اولو الامر: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۵: خط ۳۵:


#امر اطیعوا به صورت مطلق آمده است، یعنی [[خداوند]] [[دستور]] به [[تبعیت]] از [[رسول]] خود و اولوالامر داده است بدون آنکه این تبعیت مشروط به [[زمان]] یا مکان یا هر قید دیگر باشد. برای توضیح این مطلب باید گفت: خداوند در [[سوره عنکبوت]] دستور به تبعیت از [[پدر]] و [[مادر]] داده است و [[اطاعت]] از آن دو را مشروط به غیر [[کفر]] کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}«و به آدمی سپرده‌ایم به پدر و مادرش نکویی کند و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر! بازگشتتان به سوی من است آنگاه من شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهم کرد» سوره عنکبوت، آیه ۸.</ref>‏؛ یعنی در صورتی که پدر و مادر، شما را امر کرده که به خداوند کفر بورزید و برای او [[شریک]] قرار بدهید شما موظف هستید نپذیرید، اما بقیه [[اوامر]] ایشان را انجام دهید. اما اطاعتی که در آیه مورد بحث آمده، هیچ قید و شرطی برای آن نیست و [[آیات]] دیگری نیز [[شاهد]] بر معنای فوق بوده و هر نوع [[نافرمانی]] از رسول{{صل}}، نافرمانی از خداوند تلقی شده<ref>سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> و هر نوع [[تبعیت از پیامبر]] [[خدا]]، [[اطاعت از خداوند]] تلقی شده است<ref>{{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. البته نکته حائز اهمیت آن است که در آیه مذکور، اولوالامر بدون تکرار "اطیعوا" عطف بر رسول شده است و این گویای این مطلب است که [[اطاعت از اولوالامر]] هیچ تفاوتی با [[اطاعت از رسول]] ندارد و همان گونه که اطاعت از رسول بدون قید و شرط است،[[ اطاعت]] از اولو الامر نیز بدون قید و شرط است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص۵۸.</ref>
#امر اطیعوا به صورت مطلق آمده است، یعنی [[خداوند]] [[دستور]] به [[تبعیت]] از [[رسول]] خود و اولوالامر داده است بدون آنکه این تبعیت مشروط به [[زمان]] یا مکان یا هر قید دیگر باشد. برای توضیح این مطلب باید گفت: خداوند در [[سوره عنکبوت]] دستور به تبعیت از [[پدر]] و [[مادر]] داده است و [[اطاعت]] از آن دو را مشروط به غیر [[کفر]] کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}«و به آدمی سپرده‌ایم به پدر و مادرش نکویی کند و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر! بازگشتتان به سوی من است آنگاه من شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهم کرد» سوره عنکبوت، آیه ۸.</ref>‏؛ یعنی در صورتی که پدر و مادر، شما را امر کرده که به خداوند کفر بورزید و برای او [[شریک]] قرار بدهید شما موظف هستید نپذیرید، اما بقیه [[اوامر]] ایشان را انجام دهید. اما اطاعتی که در آیه مورد بحث آمده، هیچ قید و شرطی برای آن نیست و [[آیات]] دیگری نیز [[شاهد]] بر معنای فوق بوده و هر نوع [[نافرمانی]] از رسول{{صل}}، نافرمانی از خداوند تلقی شده<ref>سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> و هر نوع [[تبعیت از پیامبر]] [[خدا]]، [[اطاعت از خداوند]] تلقی شده است<ref>{{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. البته نکته حائز اهمیت آن است که در آیه مذکور، اولوالامر بدون تکرار "اطیعوا" عطف بر رسول شده است و این گویای این مطلب است که [[اطاعت از اولوالامر]] هیچ تفاوتی با [[اطاعت از رسول]] ندارد و همان گونه که اطاعت از رسول بدون قید و شرط است،[[ اطاعت]] از اولو الامر نیز بدون قید و شرط است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص۵۸.</ref>
#حال که باید در همه موارد بدون هیچ قیدی از [[اولوالامر]] [[تبعیت]] کنیم، اگر اولوالامر [[معصوم]] نباشند و احتمال [[گناه]] و [[خطا]] در ایشان برود لازمه‌اش این است که [[خداوند]][[ امر]] به [[پیروی]] از [[خطاکار]] یا [[گناهکار]] کرده باشد. به عبارت دیگر اگر اولوالامر معصوم نباشند و به فعل حرامی امر کنند، میان دو [[فرمان خداوند]] [[تعارض]] پیش می‌آید؛ زیرا از سویی [[واجب]] است از اولوالامر اطاعت کنیم و فعل [[حرام]] انجام دهیم و از سوی دیگر آن فعل حرام است و خداوند هرگز به [[فحشا]] و گناه امر نمی‌کند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>.<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۲۱۲-۲۳۳.</ref>
#حال که باید در همه موارد بدون هیچ قیدی از [[اولوالامر]] [[تبعیت]] کنیم، اگر اولوالامر [[معصوم]] نباشند و احتمال [[گناه]] و [[خطا]] در ایشان برود لازمه‌اش این است که [[خداوند]][[ امر]] به [[پیروی]] از [[خطاکار]] یا [[گناهکار]] کرده باشد. به عبارت دیگر اگر اولوالامر معصوم نباشند و به فعل حرامی امر کنند، میان دو [[فرمان خداوند]] [[تعارض]] پیش می‌آید؛ زیرا از سویی [[واجب]] است از اولوالامر اطاعت کنیم و فعل [[حرام]] انجام دهیم و از سوی دیگر آن فعل حرام است و خداوند هرگز به [[فحشا]] و گناه امر نمی‌کند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>.<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۲۱۲-۲۳۳.</ref>


بنابراین لازمه [[اطاعت]] مطلق از شخصی، [[عصمت]] اوست. پس آنچه از [[آیه]] استفاده می‌‌شود عصمت اولو الامر است و این چنین مدعای [[شیعه]] ثابت می‌‌شود؛ چراکه در میان [[علمای اسلام]] فقط شیعه قائل به عصمت [[دوازده امام]] است، پس تنها مصداق اولوالامر [[امامان دوازده گانه]] شیعه هستند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۰۰؛ مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة‌البیان، ص‌۶۸۷؛ طباطبائی، محمد بن حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۴، ص‌۳۸۹ ـ ۳۹۱.</ref>.  
بنابراین لازمه [[اطاعت]] مطلق از شخصی، [[عصمت]] اوست. پس آنچه از [[آیه]] استفاده می‌‌شود عصمت اولو الامر است و این چنین مدعای [[شیعه]] ثابت می‌‌شود؛ چراکه در میان [[علمای اسلام]] فقط شیعه قائل به عصمت [[دوازده امام]] است، پس تنها مصداق اولوالامر [[امامان دوازده گانه]] شیعه هستند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۰۰؛ مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة‌البیان، ص‌۶۸۷؛ طباطبائی، محمد بن حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۴، ص‌۳۸۹ ـ ۳۹۱.</ref>.  
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش