روح‌القدس: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۰۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
{{خرد}}
{{خرد}}


'''روح القدس''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده انبیا و اولیای الهی است.
'''روح القدس''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده [[انبیا]] و اولیای الهی است.


در این باره، تعدادی از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[روح القدس (پرسش)]]''' قابل دسترسی هستند.
در این باره، تعدادی از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[روح القدس (پرسش)]]''' قابل دسترسی هستند.
خط ۹: خط ۹:


==[[علم امام]] و روح القدس==
==[[علم امام]] و روح القدس==
در روایات امر [[علم امام]] {{ع}} برتر از خواندن کتاب و صُحف و روایت نمودن از یکدیگر دانسته شده است. ابو حمزه نقل میکند که از [[امام صادق]] {{ع}} دربارهٔ علم پرسیدم که آیا عالم (امام) آن را از آنچه دیگران می گویند بهره می گیرد یا کتابی نزد شما است که آنرا می خوانید و بوسیلهٔ آن آگاه می شوید ؟ امام به من فرمود: امر [[علم امام]] برتر از آنچه تو گفتی هست آیا نشنیده ای که خدا می فرماید: و همین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم. تو نمى‏دانستى کتاب چیست و نه ایمان کدام است؟ سپس فرمود رفقایت دربارهٔ این آیه چه می گویند آیا اقرار دارند که او در حالی بوده که نه می دانسته کتاب چیست و نه ایمان؟ گفتم نمی‏دانم فدایتان چه می گویند. فرمود آری زمانی اینگونه بوده تا آنگاه که از جانب خدا روحی که آیه به آن اشاره دارد فرستاده می شود آنگاه که آن روح به او عطا می گردد با آن می داند و می فهمد، و این همان روحی است که خدا به هر که بخواهد عطا می کند و وقتی به کسی داد به او فهم می آموزد.
در روایات امر [[علم امام]]{{ع}} برتر از خواندن کتاب و صُحف و روایت نمودن از یکدیگر دانسته شده است. ابو حمزه نقل می‌کند که از [[امام صادق]]{{ع}} دربارهٔ علم پرسیدم که آیا عالم [[امام]]{{ع}} آن را از آنچه دیگران می‌گویند بهره می‌گیرد یا کتابی نزد شما است که آنرا می‌خوانید و بوسیلهٔ آن آگاه می‌شوید؟ [[امام]]{{ع}} به من فرمود: امر [[علم امام]] برتر از آنچه تو گفتی هست آیا نشنیده‌ای که خدا می‌فرماید: و همین گونه، روحی از امر خودمان به سوی تو وحی کردیم. تو نمی‌‏دانستی کتاب چیست و نه ایمان کدام است؟ سپس فرمود رفقایت دربارهٔ این آیه چه می‌گویند آیا اقرار دارند که او در حالی بوده که نه می‌دانسته کتاب چیست و نه ایمان؟ گفتم نمی‌‏دانم فدایتان چه می‌گویند. فرمود آری زمانی اینگونه بوده تا آنگاه که از جانب خدا روحی که آیه به آن اشاره دارد فرستاده می‌شود آنگاه که آن روح به او عطا می‌گردد با آن می‌داند و می‌فهمد، و این همان روحی است که خدا به هر که بخواهد عطا می‌کند و وقتی به کسی داد به او فهم می‌آموزد <ref>کافی ج ۱ ص ۲۷۳.</ref>این تعابیر می‌رساند که بحث [[علم امام]] {{ع}} تنها صرف انتقال و وساطت نیست بلکه شهود و فهم به همراه آگاهی است که تعالی روحی ایشان آن را میّسر و فراهم می‌نماید زیرا که خاستگاه درک و فهم، روح و قلب است <ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۱۹]</ref>.
 
==[[علم امام]] و روح القدس==
این تعابیر می رساند که بحث [[علم امام]] {{ع}} تنها صرف انتقال و وساطت نیست بلکه شهود و فهم به همراه آگاهی است که تعالی روحی ایشان آن را میّسر و فراهم می نماید زیرا که خاستگاه درک و فهم، روح و قلب است.  
برخی روایات به مسئله‌ای با عنوان روح القدس و نقش آن در علم و دانایی [[امام]] {{ع}} پرداخته‌اند، اینکه مراد از روح القدس در روایات چیست و ارتباط واژهٔ روح القدس با [[جبرئیل]] ارتباط ترادف و تلازم است یا میان این دو ارتباط دیگری برقرار است، و اینکه شواهد بر همپوشی و یا عمومیت یکی از این دو دلالت دارد. به نظر می‌رسد روح القدس عنوانی است که بر کل مسئله علم و سرچشمهٔ [[علم امام]] سایه می‌افکند، و به تعبیری روح القدس لازمه و شرط شئِ برای تحقق و تبلور آگاهی و ایجاد مجاری علم، برای امام می‌باشد. این دیدگاه با بررسی گروه‌های برخوردار از روح القدس و تشریح مراد از روح القدس تبیین می‌گردد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۱۹]</ref>.
 
برخی روایات به مسئله ای با عنوان روح القدس و نقش آن در علم و دانایی امام پرداخته اند، اینکه مراد از روح القدس در روایات چیست و ارتباط واژهٔ روح القدس با [[جبرئیل]] ارتباط ترادف و تلازم است یا میان این دو ارتباط دیگری برقرار است، و اینکه شواهد بر همپوشی و یا عمومیت یکی از این دو دلالت دارد، مسائلی است که در فصل [[منابع علم امام]] نیازمند بررسی است، چرا که روح القدس به عنوان یکی از منابع و مجاری [[علم امام]] مطرح شده است.
 
به نظر می رسد روح القدس عنوانی است که بر کل مسئله علم و سرچشمهٔ [[علم امام]] سایه می افکند، و به تعبیری روح القدس لازمه و شرط شئِ برای تحقق و تبلور آگاهی و ایجاد مجاری علم، برای امام می باشد.
این دیدگاه با بررسی گروه های برخوردار از روح القدس و تشریح مراد از روح القدس تبیین می گردد.  


==برخورداران از روح القدس==
==برخورداران از روح القدس==
تعدادی روایات با استناد به آیهٔ {السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ} و در ذیل آن با تفاوت نهادن میان انسانها از جهت برخوداری از روح و برشمردن پنج روح، به وجود تعداد متفاوت روح در گونه ها وگروه های مختلف از انسانها پرداخته اند، که این تقسیم بندی نه از جهت ظاهر بلکه از جهت باطن و حقیقت انسانی صورت گرفته است.  
تعدادی روایات با استناد به آیهٔ{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ }}﴾}} <ref> و پیشتازان پیشتاز آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه ۱۰ - ۱۱.</ref> و در ذیل آن با تفاوت نهادن میان انسانها از جهت برخوداری از روح و برشمردن پنج روح، به وجود تعداد متفاوت روح در گونه‌ها وگروه‌های مختلف از انسانها پرداخته‌اند، که این تقسیم‌بندی نه از جهت ظاهر بلکه از جهت باطن و حقیقت انسانی صورت گرفته است. از جمله در مورد افراد و گروه خاصی که مطابق آیه به سابقون معرفی شده‌اند بیان شده: {{عربی|اندازه=150%|«فَالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اللَّهِ وَ خَاصَّةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِه‏ جَعَلَ فِيهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاح»}} <ref>سابقون رسولان الهی و برگزیدگان از خلقش هستند که خدا در ایشان پنج روح قرار داده است؛ الکافی ج: ۱ ص: ۲۷۱ ح۱، تفسیر فرات ‏الکوفی ص: ۴۶۵.</ref> روح متمایز در آنها نسبت به سائر انسانها، روح القدس معرفی شده است:{{عربی|اندازه=150%|«أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْيَاء»}} <ref>ایشان را به روح القدس تایید نمود پس با آن روح اشیاء را شناختند و به آن معرفت یافتند؛ الکافی ج: ۱ ص: ۲۷۱ ح۱، تفسیر فرات ‏الکوفی ص: ۴۶۵.</ref>. گروه سابقون عبارتند از رسولان خداوند متعال و برگزیدگان از خلقش که موید به روح القدس گشته‌اند. در احادیث، [[انبیاء]] مرسل و غیر مرسل را بهره‌مند از روح الاقدس دانسته‌اند و تعبیر این برخورداری با عبارت {{عربی|اندازه=150%|«جَعَلَ فِيهِمْ»}}<ref>الکافی ج: ۲ ص: ۲۸۱ ح۱۶، تحف ‏العقول ص: ۱۸۸، بصائرالدرجات ص: ۴۴۷ ح ۵،ص: ۴۴۹ ح۶.</ref> آمده که با تفسیر از روح القدس به ملک سازگار نیست<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۱۹]</ref>.
از جمله در مورد افراد و گروه خاصی که مطابق آیه به سابقون معرفی شده اند بیان شده :  
«فَالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اللَّهِ وَ خَاصَّةُ اللَّهِ مِن ‏خَلْقِهِ جَعَلَ فِیهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» 
سابقون رسولان الهی و برگزیدگان از خلقش هستند که خدا در ایشان پنج روح قرار داده است.
روح متمایز در آنها نسبت به سائر انسانها، روح القدس معرفی شده است،
«أَیدَهُمْ بِروح القدس فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْیاءَ» 
ایشان را به روح القدس تایید نمود پس با آن روح اشیاء را شناختند و به آن معرفت یافتند.
گروه سابقون عبارتند از رسولان خداوند متعال وبرگزیدگان ازخلقش که موید به روح القدس گشته اند.
دراحادیث، [[انبیاء]] مرسل و غیر مرسل را بهره مند از روح الاقدس دانسته اند و تعبیر این برخورداری با عبارت «جعل الله فیهم»  آمده که با تفسیر از روح القدس به ملک سازگار نیست.


==روح القدس از [[ملائکه]] نیست ==
==روح القدس از [[ملائکه]] نیست ==
از جمله برداشتهای غلط در رابطهٔ با [[علم امام]]، ملک انگاری روح القدس است، زیرا روایاتی که به موضوع [[علم امام]] و مجاری آن پرداخته اند موضوع روح القدس را با [[علم امام]] پیوند زده اند، واین تصور ایجاد شده است که روح القدس از [[ملائکه]] ای است که واسطهٔ آگاهی یابی به علم الهی را برای امام فراهم می کند.
از جمله برداشتهای غلط در رابطهٔ با [[علم امام]]، ملک انگاری روح القدس است، زیرا روایاتی که به موضوع [[علم امام]] و مجاری آن پرداخته‌اند موضوع روح القدس را با [[علم امام]] پیوند زده‌اند، واین تصور ایجاد شده است که روح القدس از ملائکه‌ای است که واسطهٔ آگاهی یابی به علم الهی را برای امام فراهم می‌کند. برای روشن شدن این ادعا، لازم است ادله و شواهدی که نشان می‌دهد مراد از روح القدسی که برای امام مطرح شده ملک نیست بیان گردد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۱۹]</ref>.
برای روشن شدن این ادعا، لازم است ادله و شواهدی که نشان میدهد مراد از روح القدسی که برای امام مطرح شده ملک نیست بیان گردد.
* در روایات در جواب سؤال راوی از [[علم امام]] و عدم حضور ایشان در همه مکانها، حضرت {{ع}} بحث روح القدس را مطرح می‌نمایند و آگاهی و شناخت از عوالم بالا و پایین را مستند به آن می‌دانند و توان حمل [[نبوت]] را با توجه به این روح بیان می‌نمایند. به تعبیر دیگر ویژگی فردی که به مقام [[نبوت]] می‌رسد، برخورداری از مرتبهٔ رفیع تعالی روحی است و اگر قرار بود این روح ملکی باشد که در ارتباط با نبی است، [[نبوت]] [[نبی]] هم محدود به زمان ارتباط با ملک می‌گشت همانگونه که کلام وحیانی [[پیامبر]]{{صل}} به عنوان قرآن محدود به زمان ارتباط بوده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
 
* تعبیر ثابت بودن روح القدس در روایات<ref>«روح القدس ثابت»، بصائر الدرجات ص: ۴۵۴ح ۱۳؛ بحارالأنوار ج: ۲۵ ص: ۵۷ ح ۲۵.</ref>، اتصال و ارتباط دائمی آن برای [[انبیاء]] و اولیاء خاص الهی رانشان می‌دهد که این امر با تعبیر از روح القدس به [[جبرئیل]] و یا ملکی از [[ملائکه]] بزرگ هماهنگی ندارد چرا که بدون شک طبق نقل سیره و روایات ارتباط با [[جبرئیل]] یا [[ملائکه]] به صورت دائمی برای [[انبیاء]] حاصل نبوده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
* در روایات درجواب سؤال راوی از[[علم امام]] و عدم حضور ایشان در همه مکانها، حضرت {{ع}} بحث روح القدس را مطرح مینمایند و آگاهی و شناخت از عوالم بالا و پایین را مستند به آن میدانند و توان حمل [[نبوت]] را با توجه به این روح بیان می نمایند. به تعبیر دیگر ویژگی فردی که به مقام [[نبوت]] می رسد، برخورداری از مرتبهٔ رفیع تعالی روحی است و اگر قرار بود این روح ملکی باشد که درارتباط با نبی است، [[نبوت]] نبی هم محدود به زمان ارتباط با ملک می گشت همانگونه که کلام وحیانی پیامبر(ص) به عنوان قرآن محدود به زمان ارتباط بوده است.
* این روح با فوت [[پیامبر]]{{صل}} به جانشین و امام پس از او انتقال می‌یابد، عبارت {{عربی|اندازه=150%|«فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ {{صل}} انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَام‏{{ع}}»}} <ref>الکافی ج: ۱ ص: ۲۷۲ ح ۳؛ بصائر الدرجات ص: ۴۵۴ ح ۱۳.</ref>بیانی دیگر از لزوم وجود حجت در زمین است و بهره‌مندی از روح القدس همان خصوصت ممیّز میان او و سایر مردم است که بقاء نظام هستی را وابسطه به حضور او می‌نماید، تعبیر انتقال در این روایات مؤیدی بر این مطلب است که روح القدس مقامی بلند و شانی بزرگ می‌باشد که پیوستگی کامل با مقام ولایت و خلافت الهی دارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
* تعبیر ثابت بودن روح القدس در روایات،  اتصال و ارتباط دائمی آن برای [[انبیاء]] و اولیاء خاص الهی رانشان می دهد که این امر با تعبیراز روح القدس به [[جبرئیل]] و یا ملکی از [[ملائکه]] بزرگ هماهنگی ندارد چرا که بدون شک طبق نقل سیره و روایات ارتباط با [[جبرئیل]] یا [[ملائکه]] به صورت دائمی برای [[انبیاء]] حاصل نبوده است،
* در روایتی پس از بیان مراتب روح، راوی با توجه به بیانات [[معصوم]] این سؤال به ذهنش می‌رسد که: {{عربی|اندازه=150%|«يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْش‏»}}<ref>بصائرالدرجات ص: ۴۵۴ ح ۱۳.</ref> این پرسش نشان می‌دهد راوی نیز از کلام حضرت مقام روحی امام را فهمیده لذا سؤال از رفتار جسمانی شخص امام میکند که در واقع پرسش از تاثیر مقام روحانی امام در جسم امام می‌باشد و کیفیت ارتباط روح و جسم امام را بیان میکند، همچنان که ابتدای پرسش با سؤال از چگونگی تحقق علم گستردهٔ امام با توجه به حضور فیزیکی امام در نقطه ای محدود از دنیا آغاز می‌شود که شیوهٔ سؤال راوی می‌رساند او با تصدیق علم گسترده امام شبههٔ محدود بودن حضور جسمانی امام را مانع در تحقق این وسعت از علم می‌دانسته، که حضرت در جواب با طرح مسئله روح و برتری مقام روحی امام و بهره‌مندی از درجهٔ روح القدسی در [[انبیاء]] و [[امامان]]، ظرف و اسباب تحقق [[علم امام]] را مربوط به روح و آن درجه بیان می‌کنند؛ راوی پس از درک اشتباه فهم خود در انتها از کیفیت تاثیر روح امام در جسم او سؤال می‌کند که حضرت نیز تاثیر روح بر جسم را تایید می‌نمایند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
* این روح با فوت پیامبر به جانشین و امام پس از او انتقال میابد، عبارت «فإذا قبض النبی {{صل}} انتقل روح القدس فصار فی الإمام»  بیانی دیگر از لزوم وجود حجت در زمین است و بهره مندی از روح القدس همان خصوصت ممیّز میان او و سایر مردم است که بقاء نظام هستی را وابسطه به حضور او مینماید، تعبیر انتقال در این روایات مویدی بر این مطلب است که روح القدس مقامی بلند و شانی بزرگ می باشد که پیوستگی کامل با مقام ولایت و خلافت الهی دارد.
* در رابطه با روح القدس و پیوند آن با [[انبیاء]] {{عم}} بیان شده است: {{عربی|اندازه=150%|«فَبِرُوحِ الْقُدُسِ بُعِثُوا أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ غَيْرَ مُرْسَلِينَ وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْيَاء»}} <ref>الکافی ج: ۲ ص: ۲۸۱ ح۱۶؛ تحف ‏العقول ص: ۱۸۸؛ بصائر الدرجات ص: ۴۴۷ ح ۵ ص: ۴۴۹ ح ۶.</ref> در این جمله علم [[انبیاء]] به صورت مطلق به روح القدس نسبت داده شده است همچنان که رسیدن به مقام [[نبوت]] نیز بواسطهٔ برخورداری از روح القدس بیان شده است، دو مطلب مذکور و کلیت آن، مانع از پذیرش ادعای وجود مخلوقی مفارق و جدا از [[انبیاء]] به عنوان روح القدس می‌گردد، بلکه ما را رهنمون به ادعای منزلت و جایگاهی به عنوان روح القدسی می‌نماید، منزلتی خاص و ویژه از جانب خداوند متعال که با وجود مصداق آن محقق می‌گردد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
* در روایتی پس از بیان مراتب روح، راوی با توجه به بیانات معصوم این سؤال به ذهنش میرسد که : « یتناول الإمام ما ببغداد بیده قال نعم و ما دون العرش»  این پرسش نشان میدهد راوی نیز از کلام حضرت مقام روحی امام را فهمیده لذا سؤال از رفتار جسمانی شخص امام میکند که در واقع پرسش از تاثیر مقام روحانی امام در جسم امام می باشد و کیفیت ارتباط روح و جسم امام را بیان میکند، همچنان که ابتدای پرسش با سؤال از چگونگی تحقق علم گستردهٔ امام با توجه به حضور فیزیکی امام در نقطه ای محدود از دنیا آغاز می شود که شیوهٔ سؤال راوی می رساند او با تصدیق علم گسترده امام شبههٔ محدود بودن حضور جسمانی امام را مانع در تحقق این وسعت از علم می دانسته، که حضرت درجواب با طرح مسئله روح و برتری مقام روحی امام و بهره¬مندی از درجهٔ روح القدسی در [[انبیاء]] و [[امامان]]، ظرف و اسباب تحقق [[علم امام]] را مربوط به روح و آن درجه بیان می کنند؛ راوی پس ازدرک اشتباه فهم خود در انتها ازکیفیت تاثیر روح امام در جسم او سؤال میکند که حضرت نیز تاثیر روح بر جسم را تایید می نمایند.
* جملات بیانگر خصوصیات روح القدس مربوط به [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] درست در بیان مقایسه روح انسانهای عادی با روح [[انبیا]] و [[اولیا]] است و می‌فهماند روح القدسی که همراهی با ایشان دارد بخلاف مراتب پایین‌تر روحی دچار عوارض دنیایی نمی‌‏شود و انسان بهره‌مند از او را در مسیر غفلت و یا خطا قرار نمی‌دهد <ref>الکافی ج: ۱ ص: ۲۷۲ ح ۳. </ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۰]</ref>.
* در رابطه با روح القدس و پیوند آن با [[انبیاء]] {{عم}} بیان شده است: «فَبِروح القدس بُعِثُوا انبیاء مُرْسَلِینَ وَ غَیرَ مُرْسَلِینَ وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْیاءَ». در این جمله علم [[انبیاء]] به صورت مطلق به روح القدس نسبت داده شده است همچنان که رسیدن به مقام [[نبوت]] نیز بواسطهٔ برخورداری از روح القدس بیان شده است، دو مطلب مذکور و کلیت آن، مانع از پذیرش ادعای وجود مخلوقی مفارق و جدا از [[انبیاء]] به عنوان روح القدس می گردد، بلکه ما را رهنمون به ادعای منزلت و جایگاهی به عنوان روح القدسی می نماید، منزلتی خاص و ویژه از جانب خداوند متعال که با وجود مصداق آن محقق می گردد.
* جملات بیانگر خصوصیات روح القدس مربوط به [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] درست در بیان مقایسه روح انسانهای عادی با روح انبیا و اولیا است و می فهماند روح القدسی که همراهی با ایشان دارد بخلاف مراتب پایین¬تر روحی دچار عوارض دنیایی نمی‏شود و انسان بهره مند از او را در مسیر غفلت و یا خطا قرار نمی دهد.
 
==[[جبرئیل]] و روح القدس==
در طرف مقابل آیات و روایاتی وجود دارد که در آنها از [[جبرئیل]] به روح القدس تعبیر شده است.
ازجمله آیهٔ یکصد و دوم سوره مبارک نحل.
{قُلْ نَزَّلَهُ روح القدس مِن رَّبِّک بِالحْقّ‏ِ لِیثَبِّتَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ هُدًی وَ بُشْرَی‏ لِلْمُسْلِمِینَ} بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده، تا کسانى را که ایمان آورده‏اند استوار گرداند، و براى مسلمانان [[هدایت]] و بشارتى است.  
روایت ابوالجارود در ذیل آن تصریح دارد که مراد از روح القدس، [[جبرئیل]] است؛
عن أبی جعفر {{ع}} فی قوله: «روح القدس» قال: هو [[جبرئیل]]، و القدس الطاهر {لِیثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا} هم آل محمد {وَ هُدی وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِینَ} 
اکثر مفسرین هم صراحتا مراد از روح القدس را با توجه به آیهٔ { قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی‏ قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ وَ هُدی وَ بُشْری‏ لِلْمُؤْمِنینَ }  [[جبرئیل]] می دانند و این آیه از جمله آیاتی است که مراد از روح القدس در آن مورد اختلاف قرار نگرفته است.
ترکیب روح القدس در چهار آیه قرآن ذکرشده است، که عبارتند از: بقرة، 87؛ بقرة، 253؛ مائدة، 110؛ نحل، 102، تنها آیه ای که در آن اختلافی میان مفسران در تفسیر، و تبین مصداق روح القدس وجود ندارد، آیهٔ صد و دوم سورهٔ مبارک نحل است.  
در بقیهٔ آیات که رابطهٔ عیسی {{ع}} و روح القدس در آنها بیان شده اختلاف گسترده ای در تفسیر روح القدس وجود دارد که مشهورترین اقوال چهار قول ذیل است :
[[جبرئیل]]، إنجیل، نامی که عیسی بواسطهٔ آن مردگان را زنده می کرد، روح حضرت عیسی که طاهر و منزه از مساس شیطان است.
 
چه دلیلی هست که تمام اعمال اعجازی عیسی را به [[جبرئیل]] نسبت بدهیم، آیا اگر [[جبرئیل]] امکان انجام چنین افعالی را دارد [[انبیاء]] الهی توان آن را باذن ومشیت الهی نخواهند داشت، لذا است که خداوند متعال تمام افعال اعجازی عیسی نبی را به خود او باذن الله تعالی نسبت میدهد {وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ بِإِذْنی‏ فَتَنْفُخُ فیها فَتَکونُ طَیراً بِإِذْنی‏ وَ تُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی‏ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنی‏}  اما مطرح شدن روح القدس در قرآن در این سه آیه با نام عیسی {{ع}} دلیل اختصاصی بودن آن برای او نیست.
از جمله شواهدی که نشان میدهد [[جبرئیل]] یکی از دارندگان روح القدس است و او یکی از کسانی است که عنوان روح القدسی را شامل می شود عبارتند از:
درادعیه آمده است : أسألک باسمک الذی خلقت به [[جبرئیل]] من روح القدس و جعلته سفیرا بینک و بین أنبیائک بذلک الاسم 
در این جمله خلقت امین وحی را از روح القدس دانسته نه آنکه روح القدس رامترادف و مساوی با جبریل بداند.
و همانند این تعبیربرای حضرت عیسی (علی نبینا وآله و {{ع}}) نقل شده: ((و بالاسم الذی خلقت به عیسی {{ع}} من روح القدس)).
 
در این روایات که به خلقت عیسی اشاره دارد مسیح را نیزانسانی همانند انسانهای دیگر معرفی نموده که دارای گوشت و پوست و استخوان می باشد و تفاوت او و همچنین مادرش مریم مطهره با انسانهای دیگر، در برگزیدهٔ الهی بودن آنها بیان شده چرا که آن دو دارای مقام روح القدسی می باشد یعنی همان مقام و روحانیتی که با فضل الهی و از نزد خدا عطا شدنی است «روح منه».
 
این روایات که در رد دیدگاه تثلیث بیان شده با اشاره و تاکید به جنبهٔ بشری مریم و فرزندش، آثارعجیب خلقت مسیح و معجزات او را به عنایت پروردگارمتعال و اکتساب روح الهی بیان میکند یعنی همان مقام عبودیت و عصمت، مقامی که در آن شیطان حتی درخواب نیز امکان رخنه و ضربه به صاحب آن را ندارد و غفلت و سرگرمی و دوری از خدا از دارندهٔ آن رخ بر می بندد، وَ روح القدس لَا ینَامُ وَ لَا یغْفُلُ وَ لَا یلْهُو وَ لَا یزْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو  از همین رو تمام حرکات افعال و گفتار واجد روح القدس سرمشق و الگویی برای خواستاران [[هدایت]] و نزدیکی به خداوند سبحان می شود.
 
همانند تعبیری که برای خلقت عیسی {{ع}} آمده دربرخی روایات برای پیامبراعظم {{صل}} نیز ذکرشده است، ثم قال أمرنی ربی أن أنفخ فیک من روح القدس فنفخ فیه.
 
روایت ذیل از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز دلالت می کند [[جبرئیل]] و سایر [[ملائکه]] همگی برخور داران از روح القدسند، حضرت با اشاره به دو جایگاه روح القدسی و روح من امری، تمام [[انبیاء]] و [[ملائکه]] و [[ائمه]] را بهره¬مند از یکی از این دو مقام و یا هر دوی آنها دانسته اند:
 
انَّ لِلَّهِ نَهَراً دُونَ عَرْشِهِ وَ دُونَ النَّهَرِ الَّذِی دُونَ عَرْشِهِ نُورٌ نَوَّرَهُ وَ إِنَّ فِی حَافَتَی النَّهَرِ رُوحَینِ مَخْلُوقَینِ
 
روح القدس وَ رُوحٌ مِنْ أَمْرِهِ مَا مِنْ نَبِی وَ لَا مَلَک مِنْ بَعْدِهِ جَبَلَهُ إِلَّا نَفَخَ فِیهِ مِنْ إِحْدَى الرُّوحَینِ 
 
برای خدا نهری است در زیر عرش و در زیر آن نهری که زیر عرش است نوری است که آن را نورانی نموده است و در دو طرف آن نهر دو روح مخلوقنند، روح القدس و روح من امره هیچ نبی و ملکی بعد از او نیست مگر آنکه در او یکی از دو روح دمیده شده است.


طبق کلام مذکور [[ملائکه]] خود نیازمند و دریافت کنندهٔ روح القدس یا روح من امره می باشند همینطور [[انبیاء]] نیز برخوردار از آن می باشد.


==حقیقت روح القدس==
==حقیقت روح القدس==
خط ۱۰۰: خط ۵۳:
لذا در قرآن آن حقیقتی که با مؤمنین است روح منه نامیده شده است و در این باره فرموده:  
لذا در قرآن آن حقیقتی که با مؤمنین است روح منه نامیده شده است و در این باره فرموده:  
{أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}   
{أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}   
در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید کرده است.
در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تأیید کرده است.
دلیل بر اینکه مراد از روح منه در آیهٔ مذکور، همان حقیقتی است که با مؤمنین است آیهٔ {أَ وَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ}  می باشد، زیرا در آن از حیات جدید گفتگو شده و حیات فرع روح است، این روح که اثرش حیات جدید است، آن حقیقتی است که مؤمنین توسط خداوند متعال از آن برخوردار می گردند.  
دلیل بر اینکه مراد از روح منه در آیهٔ مذکور، همان حقیقتی است که با مؤمنین است آیهٔ {أَ وَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ}  می باشد، زیرا در آن از حیات جدید گفتگو شده و حیات فرع روح است، این روح که اثرش حیات جدید است، آن حقیقتی است که مؤمنین توسط خداوند متعال از آن برخوردار می گردند.  
پس می توان گفت خصوصیت عام اما ممیّزـ چرا که به همین جهت دارای مراتب متعددی می باشد ـ روحِ مورد بحث آن است که از خیانت و قذارتهای مادی و پلیدیهای معنوی و از معایب و امراضی که روحهای انسانی آلوده به آنها است پاک و منزه می باشد.
پس می توان گفت خصوصیت عام اما ممیّزـ چرا که به همین جهت دارای مراتب متعددی می باشد ـ روحِ مورد بحث آن است که از خیانت و قذارتهای مادی و پلیدیهای معنوی و از معایب و امراضی که روحهای انسانی آلوده به آنها است پاک و منزه می باشد.
خط ۱۱۶: خط ۶۹:
آیهٔ یکصد و دهم از سورهٔ مبارک مائده هر چند با تفاسیر گوناگونی مطرح شده اما ظهور دراین ادعا دارد، چرا که تکلم در مهد وسایر معجزات را با تایید به روح القدس شدن عیسی بیان نموده است.
آیهٔ یکصد و دهم از سورهٔ مبارک مائده هر چند با تفاسیر گوناگونی مطرح شده اما ظهور دراین ادعا دارد، چرا که تکلم در مهد وسایر معجزات را با تایید به روح القدس شدن عیسی بیان نموده است.
علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه دراین رابطه در ذیل جملهٔ «إِذْ أَیدْتُک بِروح القدس تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا»  می نویسد :
علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه دراین رابطه در ذیل جملهٔ «إِذْ أَیدْتُک بِروح القدس تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا»  می نویسد :
ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگرى بوده، و از همین جهت جملهٔ «تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا» را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضى از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{یکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا} و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {وَ آتَینا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِروح القدس}.   
ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگری بوده، و از همین جهت جملهٔ «تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا» را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضی از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{یکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا} و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {وَ آتَینا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِروح القدس}.   
اما اینکه چرا ازمیان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده درتفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است.   
اما اینکه چرا ازمیان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده درتفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است.   


==برترین مرتبهٔ روح القدس برای پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}}==
==برترین مرتبهٔ روح القدس برای پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}}==
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیّت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می نمایند  تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به پیامبراکرم و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره مند نیستند.
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیّت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می نمایند  تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به پیامبراکرم و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره مند نیستند.
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یقُولُ {یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی} قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ [[جبرئیل]] وَ مِیکائِیلَ لَمْ یکنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَیرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یوَفِّقُهُمْ وَ یسَدِّدُهُمْ وَ لَیسَ کلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ   
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یقُولُ {یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی} قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ [[جبرئیل]] وَ مِیکائِیلَ لَمْ یکنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَی غَیرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یوَفِّقُهُمْ وَ یسَدِّدُهُمْ وَ لَیسَ کلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ   
شنیدم از [[امام صادق]] {{ع}} که ذیل آیهٔ « از تو دربارهٔ روح سؤال می کنند به ایشان بگو روح از امر خدا است» می فرمود خلقی برتر از آفرینش [[جبرئیل]] و میکائیل که با هیچ یک از گذشتگان جز با محمد نبوده است و او با [[ائمه]] است توفیق و تسدید شان می دهد این گونه نیست که هر که او را بجوید بیابد.
شنیدم از [[امام صادق]] {{ع}} که ذیل آیهٔ « از تو دربارهٔ روح سؤال می کنند به ایشان بگو روح از امر خدا است» می فرمود خلقی برتر از آفرینش [[جبرئیل]] و میکائیل که با هیچ یک از گذشتگان جز با محمد نبوده است و او با [[ائمه]] است توفیق و تسدید شان می دهد این گونه نیست که هر که او را بجوید بیابد.
این روایات از ادله ذو مراتب بودن و وجود تشکیک در مقام روح القدسی است زیراطبق تصریح قرآن، و روایات دیگر، [[انبیاء]] و [[ملائکه]] بهره مند از روح القدس هستند و از جمله پیامبراکرم و [[ائمه]] طاهرین {{عم}} داخل در برخورداران از این حقیقتند، لذا بیان اینگونه روایات آن است که علاوه بر پذیرش گستردگی حقیقت روح یا روح القدس و اینکه دارای مصادیق گوناگون است و امری اعطایی و خاص می باشد، ذو مراتب بودن و وجود درجات مختلف در این حقیقت الهی را تصدیق نماییم، که بالاترین مرتبهٔ وجودی آن به [[پیامبر اکرم]] و [[ائمه]] {{عم}} اعطا و تعلق یافته است.   
این روایات از ادله ذو مراتب بودن و وجود تشکیک در مقام روح القدسی است زیراطبق تصریح قرآن، و روایات دیگر، [[انبیاء]] و [[ملائکه]] بهره مند از روح القدس هستند و از جمله پیامبراکرم و [[ائمه]] طاهرین {{عم}} داخل در برخورداران از این حقیقتند، لذا بیان اینگونه روایات آن است که علاوه بر پذیرش گستردگی حقیقت روح یا روح القدس و اینکه دارای مصادیق گوناگون است و امری اعطایی و خاص می باشد، ذو مراتب بودن و وجود درجات مختلف در این حقیقت الهی را تصدیق نماییم، که بالاترین مرتبهٔ وجودی آن به [[پیامبر اکرم]] و [[ائمه]] {{عم}} اعطا و تعلق یافته است.   
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش