نشانههای نزدیک بودن ظهور چیستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
نشانههای نزدیک بودن ظهور چیستند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۱۶
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ') |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)) |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
[[پرونده:151949.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد جواد خراسانی]]]] | [[پرونده:151949.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد جواد خراسانی]]]] | ||
::::::آیتالله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آیتالله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در اینباره گفته است: | ||
*«'''شدت [[فتنه]] و [[فساد]] و [[اختلاف]] و [[ظلم و جور]]''': اجمالا بهطور کلی میتوان گفت که: از بزرگترین [[نشانهها]] و مهمترین علامات [[قرب]] و نزدیکی، شدت همان فسادهایی است که در وقایع [[دوران غیبت]] گذشت، از فسادهای دینی و [[اجتماعی]] و مملکتی و تربیتی و [[اخلاقی]]، یعنی هرچه این امور شدت پیدا کند [[ظهور]] نزدیکتر شود، زیراکه او براندازنده همین امور است و [[قیام]] او برای برداشتن همین [[فسادها]] است و تا عالم پر از [[جور]] و [[فساد]] نشود که دیگر چارهپذیر نباشد و قابل [[اصلاح]] نباشد، قیامی نخواهد بود. | |||
پس هرچه دامنه [[فساد]] وسعت پیدا کند و [[بیدینی]] زیادتر گردد و [[ظلم و جور]] و [[تعدی]] و فواحش و فجایع عمومیتر شود و عالمگیر گردد، [[امیدواری]] بیشتر و به [[فرج]] نزدیکتر خواهد بود. پس [[مؤمنین]] اگرچه از دیدن این امور و مشاهده این احوال سخت دلگیرند، اما از جهت دیگر باید دلگیر نباشند که زودتر به آرزوی دیرینه نائل خواهند شد. انشاء الله | پس هرچه دامنه [[فساد]] وسعت پیدا کند و [[بیدینی]] زیادتر گردد و [[ظلم و جور]] و [[تعدی]] و فواحش و فجایع عمومیتر شود و عالمگیر گردد، [[امیدواری]] بیشتر و به [[فرج]] نزدیکتر خواهد بود. پس [[مؤمنین]] اگرچه از دیدن این امور و مشاهده این احوال سخت دلگیرند، اما از جهت دیگر باید دلگیر نباشند که زودتر به آرزوی دیرینه نائل خواهند شد. انشاء الله | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
در کتاب "[[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "زود است رو آورد بر شما [[فتنه]] کور و کر که [[عقول]] مردان در وی معوج شود، تا اینکه دور باشد که مرد عاقلی ببینی، چنان [[عقول]] [[مردم]] برود که گویا [[مردم]] بهائم هستند و تا اینکه هیچ فردی از [[مردم]] پناهی از آن [[فتنه]] نیابد و هیچ فردی [[قدرت]] آن نداشته باشد که بگوید مه مه (چرا چرا، یا بس است بس است) [[فتنه]] از ناحیهای بلند نشود مگر اینکه در [[ناحیه]] دیگر فرود آید، هر کس خود را گمان کند که بر چیزی هست (یعنی هرکس خود را [[عاقل]] و باایمان و [[عقیده]] صحیح بگمارد) و حال اینکه بر چیزی نیست و در آن هنگام تمنی [[مرگ]] میکند و به قبرستان میآید، پس خود را مانند چارپایان بر [[قبر]] میاندازد و به [[خاک]] میغلطد و به [[صاحب]] [[قبر]] میگوید:ای کاش من به جای تو میبودم و میگوید: [[نجات]] یافتی، [[نجات]] یافتی، کاش من به جای تو میبودم، تا اینکه هیچ خانهای نماند مگر اینکه [[فتنه]] داخل او شود و هیچ مسلمانی نماند مگر اینکه به او آسیبی زند، تا اینکه مردی از [[عترت]] من [[خروج]] کند"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۰، ح ۹.</ref> | در کتاب "[[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "زود است رو آورد بر شما [[فتنه]] کور و کر که [[عقول]] مردان در وی معوج شود، تا اینکه دور باشد که مرد عاقلی ببینی، چنان [[عقول]] [[مردم]] برود که گویا [[مردم]] بهائم هستند و تا اینکه هیچ فردی از [[مردم]] پناهی از آن [[فتنه]] نیابد و هیچ فردی [[قدرت]] آن نداشته باشد که بگوید مه مه (چرا چرا، یا بس است بس است) [[فتنه]] از ناحیهای بلند نشود مگر اینکه در [[ناحیه]] دیگر فرود آید، هر کس خود را گمان کند که بر چیزی هست (یعنی هرکس خود را [[عاقل]] و باایمان و [[عقیده]] صحیح بگمارد) و حال اینکه بر چیزی نیست و در آن هنگام تمنی [[مرگ]] میکند و به قبرستان میآید، پس خود را مانند چارپایان بر [[قبر]] میاندازد و به [[خاک]] میغلطد و به [[صاحب]] [[قبر]] میگوید:ای کاش من به جای تو میبودم و میگوید: [[نجات]] یافتی، [[نجات]] یافتی، کاش من به جای تو میبودم، تا اینکه هیچ خانهای نماند مگر اینکه [[فتنه]] داخل او شود و هیچ مسلمانی نماند مگر اینکه به او آسیبی زند، تا اینکه مردی از [[عترت]] من [[خروج]] کند"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۰، ح ۹.</ref> | ||
*'''بنای قصر عتیق و بنای عمارتها در اطراف [[مسجد]] کوفه''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "چون [[مهدی]] {{ع}} ظاهر شود، قصر عتیق (دار الاماره) و خانههای جبابره را که اطراف [[مسجد کوفه]] است خراب کند، [[ملعون]] است کسی که او را بنا کند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۶۰؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۱۱.</ref>. | |||
مخفی نیست که مدتها بود که دار الاماره خراب و اطراف [[مسجد]] مخروبه بود، این حقیر که مدت ده سال در [[نجف اشرف]] مشرف بودم جز [[مسجد کوفه]] بنایی نبود و از دیوار [[مسجد کوفه]] تا [[نجف]] بیابان و تا نزدیک شط نیز قسمتی بیابان بود و قسمتی باغستان متصل به قصبهای که در اطراف به نام [[کوفه]] جدید معروف بود و هیچ اثری از آثار دار الاماره نبود ولی در سال ۱۳۸۱ که مشرف شدم دیدم خیابان از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده شده و اطراف [[مسجد]] خانههای بسیار و عمارتهای دولتی احداث شده و در پشت [[مسجد]] دار الأماره را حفر کرده بودند، سردابهای او ظاهر بود، پس [[امید]] است انشاء [[الله]] این بناها از آثار قریبه باشد. | مخفی نیست که مدتها بود که دار الاماره خراب و اطراف [[مسجد]] مخروبه بود، این حقیر که مدت ده سال در [[نجف اشرف]] مشرف بودم جز [[مسجد کوفه]] بنایی نبود و از دیوار [[مسجد کوفه]] تا [[نجف]] بیابان و تا نزدیک شط نیز قسمتی بیابان بود و قسمتی باغستان متصل به قصبهای که در اطراف به نام [[کوفه]] جدید معروف بود و هیچ اثری از آثار دار الاماره نبود ولی در سال ۱۳۸۱ که مشرف شدم دیدم خیابان از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیده شده و اطراف [[مسجد]] خانههای بسیار و عمارتهای دولتی احداث شده و در پشت [[مسجد]] دار الأماره را حفر کرده بودند، سردابهای او ظاهر بود، پس [[امید]] است انشاء [[الله]] این بناها از آثار قریبه باشد. | ||
*'''بنای جسر کوفه''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "[[سفیانی]] لشکری به سوی [[کوفه]] میفرستد، پس امیری از [[بغداد]] با پنج هزار به محاربه او حرکت میکند و بر [[جسر کوفه]] [[جنگ]] واقع شود، تا اینکه هفتاد هزار از طرفین بر [[جسر کوفه]] کشته گردند به طوری که از [[خون]] آنها [[آب]] [[فرات]] رنگین و از جسدهاشان که در [[آب]] افتد، [[آب]] متعفن شود که سه روز [[مردم]] از [[آب]] [[فرات]] خودداری کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>. | |||
این حقیر نیز در همان سال ۱۳۸۱ دیدم جسر آهنی ثابت پهنی کشیده بودند که پیش از آن نبود، بلکه جسر چوبی مختصری برای عبور بود و او را هم برای عبور کشتیها و طرادهها قطع میکردند، چون آن جسر عظیم را مشاهده کردم [[تصدیق]] کردم که مراد این جسر است که گنجایش [[جنگ]] بر روی وی و کشته شدن هفتاد هزار را دارد، و در "[[الزام الناصب]]" از [[حدیث]] [[سلمان]] گفت: {{عربی|""و یوشک أن یبنی جسرها و یبنی جنبیها""}} "نزدیک است که [[جسر کوفه]] بنا شود و در دو طرف شط خانهها ساخته شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۵۴.</ref>. | این حقیر نیز در همان سال ۱۳۸۱ دیدم جسر آهنی ثابت پهنی کشیده بودند که پیش از آن نبود، بلکه جسر چوبی مختصری برای عبور بود و او را هم برای عبور کشتیها و طرادهها قطع میکردند، چون آن جسر عظیم را مشاهده کردم [[تصدیق]] کردم که مراد این جسر است که گنجایش [[جنگ]] بر روی وی و کشته شدن هفتاد هزار را دارد، و در "[[الزام الناصب]]" از [[حدیث]] [[سلمان]] گفت: {{عربی|""و یوشک أن یبنی جسرها و یبنی جنبیها""}} "نزدیک است که [[جسر کوفه]] بنا شود و در دو طرف شط خانهها ساخته شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۵۴.</ref>. | ||
*'''[[خندق]] برای [[کوفه]] و [[کشف هیکل]] و تعطیل مساجد [[چهل]] روز''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "علاماتی است: اول آنها حصاربندی [[کوفه]] است به [[خندق]] و رصد و خراب کردن زاویهها است در کوچههای [[کوفه]] و تعطیل مسجدها [[چهل]] شبانه روز و [[کشف هیکل]] (مجسمه) و به اهتزاز درآمدن سه [[بیرق]] در اطراف [[مسجد]] اکبر ([[مسجد کوفه]])"<ref>همان ۲، ۱۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ۸۳، ح ۸۶.</ref>. اما خراب کردن زاویهها را که من خود مشاهده کردم در اثر خیابانی که از [[کوفه]] تا [[نجف]] کشیدهاند واقع شده. و اما [[کشف هیکل]] بعید نیست به همین زودی واقع شود زیراکه نزدیک [[مسجد]]، میدانی ساختهاند و بعید نیست که چنانچه متعارف روز است که در هر میدانی مجسمهای میسازند در آنجا نیز بسازند و مقصود از [[کشف]] او ظاهر ساختن او است بعد از اتمامش. | |||
و اما رصد پس شاید مراد، سیمهای خاردار باشد به طوری که متعارف روز است، پس مراد این باشد که اطراف [[کوفه]] را سیمهای خاردار بکشند، چنانکه الآن هم بعضی مواضع آن را کشیدهاند. | و اما رصد پس شاید مراد، سیمهای خاردار باشد به طوری که متعارف روز است، پس مراد این باشد که اطراف [[کوفه]] را سیمهای خاردار بکشند، چنانکه الآن هم بعضی مواضع آن را کشیدهاند. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
و در [[جنگ]] عمومی پیش که [[عراق]] در [[تصرف]] [[دولت]] [[عثمانی]] بود اطراف [[نجف]] را سیمبندی کرده بودند و [[چهل]] روز محاصره بوده و نمازها هم تعطیل بود، پس ممکن است همان باشد و ممکن است غیر آن واقع شود. و اما سه [[بیرق]]: پس معلوم نیست که صاحبانش کیست، الا اینکه آن [[حضرت]] فرمود: "آن سه [[بیرق]] شبیهند به [[هدایت]] ولکن [[قاتل]] و مقتول در [[آتش]] است". | و در [[جنگ]] عمومی پیش که [[عراق]] در [[تصرف]] [[دولت]] [[عثمانی]] بود اطراف [[نجف]] را سیمبندی کرده بودند و [[چهل]] روز محاصره بوده و نمازها هم تعطیل بود، پس ممکن است همان باشد و ممکن است غیر آن واقع شود. و اما سه [[بیرق]]: پس معلوم نیست که صاحبانش کیست، الا اینکه آن [[حضرت]] فرمود: "آن سه [[بیرق]] شبیهند به [[هدایت]] ولکن [[قاتل]] و مقتول در [[آتش]] است". | ||
*'''[[بغداد]] بار دیگر پایتخت شود با تشکیل دار الشوری''': "در [[ملاحم و فتن]]" [[سید بن طاووس]] از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و تعود دار الملک الی الزوراء و تصیر الأمور شوری من غلب علی شیء فعله، فعند ذلک خروج السفیانی""}}. [[دار الملک]] به [[بغداد]] برگردد (و این اشاره به این است که مدتی از وی قطع خواهد شد چنانکه شده بود) و امور به [[شوری]] موکول میشود. هرکس بر هرچه غالب شود انجام دهد، پس در آن وقت است [[خروج سفیانی]]"<ref>التشریف المنن، ص ۲۶۶، ح ۳۸۶.</ref>. | |||
*'''[[جسر بغداد]] و کشته شدن بسیاری بر وی''': در "[[ملاحم و فتن]]" از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} در علامت بلای سوم [[بغداد]] فرمود: {{عربی|""اذا عقد الجسر بأرضها و طلعت النجوم ذات الذوانب من المشرق، هنالک یقتل علی جسرها کتائب""}}. هرگاه جسر در [[زمین]] [[بغداد]] بسته شود و [[ستارگان]] دنبالهدار از [[مشرق]] طلوع کند، در آنوقت کتیبههایی از [[لشکر]] بر جسر او کشته شود"<ref>بحارالانوار، ج ۴۱، ۱۷۸، ح ۱۴.</ref>. | |||
پس اگر مراد از [[عقد]] جسر، کشیدن جسر باشد امری است واقعشده و گذشته، چنان که پیش گفته شد و گویا رضی الدین برادر [[علامه حلی]] همین معنا را فهمیده که در کتاب عدد گفته: {{عربی|""و مد الجسر مما یلی الکرخ""}} کشیدن جسر از [[ناحیه]] [[کرخ]] و او را در حساب گذشتهها و واقعشدهها ذکر کرده، ولی [[شیخ مفید]] در "[[ارشاد]]" به همان [[عقد]] تعبیر کرده و فرموده {{عربی|""عقد الجسر مما یلی الکرخ""}}<ref>ارشاد مفید، ج ۳۴۶.</ref>. و اگر به معنی بنای جسر باشد پس این امر بهتازگی واقع شده در زمان ما، جسر ثابت و محکم ساختهاند، و شاید رضی الدین و امثال او که به معنی کشیدن معنی کردهاند، نظر به این بوده که تصور نمیکردهاند که بشود جسر ثابتی بنا کنند. | پس اگر مراد از [[عقد]] جسر، کشیدن جسر باشد امری است واقعشده و گذشته، چنان که پیش گفته شد و گویا رضی الدین برادر [[علامه حلی]] همین معنا را فهمیده که در کتاب عدد گفته: {{عربی|""و مد الجسر مما یلی الکرخ""}} کشیدن جسر از [[ناحیه]] [[کرخ]] و او را در حساب گذشتهها و واقعشدهها ذکر کرده، ولی [[شیخ مفید]] در "[[ارشاد]]" به همان [[عقد]] تعبیر کرده و فرموده {{عربی|""عقد الجسر مما یلی الکرخ""}}<ref>ارشاد مفید، ج ۳۴۶.</ref>. و اگر به معنی بنای جسر باشد پس این امر بهتازگی واقع شده در زمان ما، جسر ثابت و محکم ساختهاند، و شاید رضی الدین و امثال او که به معنی کشیدن معنی کردهاند، نظر به این بوده که تصور نمیکردهاند که بشود جسر ثابتی بنا کنند. | ||
*'''[[ظهور]] آتشی در [[ثویه]] [[کوفه]] تا کناسه [[بنی اسد]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} در این [[آیه]]: {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>معارج، ۱.</ref> فرمود: "[[تأویل]] او خواهد آمد: عذابی است یعنی آتشی است که واقع خواهد شد در [[ثویه]] [[کوفه]] تا منتهی شود به کناسه [[بنی اسد]]، تا اینکه عبور کند به محله ثقیف، هیچ وتری را (آنکه بر گردن او خونی است) برای [[آل محمد]] باقی نگذارد، مگر اینکه بسوزاند او را و این قبل از خروج [[قائم]] {{ع}} است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۳، ح ۱۱۵.</ref>. | |||
مؤلف گوید: [[ثویه]] موضعی بوده در [[کوفه]] معروف و همچنین کناسه، ولی آن [[کوفه]] اصلی فعلا اثری از وی نمانده و این محلها هم معروف نیست، فقط منظور از ذکر این واقعه آن است که اگر آتشی در [[کوفه]] احیانا ظاهر شود؛ بدانند که این همان است که [[اخبار]] شده. | مؤلف گوید: [[ثویه]] موضعی بوده در [[کوفه]] معروف و همچنین کناسه، ولی آن [[کوفه]] اصلی فعلا اثری از وی نمانده و این محلها هم معروف نیست، فقط منظور از ذکر این واقعه آن است که اگر آتشی در [[کوفه]] احیانا ظاهر شود؛ بدانند که این همان است که [[اخبار]] شده. | ||
*'''جفا و تعدیهای [[بنی هاشم]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به أبان بن تغلب فرمود: "هرگاه [[رایت]] [[حق]] ظاهر شود [[لعنت]] کند او را اهل شرق و غرب. سپس فرمود: آیا میدانی برای چه؟ عرض کرد: نه. فرمود: به جهت آنچه که [[مردم]] پیش از [[خروج]] او از [[اهل بیت]] او میبینند". و مثل این به [[منصور]] بن حازم فرمود<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۶۳، ح ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>. | |||
پس از این [[حدیث]] ظاهر میشود که قبل از آن [[حضرت]] [[بنی هاشم]] [[جور]] و تعدیاتی خواهند داشت که [[مردم]] از ایشان به تنگ آمده باشند که چون [[رایت]] [[حق]] را هم ببینند بر آنان [[قیاس]] کنند. اما در کدام [[کشور]]؟ ظاهر این است که در همهجا است. | پس از این [[حدیث]] ظاهر میشود که قبل از آن [[حضرت]] [[بنی هاشم]] [[جور]] و تعدیاتی خواهند داشت که [[مردم]] از ایشان به تنگ آمده باشند که چون [[رایت]] [[حق]] را هم ببینند بر آنان [[قیاس]] کنند. اما در کدام [[کشور]]؟ ظاهر این است که در همهجا است. | ||
*'''[[ظهور]] [[یأس]] و نومیدی''': [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: "[[قیام]] او در هنگام تغیر بلاد و ضعیف شدن عباد و [[یأس]] از [[فرج]] خواهد بود"<ref>منتخب الاثر، ص ۲۰۶، ح ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ۴۵، ح ۸.</ref>. و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[خروج]] او در وقتی خواهد بود که [[مردم]] مأیوس و [[ناامید]] باشند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>. | |||
*'''سالهای فریبنده''': [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""بین یدی القائم سنین خداعة""}} پیشاپیش [[قیام قائم]] سالهایی است [[فریبنده]]. پس فرمود: "در آن سالها راستگو [[تکذیب]] شود و [[دروغگو]] [[تصدیق]] و شخص مکار [[مقرب]] گردد و [[رویبضه]] (مردمان پست غیر قابل اعتناء) در امر [[مردم]] دخالت کنند و [[سخنرانی]] کنند"<ref>الزام الناصب، ج ۱، ۶۹ و ۲، ۱۱۸؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۴۵، ح ۲۴.</ref>. پس وجه فریبندگیش معلوم شد، یعنی اشخاص ضعیف الایمان چون چنین ببینند نتوانند [[تحمل]] و [[استقامت]] بورزند، یا اسباب تشکیک ایشان شود و یا [[فریب]] وضع زمان را خورند و از [[دروغگویان]] و مکاران و بیاعتباران [[تقلید]] و [[تبعیت]] کنند. | |||
*'''نوع [[مردم]] شریر باشند''': [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: {{عربی|""و لا یکون الا علی رأس شرار الناس""}} "[[ظهور]] نخواهد بود مگر بر سر مردمان شریر، پس هرچه شرارت [[مردم]] بیش و [[مردم]] شریر بیشتر گردند به [[ظهور]] نزدیکتر خواهد بود"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۳۸، ح ۱۰؛ غیبت طوسی، ص ۴۵۷، ح ۴۶۸.</ref>. [[مردم]] شریر در هر دورهای بوده و لهذا به هر کتابی که مراجعه میکنی میبینی [[صاحب]] آن کتاب از اهل زمان خود شکایت کرده، اماای کاش آن اشخاص که از صدر اول تا [[حدود]] نیم قرن پیش بودند، در این زمان ما میبودند تا ببینند اشرار یعنی چه؟ و تا [[تصدیق]] کنند که تاکنون معنی [[حدیث]] مصداق پیدا نکرده بوده، [[پناه]] میبریم به [[خدا]] از شر اهل این زمان که از هیچ چیز پروا ندارند و شرارت در همه طبقات ساری شده و آنهایی هم که اهل [[ایمان]] و ظاهر الصلاح شمرده میشوند، چون موقعش برسد دست کمی از اشرار ندارند! | |||
*'''شدت [[اختلاف]] در [[شیعه]] و [[تبری]] از یکدیگر''': در وقایع [[خاصه]] راجع به [[شیعه]] گذشت از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت]] مجتبی {{ع}} که فرمودند: "وقتی که [[شیعه]] مختلف شوند و به هم درافتند و از یکدیگر [[تبری]] کنند و یکدیگر را [[لعن]] کنند و [[آب]] دهن بر روی یکدیگر افکنند!" [[راوی]] گفت: هیچ خیری در آن زمان نیست. فرمودند: "همه خیر در آن زمان است که [[قائم]] [[قیام]] کند و همه اینها را بردارد"<ref>غیبت طوسی، ص ۴۳۷، ح ۴۲۹؛ اصول کافی، ج ۱، ۶۰۱.</ref>. | |||
[[امیر المؤمنین]] {{ع}} علاوه کرده فرمود: "پس هفتاد نفر را که بر [[خدا]] و [[رسول]] [[دروغ]] میگفتند پیش کشد و گردنشان را بزند، پس [[خداوند]] همه را بر یک امر جمع کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۵، ح ۳۴.</ref>. از این معلوم میشود که وجه [[اختلاف]] و [[تبری]] همان دروغگویانی هستند که تشکیل حزب و مسلک و مرام داده و [[مردم]] را به خود جمع و از [[وحدت]] متفرق میسازند. | [[امیر المؤمنین]] {{ع}} علاوه کرده فرمود: "پس هفتاد نفر را که بر [[خدا]] و [[رسول]] [[دروغ]] میگفتند پیش کشد و گردنشان را بزند، پس [[خداوند]] همه را بر یک امر جمع کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۵، ح ۳۴.</ref>. از این معلوم میشود که وجه [[اختلاف]] و [[تبری]] همان دروغگویانی هستند که تشکیل حزب و مسلک و مرام داده و [[مردم]] را به خود جمع و از [[وحدت]] متفرق میسازند. | ||
*'''سالهای پراختلاف و سرعت زوال [[حکومتها]]''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "پس در آن زمان سالهای پراختلاف رو خواهد کرد، [[حکومت]] به سرعت منقضی خواهد شد، بسا شود که اول روز شخصی به [[حکومت]] رسد و آخر روز او کشتن و پاره شدن باشد"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۸، ح ۳۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۱۲، ح ۲۲.</ref>. | |||
[[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "پس در هنگام سال، ماه گردد و ماه هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۸۴.</ref>. | [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "پس در هنگام سال، ماه گردد و ماه هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۸۴.</ref>. | ||
این دو [[حدیث]] در سابق هم گذشت و مقصود از حدیث [[امیر المؤمنین]] {{ع}} یا همان مضمون [[حدیث]] اول است و یا مراد این است که وضع [[قوانین]] و نقض آنها و سرعت اجراء [[قوانین]] و مرامهای پرفساد بهطوری است که چیزی که باید در یک سال انجام گیرد، در یک ماه واقع شود و آنچه باید در یک ماه باشد در یک هفته و همچنین روز و ساعت. | این دو [[حدیث]] در سابق هم گذشت و مقصود از حدیث [[امیر المؤمنین]] {{ع}} یا همان مضمون [[حدیث]] اول است و یا مراد این است که وضع [[قوانین]] و نقض آنها و سرعت اجراء [[قوانین]] و مرامهای پرفساد بهطوری است که چیزی که باید در یک سال انجام گیرد، در یک ماه واقع شود و آنچه باید در یک ماه باشد در یک هفته و همچنین روز و ساعت. | ||
*'''[[خوف]] و جوع و [[نقص]] ثمرات''': این [[آیه کریمه]] بدان اشارت فرموده: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>بقره، ۱۵۵.</ref> "هرآینه شما را مبتلا خواهیم ساخت البته به چیزی از [[خوف]] و [[گرسنگی]] و نقصان [[اموال]] و [[نفوس]] و میوهها و مژده بده صابرین را". | |||
در [[روایات]] از [[حضرت باقر]] و [[صادق]] {{عم}} [[تفسیر]] شده [[خوف]] به سبب [[جنگ]] و [[اختلاف]] [[دولتها]] و [[گرسنگی]] به سبب [[قحطی]] و کمی [[باران]]، و نقصان [[اموال]] به کسب و تجارات، و نقصان [[نفوس]] به کثرت [[کشتارها]]، و نقصان میوهها به [[فساد]] آنها بر درختان و کمی [[برکت]] در زراعتها<ref>کشف الغمه، ج ۲، ۴۶۲؛ الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۲.</ref>. اما [[روایات]] در تحدید وقت آن مختلف است، ولی آنچه از مجموع استفاده میشود آن است که این امر دو مرتبه تکرر یابد: یکی: در اواخر [[دولت]] [[بنی العباس]] و آن گذشته و تواریخ از قحط در [[شام]] و [[مصر]] و [[عراق]] و قتل [[نفوس]] و کمی ثمرات به تفصیل حاکی است. دیگر: در اوان نزدیک به [[ظهور]]، از اخباری که دال بر قسمت دوم است این است: [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] ناچار است که سالی باشد که [[مردم]] مبتلا به جوع و [[خوف]] شدید از قتل شوند و نقصان [[مال]] و [[نفوس]] و ثمرات نیز ببینند". و فرمود: "این در کتاب خداست {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ}}. | در [[روایات]] از [[حضرت باقر]] و [[صادق]] {{عم}} [[تفسیر]] شده [[خوف]] به سبب [[جنگ]] و [[اختلاف]] [[دولتها]] و [[گرسنگی]] به سبب [[قحطی]] و کمی [[باران]]، و نقصان [[اموال]] به کسب و تجارات، و نقصان [[نفوس]] به کثرت [[کشتارها]]، و نقصان میوهها به [[فساد]] آنها بر درختان و کمی [[برکت]] در زراعتها<ref>کشف الغمه، ج ۲، ۴۶۲؛ الزام الناصب، ج ۲، ۱۱۲.</ref>. اما [[روایات]] در تحدید وقت آن مختلف است، ولی آنچه از مجموع استفاده میشود آن است که این امر دو مرتبه تکرر یابد: یکی: در اواخر [[دولت]] [[بنی العباس]] و آن گذشته و تواریخ از قحط در [[شام]] و [[مصر]] و [[عراق]] و قتل [[نفوس]] و کمی ثمرات به تفصیل حاکی است. دیگر: در اوان نزدیک به [[ظهور]]، از اخباری که دال بر قسمت دوم است این است: [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] ناچار است که سالی باشد که [[مردم]] مبتلا به جوع و [[خوف]] شدید از قتل شوند و نقصان [[مال]] و [[نفوس]] و ثمرات نیز ببینند". و فرمود: "این در کتاب خداست {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ}}. | ||
و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "مژده بده صابرین را در آن هنگام به تعجیل [[خروج قائم]] {{ع}}"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱ از امام صادق {{ع}}؛ منتخب الاثر، ص ۵۴۵، ح ۴.</ref>. | و [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "مژده بده صابرین را در آن هنگام به تعجیل [[خروج قائم]] {{ع}}"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱ از امام صادق {{ع}}؛ منتخب الاثر، ص ۵۴۵، ح ۴.</ref>. | ||
*'''سه سال خشکی و کمی باران''': در "[[الزام الناصب]]" از "دمعة الساکبة" از اسماء بنت [[یزید]] از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: "پیش از [[دجال]] سه سال خواهد بود: سال اول ثلث [[باران]] خود را امساک خواهد کرد. سال دوم دو ثلث و سال سوم تمام [[باران]] را امساک خواهد کرد. تا اینکه هیچ حیوانی از بهائم نماند مگر اینکه هلاک شود"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۳۴.</ref>. این [[حدیث]] اگرچه از جهت اصل خشکی و [[قحطی]] موافق با [[تفسیر]] [[آیه]] پیش است؛ اما از جهت کیفیت و خصوصیت سه سال، و خشکی تا این حد، چون [[حدیث]] از موثقات نیست چندان اطمینانی به تحقیق این خصوصیت نیست، پس اگر موافق نشد مستند به ضعف [[راوی]] است نه [[کذب]] خبر، بهعلاوه این امور از حتمیات نیست. | |||
*'''[[اختلاف]] و [[خوف]] و تزلزل و اضطراب [[مردم]] در اثر آن''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[مهدی]] {{ع}} [[خروج]] خواهد کرد در هنگام [[اختلاف]] و تزلزل شدید ایشان"<ref>غیبت طوسی، ص ۱۷۸، ح ۱۳۶؛ الزام الناصب، ج ۲، ۴۰۵.</ref>. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "[[قیام]] نکند مگر بر [[خوف]] شدید و زلازل ([[زلزلهها]] یا تزلزل و اضطراب) و [[فتنه]] و بلایی که به [[مردم]] برسد و [[اختلاف]] شدید در بین [[مردم]] و پراکندگی در دینشان و تغیر احوالشان، تا اینکه آرزوکننده در صبح و [[شام]] آرزوی [[مرگ]] کند از بزرگی آنچه در [[مردم]] مشاهده میکند، از افتادن به [[جان]] یکدیگر و خوردن بعضی، بعضی را"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۶۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۳۱، ح ۹۶.</ref>. | |||
*'''[[هرج]] و مرج''': [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "از علامات [[مهدی]] این است: هرگاه در [[دنیا]] [[هرج و مرج]] شود و فتنهها پشت سر یکدیگر ظاهر شود و راهها قطع گردد و بعضی، بعضی را [[غارت]] کنند، پس نه کبیر رحم بر صغیر و نه صغیر از کبیر توقیر کند، در آن هنگام [[خداوند]]، [[مهدی]] ما را برانگیزاند، نهمین از صلب [[حسین]] {{ع}} تا بگشاید حصارهای [[گمراهی]] و دلهای بسته شده را، او در آخر [[زمان قیام]] کند چنانکه من در اول [[زمان قیام]] کردم، پس پرکند [[زمین]] را از [[عدل]]، چنانکه پر شده است از [[جور]]"<ref>بحارالانوار، ج ۳۶، ۳۰۷، ح ۱۴۶.</ref>. و در "[[ملاحم و فتن]]" از [[پیامبر]] {{صل}} [روایت] فرمود: "در جلو ساعت، [[هرج]] است". | |||
گفتند: یا [[رسول الله]]! [[هرج]] چیست؟ فرمود: کشتن. | گفتند: یا [[رسول الله]]! [[هرج]] چیست؟ فرمود: کشتن. | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
گفتند: یا [[رسول الله]] آیا عقلهای ما با ماست؟ فرمود: عقلها از [[مردم]] آن زمان گرفته میشود"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۱، ح ۱۱.</ref>. | گفتند: یا [[رسول الله]] آیا عقلهای ما با ماست؟ فرمود: عقلها از [[مردم]] آن زمان گرفته میشود"<ref>التشریف بالمنن، ص ۷۱، ح ۱۱.</ref>. | ||
*'''[[طاعون ابیض]] و احمر''' [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "در جلو [[قائم]] {{ع}} [[مرگ سرخ]] و [[مرگ سفید]] خواهد بود"<ref>اعلام الوری، ج ۲، ۲۸۱؛ غیبت طوسی، ص ۴۳۸، ح ۴۳۰.</ref>. | |||
[[حضرت باقر]] {{ع}} به [[ابی بصیر]] فرمود: "ناچار است که پیش از [[قائم]] دو [[طاعون]] باشد: | [[حضرت باقر]] {{ع}} به [[ابی بصیر]] فرمود: "ناچار است که پیش از [[قائم]] دو [[طاعون]] باشد: | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
ممکن است این [[حدیث]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} که فرمود: "دو ثلث [[مردم]] بروند یا نه عشر [[مردم]] بروند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۵.</ref> از همین باب باشد ولی ظاهر چنان است که پیش نوشته شد که آن از جهت [[ارتداد]] و [[خروج از دین]] است. | ممکن است این [[حدیث]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} که فرمود: "دو ثلث [[مردم]] بروند یا نه عشر [[مردم]] بروند"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ منتخب الاثر، ص ۵۶۰، ح ۵.</ref> از همین باب باشد ولی ظاهر چنان است که پیش نوشته شد که آن از جهت [[ارتداد]] و [[خروج از دین]] است. | ||
*'''[[ظهور]] [[جذام]] و [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة''': از [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} از آباء خود از [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[ظهور]] [[بواسیر]] و [[مرگ]] فجأة و [[جذام]] (خوره) از علامت نزدیکی ساعت است"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۶۹، ح ۱۵۷.</ref>. | |||
[[علامه مجلسی]] این [[حدیث]] را در باب [[علائم ظهور]] [[نقل]] کرده و این از جهت آن است که ساعت اعم است از ساعت [[قیام]] و ساعت [[ظهور]]. | [[علامه مجلسی]] این [[حدیث]] را در باب [[علائم ظهور]] [[نقل]] کرده و این از جهت آن است که ساعت اعم است از ساعت [[قیام]] و ساعت [[ظهور]]. | ||
*'''[[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود''': [[حضرت صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمود: "هرآینه [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند شود که معلوم نشود کدام از کدام است. [[مفضل]] گریان شد. فرمود: چرا [[گریه]] میکنی؟ عرض کرد: چگونه [[گریه]] نکنم با اینکه شما میفرمایید: [[دوازده]] [[رایت]] مشتبه بلند خواهد شد که هیچ کدام از دیگری معلوم نشود؟ پس نظر به [[خورشید]] افکند که داخل صفه شده بود. فرمود: این [[خورشید]] را میبینی؟ عرض کرد: بلی. فرمود: به [[خدا]] که امر ما از این [[خورشید]] ظاهرتر است"<ref>غیبت طوسی، ص ۳۳۸، ح ۲۸۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۲۸۱، ح ۹.</ref>. از ظاهر [[حدیث]] معلوم میشود که این [[دوازده]] [[رایت]] متصل است به [[زمان ظهور]] آن [[حضرت]]، ولی ابتدای [[ظهور]] آنها معلوم نیست، لذا در حوادث قریبه ذکر شد. | |||
*'''فرار کردن یازده نفر از [[مؤمنین]] و پناهنده شدن به روم''' در کتاب "محجة" [[سید]] هاشم [[بحرانی]] از [[حضرت صادق]] {{ع}} در شماره [[اصحاب]] [[حضرت صاحب]] {{ع}} یازده نفر را ذکر فرمود: (ظاهر این است که از [[ایران]] هستند) که از اذیت [[سلطان]] و اهالی خود به [[روم]] فرار کنند و به [[سلطان]] [[روم]] پناهنده شوند و او آنها را [[پناه]] دهد و در محلی از اراضی [[قسطنطنیه]] ایشان را جا دهد و آنها در آنجا بمانند تا هنگامی که ندای آن [[حضرت]] از [[کعبه]] بلند شود، پس نایاب شوند و خود را به او برسانند<ref>المحجة، ص ۳۶؛ التشریف بالمنن، ص ۳۸۲، ح ۵۴۷.</ref>. چون ابتداء فرار ایشان معلوم نیست، جزء حوادث قریبه ذکر شد»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص۱۶۷-۱۸۰.</ref>. | |||
== پاسخها و دیدگاههای متفرقه == | == پاسخها و دیدگاههای متفرقه == | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۱۲: | ||
:::::#'''[[ایستادگی]] جهانی در برابر [[استکبار]]:'''[[مقام معظم رهبری]] در توضیح این مطلب میفرمایند: "آن وقتی که معلوم شد در مقابل [[قدرت]] مادی [[مستکبران]] عالم، آحاد [[بشر]] بتوانند بر روی حرف [[حق]] خود بایستند، آن روز، روز [[ظهور امام زمان]]{{ع}} است. آن روز، روزی است که [[منجی]] عالم [[بشریت]] [[ظهور]] کند و [[پیام]] او همه دلهای را که در همه جای [[جهان]] هستند به خود جذب کند"<ref>امام خامنهای، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امام زمان{{ع}}، ۲۲/۰۸/۱۳۷۹.</ref>. [[امام خمینی]] در سخنی به این مطلب اشاره کرده و میفرمایند: "و با خواست [[خداوند متعال]]، با موج [[عظیم]] پرخاشگران [[مستضعف]] برابر [[ستمکاران]]، میرود تا بنیان [[تجاوز]] بر [[حقوق بشر]] را از جای برکند، و [[حکومت عدل]] [[اسلامی]] را که همان [[حکومت مستضعفان]] است جایگزین آن کند. گویی [[وعده خداوند]] [[قادر]] نزدیک است و [[امید]] است این بارقه برقآسا که در سراسر [[جهان]] پرتو افکنده و نوید [[فتح]] مبین میدهد، به [[حکومت]] مطلقه [[منجی آخرالزمان]] و [[پناه]] [[مستضعفان]] متصل شود"<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۴۷۶.</ref>. | :::::#'''[[ایستادگی]] جهانی در برابر [[استکبار]]:'''[[مقام معظم رهبری]] در توضیح این مطلب میفرمایند: "آن وقتی که معلوم شد در مقابل [[قدرت]] مادی [[مستکبران]] عالم، آحاد [[بشر]] بتوانند بر روی حرف [[حق]] خود بایستند، آن روز، روز [[ظهور امام زمان]]{{ع}} است. آن روز، روزی است که [[منجی]] عالم [[بشریت]] [[ظهور]] کند و [[پیام]] او همه دلهای را که در همه جای [[جهان]] هستند به خود جذب کند"<ref>امام خامنهای، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امام زمان{{ع}}، ۲۲/۰۸/۱۳۷۹.</ref>. [[امام خمینی]] در سخنی به این مطلب اشاره کرده و میفرمایند: "و با خواست [[خداوند متعال]]، با موج [[عظیم]] پرخاشگران [[مستضعف]] برابر [[ستمکاران]]، میرود تا بنیان [[تجاوز]] بر [[حقوق بشر]] را از جای برکند، و [[حکومت عدل]] [[اسلامی]] را که همان [[حکومت مستضعفان]] است جایگزین آن کند. گویی [[وعده خداوند]] [[قادر]] نزدیک است و [[امید]] است این بارقه برقآسا که در سراسر [[جهان]] پرتو افکنده و نوید [[فتح]] مبین میدهد، به [[حکومت]] مطلقه [[منجی آخرالزمان]] و [[پناه]] [[مستضعفان]] متصل شود"<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۴۷۶.</ref>. | ||
:::::#'''[[فروپاشی]] روز به روز [[اسرائیل]]:''' با توجه به اشاره و حتی تصریح بعضی [[آیات قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا * وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا * فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا * ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا *إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا}} «(ای) فرزندان کسانی که (آنان را در کشتی) با نوح برداشتیم؛ (بدانید که) او بندهای سپاسگزار بود * و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید * و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است * سپس پیروزی بر آنان را دوباره بهره شما میکنیم و با داراییها و پسران به شما یاری میرسانیم و شمار شما را افزونتر میگردانیم *اگر نیکی ورزید به خویش نیکی ورزیدهاید و اگر بدی کنید به خویش کردهاید و چون وعده فرجامین فرا رسد (بندگانی دیگر را میفرستیم) تا چهرههایتان را اندوهبار گردانند و در آن مسجد وارد گردند چنان که بار نخست وارد آن شده بودند و تا بر هر چه دست یابند از میان بردارند» سوره اسراء، آیه ۳-۷.</ref> و نیز روایاتی که مبنی بر آزادسازی [[قدس]] از چنگ [[مشرکین]] است، اینکه در بسیاری از این [[احادیث]] از نقش [[ایرانیان]] در [[سپاه مهدی]]{{ع}} [[نبرد]] بزرگ و [[فتح]] [[قدس]] سخن رفته است، در مییابیم که یکی از آرمانهای [[امام زمان]]{{ع}} رهایی [[قدس]] از چنگال [[مشرکان]] است. روایاتی از [[امام عصر]]{{ع}} در این باره وجود دارد که میفرمایند: "[[شعیب بن صالح]] به سوی [[بیتالمقدس]] میرود و مقدمات [[حکومت]] [[مهدی]]{{ع}} را فراهم میآورد"<ref>معجم احادیث امام مهدی{{ع}}، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. "همانا [[مهدی]]{{ع}} با [[سفیانی]] در [[بیتالمقدس]] [[جنگ]] میکند تا اینکه [[سفیانی]] را به [[اسارت]] میگیرد و [[دستور]] قتلش را صادر میکند"<ref>معجم احادیث امام مهدی{{ع}}، ج۱، ص۵۰۸.</ref>. | :::::#'''[[فروپاشی]] روز به روز [[اسرائیل]]:''' با توجه به اشاره و حتی تصریح بعضی [[آیات قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا * وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا * فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا * ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا *إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا}} «(ای) فرزندان کسانی که (آنان را در کشتی) با نوح برداشتیم؛ (بدانید که) او بندهای سپاسگزار بود * و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید * و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است * سپس پیروزی بر آنان را دوباره بهره شما میکنیم و با داراییها و پسران به شما یاری میرسانیم و شمار شما را افزونتر میگردانیم *اگر نیکی ورزید به خویش نیکی ورزیدهاید و اگر بدی کنید به خویش کردهاید و چون وعده فرجامین فرا رسد (بندگانی دیگر را میفرستیم) تا چهرههایتان را اندوهبار گردانند و در آن مسجد وارد گردند چنان که بار نخست وارد آن شده بودند و تا بر هر چه دست یابند از میان بردارند» سوره اسراء، آیه ۳-۷.</ref> و نیز روایاتی که مبنی بر آزادسازی [[قدس]] از چنگ [[مشرکین]] است، اینکه در بسیاری از این [[احادیث]] از نقش [[ایرانیان]] در [[سپاه مهدی]]{{ع}} [[نبرد]] بزرگ و [[فتح]] [[قدس]] سخن رفته است، در مییابیم که یکی از آرمانهای [[امام زمان]]{{ع}} رهایی [[قدس]] از چنگال [[مشرکان]] است. روایاتی از [[امام عصر]]{{ع}} در این باره وجود دارد که میفرمایند: "[[شعیب بن صالح]] به سوی [[بیتالمقدس]] میرود و مقدمات [[حکومت]] [[مهدی]]{{ع}} را فراهم میآورد"<ref>معجم احادیث امام مهدی{{ع}}، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. "همانا [[مهدی]]{{ع}} با [[سفیانی]] در [[بیتالمقدس]] [[جنگ]] میکند تا اینکه [[سفیانی]] را به [[اسارت]] میگیرد و [[دستور]] قتلش را صادر میکند"<ref>معجم احادیث امام مهدی{{ع}}، ج۱، ص۵۰۸.</ref>. | ||
*'''[[ادله]] [[نقلی]]''' | |||
::::::آنچه تاکنون در اثبات [[نزدیکی ظهور]] بیان شد، همه براساس [[ادله عقلی]] بود اما [[نزدیکی ظهور]] براساس منابع [[دینی]] نیز قابل اثبات است چنانکه [[آیات]] و [[روایات]] متعددی یکی از اساسیترین [[وظایف منتظران امام زمان]]{{ع}} را نزدیک دیدن امر [[فرج]] میداند. | ::::::آنچه تاکنون در اثبات [[نزدیکی ظهور]] بیان شد، همه براساس [[ادله عقلی]] بود اما [[نزدیکی ظهور]] براساس منابع [[دینی]] نیز قابل اثبات است چنانکه [[آیات]] و [[روایات]] متعددی یکی از اساسیترین [[وظایف منتظران امام زمان]]{{ع}} را نزدیک دیدن امر [[فرج]] میداند. | ||
*'''[[آیات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]: ''' | |||
:::::#{{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید، پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (با وی) شریک میدارند» سوره نحل، آیه ۱.</ref>. در این [[آیه شریفه]] گرچه سخن در مورد [[عجله]] کفّار در امر [[نزول]] [[قهر خداوند]] است، امّا جمله {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، اختصاصی به [[فرمان]] [[قهر]] [[الهی]] ندارد، بلکه شامل همه فرمانهای [[خداوند]]، همچون [[فرمان]] [[جهاد]]، [[فرمان]] [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و [[فرمان]] برپایی [[روز قیامت]] میشود و نباید در این امور [[عجله]] کرد. این [[آیه]] در بردارنده نکاتی است از جمله اینکه: الف) [[فرمانهای الهی]] قطعی و وقوع [[قهر]] او حتمی است. {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، "أتی" فعل ماضی میباشد، گویا [[عذاب]] آمده است. ب) {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}: [[خداوند]] به وعدههای خود عمل میکند. در [[آیه]] ۱۰۹ سوره بقره و ۲۴ سوره [[توبه]]، خداوند [[وعده]] داده بود که {{متن قرآن|حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ}}<ref>«تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد» سوره بقره، آیه ۱۰۹. و نیز سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>، اکنون میفرماید: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}. ج) در کار [[خدا]] [[عجله]] نکنید که کار او حکیمانه است و در وقت خود انجام میشود. {{متن قرآن|فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>تفسیر نور، ج۴، ص۴۹۱.</ref>. در اینکه مقصود این [[آیه]]، [[قیام]] و [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است، [[روایات]] زیادی وجود دارد که به یکی از آنها در ذیل اکتفا میگردد: [[ابان بن تغلب]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "هنگامی که [[خداوند]] [[ظهور قائم]] ما را [[اراده]] کند، [[جبرئیل]] را به صورت پرندهای سفید برمیگزیند و به [[زمین]] میفرستد. او هم یک پای خویش را بر بام [[کعبه]] میگذارد و پای دیگرش را بر روی [[بیتالمقدس]]، سپس با صدایی بلند فریاد میزند: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، باب ۸۵، ح۹، ص۵۸۹.</ref>. | :::::#{{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید، پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (با وی) شریک میدارند» سوره نحل، آیه ۱.</ref>. در این [[آیه شریفه]] گرچه سخن در مورد [[عجله]] کفّار در امر [[نزول]] [[قهر خداوند]] است، امّا جمله {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، اختصاصی به [[فرمان]] [[قهر]] [[الهی]] ندارد، بلکه شامل همه فرمانهای [[خداوند]]، همچون [[فرمان]] [[جهاد]]، [[فرمان]] [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و [[فرمان]] برپایی [[روز قیامت]] میشود و نباید در این امور [[عجله]] کرد. این [[آیه]] در بردارنده نکاتی است از جمله اینکه: الف) [[فرمانهای الهی]] قطعی و وقوع [[قهر]] او حتمی است. {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}، "أتی" فعل ماضی میباشد، گویا [[عذاب]] آمده است. ب) {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}: [[خداوند]] به وعدههای خود عمل میکند. در [[آیه]] ۱۰۹ سوره بقره و ۲۴ سوره [[توبه]]، خداوند [[وعده]] داده بود که {{متن قرآن|حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ}}<ref>«تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد» سوره بقره، آیه ۱۰۹. و نیز سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>، اکنون میفرماید: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ}}. ج) در کار [[خدا]] [[عجله]] نکنید که کار او حکیمانه است و در وقت خود انجام میشود. {{متن قرآن|فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>تفسیر نور، ج۴، ص۴۹۱.</ref>. در اینکه مقصود این [[آیه]]، [[قیام]] و [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است، [[روایات]] زیادی وجود دارد که به یکی از آنها در ذیل اکتفا میگردد: [[ابان بن تغلب]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "هنگامی که [[خداوند]] [[ظهور قائم]] ما را [[اراده]] کند، [[جبرئیل]] را به صورت پرندهای سفید برمیگزیند و به [[زمین]] میفرستد. او هم یک پای خویش را بر بام [[کعبه]] میگذارد و پای دیگرش را بر روی [[بیتالمقدس]]، سپس با صدایی بلند فریاد میزند: {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}<ref>موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، باب ۸۵، ح۹، ص۵۸۹.</ref>. | ||
:::::#{{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا }}<ref>«آنان آن (روز) را دور میبینند * و ما آن را نزدیک میبینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref> این جمله در [[قرآن کریم]] درباره [[کافران]] است که اصل [[معاد]] را بعید میشمرند و آن را دور از ذهن و [[عقل]] میدانند؛ در حالی که نزد [[خداوند]]، [[قیامت]] امری قطعی و واقعشدنی است، و هر امر آمدنی، امری نزدیک است. [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} را هم برخی بعید میدانند؛ در حالی که در [[زندگی]] [[مهدوی]] باید علاوه بر [[اعتقاد]] به حتمی دانستن [[ظهور]]، به نزدیکبودن آن هم [[اعتقاد]] داشت؛ زیرا در [[روایات]] از [[منتظر]] خواسته شده که هر صبح و [[شام]] [[منتظر]] باشد و همانطوری که کف پا به [[زمین]] چسبیده است، [[ظهور]] هم به همین دوران، نزدیک و وصل است. البته نزدیک دانستن این مسئله نباید منجر به آسیبهایی مانند تعجیل و [[توقیت]] شود. در ادامه به بیان [[تفسیر]] [[آیتالله]] [[جوادی آملی]] درباره این [[آیه]] جهت توضیح و تفهیم بیشتر میپردازیم. {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}<ref>«آنان آن (روز) را دور میبینند * و ما آن را نزدیک میبینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref>، معنایش این نیست که تاریخاش نزدیک است؛ مگر آنان که گفتند: (یرونه بعیدا)، درباره [[تاریخ]] حرف میزدند؟ آنان میگفتند: مستبعَد است؛ یعنی بعید عن الامکان است و ما میگوییم: (نه؛ قریبالامکان است و هیچ منع [[علمی]] ندارد. در [[قرآن کریم]] که دارد: {{متن قرآن|ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ}}<ref>«این بازگشتی دور (از باور) است» سوره ق، آیه ۳.</ref> معنایش این نیست که [[قیامت]] میآید، ولی زماناش طول میکشد؛ بلکه آنان میگویند، مستبعدالوقوع است، [[قرآن]] میگوید واقع میشود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}. البته پیش ما قریبالامکان است، نه بعیدالامکان. حالا کی؟ این را [[خدا]] میداند. اینچنین نیست که حالا انسان اگر مرد، [[حضرت]] را نبیند؛ اگر کسی واقعاً [[علوی]] باشد، [[مهدوی]] باشد، همین که دارد میمیرد، نخستین کسانی که به بالین او میآیند، وجود [[مبارک]] [[حضرت]] است"<ref>جوادی آملی، مهدویت و عدل الهی، مجله انتظار، پاییز ۸۳، ش۱۳، ص۴۱.</ref>. | :::::#{{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا }}<ref>«آنان آن (روز) را دور میبینند * و ما آن را نزدیک میبینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref> این جمله در [[قرآن کریم]] درباره [[کافران]] است که اصل [[معاد]] را بعید میشمرند و آن را دور از ذهن و [[عقل]] میدانند؛ در حالی که نزد [[خداوند]]، [[قیامت]] امری قطعی و واقعشدنی است، و هر امر آمدنی، امری نزدیک است. [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} را هم برخی بعید میدانند؛ در حالی که در [[زندگی]] [[مهدوی]] باید علاوه بر [[اعتقاد]] به حتمی دانستن [[ظهور]]، به نزدیکبودن آن هم [[اعتقاد]] داشت؛ زیرا در [[روایات]] از [[منتظر]] خواسته شده که هر صبح و [[شام]] [[منتظر]] باشد و همانطوری که کف پا به [[زمین]] چسبیده است، [[ظهور]] هم به همین دوران، نزدیک و وصل است. البته نزدیک دانستن این مسئله نباید منجر به آسیبهایی مانند تعجیل و [[توقیت]] شود. در ادامه به بیان [[تفسیر]] [[آیتالله]] [[جوادی آملی]] درباره این [[آیه]] جهت توضیح و تفهیم بیشتر میپردازیم. {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}<ref>«آنان آن (روز) را دور میبینند * و ما آن را نزدیک میبینیم» سوره معارج، آیه ۶-۷.</ref>، معنایش این نیست که تاریخاش نزدیک است؛ مگر آنان که گفتند: (یرونه بعیدا)، درباره [[تاریخ]] حرف میزدند؟ آنان میگفتند: مستبعَد است؛ یعنی بعید عن الامکان است و ما میگوییم: (نه؛ قریبالامکان است و هیچ منع [[علمی]] ندارد. در [[قرآن کریم]] که دارد: {{متن قرآن|ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ}}<ref>«این بازگشتی دور (از باور) است» سوره ق، آیه ۳.</ref> معنایش این نیست که [[قیامت]] میآید، ولی زماناش طول میکشد؛ بلکه آنان میگویند، مستبعدالوقوع است، [[قرآن]] میگوید واقع میشود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا}}. البته پیش ما قریبالامکان است، نه بعیدالامکان. حالا کی؟ این را [[خدا]] میداند. اینچنین نیست که حالا انسان اگر مرد، [[حضرت]] را نبیند؛ اگر کسی واقعاً [[علوی]] باشد، [[مهدوی]] باشد، همین که دارد میمیرد، نخستین کسانی که به بالین او میآیند، وجود [[مبارک]] [[حضرت]] است"<ref>جوادی آملی، مهدویت و عدل الهی، مجله انتظار، پاییز ۸۳، ش۱۳، ص۴۱.</ref>. | ||
*'''[[روایات]] مربوط به [[نزدیکی ظهور]]''' | |||
:::::#'''[[قم]] مهد [[علم]] و [[معنویت]] در [[آخرالزمان]] :''' در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ{{ع}}}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۳.</ref>؛"به زودی [[کوفه]] از [[مؤمنان]] خالی و [[علم]] از آن برچیده میشود، آنچنان که مار در لانه خود پنهان گردد؛ سپس [[علم]] در سرزمینی [[آشکار]] میگردد که "[[قم]]" نام دارد. [[قم]] مرکز [[علم]] و [[فضل]] خواهد شد تا اینکه [[مستضعفین]] در [[دین]] - حتی در بین [[زنان]] خانه - باقی نماند. و آنگاه [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[ظهور]] میفرماید".در شرح بیشتر این مطلب مناسب است که به سخن [[مقام معظم رهبری]] در اینباره اشاره کنیم که میفرمایند: "و از [[قم]] همانطوری که [[اهل بیت]]{{عم}} فرمودهاند [[علم]] نشر میشود به همه بلاد و الآن میبینیم که علمْ مرکزش [[قم]] است واز [[قم]] نشر میشود، نه [[علم]]، [[علم]] و عمل؛ [[علم]] تنها نه، [[علم]] و عمل الآن دارد از [[قم]] نشر میشود- مرکز فعالیت [[اسلامی]] است، مرکز تحرک [[اسلامی]] است. تحرک از [[قم]]، از خود [[قم]]، از طلاب [[قم]]، از علمای [[قم]]، از مدرسین [[قم]] -حفظهم اللّه- از توده [[قم]] که سربازهای [[وفادار]] به [[اسلام]] هستند، از آنجا حرکت دارد سرایت میکند به همه جا"<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۳۱.</ref>. | :::::#'''[[قم]] مهد [[علم]] و [[معنویت]] در [[آخرالزمان]] :''' در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ{{ع}}}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۳.</ref>؛"به زودی [[کوفه]] از [[مؤمنان]] خالی و [[علم]] از آن برچیده میشود، آنچنان که مار در لانه خود پنهان گردد؛ سپس [[علم]] در سرزمینی [[آشکار]] میگردد که "[[قم]]" نام دارد. [[قم]] مرکز [[علم]] و [[فضل]] خواهد شد تا اینکه [[مستضعفین]] در [[دین]] - حتی در بین [[زنان]] خانه - باقی نماند. و آنگاه [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[ظهور]] میفرماید".در شرح بیشتر این مطلب مناسب است که به سخن [[مقام معظم رهبری]] در اینباره اشاره کنیم که میفرمایند: "و از [[قم]] همانطوری که [[اهل بیت]]{{عم}} فرمودهاند [[علم]] نشر میشود به همه بلاد و الآن میبینیم که علمْ مرکزش [[قم]] است واز [[قم]] نشر میشود، نه [[علم]]، [[علم]] و عمل؛ [[علم]] تنها نه، [[علم]] و عمل الآن دارد از [[قم]] نشر میشود- مرکز فعالیت [[اسلامی]] است، مرکز تحرک [[اسلامی]] است. تحرک از [[قم]]، از خود [[قم]]، از طلاب [[قم]]، از علمای [[قم]]، از مدرسین [[قم]] -حفظهم اللّه- از توده [[قم]] که سربازهای [[وفادار]] به [[اسلام]] هستند، از آنجا حرکت دارد سرایت میکند به همه جا"<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۳۱.</ref>. | ||
:::::# '''در هر زمان و مکان [[منتظر فرج]] بودن: ''' از [[امام هادی]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: "وقتی [[پرچم]] شما ([[ائمه]] که برای شما [[پرچم]] [[تقوا]] و [[دین]] است) در میان شما نبود ([[زمان غیبت]]) از زیر پاهایتان [[منتظر فرج]] باشید". [[امام هادی]]{{ع}} در معنای این [[روایت]] فرمودهاند: هر گاه که [[زمان غیبت]] فرا رسید و [[امام زمان]]{{ع}} وارد پرده [[غیب]] شدند در هر زمان و مکانی [[منتظر فرج]] باشید زیرا ممکن است در همان جایی که ایستادهاید و هنوز عبور نکردهاید، [[فرج]] و [[ظهور]] [[موعود]] اتفاق بیفتد<ref>اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبه، ح۲۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی با همین مضمون فرمودهاند: "شب و روز در [[انتظار ظهور]] و [[قیام امام زمان]] باش"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۵، ص۱۵۹.</ref>. این [[روایت]] تأکید میکند که نه سالی یکبار؛ نه هفتهای یکبار؛ نه روزی یکبار؛ هر لحظه و هر آن باید در [[انتظار]] آمدن [[حضرت]] باشیم. از این [[روایات]] استفاده میشود که [[انسان]] باید هر لحظه آماده [[ظهور]] باشد. همچنانکه در [[روایات]] آمده است [[ظهور امام زمان]] مانند [[شهاب ثاقب]] میماند یعنی اینکه امر [[ظهور]] غیرمنتظره است و ممکن است هر لحظه [[ظهور]] اتفاق بیفتد. {{متن حدیث|لَا يَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً}}<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، باب ۳۵، ح۶.</ref>؛ آن [[حضرت]] ناگهان و یک مرتبه [[ظهور]] میفرمایند". زیرا از آنجا که [[خداوند]] هر روز در انجام کاری است؛ هیچ کاری او را از کار دیگر باز نمیدارد. {{متن حدیث|يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ يَا مَنْ لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ}}<ref>دعای مشلول.</ref> یعنی شاید یک مرتبه [[اراده]] کرد که همین هفته [[امام زمان]] بیاید و [[ظهور]] کند. هیچ مشکل و مانعی برای این [[اراده]] وجود ندارد. پس باید برای [[ظهور]] ایشان لحظهشماری کرد نه اینکه صرفاً [[منتظر]] بنشینند که [[ماه]] رمضانی رخ بدهد یا [[منتظر]] بمانیم تا فلان حادثه در [[ماه رجب]] اتفاق بیفتد و [[امام زمان]] بیایند. به همین سبب فرمودهاند شب و روز در [[انتظار]] آمدن [[امام زمان]]{{ع}} باش. [[ظهور]] و [[فرج]] [[ظهور]] و [[فرج]] ناگهانی است و [[خداوند]] میتواند حتی [[نشانههای حتمی]] آن را تغییر دهد؛ زیرا [[خداوند]] به تغییر تقدیر تواناست. [[فرج امام زمان]]{{ع}} مانند [[قیامت]] ناگهانی است، ما باید هر لحظه [[منتظر فرج]] باشیم و اگر به [[دلایل]] مختلف [[فرج]] به تعویق افتاد و صدها سال طول کشید باید [[استقامت]] کنیم و [[ایمان]] و [[معرفت]] خود را از دست ندهیم و [[منتظر فرج]] باشیم و از [[رحمت]] [[خداوند]] [[ناامید]] نشویم»<ref>[[محمد علی کریمی|کریمی، محمد علی]]، [[آیا ظهور نزدیک است ۳ (کتاب)|آیا ظهور نزدیک است]]، ص ۱۱۴-۱۳۹.</ref>. | :::::# '''در هر زمان و مکان [[منتظر فرج]] بودن: ''' از [[امام هادی]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: "وقتی [[پرچم]] شما ([[ائمه]] که برای شما [[پرچم]] [[تقوا]] و [[دین]] است) در میان شما نبود ([[زمان غیبت]]) از زیر پاهایتان [[منتظر فرج]] باشید". [[امام هادی]]{{ع}} در معنای این [[روایت]] فرمودهاند: هر گاه که [[زمان غیبت]] فرا رسید و [[امام زمان]]{{ع}} وارد پرده [[غیب]] شدند در هر زمان و مکانی [[منتظر فرج]] باشید زیرا ممکن است در همان جایی که ایستادهاید و هنوز عبور نکردهاید، [[فرج]] و [[ظهور]] [[موعود]] اتفاق بیفتد<ref>اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبه، ح۲۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی با همین مضمون فرمودهاند: "شب و روز در [[انتظار ظهور]] و [[قیام امام زمان]] باش"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۵، ص۱۵۹.</ref>. این [[روایت]] تأکید میکند که نه سالی یکبار؛ نه هفتهای یکبار؛ نه روزی یکبار؛ هر لحظه و هر آن باید در [[انتظار]] آمدن [[حضرت]] باشیم. از این [[روایات]] استفاده میشود که [[انسان]] باید هر لحظه آماده [[ظهور]] باشد. همچنانکه در [[روایات]] آمده است [[ظهور امام زمان]] مانند [[شهاب ثاقب]] میماند یعنی اینکه امر [[ظهور]] غیرمنتظره است و ممکن است هر لحظه [[ظهور]] اتفاق بیفتد. {{متن حدیث|لَا يَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً}}<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، باب ۳۵، ح۶.</ref>؛ آن [[حضرت]] ناگهان و یک مرتبه [[ظهور]] میفرمایند". زیرا از آنجا که [[خداوند]] هر روز در انجام کاری است؛ هیچ کاری او را از کار دیگر باز نمیدارد. {{متن حدیث|يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ يَا مَنْ لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ}}<ref>دعای مشلول.</ref> یعنی شاید یک مرتبه [[اراده]] کرد که همین هفته [[امام زمان]] بیاید و [[ظهور]] کند. هیچ مشکل و مانعی برای این [[اراده]] وجود ندارد. پس باید برای [[ظهور]] ایشان لحظهشماری کرد نه اینکه صرفاً [[منتظر]] بنشینند که [[ماه]] رمضانی رخ بدهد یا [[منتظر]] بمانیم تا فلان حادثه در [[ماه رجب]] اتفاق بیفتد و [[امام زمان]] بیایند. به همین سبب فرمودهاند شب و روز در [[انتظار]] آمدن [[امام زمان]]{{ع}} باش. [[ظهور]] و [[فرج]] [[ظهور]] و [[فرج]] ناگهانی است و [[خداوند]] میتواند حتی [[نشانههای حتمی]] آن را تغییر دهد؛ زیرا [[خداوند]] به تغییر تقدیر تواناست. [[فرج امام زمان]]{{ع}} مانند [[قیامت]] ناگهانی است، ما باید هر لحظه [[منتظر فرج]] باشیم و اگر به [[دلایل]] مختلف [[فرج]] به تعویق افتاد و صدها سال طول کشید باید [[استقامت]] کنیم و [[ایمان]] و [[معرفت]] خود را از دست ندهیم و [[منتظر فرج]] باشیم و از [[رحمت]] [[خداوند]] [[ناامید]] نشویم»<ref>[[محمد علی کریمی|کریمی، محمد علی]]، [[آیا ظهور نزدیک است ۳ (کتاب)|آیا ظهور نزدیک است]]، ص ۱۱۴-۱۳۹.</ref>. | ||