←معنای اصطلاحی
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
====[[امامت در کلام اسلامی|تعریف مشهور متکلمان]]==== | ====[[امامت در کلام اسلامی|تعریف مشهور متکلمان]]==== | ||
*مراد از "امامت" و "[[ولایت]]"، "[[ولایت امر]]" است؛ به این معنا که اینکه [[فرمان]] [[دست]] چه کسی باید باشد؛ بازگشت همۀ [[نزاعها]]، چه داخل و چه بیرون از [[جامعه اسلامی]]، به این است که چه کسی [[دستور]] بدهد. در عصر ما نیز، هر کدام از [[طاغوتها]] و سردمداران [[استکبار جهانی]] ادعا میکند که باید [[فرمان]] [[دست]] من باشد و اگر ملتی یا کشوری بیابد که روزبهروز مقتدرتر میشود، درصدد شکستن و بهزانودرآوردن آن برمیآید تا خود را ابرقدرت جلوه دهد. اساس [[جنگها]] و کشمکشهای این [[مستکبران]] با رقبای خود در [[دنیا]] همین است که زیر بار [[فرمان]] آنان نمیروند. بنابراین، [[نزاع]] و دعوا بر سر همان چیزی است که در منابع [[دینی]] [[اسلام]] از آن به "[[ولایت امر]]" تعبیر شده است. "امامت" همان "[[ولایت امر]]" است؛ یعنی چه کسی باید صاحب [[دستور]] باشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref> | |||
*امامت در اصطلاح، تعاریف متعدّدی برای آن ارائه شده است که شاید مناسبترین آن تعریف زیر باشد: | |||
*"امامت عبارت است از [[ریاست]] و [[رهبری]] [[جامعه]] در [[امور دینی]] و [[دنیوی]]". از این تعریف چند نکته استفاده میشود: | |||
# امامت یک [[منصب الهی]] و به تعبیر [[قرآن کریم]] [[عهد خداوند]] است{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref> «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | |||
# [[امام]] [[ریاست]] کلّی [[جامعه]] را در همه جنبهها و تمام [[شئون]] آن بر عهده دارد. اعم از: [[رهبری سیاسی]] و [[حکومت]]، [[رهبری]] [[قضایی]] و [[فصل خصومت]]، [[رهبری]] و مرجعیّت [[دینی]] و [[مقام]] [[افتاء]] و [[زعامت]] تقنینی و قانونگذاری. | |||
# [[مردم]] در [[تعیین]] و [[نصب امام]] دخالتی ندارند، امّا برای به فعلیت رسیدن [[زعامت]] او و به اصطلاح "مبسوط الید" شدن [[امام]]، [[بدیهی]] است که نقش اصلی از آن [[مردم]] است. بر این که امامت نیز همچون [[نبوّت]] خارج از محدوده [[انتخاب]] و تشخیص [[مردم]] است علاوه بر [[قرآن]] و [[روایات]]، [[عقل]] نیز دلالت دارد؛ چون [[امام]] نیز – چنانکه خواهد آمد- باید دارای صفاتی همچون [[عصمت]] و [[علم]] خاصّ باشد که جز [[خداوند]] کسی از آن [[آگاه]] نیست و اینکه تحقّق و فعلیت [[امام]] وابسته به [[مردم]] و حضور آنها در صحنه است امری روشن است؛ زیرا [[حاکم]] بدون [[رعیت]] و [[امام]] بدون [[مأموم]] معنا ندارد و از طرفی [[انسان]] موجودی مختار است و امور خود را با [[اراده]] خود انجام میدهد و [[خدای متعال]] نیز بنا ندارد امور خارج از مجاری عادّی به انجام برسد: {{متن حدیث|أبى اللّه أن يجرى الأمور إلّا بأسبابها}}؛ بنابراین حضور [[مردم]] و به تعبیر [[امیر المؤمنین]]{{ع}} "حضور حاضر"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳.</ref> است که امکان تصدّی امور توسّط [[امام]] را فراهم میکند. به همین [[دلیل]] اکثر ائمّه{{عم}} در [[حقیقت]] دارای [[منصب امامت]] بودند، ولی در عمل متصدّی بخشی از [[شئون امامت]] نبودند و نه تنها [[مردم]] از [[رهبری سیاسی]] آنها [[محروم]] بودند که حتّی در امور مذهبی نیز [[مرجع]] عمومی [[مردم]] نبودند و [[مردم]] به دیگران مراجعه میکردند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۳۰-۳۱.</ref>. | |||
*واژۀ [[امام]] از ریشۀ "أ م م" است و در لغت به معانی زیر آمده است: "هر کسی که مورد [[اقتدا]] و [[تبعیت]] گروهی قرار بگیرد چه در [[راه مستقیم]] باشند یا [[گمراه]]؛ [[قیم]] و [[مصلح]]، مقدم، طریق و راه"<ref>لسان العرب، ج۱، ص۱۵۰؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۵.</ref>. | |||
* [[ابن منظور]] در [[لسان العرب]] [[معتقد]] است که أمامَ (جلو و مقدم) با [[امام]] ([[پیشوا]]) هم ریشه است هردو ریشۀ "ام [[یوم]]" به معنی قصد کردن و [[پیشی گرفتن]] است<ref>لسان العرب، ج۱، ص۱۵۰.</ref>. | |||
*واژۀ [[امام در قرآن]] در معانی لغوی آن به کار رفته است، تفلیسی در وجوه [[قرآن]] بر آن است که "[[امام]]" در [[قرآن]] بر پنج وجه به کار رفته است: | |||
*'''وجه نخستین''' [[امام]] به معنای پیشرو است چنان که [[خدای متعال]] در [[سورۀ بقره]] آیۀ ۱۲۴ فرموده است: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> و نیز در [[سورۀ فرقان]] آیۀ ۷۴ فرموده است: {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref> {{عربی|یعني قائداً في الخير}}. | |||
*'''وجه دوم''' به معنای "[[نامه]]" آمده است چنان که در سورۀ [[بنی اسرائیل]]، آیۀ ۷۱ فرموده است: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> {{عربی|یعنی بکتابهم الذی عملوا فی الدنیا}}. | |||
*'''وجه سوم''' به معنای "[[لوح محفوظ]]" است چنان که در [[سورۀ یس]] فرموده است: {{متن قرآن|كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> {{عربی|يعني في اللوح المحفوظ}}. | |||
*'''وجه چهارم''' به معنای "[[تورات]]" است چنان که در [[سورۀ هود]] فرموده است: {{متن قرآن|مِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا}}<ref>«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> {{عربی|يعني التوراة}} و در [[سورۀ احقاف]] فرمود: {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> {{عربی|يعني التوریه}}. | |||
*وجه پنجم به معنای راه روشن و پیداست، چنان که در [[سورۀ حجر]] فرمود: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و (نشانههای) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref> {{عربی|يعني الطریق الواضح}}<ref>وجوه قرآن، ص۲۸-۲۹؛ اسماعیل بن احمد، وجوه القرآن، ص۲۸-۲۹ و ص۹۸-۹۹.</ref>. | |||
*"غالباً معنای آن در نزد [[عرب]] امری است که مورد [[تبعیت]] باشد چه [[انسان]] باشد که [[کردار]] و گفتارش مورد [[تبعیت]] است و چه کتاب باشد (مانند [[آیین]] [[نامه]])، چه محق باشد یا مبطل"<ref>ر.ک: المفردات، ج۱، ص۱۹۷.</ref>. | |||
*بنابر آنچه [[گذشت]] امامت به معنای [[پیشوا]] و مقتدای [[مردم]] بودن است که آنان را به سویی [[هدایت]] میکند حال اگر [[امام]] بر [[حق]] و [[منصوب]] از طرف [[خداوند متعال]] و [[نبی مکرم اسلام]] باشد آنان را به سوی خیر و [[نیکی]] [[هدایت]] مینماید<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۵۴- ۱۵۶.</ref>. | |||
* [[اندیشمندان]] و [[متکلمان]] [[مسلمان]] درباره امامت و [[ولایت]] تعاریف زیادی ذکر کردهاند. در اینجا به برخی از این تعاریف مهم اشاره میشود: | |||
# [[سید مرتضی علم الهدی]] از [[عالمان]] بزرگ [[شیعی]] در این زمینه مینویسد: امامت، [[ریاست]] فراگیر در امور [[دین]] است به صورت اصلی و استقلالی، نه به [[نیابت]] از کسانی که در [[دار تکلیف]] هستند<ref>مراد از قید «بالاصالة لا بالنیابة» در تعریف امامت این است که امامت مورد نظر اسلام و شیعه، امری اصلی و منصبی الهی است، نه امری نیابتی و وکالتی از سوی مردم، که امامت و رهبری مطرح در حکومتهای رایج در گذشته و حال از این قسم است.</ref><ref>{{عربی|اَلاِمَامَهُ رِیَاسَهٌ عَامَّهٌ فِی الدِّینِ بِالاِصَالَهِ لا بِالنِّیَابَهِ عَمَّن هُوَ فِی دَارِ التَّكلیِفِ}}؛ الحدود والحقایق، سید مرتضی علم الهدی، ص۴۱.</ref>. | |||
# [[قاضی عبدالجبار معتزلی همدانی]] از [[اهل سنت]] در [[تعریف امامت]] مینویسد: "[[امام]]، نامی است برای کسی که [[حق ولایت]] و صاحب اختیاری بر [[امّت]] و (نیز) [[حق]] تصرّف در کارهایشان را دارد، به صورتی که قدرتی [[برتر]] از او - در میان [[امت]] - نیست"<ref>{{عربی|الإمام اسم لمن له الولايه علی الأمة و التصرف في أمورهم علی وجه لا يكون فوق يده يدٌ}}؛ شرح الأصول الخمسة، ص۵۰۹.</ref>. | |||
# [[سعدالدین تفتازانی]] از [[اهل سنت]] میگوید: امامت، [[ریاست]] عام و فراگیر بر امر [[دین]] و [[دنیا]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۲.</ref>. | |||
# [[شیخ طوسی]] از بزرگان [[شیعه]] مینویسد: "[[امام]]، همان کسی است که عهدهدار [[ریاست]] عمومی در [[دین]] و [[دنیا]] با هم است"<ref>{{عربی|الامام هو الذي يتولي الرئاسة العامّة في الدين و الدنيا جميعاً}}؛ شرح العبارات المصطلحة بین المتکلمین، به نقل از امامت پژوهی، ص۴۲.</ref>. | |||
# امامت در تعریفی دیگر، عبارت است از: [[ریاست]] و [[سرپرستی]] توسط [[امام]] [[معصوم]] بر امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] و [[حفظ]] [[مصالح]] دنیویشان از راه جلوگیری از [[ظلم]] و [[فساد]] و اخلال امور [[واجب]] [[دینی]]. وجود چنین امامی لطفی از سوی [[خدای متعال]] بر [[مردم]] است<ref>برگرفته از تمهید الأصولی فی علم الکلام، ابی جعفر محمد بن حسن طوسی، ص۳۴۸ - ۳۴۹.</ref>. | |||
# [[عضدالدین ایجی]] از [[اهل سنت]] نیز میگوید: "امامت، [[ریاست]] عام بر امور [[دین]] و دنیاست"<ref>{{عربی|الامامة رياسة عامة في امور الدين و الدنيا}}؛ شرح المواقف، شرح از سید شریف علی بن محمد جرجانی، ج۸، ص۲۴۵.</ref>. | |||
# [[علامه حلی]] از بزرگ [[عالمان]] [[شیعی]]، میگوید: "[[امام]]، همان [[انسانی]] است که برایش [[ریاست]] عمومی بالاصالة بر امور [[دین]] و [[دنیا]] در [[دار تکلیف]] است"<ref>{{عربی|الأمام هو الانسان الذي له الرياسة العامة في أمور الدين و الدنیا بالأصالة فی دار التکلیف}}؛ الاَلفین (دو هزار دلیل) فی امامة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب{{ع}}، جمال الدین حسن بن یوسف المطهر الحلّی، ص۲.</ref>. | |||
# [[ماوردی اشعری]] از [[اهل سنت]]، میگوید: امامت، [[ریاست]] عمومی در امر [[دین]] و [[دنیا]]، و [[جانشینی پیامبر]]{{صل}} است<ref>به نقل از امامتپژوهی، ص۴۱.</ref>. | |||
# [[خواجه نصیرالدین طوسی]] از مشاهیر [[عالمان]] [[شیعی]] میگوید: "امامت، [[ریاست]] عام [[دینی]] است که مشتمل بر [[ترغیب]] و [[تشویق]] عموم [[مردم]] بر [[حفظ]] [[مصالح دینی]] و دنیویشان و بازداشتن آنها از آنچه که به حالشان [[مضر]] است"<ref>{{عربی|الامامة رئاسة عامة دينية مشتملة علی ترغيب عموم الناس في حفظ مصالحهم الدينية و الدنياوية و زجرهم عما يضرهم بحسبها}}؛ قواعد العقائد، تحقیق علی ربانی گلپایگانی، ص۱۰۸.</ref>. | |||
# [[ابنمیثم بحرانی]]، دیگر عالم [[فرهیخته]] [[شیعی]] نیز میگوید: [[امام]]، همان [[انسانی]] است که برایش امامت و [[رهبری]] میباشد و امامت، [[ریاست]] عامی در امور [[دین]] و [[دنیا]] [[بالاصاله]] است<ref>قواعد المرام فی علم الکلام، میثم بن علی بن میثم البحرانی، ص۱۷۴.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۷-۱۹.</ref> | |||
==رابطه مفهوم امامت با مفاهیم دیگر== | ==رابطه مفهوم امامت با مفاهیم دیگر== | ||