خصائص النبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ دسامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{نبوت}} +{{نبوت}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[خصائص النبی در قرآن]] - [[خصائص النبی در حدیث]] - [[خصائص النبی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[خصائص النبی در قرآن]] - [[خصائص النبی در حدیث]] - [[خصائص النبی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[خصائص النبی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[خصائص النبی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
==مقدمه==
==مقدمه==
*منظور آن دسته از آیاتی است که به [[بیان]] اموری می‌پردازد که مخصوص [[پیامبر]] در صفات و یا [[رسالت]] و [[احکام]] است و نه تنها سایر افراد [[امت]] [[مأمور]] به [[پیروی]] از آن نیستند، بلکه [[لزوم]] عمل نمودن به آن، در زمره [[وظایف]] خاص انبیای دیگر هم نیست؛ زیرا بنا بر مصلحتی، این [[حکم]] تنها برای او است، یا [[مقام]] و فضیلتی تنها برای وی خواسته شده است. [[پیامبران پیشین]] این ویژگی را به این شکل ندارند. از آنجا که برخی از [[آیات قرآن]] حاوی [[فضائل]] و خصائصی برای [[پیامبر اسلام]] است. بنابراین، موضوع [[فضائل]] و خصائص النبی با [[شخصیت پیامبر]] و [[وحی قرآنی]] ارتباط پیدا می‌کند. درست است که [[رسولان]] الگوی [[مردم]] به شمار می‌روند و سایر [[مردم]] باید در [[اعمال]] و [[رفتار]] خود به آنان [[تأسی]] نمایند، اما این خصائص تنها ویژه [[پیامبر]] است که ریشه آن [[آیات قرآنی]] است که بر اساس [[وحی]] ترتیب یافته است.
منظور آن دسته از آیاتی است که به [[بیان]] اموری می‌پردازد که مخصوص [[پیامبر]] در صفات و یا [[رسالت]] و [[احکام]] است و نه تنها سایر افراد [[امت]] [[مأمور]] به [[پیروی]] از آن نیستند، بلکه [[لزوم]] عمل نمودن به آن، در زمره [[وظایف]] خاص انبیای دیگر هم نیست؛ زیرا بنا بر مصلحتی، این [[حکم]] تنها برای او است، یا [[مقام]] و فضیلتی تنها برای وی خواسته شده است. [[پیامبران پیشین]] این ویژگی را به این شکل ندارند. از آنجا که برخی از [[آیات قرآن]] حاوی [[فضائل]] و خصائصی برای [[پیامبر اسلام]] است. بنابراین، موضوع [[فضائل]] و خصائص النبی با [[شخصیت پیامبر]] و [[وحی قرآنی]] ارتباط پیدا می‌کند. درست است که [[رسولان]] الگوی [[مردم]] به شمار می‌روند و سایر [[مردم]] باید در [[اعمال]] و [[رفتار]] خود به آنان [[تأسی]] نمایند، اما این خصائص تنها ویژه [[پیامبر]] است که ریشه آن [[آیات قرآنی]] است که بر اساس [[وحی]] ترتیب یافته است.
#{{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده  برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref> '''نکته''': کلمه «[[تهجد]]» از کلمات اصلی [[آیه]] می‌باشد که از «هَجوَد» به معنی [[خواب]] است و «فتهجد» به این معنا است که [[خواب]] را دور کرد و متهجد کسی است که در شب [[نماز]] می‌خواند. گفته شده یکی از خصائص [[پیامبر]] [[وجوب]] [[نماز شب]] برای [[پیامبر]] است. بسیاری از [[مفسران]] بر این [[عقیده]] هستند که اعطای [[مقام]] "محمود "بر [[پیامبر]] که هرگاه [[خداوند]] واژه "عسی "را به کار می‌برد، به معنای راه وصول به [[مقام محمود]] با [[وجوب]] و [[لزوم]] است و اگر "بعث "را نیز به معنای "اقامه "بگیریم، آنگاه چنین معنا می‌شود که «[[خداوند]] تو را در مقامی‌ستوده قرار می‌دهد، به گونه‌ای که اولین و آخرین [[خلقت]] تو را [[ستایش]] می‌کنند؛ زیرا [[مقام محمود]]، مقامی‌است که تمام [[ملائکه]] و [[انبیا]] و تمام [[خلق]] آن را [[ستایش]] می‌کنند. با توجه به [[روایات]] بسیار مراد از [[مقام محمود]] "[[شفاعت]] "است و چون [[روایات]] [[بیان]] مصداق هم می‌کنند، یکی از [[شئون]] [[مقام محمود]]، [[شفاعت]] کبری است که حتی [[انبیا]] احتیاج به [[شفاعت]] آن [[حضرت]] را دارند و این فضیلتی است که [[خداوند]] به [[حضرت رسول]] عطا کرده است. البته [[پیامبر خدا]] تمام تکالیفی را که [[مسلمانان]] داشتند، باید [[اجرا]] می‌کرد ولی او تکلیف‌های دیگری هم داشت که مخصوص آن [[حضرت]] بود که یکی از آنها همین [[وجوب]] [[خواندن نماز]] [[شب]] و [[تهجد]] بوده است که علاوه بر این [[آیه]] در [[آیات]] دیگری نیز به آن اشاره شده است، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده» سوره مزمل، آیه ۱.</ref> {{متن قرآن|قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«شب را- جز اندکی- بپای خیز» سوره مزمل، آیه ۲.</ref> {{متن قرآن|نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا}}<ref>«نیمی‌از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن!» سوره مزمل، آیه ۳.</ref>  {{متن قرآن|أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۴.</ref> بنابراین [[نماز شب]] از نظر [[مفسران]] افزون بر [[وجوب]] آن بر [[پیامبر]] مقدمه رسیدن به [[مقام محمود]] بوده است و بدین مضمون [[روایات]] بسیاری با سندهای مختلف آورده‌اند.<ref>قمی، علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج ۲۰، ص ۲۵؛ طبری، ابو جعفر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۹۶؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج ۶، ص ۵۱۱؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۱۹۳؛ زمخشری، محمود، الکشاف، ج ۲، ص ۶۸۷؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۳۰۴؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۳۰۸-۳۰۹؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۹۶-۱۹۷؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان، ج ۱، ص ۹۲؛ آلوسی، محمود، روح‌المعانی، ج ۸، ص ۱۳۰-۱۳۱؛ طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴۱؛ طیب، عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۸، ص ۲۹</ref>
#{{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده  برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref> '''نکته''': کلمه «[[تهجد]]» از کلمات اصلی [[آیه]] می‌باشد که از «هَجوَد» به معنی [[خواب]] است و «فتهجد» به این معنا است که [[خواب]] را دور کرد و متهجد کسی است که در شب [[نماز]] می‌خواند. گفته شده یکی از خصائص [[پیامبر]] [[وجوب]] [[نماز شب]] برای [[پیامبر]] است. بسیاری از [[مفسران]] بر این [[عقیده]] هستند که اعطای [[مقام]] "محمود "بر [[پیامبر]] که هرگاه [[خداوند]] واژه "عسی "را به کار می‌برد، به معنای راه وصول به [[مقام محمود]] با [[وجوب]] و [[لزوم]] است و اگر "بعث "را نیز به معنای "اقامه "بگیریم، آنگاه چنین معنا می‌شود که «[[خداوند]] تو را در مقامی‌ستوده قرار می‌دهد، به گونه‌ای که اولین و آخرین [[خلقت]] تو را [[ستایش]] می‌کنند؛ زیرا [[مقام محمود]]، مقامی‌است که تمام [[ملائکه]] و [[انبیا]] و تمام [[خلق]] آن را [[ستایش]] می‌کنند. با توجه به [[روایات]] بسیار مراد از [[مقام محمود]] "[[شفاعت]] "است و چون [[روایات]] [[بیان]] مصداق هم می‌کنند، یکی از [[شئون]] [[مقام محمود]]، [[شفاعت]] کبری است که حتی [[انبیا]] احتیاج به [[شفاعت]] آن [[حضرت]] را دارند و این فضیلتی است که [[خداوند]] به [[حضرت رسول]] عطا کرده است. البته [[پیامبر خدا]] تمام تکالیفی را که [[مسلمانان]] داشتند، باید [[اجرا]] می‌کرد ولی او تکلیف‌های دیگری هم داشت که مخصوص آن [[حضرت]] بود که یکی از آنها همین [[وجوب]] [[خواندن نماز]] [[شب]] و [[تهجد]] بوده است که علاوه بر این [[آیه]] در [[آیات]] دیگری نیز به آن اشاره شده است، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده» سوره مزمل، آیه ۱.</ref> {{متن قرآن|قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«شب را- جز اندکی- بپای خیز» سوره مزمل، آیه ۲.</ref> {{متن قرآن|نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا}}<ref>«نیمی‌از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن!» سوره مزمل، آیه ۳.</ref>  {{متن قرآن|أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا}}<ref>«یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۴.</ref> بنابراین [[نماز شب]] از نظر [[مفسران]] افزون بر [[وجوب]] آن بر [[پیامبر]] مقدمه رسیدن به [[مقام محمود]] بوده است و بدین مضمون [[روایات]] بسیاری با سندهای مختلف آورده‌اند.<ref>قمی، علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج ۲۰، ص ۲۵؛ طبری، ابو جعفر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۹۶؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج ۶، ص ۵۱۱؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۱۹۳؛ زمخشری، محمود، الکشاف، ج ۲، ص ۶۸۷؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۳۰۴؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۳۰۸-۳۰۹؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۹۶-۱۹۷؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان، ج ۱، ص ۹۲؛ آلوسی، محمود، روح‌المعانی، ج ۸، ص ۱۳۰-۱۳۱؛ طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴۱؛ طیب، عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۸، ص ۲۹</ref>
#{{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست * آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده  است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دار» سوره حشر، آیه ۶-۷.</ref> '''نکته''': "[[فیء ]]"در [[آیه شریفه]] عبارت است از اموالی که بدون [[جنگ]] و [[خونریزی]] از [[دشمن]] گرفته شده باشد و برای رسیدن به آن مشقتی در کار نباشد. کلمه "أنفال "شامل این قسم [[غنیمت]] هم می‌شود و در [[حقیقت]] فیء به منزله [[انفال]] است. لذا گفته شده، یکی از خصائص [[اختیار]] آن از [[دارایی]] ساکنان آن قریه‌ها است که عاید [[پیامبر]] می‌گرداند، و او به [[مصرف]] [[خویشاوندان]] نزدیک، [[یتیمان]]، بینوایان و در راه ماندگان قرار می‌دهد، تا مبادا میان [[توانگران]] [[دست]] به دست گردد. فرق [[خمس]] با فیء در این است که [[غنیمت]] جنگ‌هایی که [[مسلمانان]] در آن با [[جنگ]] به دست نیاورده‌اند، همانند [[غنائم]] جنگ‌های مسلحانه نیست که تنها یک پنجم آن در [[اختیار]] [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[نیازمندان]] قرار گیرد و چهار پنجم از آن جنگجویان باشد، بلکه مطلق آنچه به [[پیامبر]] از اهل قریه‌ها رسیده [[مال]] منصبی - نه شخصی - [[رسول]] خداست.
#{{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست * آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده  است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دار» سوره حشر، آیه ۶-۷.</ref> '''نکته''': "[[فیء ]]"در [[آیه شریفه]] عبارت است از اموالی که بدون [[جنگ]] و [[خونریزی]] از [[دشمن]] گرفته شده باشد و برای رسیدن به آن مشقتی در کار نباشد. کلمه "أنفال "شامل این قسم [[غنیمت]] هم می‌شود و در [[حقیقت]] فیء به منزله [[انفال]] است. لذا گفته شده، یکی از خصائص [[اختیار]] آن از [[دارایی]] ساکنان آن قریه‌ها است که عاید [[پیامبر]] می‌گرداند، و او به [[مصرف]] [[خویشاوندان]] نزدیک، [[یتیمان]]، بینوایان و در راه ماندگان قرار می‌دهد، تا مبادا میان [[توانگران]] [[دست]] به دست گردد. فرق [[خمس]] با فیء در این است که [[غنیمت]] جنگ‌هایی که [[مسلمانان]] در آن با [[جنگ]] به دست نیاورده‌اند، همانند [[غنائم]] جنگ‌های مسلحانه نیست که تنها یک پنجم آن در [[اختیار]] [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[نیازمندان]] قرار گیرد و چهار پنجم از آن جنگجویان باشد، بلکه مطلق آنچه به [[پیامبر]] از اهل قریه‌ها رسیده [[مال]] منصبی - نه شخصی - [[رسول]] خداست.
خط ۲۴: خط ۲۵:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{پیامبر خاتم افقی}}
{{پیامبر خاتم افقی}}
[[رده:خصائص النبی]]
[[رده:خصائص النبی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش