صحابه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +))
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{امامت}}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[صحابه]]''' است. "'''[[صحابه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[صحابه]]''' است. "'''[[صحابه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
خط ۶: خط ۵:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[صحابه پیامبر]]، به [[یاران]] و کسانی که [[توفیق]] [[مصاحبت]] [[پیامبر]] را داشته‌اند گفته می‌شود و در اصطلاح خاص به [[نزدیکان]] [[پیامبر]] اطلاق می‌شود و در مفهوم واژگانی آن مطلق و شامل همه کسانی است که به [[پیامبر]] کمک کرده می‌شود، اما در جایی که در کنار [[مهاجران]] و [[انصار]] به کار گرفته می‌شود، منظور آنانی هستند که به طور کلی در [[عصر پیامبر]] بودند و [[پیامبر]] را [[درک]] کرده هرچند بعدها [[مرتد]] شدند و یا به صفت [[نفاق]] در [[قرآن]] توصیف شده‌اند، خواه از [[اهل مکه]] و یا [[مدینه]] و یا [[یمن]] و مناطق دیگر بوده باشند.
[[صحابه پیامبر]]، به [[یاران]] و کسانی که [[توفیق]] [[مصاحبت]] [[پیامبر]] را داشته‌اند گفته می‌شود و در اصطلاح خاص به [[نزدیکان]] [[پیامبر]] اطلاق می‌شود و در مفهوم واژگانی آن مطلق و شامل همه کسانی است که به [[پیامبر]] کمک کرده می‌شود، اما در جایی که در کنار [[مهاجران]] و [[انصار]] به کار گرفته می‌شود، منظور آنانی هستند که به طور کلی در [[عصر پیامبر]] بودند و [[پیامبر]] را [[درک]] کرده هرچند بعدها [[مرتد]] شدند و یا به صفت [[نفاق]] در [[قرآن]] توصیف شده‌اند، خواه از [[اهل مکه]] و یا [[مدینه]] و یا [[یمن]] و مناطق دیگر بوده باشند.


==[[جایگاه صحابه پیامبر]]==
==[[جایگاه صحابه پیامبر]]==
خط ۱۱۶: خط ۱۱۵:


==[[صحابه]] در [[قرآن]]==
==[[صحابه]] در [[قرآن]]==
*[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] [[اصحاب پیامبر]] را به دو دسته تقسیم و گروهی را ستوده و گروهی را [[سرزنش]] کرده است:
[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] [[اصحاب پیامبر]] را به دو دسته تقسیم و گروهی را ستوده و گروهی را [[سرزنش]] کرده است:
===[[ستایش]] [[صحابه]]===
===[[ستایش]] [[صحابه]]===
#'''[[ستایش]] سابقانِ در قبول [[اسلام]]:''' {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>.
#'''[[ستایش]] سابقانِ در قبول [[اسلام]]:''' {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>.
#'''[[رضایت خدا]] از بیعت‌کنندگان زیر درخت در هنگام [[صلح حدیبیه]]:''' {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>.
#'''[[رضایت خدا]] از بیعت‌کنندگان زیر درخت در هنگام [[صلح حدیبیه]]:''' {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>.
#'''[[ستایش]] [[مجاهدان]] و [[مهاجران]] و یاری‌کنندگان آنان:''' {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ... * وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ * وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنْكُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده‌اند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند دوستان یکدیگرند... * و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند * و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۲ و ۷۴-۷۵.</ref>.
#'''[[ستایش]] [[مجاهدان]] و [[مهاجران]] و یاری‌کنندگان آنان:''' {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ... * وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ * وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنْكُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده‌اند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند دوستان یکدیگرند... * و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رسانده‌اند به راستی مؤمن‌اند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند * و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۲ و ۷۴-۷۵.</ref>.
*در [[آیات]] دیگر آمده است: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ * وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند * و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند * و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۸-۱۰.</ref>.
 
*و نیز آمده است: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و شما را چه می‌شود که در راه خداوند هزینه نمی‌کنید در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و در میان شما آنکه پیش از پیروزی (مکّه)، هزینه و جنگ کرده است (با کسان دیگر) برابر نیست؛ آنان از کسانی که پس از آن پیروزی، هزینه و جنگ کرده‌اند بلند پایه‌ترند و خداوند به همه نوید پاداش نیک داده است و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره حدید، آیه ۱۰.</ref>.
در [[آیات]] دیگر آمده است: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ * وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند * و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند * و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۸-۱۰.</ref>.
*همچنین [[خداوند]] در [[وصف]] ایشان این [[آیه]] را فرو فرستاد: {{متن قرآن|وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«و نیز به غنیمت‌های فراوانی که به دست خواهند آورد؛ و خداوند، پیروزمندی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۱۹.</ref>.
 
*این [[آیات]] که بیانگر [[خشنودی]] [[خداوند]] از [[صحابه]] است؛ دلالت بر [[رستگاری]] همه ایشان ندارد، بلکه بیانگر کمالی است که این افراد در آن شرایط به [[دست]] آورده‌اند و اگر آن کمال را تا پایان [[زندگی]] نیز نگه دارند، [[رستگار]] خواهند بود، و اگر برخی [[صحابه]] در [[زندگی]]، [[راه]] خلاف [[اسلام]] را بپیمایند، [[رستگاری]] نخواهند یافت؛ زیرا [[جایگاه]] [[صحابه]] نزد [[خداوند]] بالاتر از [[پیامبر]] نیست که درباره او می‌فرماید: {{متن قرآن|لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«اگر شرک بورزی بی‌گمان کردارت از میان خواهد رفت و بی‌شک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref>.
و نیز آمده است: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و شما را چه می‌شود که در راه خداوند هزینه نمی‌کنید در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و در میان شما آنکه پیش از پیروزی (مکّه)، هزینه و جنگ کرده است (با کسان دیگر) برابر نیست؛ آنان از کسانی که پس از آن پیروزی، هزینه و جنگ کرده‌اند بلند پایه‌ترند و خداوند به همه نوید پاداش نیک داده است و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره حدید، آیه ۱۰.</ref>.
*در [[آیات]] دیگر می‌خوانیم:
 
همچنین [[خداوند]] در [[وصف]] ایشان این [[آیه]] را فرو فرستاد: {{متن قرآن|وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«و نیز به غنیمت‌های فراوانی که به دست خواهند آورد؛ و خداوند، پیروزمندی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۱۹.</ref>.
 
این [[آیات]] که بیانگر [[خشنودی]] [[خداوند]] از [[صحابه]] است؛ دلالت بر [[رستگاری]] همه ایشان ندارد، بلکه بیانگر کمالی است که این افراد در آن شرایط به [[دست]] آورده‌اند و اگر آن کمال را تا پایان [[زندگی]] نیز نگه دارند، [[رستگار]] خواهند بود، و اگر برخی [[صحابه]] در [[زندگی]]، [[راه]] خلاف [[اسلام]] را بپیمایند، [[رستگاری]] نخواهند یافت؛ زیرا [[جایگاه]] [[صحابه]] نزد [[خداوند]] بالاتر از [[پیامبر]] نیست که درباره او می‌فرماید: {{متن قرآن|لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«اگر شرک بورزی بی‌گمان کردارت از میان خواهد رفت و بی‌شک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref>.
 
در [[آیات]] دیگر می‌خوانیم:
#{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید.».. سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref>؛ شما ([[مسلمانان]] [[حقیقی]]) [[نیکوترین]] امتی هستید که بر آن [[قیام]] کردند که (برای [[اصلاح]] [[بشر]]) [[مردم]] را به [[نیکوکاری]] وادار کنند و از [[بدکاری]] بازدارند و [[ایمان به خدا]] آورند.
#{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید.».. سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref>؛ شما ([[مسلمانان]] [[حقیقی]]) [[نیکوترین]] امتی هستید که بر آن [[قیام]] کردند که (برای [[اصلاح]] [[بشر]]) [[مردم]] را به [[نیکوکاری]] وادار کنند و از [[بدکاری]] بازدارند و [[ایمان به خدا]] آورند.
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>؛ ما شما [[مسلمانان]] را به [[اسلام]] [[هدایت]] کردیم و به [[اخلاق نیکو]] آراستیم تا [[گواه]] [[مردم]] باشید تا دیگر [[ملت‌ها]] از شما [[نیکی]] و [[درستی]] را بیاموزند.
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>؛ ما شما [[مسلمانان]] را به [[اسلام]] [[هدایت]] کردیم و به [[اخلاق نیکو]] آراستیم تا [[گواه]] [[مردم]] باشید تا دیگر [[ملت‌ها]] از شما [[نیکی]] و [[درستی]] را بیاموزند.
خط ۱۳۱: خط ۱۳۵:


===[[نکوهش]] [[صحابه]]===
===[[نکوهش]] [[صحابه]]===
*در برخی از [[آیات]] عده‌ای از [[صحابه]] [[سرزنش]] شده‌اند:
در برخی از [[آیات]] عده‌ای از [[صحابه]] [[سرزنش]] شده‌اند:
#'''کسانی که دل‌های [[بیمار]] دارند:''' {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ}}<ref>«و دوزخبانان را جز از فرشتگان نگماردیم و شمار آنان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم تا اهل کتاب، یقین پیدا کنند و مؤمنان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، دچار تردید نشوند و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟ بدین‌گونه خداوند هر که را بخواهد در گمراهی وا می‌نهد و هر که را بخواهد راهنمایی می‌کند و سپاه پروردگارت را کسی جز او نمی‌داند و این جز یادآوری برای آدمیان، نیست» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref><ref>چون با توجه به معنای این آیه مردم مکه در آغاز دعوت پیامبر به چهار گروه اهل کتاب، مؤمنان، بیماردلان و کفار تقسیم شده‌اند. مفسران در تفسیر این آیه و اینکه خداوند متعال گروه بیماردلان را در مقابل سه گروه دیگر قرار داده متحیر گشته و احتمالاتی داده‌اند. برای توضیح بیشتر، ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۴، ص۴۷۴؛ احکام القرآن، جصاص، ج۱، ص۶۵۱؛ تفسیر مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج۳۰، ص۲۰۷؛ تفسیر جلالین، سیوطی، ص۷۷۷؛ المیزان، علامه طباطبایی، ج۲۰، ص۹۸.</ref>.
#'''کسانی که دل‌های [[بیمار]] دارند:''' {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ}}<ref>«و دوزخبانان را جز از فرشتگان نگماردیم و شمار آنان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم تا اهل کتاب، یقین پیدا کنند و مؤمنان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، دچار تردید نشوند و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟ بدین‌گونه خداوند هر که را بخواهد در گمراهی وا می‌نهد و هر که را بخواهد راهنمایی می‌کند و سپاه پروردگارت را کسی جز او نمی‌داند و این جز یادآوری برای آدمیان، نیست» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref><ref>چون با توجه به معنای این آیه مردم مکه در آغاز دعوت پیامبر به چهار گروه اهل کتاب، مؤمنان، بیماردلان و کفار تقسیم شده‌اند. مفسران در تفسیر این آیه و اینکه خداوند متعال گروه بیماردلان را در مقابل سه گروه دیگر قرار داده متحیر گشته و احتمالاتی داده‌اند. برای توضیح بیشتر، ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۴، ص۴۷۴؛ احکام القرآن، جصاص، ج۱، ص۶۵۱؛ تفسیر مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج۳۰، ص۲۰۷؛ تفسیر جلالین، سیوطی، ص۷۷۷؛ المیزان، علامه طباطبایی، ج۲۰، ص۹۸.</ref>.
#'''[[منافقان]] معروف''' که علاوه بر [[آیات]] متعدد، یک [[سوره]] ([[سوره منافقون]]) نیز درباره آنها نازل شده است.
#'''[[منافقان]] معروف''' که علاوه بر [[آیات]] متعدد، یک [[سوره]] ([[سوره منافقون]]) نیز درباره آنها نازل شده است.
#'''افراد فتنه‌جو و آزاردهنده [[رسول خدا]]{{صل}}:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ * لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید! اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند  و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۵-۴۷.</ref>. [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>.
#'''افراد فتنه‌جو و آزاردهنده [[رسول خدا]]{{صل}}:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ * لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید! اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند  و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۵-۴۷.</ref>. [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>.
#'''افرادی که در برابر [[حق]] ایستادند:''' {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ می‌گفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو: بی‌گمان یکسره کار با خداوند است، (آنان) در خویش چیزی نهان می‌دارند که بر تو آشکار نمی‌کنند، می‌گویند: اگر ما در این کار اختیاری داشتیم اینجا کشته نمی‌شدیم، بگو: اگر در خانه‌هایتان (نیز) می‌بودید، آنان که کشته شدن بر آنها مقرر شده بود به سوی کشتارگاه‌های خویش بیرون می‌آمدند، و (چنین شد) تا خداوند آنچه در اندرون خود دارید بیازماید و آنچه در دل‌هایتان دارید بپالاید و خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref><ref>ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
#'''افرادی که در برابر [[حق]] ایستادند:''' {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ می‌گفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو: بی‌گمان یکسره کار با خداوند است، (آنان) در خویش چیزی نهان می‌دارند که بر تو آشکار نمی‌کنند، می‌گویند: اگر ما در این کار اختیاری داشتیم اینجا کشته نمی‌شدیم، بگو: اگر در خانه‌هایتان (نیز) می‌بودید، آنان که کشته شدن بر آنها مقرر شده بود به سوی کشتارگاه‌های خویش بیرون می‌آمدند، و (چنین شد) تا خداوند آنچه در اندرون خود دارید بیازماید و آنچه در دل‌هایتان دارید بپالاید و خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref><ref>ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
*در [[سوره حجرات]] نیز آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>.
 
*همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری درباره [[فرد]] مورد نظر در [[آیه]] قبل می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>.
در [[سوره حجرات]] نیز آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>.
*[[شأن نزول]] [[آیه]] "[[ولید بن عقبه]]" از [[اصحاب پیامبر]] بوده است که در عین داشتن دو [[فضیلت]] [[صحابی]] بودن و [[هجرت]] کردن به [[مدینه]]، نتوانست اعتبار خود را [[حفظ]] کند و با [[دروغ‌گویی]] درباره [[قبیله]] [[بنی مصطلق]]، [[خداوند]] از وی به عنوان [[فاسق]] یاد کرد. ملاحظه می‌شود با اینکه او [[پیامبر]]{{صل}} را دید و سخنانی را نیز از [[حضرت]] [[نقل]] کرد ولی [[فرمان]] بردار [[فرستاده خدا]] نبود؛ از این رو نمی‌توان همه [[اصحاب]] را که بیش از یک [[صد]] هزار تن بودند، [[عادل]] و [[پارسا]] دانست.
 
*'''[[آیات]] دیگر:'''
همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری درباره [[فرد]] مورد نظر در [[آیه]] قبل می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>.
 
[[شأن نزول]] [[آیه]] "[[ولید بن عقبه]]" از [[اصحاب پیامبر]] بوده است که در عین داشتن دو [[فضیلت]] [[صحابی]] بودن و [[هجرت]] کردن به [[مدینه]]، نتوانست اعتبار خود را [[حفظ]] کند و با [[دروغ‌گویی]] درباره [[قبیله]] [[بنی مصطلق]]، [[خداوند]] از وی به عنوان [[فاسق]] یاد کرد. ملاحظه می‌شود با اینکه او [[پیامبر]]{{صل}} را دید و سخنانی را نیز از [[حضرت]] [[نقل]] کرد ولی [[فرمان]] بردار [[فرستاده خدا]] نبود؛ از این رو نمی‌توان همه [[اصحاب]] را که بیش از یک [[صد]] هزار تن بودند، [[عادل]] و [[پارسا]] دانست.
 
'''[[آیات]] دیگر:'''
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند * بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند * بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن)  واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۳-۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند * بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند * بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن)  واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۳-۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ * إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست * اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار می‌کند و قومی دیگر را به جای شما می‌آورد و شما هیچ زیانی به او نمی‌توانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۸-۳۹.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ * إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست * اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار می‌کند و قومی دیگر را به جای شما می‌آورد و شما هیچ زیانی به او نمی‌توانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۸-۳۹.</ref>.
خط ۱۴۵: خط ۱۵۳:
#{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان چون شما نخواهند بود» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>.
#{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان چون شما نخواهند بود» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ  را (وارد) آوردند دسته‌ای از شمایند» سوره نور، آیه ۱۱.</ref>؛ این [[آیه]]، گروهی از [[صحابه]] را که به یکی از [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] [[زنا]] زدند، [[دروغ‌گو]] معرفی می‌کند. [[ابن اثیر]] می‌گوید: مِسطح، از [[صحابه]]، که در [[جنگ بدر]] بود، از کسانی بود که [[تهمت]] [[زنا]] به [[عایشه]] زد و به خاطر آن از [[پیامبر]]{{صل}} تازیانه خورد.
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ  را (وارد) آوردند دسته‌ای از شمایند» سوره نور، آیه ۱۱.</ref>؛ این [[آیه]]، گروهی از [[صحابه]] را که به یکی از [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] [[زنا]] زدند، [[دروغ‌گو]] معرفی می‌کند. [[ابن اثیر]] می‌گوید: مِسطح، از [[صحابه]]، که در [[جنگ بدر]] بود، از کسانی بود که [[تهمت]] [[زنا]] به [[عایشه]] زد و به خاطر آن از [[پیامبر]]{{صل}} تازیانه خورد.
*[[قرآن کریم]] درباره کسانی که در [[جنگ احد]] به [[دستور پیامبر]]{{صل}} [[رفتار]] نکرده و سنگر خویش را در گردنه کوه [[احد]] رها کردند و در نتیجه، [[شکست]] زیانباری به [[مسلمانان]] رسید، می‌فرماید: {{متن قرآن|مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ}}<ref>«برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>.
 
*[[‌ابن مسعود]] می‌گوید: "ما می‌پنداشتیم که میان [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} کسی نیست که خواسته‌اش [[دنیا]] باشد، تا اینکه [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود".
[[قرآن کریم]] درباره کسانی که در [[جنگ احد]] به [[دستور پیامبر]]{{صل}} [[رفتار]] نکرده و سنگر خویش را در گردنه کوه [[احد]] رها کردند و در نتیجه، [[شکست]] زیانباری به [[مسلمانان]] رسید، می‌فرماید: {{متن قرآن|مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ}}<ref>«برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>.
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشته‌اند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز می‌گردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمی‌رساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>.
 
*به این مطلب در [[سخنان پیامبر]]{{صل}} نیز اشاره شده است؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطبه‌ای به [[خویشاوندان]] خود هشدار می‌دهد که سرانجام [[نیک]] و بد هر کس در گرو [[کردار]] خویش است و کسی به صرف [[خویشاوندی]] و بدون [[کردار نیک]] [[رستگار]] نخواهد شد.
[[‌ابن مسعود]] می‌گوید: "ما می‌پنداشتیم که میان [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} کسی نیست که خواسته‌اش [[دنیا]] باشد، تا اینکه [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود".
*[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[فتح مکه]] بر [[کوه صفا]] ایستاد و فرمود: ای [[فرزندان]] [[بنی هاشم]]! ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من [[فرستاده خدا]] به سوی شما و [[خیرخواه]] شما هستم. من در گرو [[کردار]] خودم هستم و هر یک از شما هم در گرو [[کردار]] خویش می‌باشید. نگویید [[محمد]]{{صل}} از [[خاندان]] ماست (و هر جایی او رود ما نیز خواهیم رفت و وقتی او به [[بهشت]] رود، ما [[خویشاوند]] او نیز به [[بهشت]] خواهیم رفت). به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوستان]] من از میان شما و غیر شما، فقط انسان‌های با [[تقوا]] خواهند بود. در [[روز قیامت]] شما را نبینم که به نزد من آیید در حالی که [[دنیا]] را بر پشت خود بار کرده باشید. و مردمی [[کردار]] خوب [[آخرت]] را با خود آورده باشند. بدانید که من میان خودم و شما و میان [[خدای بزرگ]] و شما، عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشتم (و با شما [[اتمام حجت]] کردم)"<ref>{{متن حدیث|لمّا فتح رسول الله مکة قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلَى الصَّفَا فَقَالَ يَا بَنِي هَاشِمٍ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ إِنِّي شَفِيقٌ عَلَيْكُمْ وَ إِنَّ لِي عَمَلِي وَ لِكُلِّ رَجُلٍ مِنْكُمْ عَمَلَهُ لَا تَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً مِنَّا وَ سَنَدْخُلُ مَدْخَلَهُ فَلَا وَ اللَّهِ مَا أَوْلِيَائِي مِنْكُمْ وَ لَا مِنْ غَيْرِكُمْ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أَلَا فَلَا أَعْرِفُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَأْتُونَ تَحْمِلُونَ الدُّنْيَا عَلَى ظُهُورِكُمْ وَ يَأْتُونَ النَّاسُ يَحْمِلُونَ الْآخِرَةَ أَلَا إِنِّي قَدْ أَعْذَرْتُ إِلَيْكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيكُمْ}}؛ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۱۸۲؛ مجموعه ورام، ورام بن ابی‌فراس، ج۲، ص۱۵۱.</ref>.
 
*این سخن هشدار دهنده [[دلیل]] ورود به [[بهشت]] را [[تقوا]] معرفی می‌کند نه [[خویشاوندی]] یا [[صحابه]] بودن را؛ چنانکه [[صحابی]] بودن [[دلیل]] [[گرایش]] نداشتن آنها به [[کفر]] یا [[قتل]] و... نیست. [[پیامبر اسلام]] از [[آینده]] [[امت]] خود نگران بود و در [[حجة الوداع]] (آخرین [[حج]]) نیز به همه [[مسلمانان]] هشدار داده، فرمود: "پس از من به سوی [[کفر]] بازنگردید تا [مبادا] برخی از شما گردن بعضی دیگر را (به بهانه [[کفر]]) بزنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۷، ص۱۱۲، کتاب الادب، باب ما جاء فی قول الرجل ویلک؛ سنن دارمی، دارمی، ج۲، ص۶۹. </ref>؛ در این [[روایت]]، [[ضمیر]] "کُم" (شما [[مسلمانان]]) به کار رفته و همه [[صحابه]] مخاطب قرار گرفته‌اند.
در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشته‌اند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز می‌گردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمی‌رساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>.
*روزی [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[خواندن نماز]] بر پیکر شهدای [[احد]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، من بر شما از [[گرایش]] به [[شرک]] نمی‌ترسم، بلکه از رقابت با یکدیگر در [[امور دنیوی]] یا [[حکومت]] نگران هستم"<ref>{{متن حدیث|... و انی و الله ما أخاف علیکم أن تشرکوا بعدی و لکن أخاف علیکم أن تنافسوا فیها}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴۲، باب فی الحوض.</ref>.
 
*نویسندگان [[اهل سنت]] برای [[دفاع]] از نقد بر نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" می‌گویند: ممکن است کسی توجیه کند که اعلام این [[رضایت]] ([[خداوند]] از [[مسلمانان]]) و مژده [[بهشت]] (دادن به آنان) مربوط به زمان [[نزول]] [[آیات]] است، امّا بعداً این افراد از [[دین خدا]] برگشته‌اند...".
به این مطلب در [[سخنان پیامبر]]{{صل}} نیز اشاره شده است؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطبه‌ای به [[خویشاوندان]] خود هشدار می‌دهد که سرانجام [[نیک]] و بد هر کس در گرو [[کردار]] خویش است و کسی به صرف [[خویشاوندی]] و بدون [[کردار نیک]] [[رستگار]] نخواهد شد.
*آن‌گاه در پاسخ می‌نویسند:
 
[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[فتح مکه]] بر [[کوه صفا]] ایستاد و فرمود: ای [[فرزندان]] [[بنی هاشم]]! ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من [[فرستاده خدا]] به سوی شما و [[خیرخواه]] شما هستم. من در گرو [[کردار]] خودم هستم و هر یک از شما هم در گرو [[کردار]] خویش می‌باشید. نگویید [[محمد]]{{صل}} از [[خاندان]] ماست (و هر جایی او رود ما نیز خواهیم رفت و وقتی او به [[بهشت]] رود، ما [[خویشاوند]] او نیز به [[بهشت]] خواهیم رفت). به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوستان]] من از میان شما و غیر شما، فقط انسان‌های با [[تقوا]] خواهند بود. در [[روز قیامت]] شما را نبینم که به نزد من آیید در حالی که [[دنیا]] را بر پشت خود بار کرده باشید. و مردمی [[کردار]] خوب [[آخرت]] را با خود آورده باشند. بدانید که من میان خودم و شما و میان [[خدای بزرگ]] و شما، عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشتم (و با شما [[اتمام حجت]] کردم)"<ref>{{متن حدیث|لمّا فتح رسول الله مکة قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلَى الصَّفَا فَقَالَ يَا بَنِي هَاشِمٍ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ إِنِّي شَفِيقٌ عَلَيْكُمْ وَ إِنَّ لِي عَمَلِي وَ لِكُلِّ رَجُلٍ مِنْكُمْ عَمَلَهُ لَا تَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً مِنَّا وَ سَنَدْخُلُ مَدْخَلَهُ فَلَا وَ اللَّهِ مَا أَوْلِيَائِي مِنْكُمْ وَ لَا مِنْ غَيْرِكُمْ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أَلَا فَلَا أَعْرِفُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَأْتُونَ تَحْمِلُونَ الدُّنْيَا عَلَى ظُهُورِكُمْ وَ يَأْتُونَ النَّاسُ يَحْمِلُونَ الْآخِرَةَ أَلَا إِنِّي قَدْ أَعْذَرْتُ إِلَيْكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيكُمْ}}؛ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۱۸۲؛ مجموعه ورام، ورام بن ابی‌فراس، ج۲، ص۱۵۱.</ref>.
 
این سخن هشدار دهنده [[دلیل]] ورود به [[بهشت]] را [[تقوا]] معرفی می‌کند نه [[خویشاوندی]] یا [[صحابه]] بودن را؛ چنانکه [[صحابی]] بودن [[دلیل]] [[گرایش]] نداشتن آنها به [[کفر]] یا [[قتل]] و... نیست. [[پیامبر اسلام]] از [[آینده]] [[امت]] خود نگران بود و در [[حجة الوداع]] (آخرین [[حج]]) نیز به همه [[مسلمانان]] هشدار داده، فرمود: "پس از من به سوی [[کفر]] بازنگردید تا [مبادا] برخی از شما گردن بعضی دیگر را (به بهانه [[کفر]]) بزنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۷، ص۱۱۲، کتاب الادب، باب ما جاء فی قول الرجل ویلک؛ سنن دارمی، دارمی، ج۲، ص۶۹. </ref>؛ در این [[روایت]]، [[ضمیر]] "کُم" (شما [[مسلمانان]]) به کار رفته و همه [[صحابه]] مخاطب قرار گرفته‌اند.
 
روزی [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[خواندن نماز]] بر پیکر شهدای [[احد]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، من بر شما از [[گرایش]] به [[شرک]] نمی‌ترسم، بلکه از رقابت با یکدیگر در [[امور دنیوی]] یا [[حکومت]] نگران هستم"<ref>{{متن حدیث|... و انی و الله ما أخاف علیکم أن تشرکوا بعدی و لکن أخاف علیکم أن تنافسوا فیها}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴۲، باب فی الحوض.</ref>.
 
نویسندگان [[اهل سنت]] برای [[دفاع]] از نقد بر نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" می‌گویند: ممکن است کسی توجیه کند که اعلام این [[رضایت]] ([[خداوند]] از [[مسلمانان]]) و مژده [[بهشت]] (دادن به آنان) مربوط به زمان [[نزول]] [[آیات]] است، امّا بعداً این افراد از [[دین خدا]] برگشته‌اند...".
 
آن‌گاه در پاسخ می‌نویسند:
#[[مرتدان]]، از تعریف [[صحابی]] خارج‌اند.
#[[مرتدان]]، از تعریف [[صحابی]] خارج‌اند.
# [[خداوند]] [[آگاه]] به [[غیب]] است و از [[آینده]] افراد اطلاع دارد.  
# [[خداوند]] [[آگاه]] به [[غیب]] است و از [[آینده]] افراد اطلاع دارد.  
#[[بدا]] یا [[نسخ]] در [[احکام]] انجام می‌گیرد نه در [[اخبار]]؛ زیرا [[بدا]] یا [[نسخ]] خبر، مرادِف [[تکذیب]] خبر اوّل است و [[خداوند تعالی]] از [[تکذیب]] خبر خویش مبراست".
#[[بدا]] یا [[نسخ]] در [[احکام]] انجام می‌گیرد نه در [[اخبار]]؛ زیرا [[بدا]] یا [[نسخ]] خبر، مرادِف [[تکذیب]] خبر اوّل است و [[خداوند تعالی]] از [[تکذیب]] خبر خویش مبراست".
*مقصود نویسنده آن است که چون [[خداوند]] از [[سرنوشت]] [[آینده]] همه [[انسان‌ها]] [[آگاهی]] دارد و از سویی در برخی از [[آیات]] درباره گروهی از [[صحابه]] اظهار [[رضایت]] کرده، بنابراین، این [[رضایت خداوند]] از آن گروه همیشگی است.
 
*پاسخ:
مقصود نویسنده آن است که چون [[خداوند]] از [[سرنوشت]] [[آینده]] همه [[انسان‌ها]] [[آگاهی]] دارد و از سویی در برخی از [[آیات]] درباره گروهی از [[صحابه]] اظهار [[رضایت]] کرده، بنابراین، این [[رضایت خداوند]] از آن گروه همیشگی است.
*اول: این مطلب با هیچ یک از مبانی [[دین]] سازگار نیست که اگر [[خداوند]] در برهه‌ای از زمان درباره کسی اظهار [[رضایت]] کرده، بدین معناست که این [[رضایت]] در همه زمان‌ها باقی است؛ بلکه [[رضایت خداوند]] در همان [[آیات]] نیز مشروط است و چون مشروط است، [[استمرار]] نخواهد داشت. برخی از [[آیات]] کلمه "اذ" دارد؛ یعنی در هنگامی که [[مسلمانان]] آن گونه [[رفتار]] می‌کنند [[خشنودی خدا]] را به [[دست]] می‌آورند. از این‌رو، پس از آن زمان، [[خشنودی خدا]] مشروط به ادامه داشتن موجبات [[رضایت خدا]] است. چنانکه می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸.</ref>. در این [[آیه]]، [[خشنودی]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] مشروط به [[ترس]] از [[پروردگار]] دانسته شده است.
 
*[[خداوند]] در [[آیه]] دیگری می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
پاسخ:
*در این [[آیه]] نیز [[خشنودی]] [[خداوند]] مشروط به قبول [[محبت خدا]] و [[رسول]] و ترجیح و [[برتری]] دادن آن بر دیگران دانسته شده است. بنابراین، دائمی بودن [[خشنودی خدا]] از [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] مشروط به پایدار بودن موجبات [[خشنودی]] است که در این [[آیات]]، به [[کردار]] [[شایسته]]، [[ترس از خدا]]، [[دوست داشتن]] [[خدا]] و [[رسول]] و [[دشمن]] داشتن [[دشمنان]] دانسته شده است.
 
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان  خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref>.
اول: این مطلب با هیچ یک از مبانی [[دین]] سازگار نیست که اگر [[خداوند]] در برهه‌ای از زمان درباره کسی اظهار [[رضایت]] کرده، بدین معناست که این [[رضایت]] در همه زمان‌ها باقی است؛ بلکه [[رضایت خداوند]] در همان [[آیات]] نیز مشروط است و چون مشروط است، [[استمرار]] نخواهد داشت. برخی از [[آیات]] کلمه "اذ" دارد؛ یعنی در هنگامی که [[مسلمانان]] آن گونه [[رفتار]] می‌کنند [[خشنودی خدا]] را به [[دست]] می‌آورند. از این‌رو، پس از آن زمان، [[خشنودی خدا]] مشروط به ادامه داشتن موجبات [[رضایت خدا]] است. چنانکه می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«بی‌گمان آنانکه ایمان آورده‌اند و کردارهایی شایسته کرده‌اند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸.</ref>. در این [[آیه]]، [[خشنودی]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] مشروط به [[ترس]] از [[پروردگار]] دانسته شده است.
*[[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد: "در این گونه [[آیات]]، [[خشنودی]] و [[ناخشنودی]] [[خدا]] بر عناوینی مترتب شده که به گفته [[علما]]، معلق کردن [[حکم]] بر صفت، نمایانگر علیّت است؛ یعنی اگر حکمی بر عنوان خاصی مترتب شود، آن عنوان، علّت برای آن [[حکم]] است. بنابراین، این [[آیه]] می‌فهماند که [[فسق]]، علت برای [[ناخشنودی]] [[خداوند]] است و هر کس [[فاسق]] شد از ([[خشنودی]]) [[خدا]] بیرون است؛ هر چند او قبلا مورد [[خشنودی خدا]] بوده، چنانکه عکس آن مطلب، [[یقینی]] است؛ یعنی اگر زمانی کسی [[فاسق]] بود، سپس [[ایمان]] آورد، [[خداوند]] از او خشتود می‌شود. بنابراین، اگر [[خشنودی]] [[خداوند]] درباره بندگانش مقیّد به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] نشود –خواه [[کردار نیک]] خواه [[کردار بد]] را انجام دهند، خواه با [[تقوا]]، خواه [[فاسق]] باشند - لازمه این مطلب [[تکذیب]] صریح آیاتی مانند: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref> می‌باشد. پس مدلول [[آیات]]، این مطلب نیست که بر هر کسی عنوان [[مهاجر]] یا [[انصار]] یا [[تابعی]] [[صدق]] کند، [[خداوند]] از او [[خشنود]] بوده و [این عنوان‌ها] موجب [[آمرزش]] او می‌شود؛ بلکه [[خداوند]] از [[مهاجرین]] و [[انصاری]] [[ستایش]] می‌کند که در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] پایدار بمانند و برای آنان [[پاداش]] [[بهشت]] را آماده نموده است. چنانکه کلمه "من" (برخی) دلالت دارد که عده‌ای از آنان چنین خواهند بود و برخی از آنان، [[مؤمن حقیقی]] و [[شایسته]] بهشت‌اند و نه همه آنان.
 
*نکته دیگر روشن‌گر بحث این است که [[خشنودی]] [[خداوند]] چگونه است؟ [[خشنودی خدا]] از اوصاف فعلی است نه از اوصاف ذاتی او، چون [[ذات خداوند]]؛ متصف به [[خشنودی]] و [[خشم]] نمی‌گردد؛ زیرا که لازمه داشتن صفات [[خشم]] و [[خشنودی]]، [[راه]] یافتن [[تغییر]] و دگرگونی در [[ذات خداوند]] است؛ به این معنا که در حال [[سرکشی]] [[بندگان]]، [[خشم]] بر [[خدا]] عارض شود و هرگاه [[بندگان]] [[سرکش]] [[توبه]] نمایند، [[خشنودی]] در [[ذات خدا]] پدید آید.
[[خداوند]] در [[آیه]] دیگری می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
*این [[تفسیر]]، سخنی [[اشتباه]] است، بلکه [[خشنودی]] و [[خشم خدا]] به این معنا است که او با بنده‌اش به گونه‌ای [[رفتار]] می‌کند که از آن [[رفتار]] [[خدا]]، [[خشنودی خدا]] دانسته می‌شود؛ مانند فرو فرستادن [[رحمت]] و [[نعمت]] بر [[بندگان]] یا جلوگیری کردن او از [[رحمت]] و فرو فرستادن [[عذاب]] بر آنان. بنابراین، امکان دارد که [[خشنودی]] [[خداوند]] در دوره‌ای از زمان شامل بنده‌ای شود، سپس با [[گناه]] کردن [[بنده]]، [[خشنودی خدا]] [[قطع]] شده و دگرگون شود و [[خشم]] و [[عذاب]] [[خدا]] جای [[خشنودی]] او را گیرد و در این صورت، هیچ گونه دگرگونی در [[ذات خدا]] پیش نمی‌آید.
 
*در نتیجه، [[خشنودی خدا]] در این [[آیه]] مقیّد به زمان است، ولی [[خشنودی]] [[انسان]] از [[خدا]] {{متن قرآن|رَضُوا عَنْهُ}} عبارت است از [[فرمانبرداری]]. او در برابر خواسته و [[اراده الهی]]؛ به گونه‌ای که [[بنده]] [[دوست]] نداشته باشد آنچه را [[خداوند]] [[دوست]] ندارد، و رسیدن به این [[مقام]] فقط با استمرار [[ایمان]] و [[عمل صالح]] حاصل می‌شود.
در این [[آیه]] نیز [[خشنودی]] [[خداوند]] مشروط به قبول [[محبت خدا]] و [[رسول]] و ترجیح و [[برتری]] دادن آن بر دیگران دانسته شده است. بنابراین، دائمی بودن [[خشنودی خدا]] از [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] مشروط به پایدار بودن موجبات [[خشنودی]] است که در این [[آیات]]، به [[کردار]] [[شایسته]]، [[ترس از خدا]]، [[دوست داشتن]] [[خدا]] و [[رسول]] و [[دشمن]] داشتن [[دشمنان]] دانسته شده است.
*بنابراین، [[تفسیر]] {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> فقط مشروط بودن [[خشنودی الهی]] را به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] [[اثبات]] می‌کند. نیز در [[آیه]] پیش نفرموده که چون [[خداوند]] از سرانجام این افراد [[آگاه]] است از همه آنان [[خشنود]] شده است، بلکه چون آنان با [[خدا]] و [[پیامبر]] او [[بیعت]] نمودند [[خداوند]] از آنان [[خشنود]] گشت.
 
*بنابراین، هر کسی [[بیعت‌شکنی]] کند [[خشنودی]] [[خداوند]] را از [[دست]] می‌دهد، چنانکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ}}<ref>«هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. اما جمله {{متن قرآن|أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است» سوره توبه، آیه ۸۹.</ref> که در برخی [[آیات]] آمده است، این قسمت از [[آیه]] به طور حتم و قطعی نمی‌فهماند که این افراد به [[بهشت]] می‌روند، بلکه [[آیه]] دلالت دارد که [[بهشت]] برای آنان آماده شده است؛ زیرا بین وارد شدن به [[بهشت]] و آماده شدن [[بهشت]]، فرق است. وارد شدن به [[بهشت]] بستگی به [[پایداری]] بر [[ایمان]] و [[اعمال صالح]] دارد و سرانجام [[انسان]]، مشروط به [[عاقبت به خیر]] بودن او است، در صورتی که آماده شدن [[بهشت]] چنین نیست و [[دلیل]] آن خود [[آیات]] است که هر جا با واژه {{متن قرآن|وَعَدَ}} آمده با عناوین کلی مانند [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مشروط شده است، بدون اینکه به افراد معین اختصاص یابد؛ مثل {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان  خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref>.
*چنانکه برخی [[علما]] درباره [[آیه]] {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ}}<ref>«بدین گونه خداوند کردارهایشان را (چون) دریغ‌هایی به آنان می‌نمایاند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> گفته‌اند: مقصود از این [[آیه]]، مؤمنانی است که [[خداوند]] جایگاهی را برای آنان فراهم نموده است، در حالی که در [[روز قیامت]] آن [[جایگاه]] [خوب] به آنان [افراد [[گمراه]] دوزخی] نشان داده می‌شود و آنان [[حسرت]] می‌خورند؛ چون آمدن به [[بهشت]] مشروط به [[اطاعت]] کامل [[انسان‌ها]] از [[دستورهای اسلام]] می‌باشد<ref>تفسیر طبری، ذیل آیه.</ref>.
 
*[[علامه طباطبایی]] می‌فرماید: "اصول [[قرآنی]] و [[فطرت سالم]] این مطلب را [[اثبات]] می‌کند و گرنه چگونه امکان دارد افرادی با یک [[رفتار]] [خوب] بهشتی شوند، هر چند پس از آن [[کردار]] خوب، [[آلوده]] به [[گناه]] و [[فساد]] گردند. لازمه چنین [[اعتقادی]] جمع بین دو متناقض است؛ چرا که [[انسان‌ها]] مکلف‌اند به [[وظایف دینی]] خود [[رفتار]] نمایند و از سویی [[انجام وظیفه]] در برهه‌ای از زمان موجب [[امنیت]] و بیمه شدن آنان از [[عذاب]] می‌گردد. از این‌رو، در بین [[یاران]] و همراهان [[پیامبر]] هم این قاعده و [[قانون]] وجود دارد"<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد: "در این گونه [[آیات]]، [[خشنودی]] و [[ناخشنودی]] [[خدا]] بر عناوینی مترتب شده که به گفته [[علما]]، معلق کردن [[حکم]] بر صفت، نمایانگر علیّت است؛ یعنی اگر حکمی بر عنوان خاصی مترتب شود، آن عنوان، علّت برای آن [[حکم]] است. بنابراین، این [[آیه]] می‌فهماند که [[فسق]]، علت برای [[ناخشنودی]] [[خداوند]] است و هر کس [[فاسق]] شد از ([[خشنودی]]) [[خدا]] بیرون است؛ هر چند او قبلا مورد [[خشنودی خدا]] بوده، چنانکه عکس آن مطلب، [[یقینی]] است؛ یعنی اگر زمانی کسی [[فاسق]] بود، سپس [[ایمان]] آورد، [[خداوند]] از او خشتود می‌شود. بنابراین، اگر [[خشنودی]] [[خداوند]] درباره بندگانش مقیّد به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] نشود –خواه [[کردار نیک]] خواه [[کردار بد]] را انجام دهند، خواه با [[تقوا]]، خواه [[فاسق]] باشند - لازمه این مطلب [[تکذیب]] صریح آیاتی مانند: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref> می‌باشد. پس مدلول [[آیات]]، این مطلب نیست که بر هر کسی عنوان [[مهاجر]] یا [[انصار]] یا [[تابعی]] [[صدق]] کند، [[خداوند]] از او [[خشنود]] بوده و [این عنوان‌ها] موجب [[آمرزش]] او می‌شود؛ بلکه [[خداوند]] از [[مهاجرین]] و [[انصاری]] [[ستایش]] می‌کند که در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] پایدار بمانند و برای آنان [[پاداش]] [[بهشت]] را آماده نموده است. چنانکه کلمه "من" (برخی) دلالت دارد که عده‌ای از آنان چنین خواهند بود و برخی از آنان، [[مؤمن حقیقی]] و [[شایسته]] بهشت‌اند و نه همه آنان.
*در توضیح این مطلب به برخی از [[روایات]] اشاره می‌شود:
 
نکته دیگر روشن‌گر بحث این است که [[خشنودی]] [[خداوند]] چگونه است؟ [[خشنودی خدا]] از اوصاف فعلی است نه از اوصاف ذاتی او، چون [[ذات خداوند]]؛ متصف به [[خشنودی]] و [[خشم]] نمی‌گردد؛ زیرا که لازمه داشتن صفات [[خشم]] و [[خشنودی]]، [[راه]] یافتن [[تغییر]] و دگرگونی در [[ذات خداوند]] است؛ به این معنا که در حال [[سرکشی]] [[بندگان]]، [[خشم]] بر [[خدا]] عارض شود و هرگاه [[بندگان]] [[سرکش]] [[توبه]] نمایند، [[خشنودی]] در [[ذات خدا]] پدید آید.
 
این [[تفسیر]]، سخنی [[اشتباه]] است، بلکه [[خشنودی]] و [[خشم خدا]] به این معنا است که او با بنده‌اش به گونه‌ای [[رفتار]] می‌کند که از آن [[رفتار]] [[خدا]]، [[خشنودی خدا]] دانسته می‌شود؛ مانند فرو فرستادن [[رحمت]] و [[نعمت]] بر [[بندگان]] یا جلوگیری کردن او از [[رحمت]] و فرو فرستادن [[عذاب]] بر آنان. بنابراین، امکان دارد که [[خشنودی]] [[خداوند]] در دوره‌ای از زمان شامل بنده‌ای شود، سپس با [[گناه]] کردن [[بنده]]، [[خشنودی خدا]] [[قطع]] شده و دگرگون شود و [[خشم]] و [[عذاب]] [[خدا]] جای [[خشنودی]] او را گیرد و در این صورت، هیچ گونه دگرگونی در [[ذات خدا]] پیش نمی‌آید.
 
در نتیجه، [[خشنودی خدا]] در این [[آیه]] مقیّد به زمان است، ولی [[خشنودی]] [[انسان]] از [[خدا]] {{متن قرآن|رَضُوا عَنْهُ}} عبارت است از [[فرمانبرداری]]. او در برابر خواسته و [[اراده الهی]]؛ به گونه‌ای که [[بنده]] [[دوست]] نداشته باشد آنچه را [[خداوند]] [[دوست]] ندارد، و رسیدن به این [[مقام]] فقط با استمرار [[ایمان]] و [[عمل صالح]] حاصل می‌شود.
 
بنابراین، [[تفسیر]] {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> فقط مشروط بودن [[خشنودی الهی]] را به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] [[اثبات]] می‌کند. نیز در [[آیه]] پیش نفرموده که چون [[خداوند]] از سرانجام این افراد [[آگاه]] است از همه آنان [[خشنود]] شده است، بلکه چون آنان با [[خدا]] و [[پیامبر]] او [[بیعت]] نمودند [[خداوند]] از آنان [[خشنود]] گشت.
 
بنابراین، هر کسی [[بیعت‌شکنی]] کند [[خشنودی]] [[خداوند]] را از [[دست]] می‌دهد، چنانکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ}}<ref>«هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. اما جمله {{متن قرآن|أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است» سوره توبه، آیه ۸۹.</ref> که در برخی [[آیات]] آمده است، این قسمت از [[آیه]] به طور حتم و قطعی نمی‌فهماند که این افراد به [[بهشت]] می‌روند، بلکه [[آیه]] دلالت دارد که [[بهشت]] برای آنان آماده شده است؛ زیرا بین وارد شدن به [[بهشت]] و آماده شدن [[بهشت]]، فرق است. وارد شدن به [[بهشت]] بستگی به [[پایداری]] بر [[ایمان]] و [[اعمال صالح]] دارد و سرانجام [[انسان]]، مشروط به [[عاقبت به خیر]] بودن او است، در صورتی که آماده شدن [[بهشت]] چنین نیست و [[دلیل]] آن خود [[آیات]] است که هر جا با واژه {{متن قرآن|وَعَدَ}} آمده با عناوین کلی مانند [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مشروط شده است، بدون اینکه به افراد معین اختصاص یابد؛ مثل {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
 
چنانکه برخی [[علما]] درباره [[آیه]] {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ}}<ref>«بدین گونه خداوند کردارهایشان را (چون) دریغ‌هایی به آنان می‌نمایاند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> گفته‌اند: مقصود از این [[آیه]]، مؤمنانی است که [[خداوند]] جایگاهی را برای آنان فراهم نموده است، در حالی که در [[روز قیامت]] آن [[جایگاه]] [خوب] به آنان [افراد [[گمراه]] دوزخی] نشان داده می‌شود و آنان [[حسرت]] می‌خورند؛ چون آمدن به [[بهشت]] مشروط به [[اطاعت]] کامل [[انسان‌ها]] از [[دستورهای اسلام]] می‌باشد<ref>تفسیر طبری، ذیل آیه.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]] می‌فرماید: "اصول [[قرآنی]] و [[فطرت سالم]] این مطلب را [[اثبات]] می‌کند و گرنه چگونه امکان دارد افرادی با یک [[رفتار]] [خوب] بهشتی شوند، هر چند پس از آن [[کردار]] خوب، [[آلوده]] به [[گناه]] و [[فساد]] گردند. لازمه چنین [[اعتقادی]] جمع بین دو متناقض است؛ چرا که [[انسان‌ها]] مکلف‌اند به [[وظایف دینی]] خود [[رفتار]] نمایند و از سویی [[انجام وظیفه]] در برهه‌ای از زمان موجب [[امنیت]] و بیمه شدن آنان از [[عذاب]] می‌گردد. از این‌رو، در بین [[یاران]] و همراهان [[پیامبر]] هم این قاعده و [[قانون]] وجود دارد"<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
 
در توضیح این مطلب به برخی از [[روایات]] اشاره می‌شود:
#[[طاووس یمانی]] می‌گوید: [[امام سجاد]]{{ع}} به من فرمود: "ای [[طاووس یمانی]]! [[سخن گفتن]] از [[نسب]] را کنار بگذار؛ [[خدا]] [[بهشت]] را برای کسی [[آفریده]] است که [[مطیع]] او و [[نیکوکار]] باشد؛ هر چند او غلامی سیاه چهره باشد و [[خدا]] [[آتش]] را [[آفریده]] است برای کسی که از او [[نافرمانی]] کند هر چند او آقازاده‌ای از [[قریش]] باشد؛ مگر نشنیده‌ای سخن [[خدای تعالی]] را: {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}}<ref>«پس چون در صور دمند (دیگر) در آن روز میان آنان نه پیوندی است و نه از یکدیگر پرس و جو می‌کنند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۱.</ref>. به [[خدا]] [[سوگند]]، فردا [[قیامت]] برای تو فقط عمل صالحی سود دارد که امروز آن عمل را پیش می‌فرستی"<ref>{{متن حدیث|دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ وَلَداً قُرَشِيّاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}} وَ اللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ}}؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۴۶، ص۸۲، ح۷۵، باب مکارم اخلاق حضرت سجاد؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج۴، ص۲۲۵۷.</ref>؛  
#[[طاووس یمانی]] می‌گوید: [[امام سجاد]]{{ع}} به من فرمود: "ای [[طاووس یمانی]]! [[سخن گفتن]] از [[نسب]] را کنار بگذار؛ [[خدا]] [[بهشت]] را برای کسی [[آفریده]] است که [[مطیع]] او و [[نیکوکار]] باشد؛ هر چند او غلامی سیاه چهره باشد و [[خدا]] [[آتش]] را [[آفریده]] است برای کسی که از او [[نافرمانی]] کند هر چند او آقازاده‌ای از [[قریش]] باشد؛ مگر نشنیده‌ای سخن [[خدای تعالی]] را: {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}}<ref>«پس چون در صور دمند (دیگر) در آن روز میان آنان نه پیوندی است و نه از یکدیگر پرس و جو می‌کنند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۱.</ref>. به [[خدا]] [[سوگند]]، فردا [[قیامت]] برای تو فقط عمل صالحی سود دارد که امروز آن عمل را پیش می‌فرستی"<ref>{{متن حدیث|دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ وَلَداً قُرَشِيّاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}} وَ اللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ}}؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۴۶، ص۸۲، ح۷۵، باب مکارم اخلاق حضرت سجاد؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج۴، ص۲۲۵۷.</ref>؛  
#در کتاب‌های [[تاریخ]] نوشته‌اند که [[رسول اکرم]]{{صل}} در سال آخر زندگانی خود، شبی تنها از [[خانه]] بیرون آمده و به [[بقیع]] رفتند و برای افراد [[دفن]] شده در [[بقیع]] از [[خدا]] [[آمرزش]] خواستند. پس از آن به [[اصحاب]] خود فرمودند: "جبرئیل هر سال یک بار [[قرآن]] را بر من نازل میکرد و امسال آن را دو بار نازل کرد؛ [[فکر]] میکنم این بدان جهت است که [[مرگ]] من نزدیک است". روز دیگر بر روی [[منبر]] فرمود: "هنگام [[مرگ]] من فرا رسیده است. هر کس که به او وعده‌ای داده‌ام بیاید تا به آن عمل کنم و هر کس از من‌طلبی دارد، بیاید آن را بگیرد". آن گاه فرمود: "ای [[مردم]]! میان [[خدا]] و کسی [[خویشاوندی]] یا چیزی که خیری را به او برساند یا شری را از او دفع کند، جز عمل وجود ندارد. کسی چنین ادعا، [[آرزو]] و [[خیال]] [باطلی] را نداشته باشد که غیر از عمل، چیزی به حالش سود برساند. [[سوگند]] به کسی که مرا به [[حق]] برانگیخت، فقط عمل توأم با [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نجات]] بخش است. من نیز اگر [[گناه]] کرده بودم، [[سقوط]] کرده بودم. خدایا! [[شاهد]] باش که من [[رسالت]] خود را [[ابلاغ]] کردم"<ref>{{متن حدیث| أيها الناس إنه ليس بين الله و بين أحد نسب و لا أمر يؤتيه به خيرا أو يصرف عنه شرا إلا العمل ألا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن و الذي بعثني بالحق لا ينجي إلا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت اللهم قد بلغت}}؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.
#در کتاب‌های [[تاریخ]] نوشته‌اند که [[رسول اکرم]]{{صل}} در سال آخر زندگانی خود، شبی تنها از [[خانه]] بیرون آمده و به [[بقیع]] رفتند و برای افراد [[دفن]] شده در [[بقیع]] از [[خدا]] [[آمرزش]] خواستند. پس از آن به [[اصحاب]] خود فرمودند: "جبرئیل هر سال یک بار [[قرآن]] را بر من نازل میکرد و امسال آن را دو بار نازل کرد؛ [[فکر]] میکنم این بدان جهت است که [[مرگ]] من نزدیک است". روز دیگر بر روی [[منبر]] فرمود: "هنگام [[مرگ]] من فرا رسیده است. هر کس که به او وعده‌ای داده‌ام بیاید تا به آن عمل کنم و هر کس از من‌طلبی دارد، بیاید آن را بگیرد". آن گاه فرمود: "ای [[مردم]]! میان [[خدا]] و کسی [[خویشاوندی]] یا چیزی که خیری را به او برساند یا شری را از او دفع کند، جز عمل وجود ندارد. کسی چنین ادعا، [[آرزو]] و [[خیال]] [باطلی] را نداشته باشد که غیر از عمل، چیزی به حالش سود برساند. [[سوگند]] به کسی که مرا به [[حق]] برانگیخت، فقط عمل توأم با [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نجات]] بخش است. من نیز اگر [[گناه]] کرده بودم، [[سقوط]] کرده بودم. خدایا! [[شاهد]] باش که من [[رسالت]] خود را [[ابلاغ]] کردم"<ref>{{متن حدیث| أيها الناس إنه ليس بين الله و بين أحد نسب و لا أمر يؤتيه به خيرا أو يصرف عنه شرا إلا العمل ألا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن و الذي بعثني بالحق لا ينجي إلا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت اللهم قد بلغت}}؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.
#[[حضرت]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} [[برادری]] به نام [[زید بن موسی]] داشت که از [[رفتار]] او [[خشنود]] نبود. روزی [[امام]] در [[مرو]] در [[مجلسی]] که گروه زیادی شرکت داشتند، [[سخن]] می‌گفت. پس متوجه شد برادرش [[زید]] که آنجا حاضر بود گروهی را مخاطب قرار داده و به طور غرورآمیزی همواره "ما چنین... ما چنان..." می‌گوید. [[امام]] سخن خود را [[قطع]] کرده به [[زید]] فرمود: "این سخنان چیست که می‌گویی؟! اگر سخن تو درست باشد و [[فرزندان رسول خدا]] این گونه باشند، [[خداوند]] بدکاران آنها را [[عذاب]] نمی‌کند و [[عمل]][خوب] نکرده به آنها [[پاداش]] دهد. پس تو از پدرت [[موسی بن جعفر]] در نزد [[خدا]] گرامی‌تر هستی؛ زیرا وی [[خدا]] را [[بندگی]] کرد تا به درجات [[قرب الهی]] رسید و تو می‌پنداری که بی‌بندگی [[خدا]] می‌توانی هم پایه [[موسی بن جعفر]] قرارگیری؟"
#[[حضرت]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} [[برادری]] به نام [[زید بن موسی]] داشت که از [[رفتار]] او [[خشنود]] نبود. روزی [[امام]] در [[مرو]] در [[مجلسی]] که گروه زیادی شرکت داشتند، [[سخن]] می‌گفت. پس متوجه شد برادرش [[زید]] که آنجا حاضر بود گروهی را مخاطب قرار داده و به طور غرورآمیزی همواره "ما چنین... ما چنان..." می‌گوید. [[امام]] سخن خود را [[قطع]] کرده به [[زید]] فرمود: "این سخنان چیست که می‌گویی؟! اگر سخن تو درست باشد و [[فرزندان رسول خدا]] این گونه باشند، [[خداوند]] بدکاران آنها را [[عذاب]] نمی‌کند و [[عمل]][خوب] نکرده به آنها [[پاداش]] دهد. پس تو از پدرت [[موسی بن جعفر]] در نزد [[خدا]] گرامی‌تر هستی؛ زیرا وی [[خدا]] را [[بندگی]] کرد تا به درجات [[قرب الهی]] رسید و تو می‌پنداری که بی‌بندگی [[خدا]] می‌توانی هم پایه [[موسی بن جعفر]] قرارگیری؟"
*آن‌گاه [[امام]] به [[حسن بن موسی الوشاء]] فرمود: "علمای [[کوفه]] [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> را چگونه قرائت می‌کنند؟"
 
*[[حسن بن موسی]] پاسخ داد: "آنان چنین می‌خوانند: {{عربی|انّه عَمَل غیرُ صالح}}؛ یعنی او [[فرزند]] تو نیست و گروهی دیگر می‌خوانند: {{عربی|انّه عملٌ غیرُ صالح}}. [[امام]] فرمود: "چنین نیست؛ آنان [[آیه]] را غلط می‌خوانند و غلط [[تفسیر]] می‌کنند. معنی [[آیه]] چنین است: {{عربی|انّه عَمَل غیر صالح}}؛ یعنی [[فرزند]] تو خودش [[ناصالح]] است. او واقعاً [[فرزند نوح]] بود. او بدان جهت از درگاه [[خدا]] رانده شد که فردی [[ناصالح]] بود؛ با اینکه او [[فرزند نوح]] [[پیامبر]] بود. همچنین کسی از بستگان ما که از [[خداوند]] [[اطاعت]] نکند از ما نیست و تو ([[حسن بن موسی]]) اگر از [[خدای عزوجل]] [[اطاعت]] کردی، از ما [[اهل بیت]] خواهی بود"<ref>بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۹، ص۲۱۸، تاریخ الإمام أبی الحسن الرضا{{ع}}.</ref>.
آن‌گاه [[امام]] به [[حسن بن موسی الوشاء]] فرمود: "علمای [[کوفه]] [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> را چگونه قرائت می‌کنند؟"
*بنابراین، [[فرزند]] [[امام]] بودن و انتساب داشتن به [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]، سودی ندارد و [[عمل صالح]] لازم است. و [[آیات]] و [[روایات]] گویای این واقعیت است که مقررات [[الهی]] برای [[پاداش]] و [[کیفر]] با [[سعادت]] و [[شقاوت]] افراد، تابع شرایطی است.
 
*[[اسلام]] تابع [[قوانین]] و معیارهای خاصی است امّا از نظر [[دینی]]، هر گاه کسی [[شهادتین]] را بر زبان بیاورد، [[مسلمان]] شناخته می‌شود، ولی از نظر مقررات [[اخروی]] و حساب [[جهان]] دیگر باید تابع [[قانون]] [[خداوند]] باشد: {{متن قرآن|فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي}}<ref>«پس هر که از من [حضرت ابراهیم] پیروی کند از من است» سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref>. یا {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.
[[حسن بن موسی]] پاسخ داد: "آنان چنین می‌خوانند: {{عربی|انّه عَمَل غیرُ صالح}}؛ یعنی او [[فرزند]] تو نیست و گروهی دیگر می‌خوانند: {{عربی|انّه عملٌ غیرُ صالح}}. [[امام]] فرمود: "چنین نیست؛ آنان [[آیه]] را غلط می‌خوانند و غلط [[تفسیر]] می‌کنند. معنی [[آیه]] چنین است: {{عربی|انّه عَمَل غیر صالح}}؛ یعنی [[فرزند]] تو خودش [[ناصالح]] است. او واقعاً [[فرزند نوح]] بود. او بدان جهت از درگاه [[خدا]] رانده شد که فردی [[ناصالح]] بود؛ با اینکه او [[فرزند نوح]] [[پیامبر]] بود. همچنین کسی از بستگان ما که از [[خداوند]] [[اطاعت]] نکند از ما نیست و تو ([[حسن بن موسی]]) اگر از [[خدای عزوجل]] [[اطاعت]] کردی، از ما [[اهل بیت]] خواهی بود"<ref>بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۹، ص۲۱۸، تاریخ الإمام أبی الحسن الرضا{{ع}}.</ref>.
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "ای [[مردم]]! همه شما، دارای یک [[پدر]] و یک [[پروردگار]] هستید؛ همگی از [[آدم]] [[آفریده]] شده‌اید و [[آدم]] از [[خاک]] [[آفریده]] شده است (اصل و [[نسب]] همه به [[خاک]] بر میگردد)، [[عرب]] بر [[عجم]] امتیازی ندارد، مگر به خاطر [[تقوا]]"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ لَا فَخْرَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ کنز العمال، متقی هندی، ج۳، ص۹۳، ح۵۶۵۲ و ۵۶۵۵؛ مجمع الزوائد، هیثمی، باب الخطب فی الحج، ح۲۲۶۵.</ref>؛  [[سلمان فارسی]] در کسب [[تقوا]] به جایی رسید که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره او فرمود: "[[سلمان]] از ما [[اهل بیت]] است"<ref>{{متن حدیث|سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}</ref>؛ بنابراین، نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" هم با [[روایات نبوی]] و هم با [[قانون]] [[پاداش]] و [[کیفر الهی]] در [[قرآن]] و هم با [[عقل]] [[مخالفت]] دارد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۸۲-۹۸.</ref>
 
بنابراین، [[فرزند]] [[امام]] بودن و انتساب داشتن به [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]، سودی ندارد و [[عمل صالح]] لازم است. و [[آیات]] و [[روایات]] گویای این واقعیت است که مقررات [[الهی]] برای [[پاداش]] و [[کیفر]] با [[سعادت]] و [[شقاوت]] افراد، تابع شرایطی است.
 
[[اسلام]] تابع [[قوانین]] و معیارهای خاصی است امّا از نظر [[دینی]]، هر گاه کسی [[شهادتین]] را بر زبان بیاورد، [[مسلمان]] شناخته می‌شود، ولی از نظر مقررات [[اخروی]] و حساب [[جهان]] دیگر باید تابع [[قانون]] [[خداوند]] باشد: {{متن قرآن|فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي}}<ref>«پس هر که از من [حضرت ابراهیم] پیروی کند از من است» سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref>. یا {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.
 
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "ای [[مردم]]! همه شما، دارای یک [[پدر]] و یک [[پروردگار]] هستید؛ همگی از [[آدم]] [[آفریده]] شده‌اید و [[آدم]] از [[خاک]] [[آفریده]] شده است (اصل و [[نسب]] همه به [[خاک]] بر میگردد)، [[عرب]] بر [[عجم]] امتیازی ندارد، مگر به خاطر [[تقوا]]"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ لَا فَخْرَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ کنز العمال، متقی هندی، ج۳، ص۹۳، ح۵۶۵۲ و ۵۶۵۵؛ مجمع الزوائد، هیثمی، باب الخطب فی الحج، ح۲۲۶۵.</ref>؛  [[سلمان فارسی]] در کسب [[تقوا]] به جایی رسید که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره او فرمود: "[[سلمان]] از ما [[اهل بیت]] است"<ref>{{متن حدیث|سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}</ref>؛ بنابراین، نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" هم با [[روایات نبوی]] و هم با [[قانون]] [[پاداش]] و [[کیفر الهی]] در [[قرآن]] و هم با [[عقل]] [[مخالفت]] دارد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۸۲-۹۸.</ref>


==[[صحابه]] از منظر [[قرآن]]==
==[[صحابه]] از منظر [[قرآن]]==
خط ۲۲۸: خط ۲۶۵:


==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:صحابه در قرآن]]
[[رده:صحابه در قرآن]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش