←حرکت از بصره به سوی مکه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
دو فرزندش به نامهای «[[عبدالله بن یزید بن نبیط عبدی]]» و «[[عبیدالله بن یزید بن نبیط عبدی]]» اعلام [[آمادگی]] کردند تا با [[پدر]] از شهر خارج شوند؛ آنها در بیابان خشک و بیآب و علف به سرعت راه پیمودند و در منطقه [[ابطح]] مکه، به [[امام]]{{ع}} رسیدند. | دو فرزندش به نامهای «[[عبدالله بن یزید بن نبیط عبدی]]» و «[[عبیدالله بن یزید بن نبیط عبدی]]» اعلام [[آمادگی]] کردند تا با [[پدر]] از شهر خارج شوند؛ آنها در بیابان خشک و بیآب و علف به سرعت راه پیمودند و در منطقه [[ابطح]] مکه، به [[امام]]{{ع}} رسیدند. | ||
یزید با [[فرزندان]] ـ و سایر همراهان ـ [[شب]] را در محلی به استراحت گذراندند و صبح عازم محل استقرار امام شد، اما از طرفی امام{{ع}} هم که از ورود یزید و همراهانش [[آگاه]] شده بود به سوی محل استراحت ایشان تشریف آوردند، اما به ایشان عرض شد که آنها به سراغ شما آمدهاند؛ لذا امام در منزلگاه یزید به [[انتظار]] نشست، از سویی یزید به منزلگاه امام که رسید حضرت را ندید، شنید آن بزرگوار به محل اقامت او تشریف فرما شدهاند. به سرعت به منزلگاه خود بازگشت و هنگامی که دیدگانش به حضرت افتاد از فرط [[شادی]] این [[آیه شریفه]] را خواند: {{متن قرآن|بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ | یزید با [[فرزندان]] ـ و سایر همراهان ـ [[شب]] را در محلی به استراحت گذراندند و صبح عازم محل استقرار امام شد، اما از طرفی امام{{ع}} هم که از ورود یزید و همراهانش [[آگاه]] شده بود به سوی محل استراحت ایشان تشریف آوردند، اما به ایشان عرض شد که آنها به سراغ شما آمدهاند؛ لذا امام در منزلگاه یزید به [[انتظار]] نشست، از سویی یزید به منزلگاه امام که رسید حضرت را ندید، شنید آن بزرگوار به محل اقامت او تشریف فرما شدهاند. به سرعت به منزلگاه خود بازگشت و هنگامی که دیدگانش به حضرت افتاد از فرط [[شادی]] این [[آیه شریفه]] را خواند: {{متن قرآن|بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>. | ||
بعد از [[سلام]] کرد و پاسخ امام در مقابل حضرت نشست وآن بزرگوار را از [[تصمیم]] خود و همراهان و دو فرزندش [[آگاه]] ساخت. [[امام]]{{ع}} در [[حق]] او (و همراهان او) [[دعای خیر]] کرد و سپس [[یزید]] و همراهان [[خیمه]] خود را نزدیک [[خیمه گاه]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} منتقل ساختند و همواره ملازم رکاب بودند تا آنکه در [[کربلا]] فرود آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵؛ ابصارالعین، ص۱۶۵ و با اختصار، کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۶۲۰-۶۲۲؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۶۳؛ [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۰-۴۲.</ref> | بعد از [[سلام]] کرد و پاسخ امام در مقابل حضرت نشست وآن بزرگوار را از [[تصمیم]] خود و همراهان و دو فرزندش [[آگاه]] ساخت. [[امام]]{{ع}} در [[حق]] او (و همراهان او) [[دعای خیر]] کرد و سپس [[یزید]] و همراهان [[خیمه]] خود را نزدیک [[خیمه گاه]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} منتقل ساختند و همواره ملازم رکاب بودند تا آنکه در [[کربلا]] فرود آمدند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵؛ ابصارالعین، ص۱۶۵ و با اختصار، کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۶۲۰-۶۲۲؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۶۳؛ [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۰-۴۲.</ref> | ||