روح‌القدس: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۱۶۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
خط ۶۵: خط ۶۵:
[[علامه طباطبایی]] دراین رابطه در ذیل جملهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً }}﴾}} <ref> هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> می‌نویسد : ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگری بوده، و از همین جهت جملهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً }}﴾}} را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضی از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً}}﴾}} <ref> و در گهواره و در میانسالی (از پیامبری خود) با مردم سخن می‌گوید؛ سوره آل عمران، آیه ۴۶.</ref> و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}﴾}} <ref> و ما به عیسی پسر مریم، برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم؛ سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۶، ص: ۲۲۰.</ref> اما اینکه چرا از میان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده در تفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است <ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، ص: ۳۲۲؛ مفاتیح الغیب، ج‏۶، ص: ۵۲۸؛ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱، ص: ۲۵۰ تا ۲۵۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴]</ref>.
[[علامه طباطبایی]] دراین رابطه در ذیل جملهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً }}﴾}} <ref> هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> می‌نویسد : ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگری بوده، و از همین جهت جملهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً }}﴾}} را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضی از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً}}﴾}} <ref> و در گهواره و در میانسالی (از پیامبری خود) با مردم سخن می‌گوید؛ سوره آل عمران، آیه ۴۶.</ref> و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}﴾}} <ref> و ما به عیسی پسر مریم، برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم؛ سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۶، ص: ۲۲۰.</ref> اما اینکه چرا از میان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده در تفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است <ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲، ص: ۳۲۲؛ مفاتیح الغیب، ج‏۶، ص: ۵۲۸؛ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱، ص: ۲۵۰ تا ۲۵۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴]</ref>.


==برترین مرتبهٔ روح القدس برای پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}}==
==برترین مرتبهٔ روح القدس برای [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}}==
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیّت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می نمایند  تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به پیامبراکرم و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره مند نیستند.
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می‌نمایند<ref>المحاسن ج: ۲ ص: ۳۱۴ ح ۳۲؛ تفسیر العیاشی ج: ۲ ص: ۳۱۷ ش ۱۶۵؛تأویل ‏الآیات ‏الظاهرة ص: ۵۳۶؛ بصائر الدرجات ص: ۴۶۴ ح۴؛ ص: ۴۶۲ ح ۷ و ۸ و۱۰؛ ص: ۴۶۱ ح ۱ تا ۵.</ref> تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می‌نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره‌مند نیستند <ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یقُولُ {یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی} قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ [[جبرئیل]] وَ مِیکائِیلَ لَمْ یکنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَی غَیرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یوَفِّقُهُمْ وَ یسَدِّدُهُمْ وَ لَیسَ کلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ 
شنیدم از [[امام صادق]] {{ع}} که ذیل آیهٔ « از تو دربارهٔ روح سؤال می کنند به ایشان بگو روح از امر خدا است» می فرمود خلقی برتر از آفرینش [[جبرئیل]] و میکائیل که با هیچ یک از گذشتگان جز با محمد نبوده است و او با [[ائمه]] است توفیق و تسدید شان می دهد این گونه نیست که هر که او را بجوید بیابد.
این روایات از ادله ذو مراتب بودن و وجود تشکیک در مقام روح القدسی است زیراطبق تصریح قرآن، و روایات دیگر، [[انبیاء]] و [[ملائکه]] بهره مند از روح القدس هستند و از جمله پیامبراکرم و [[ائمه]] طاهرین {{عم}} داخل در برخورداران از این حقیقتند، لذا بیان اینگونه روایات آن است که علاوه بر پذیرش گستردگی حقیقت روح یا روح القدس و اینکه دارای مصادیق گوناگون است و امری اعطایی و خاص می باشد، ذو مراتب بودن و وجود درجات مختلف در این حقیقت الهی را تصدیق نماییم، که بالاترین مرتبهٔ وجودی آن به [[پیامبر اکرم]] و [[ائمه]] {{عم}} اعطا و تعلق یافته است.
موید این سخن توضیح علامه مجلسی در ذیل روایت است که با اشاره به دلالت روایت بر اختصاصی بودن روح به پیامبراکرم و [[ائمه]] {{عم}} آن را منافی با روایاتی می داند که دلالت میکنند در[[انبیاء]] نیز روح القدس وجود داشته است، ایشان پس از این مقایسه دو راه حل برای جمع روایات بیان نموده است دومین دیدگاه مطرح شده پذیرش روح القدس بعنوان نوعی است که در ذیل خود افراد و مصادیق گوناگونی را در بر می گیرد:  
و الثانی، أن یکون روح القدس نوعا تحته أفراد کثیرة فالفرد الذی فی النبی {{صل}} و الأئمة {{عم}} أو الصنف الذی فیهم لم یکن مع من مضی.
دومین احتمال اینکه روح القدس نوعی باشد که در زیر مجموعهٔ آن افراد زیادی قرار می گیرند پس فرد یا صنفی که با پیامبر و [[ائمه]] هست با گذشتگان نبوده است.
بعلاوه دربرخی روایات روح مخصوص پیامبر و [[ائمه]] {{عم}} با تعبیر «روحا من امرنا»  «روح منه»  و «روح من امره»  توصیف شده است.
روایتی که ظهور در جدائی این روح با روح القدس دارد مرفوعهٔ عطیه زیّات است، که حضرت امیر {{ع}} درآن تصریح به وجود دو روح دارند یکی روح القدس ودیگری روح من امره، و در انتهای حدیث [[ائمه]] {{عم}} را بهره¬مند از هر دو روح معرفی می نمایند.  
مطابق احادیث آثار مطرح شده برای آن به طور کلی همانند آثار مطرح شده برای روح القدس است، لهذا در برخی روایات روح مخصوص به ایشان را روح بصورت مطلق نامیده اند.
هرچند آثاری با گسترهٔ بیشتر از آثار روح القدس [[انبیاء]] برای آن بیان شده است مثل موضوع [[عمود نور]]، که همین امرقرینه ای است براینکه مراد این روایات بیان برتری روحی پیامبر و [[ائمه]] {{عم}} نسبت به سائر برگزیدگان الهی است، و روح القدس مشتمل بر مراتبی است و این روح مرتبهٔ بالای منزلت روح القدس است.
درتفسیر قمی نیز روح من امره و روح من امرنا که در آیهٔ پانزدهم سوره غافر و پنجاه ودوم سوره شوری آمده به روح القدس تفسیر شده است.  


این تفسیر موافق با روایاتی است که روح را به پنج مرحله و عنوان تقسیم نمود و همچنین روایتی که در آن ابتدای خلقت و اولین آفریده الهی را تشریح می نمود.
{{عربی|اندازه=150%|«سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: ﴿{{متن قرآن| وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}﴾ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ {{صل}} وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ{{عم}} يُوَفِّقُهُمْ وَ يُسَدِّدُهُمْ وَ لَيْسَ كُلُّ مَا طُلِبَ وُجِد»}}<ref>شنیدم از [[امام صادق]] {{ع}} که ذیل آیهٔ « از تو دربارهٔ روح سؤال می‌کنند به ایشان بگو روح از امر خدا است» می‌فرمود خلقی برتر از آفرینش [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] که با هیچ یک از گذشتگان جز با محمد نبوده است و او با [[ائمه]] است توفیق و تسدید شان می‌دهد این گونه نیست که هر که او را بجوید بیابد؛ الکافی ج: ۱ ص: ۲۷۳ ح ۴؛ بصائر الدرجات ص: ۴۶۰ ح۱.</ref><ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
مرحوم فیض کاشانی در ذیل روایات روح مخصوص پیامبر عظیم الشان و [[ائمه]] {{عم}}، هر چند ابتدا آن را غیر از روح القدس معرفی و آنها را دو امر جداگانه میداند، اما احتمال ذو مراتب بودن روح القدس را نیز مطرح می نماید : کأن المراد بهذا الروح غیر روح القدس و لیسا أمرا واحدا لأن روح القدس لا یفارقهم کما لا تفارقهم الأرواح الأربعة التی دونه و هذا الروح قد یفارقهم کما یأتی أنه لیس کلما طلب وجد؛ إلا أن یقال إن روح القدس فیهم کان یبلغ إلی مقام هذا الروح و یصیر متحدا معه فی بعض الأحیان فیقوم مقامه‏ 
ظاهرا مراد به این روح غیر از روح القدس است و این دو یک امر نیستند زیرا که روح القدس مفارقت از ایشان ندارد همانند دیگر ارواح که مفارقتی از ایشان ندارد ولی این روح گاه از ایشان جدا می شود همچنان که جمله لیس کلما طلب وجد بر آن دلالت می کند؛ مگر آنکه بگوییم روح القدس در ایشان به مقام و درجهٔ این روح می رسد و با آن در برخی از اوقات متحد می گردد و جایگزین آن می شود.
هرچند به نظر می رسد دلیل مغایرت این دو روح در کلام مرحوم فیض (رحمه الله تعالی) منافاتی با یک نوع دانستن و از یک امر بودن آنها ندارد، زیرا آنچه از ایشان {{عم}} جدا ناپذیر است مرتبه ای می باشد که تمام پیامبران از آن برخودارند، اما مراتب بالاتر، امکان مفارقت و الحاق درآن وجود دارد همچنان که برخی روایات به این جدایی و اتصال اشاره می کنند.


این روایات از ادله ذو مراتب بودن و وجود تشکیک در مقام روح القدسی است زیرا طبق تصریح قرآن، و روایات دیگر، [[انبیاء]] و [[ملائکه]] بهره مند از روح القدس هستند و از جمله پیامبراکرم و [[ائمه]] طاهرین {{عم}} داخل در برخورداران از این حقیقتند، لذا بیان اینگونه روایات آن است که علاوه بر پذیرش گستردگی حقیقت روح یا روح القدس و اینکه دارای مصادیق گوناگون است و امری اعطایی و خاص می‌باشد، ذو مراتب بودن و وجود درجات مختلف در این حقیقت الهی را تصدیق نماییم، که بالاترین مرتبهٔ وجودی آن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} اعطا و تعلق یافته است <ref> شرح اصول الکافی، ملا صالح مازندارنی، ج‏۶، ص: ۶۶ و ۶۹.</ref><ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
 
مؤید این سخن توضیح [[علامه مجلسی]] در ذیل روایت است که با اشاره به دلالت روایت بر اختصاصی بودن روح به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} آن را منافی با روایاتی می داند که دلالت می‌کنند در [[انبیاء]] نیز روح القدس وجود داشته است، ایشان پس از این مقایسه دو راه حل برای جمع روایات بیان نموده است دومین دیدگاه مطرح شده پذیرش روح القدس بعنوان نوعی است که در ذیل خود افراد و مصادیق گوناگونی را در بر می‌گیرد: دومین احتمال اینکه روح القدس نوعی باشد که در زیر مجموعهٔ آن افراد زیادی قرار می‌گیرند پس فرد یا صنفی که با [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} هست با گذشتگان نبوده است <ref>بحارالأنوار ج: ۲۵ ص: ۶۷؛ مرآة العقول، ج‏۳، ص: ۱۷۳.</ref><ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.


بعلاوه در برخی روایات روح مخصوص [[پیامبر]] و [[ائمه]] {{عم}} با تعبیر «روحا من امرنا»<ref>الکافی ج: ۱ ص:۲۷۳ ح ۱ تا ۳؛ بصائر الدرجات ص: ۴۵۵ ـ۴۵۸ ح ۱ و ۲ و ۶ تا ۱۵.</ref> «روح منه»<ref>عیون ‏أخبار الرضا{{ع}} ج: ۲ ص: ۲۰۰ ح۱ . </ref> و «روح من امره» <ref>الکافی ج: ۱ ص: ۳۸۹ ح ۳؛ بصائر الدرجات ص: ۱۹ ح ۱؛ ص: ۴۴۶ ح ۲؛ بحار ج ۲۵ ص ۴۹ ح ۹. </ref> توصیف شده است. روایتی که ظهور در جدائی این روح با روح القدس دارد مرفوعهٔ عطیه زیّات است، که حضرت [[امیر ]]{{ع}} در آن تصریح به وجود دو روح دارند یکی روح القدس ودیگری روح من امره، و در انتهای حدیث [[ائمه]]{{عم}} را بهره‌مند از هر دو روح معرفی می نمایند<ref>الکافی ج: ۱ ص: ۳۸۹ ح ۳؛ بصائر الدرجات ص: ۱۹ ح ۱؛ ص: ۴۴۶ ح ۲؛ بحار ج ۲۵ ص ۴۹ ح ۹. </ref>. مطابق احادیث آثار مطرح شده برای آن به طور کلی همانند آثار مطرح شده برای روح القدس است، لهذا در برخی روایات روح مخصوص به ایشان را روح بصورت مطلق نامیده‌اند<ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
هرچند آثاری با گسترهٔ بیشتر از آثار روح القدس [[انبیاء]] برای آن بیان شده است مثل موضوع [[عمود نور]]، که همین امر قرینه‌ای است بر اینکه مراد این روایات بیان برتری روحی [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} نسبت به سائر برگزیدگان الهی است، و روح القدس مشتمل بر مراتبی است و این روح مرتبهٔ بالای منزلت روح القدس است<ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
در تفسیر قمی نیز روح من امره و روح من امرنا که در آیهٔ پانزدهم سوره غافر و پنجاه ودوم سوره شوری آمده به روح القدس تفسیر شده است<ref>تفسیر القمی، ج‏۲، ص: ۲۵۶؛ تفسیر القمی، ج‏۲، ص: ۲۷. </ref>. این تفسیر موافق با روایاتی است که روح را به پنج مرحله و عنوان تقسیم نمود و همچنین روایتی که در آن ابتدای خلقت و اولین آفریده الهی را تشریح می‌نمود<ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
مرحوم [[فیض کاشانی]] در ذیل روایات روح مخصوص [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]] {{عم}}، هر چند ابتدا آن را غیر از روح القدس معرفی و آنها را دو امر جداگانه می‌داند، اما احتمال ذو مراتب بودن روح القدس را نیز مطرح می‌نماید:« ظاهرا مراد به این روح غیر از روح القدس است و این دو یک امر نیستند زیرا که روح القدس مفارقت از ایشان ندارد همانند دیگر ارواح که مفارقتی از ایشان ندارد ولی این روح گاه از ایشان جدا می‌شود همچنان که جمله لیس کلما طلب وجد بر آن دلالت می‌کند؛ مگر آنکه بگوییم روح القدس در ایشان به مقام و درجهٔ این روح می‌رسد و با آن در برخی از اوقات متحد می‌گردد و جایگزین آن می‌شود <ref>الوافی، ج‏۳، ص: ۶۳۰.</ref><ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.
هرچند به نظر می‌رسد دلیل مغایرت این دو روح در کلام مرحوم [[فیض]] منافاتی با یک نوع دانستن و از یک امر بودن آنها ندارد، زیرا آنچه از ایشان جدا ناپذیر است مرتبه‌ای می‌باشد که تمام پیامبران از آن برخودارند، اما مراتب بالاتر، امکان مفارقت و الحاق درآن وجود دارد همچنان که برخی روایات به این جدایی و اتصال اشاره می‌کنند<ref>کافی ج ۱ ص ۹۷ ح ۵ و ۶؛ من‏ لایحضره ‏الفقیه ج ۱ ص ۳۷۹ ش ۱۱۰۹؛ نهج ‏البلاغة ص ۴۹۵ ش ۱۴۷</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۴.]</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش