر آن بست» و {{عربی|"یَتَعَصَّبُ تَعَصُّبَاً"}} یعنی دستار بر سر بست یا باند بر خود پیچید. {{عربی|"العِصابُ و العصابه"}} به چیزی گفته می‌شود که به وسیله آن بسته سر یا جایی می‌شود<ref>المنجد، لسان العرب، ج۹، ص۲۳۰.</ref>. این واژه از ماده «عَصَب» گرفته شده که به معنای رشته‌هایی است که مفاصل استخوان‌ها و عضلات را به هم پیوند می‌دهد<ref>مفردات، ص۵۶۸.</ref>.


این واژه به معنای هر نوع [[وابستگی]] شدید [[فکری]] و عملی آمده است<ref>پیام قرآن، ج۲، ص۲۱۸.</ref>. نقطه مقابل «تعصب» [[حق‌طلبی]] و [[تسلیم]] در برابر آن است. «تعصب» یعنی [[وفاداری]] که در آن نفس وفاداری مهم‌تر از متعلّق وفاداری باشد. به این معنا که [[انسان]] گاهی به چیزی [[وفادار]] است؛ چون آن چیز [[ارزش]] دارد و هنگامی که ارزش آن از دست رفت دیگر نسبت به آن وفاداری نشان نمی‌دهد. اگر چنین چیزی باشد تعصب [[مذموم]] نیست، اگر نفس وفاداری به چیزی اصل قرار گرفت و متعلق وفاداری مهم تلقی نشد، [[تعصب]] (مذموم) مطرح می‌شود. با این توضیح، [[ارتباط]] بین معنای لغوی و اصطلاحی روشن می‌شود. به این بیان که گویا شخص [[متعصّب]] با رشته‌های غیر قابل انفکاکی به متعلق وابستگی خود چسبیده است و این وابستگی برایش موضوعیت دارد.
این واژه به معنای هر نوع [[وابستگی]] شدید [[فکری]] و عملی آمده است<ref>پیام قرآن، ج۲، ص۲۱۸.</ref>. نقطه مقابل «تعصب» [[حق‌طلبی]] و [[تسلیم]] در برابر آن است. «تعصب» یعنی [[وفاداری]] که در آن نفس وفاداری مهم‌تر از متعلّق وفاداری باشد. به این معنا که [[انسان]] گاهی به چیزی [[وفادار]] است؛ چون آن چیز [[ارزش]] دارد و هنگامی که ارزش آن از دست رفت دیگر نسبت به آن وفاداری نشان نمی‌دهد. اگر چنین چیزی باشد تعصب [[مذموم]] نیست، اگر نفس وفاداری به چیزی اصل قرار گرفت و متعلق وفاداری مهم تلقی نشد، [[تعصب]] (مذموم) مطرح می‌شود. با این توضیح، [[ارتباط]] بین معنای لغوی و اصطلاحی روشن می‌شود. به این بیان که گویا شخص [[متعصّب]] با رشته‌های غیر قابل انفکاکی به متعلق وابستگی خود چسبیده است و این وابستگی برایش موضوعیت دارد.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش