سوره قلم در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==))
جز (جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال')
خط ۳۴: خط ۳۴:
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ- فَإِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ فِي الْجَنَّةِ لَا مُحَالَةَ- وَ إِيَّاكُمْ وَ سُوءَ الْخُلُقِ- فَإِنَّ سَيِّئَ الْخُلُقِ فِي النَّارِ لَا مُحَالَةَ}}؛ بر شما باد به [[اخلاق نیکو]]؛ زیرا کسی که دارای [[اخلاق نیکو]] باشد [[عاقبت]] و به ناچار در [[بهشت]] وارد می‌شود و بپرهیزید از [[بداخلاقی]] که عاقبت آن، [[جهنم]] است.
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ- فَإِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ فِي الْجَنَّةِ لَا مُحَالَةَ- وَ إِيَّاكُمْ وَ سُوءَ الْخُلُقِ- فَإِنَّ سَيِّئَ الْخُلُقِ فِي النَّارِ لَا مُحَالَةَ}}؛ بر شما باد به [[اخلاق نیکو]]؛ زیرا کسی که دارای [[اخلاق نیکو]] باشد [[عاقبت]] و به ناچار در [[بهشت]] وارد می‌شود و بپرهیزید از [[بداخلاقی]] که عاقبت آن، [[جهنم]] است.


{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. آن مهتر عالم، [[سید ولد آدم]] مرد کار بود، [[معتکف]] درگاه [[عزت]]، مجاور محلت [[محبت]]. دری بود از صدف [[قدرت]] برآمده، آفتابی از [[فلک]] [[اقبال]] بتافته، [[آسمان]] و [[زمین]] به وی آراسته و نگاشته. [[شب معراج]] او را گفتند: ای [[سید]] بر خرام بر این گلشن بلند که عالم [[قدس]] در [[انتظار]] قدم تو است، [[جمال]] فردوسیان [[عاشق]] چهره جمال تو است، آستان [[حضرت]] ما [[مشتاق]] قدم [[معرفت]] تو است... از حضرت عزت ندا آمد که: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. باش تا فردای [[قیامت]] که [[علم]] [[دولت]] او به عرصه عظمی برافرازند، قدم در رکاب [[براق]] آورده [[لباس]] [[فخر]] پوشیده، [[عمامه]] [[فضل]] بر سر نهاده، لواء [[حمد]] در دست گرفته، [[آدم]] و هر که دون او است از [[انبیاء]] و [[اولیاء]] همه در زیر علم عزت او و [[رایت]] قدر او درآمده و از حضرت عزت این ندا و نواخت همی آید که: "ای [[محمد]]، بگو که سخنت شنیده می‌شود و درخواست کن که عطا میشوی و [[شفاعت]] فرما که شفاعتت پذیرفته می‌گردد"<ref>کشف الاسرار.</ref>. در [[تفسیر]] فوق به روشنی پیدا است که امثال [[میبدی]]، [[مولوی]] و [[ابن عربی]]، [[معتقد]] به [[وحدت]] [[ادیان]] بودند و [[رسولان]] گذشته را مقدمه ساز [[ظهور]] [[خاتم الانبیاء]] [[محمد مصطفی]] می‌دانند و با آمدن [[اسلام]] مصطفوی، همه ادیان دیگر در آن مستحیل شده‌اند و فقط [[تبعیت]] از [[اسلام]] جایز و نافذ است.
{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. آن مهتر عالم، [[سید ولد آدم]] مرد کار بود، [[معتکف]] درگاه [[عزت]]، مجاور محلت [[محبت]]. دری بود از صدف [[قدرت]] برآمده، آفتابی از [[فلک]] اقبال بتافته، [[آسمان]] و [[زمین]] به وی آراسته و نگاشته. [[شب معراج]] او را گفتند: ای [[سید]] بر خرام بر این گلشن بلند که عالم [[قدس]] در [[انتظار]] قدم تو است، [[جمال]] فردوسیان [[عاشق]] چهره جمال تو است، آستان [[حضرت]] ما [[مشتاق]] قدم [[معرفت]] تو است... از حضرت عزت ندا آمد که: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. باش تا فردای [[قیامت]] که [[علم]] [[دولت]] او به عرصه عظمی برافرازند، قدم در رکاب [[براق]] آورده [[لباس]] [[فخر]] پوشیده، [[عمامه]] [[فضل]] بر سر نهاده، لواء [[حمد]] در دست گرفته، [[آدم]] و هر که دون او است از [[انبیاء]] و [[اولیاء]] همه در زیر علم عزت او و [[رایت]] قدر او درآمده و از حضرت عزت این ندا و نواخت همی آید که: "ای [[محمد]]، بگو که سخنت شنیده می‌شود و درخواست کن که عطا میشوی و [[شفاعت]] فرما که شفاعتت پذیرفته می‌گردد"<ref>کشف الاسرار.</ref>. در [[تفسیر]] فوق به روشنی پیدا است که امثال [[میبدی]]، [[مولوی]] و [[ابن عربی]]، [[معتقد]] به [[وحدت]] [[ادیان]] بودند و [[رسولان]] گذشته را مقدمه ساز [[ظهور]] [[خاتم الانبیاء]] [[محمد مصطفی]] می‌دانند و با آمدن [[اسلام]] مصطفوی، همه ادیان دیگر در آن مستحیل شده‌اند و فقط [[تبعیت]] از [[اسلام]] جایز و نافذ است.


در [[معانی الاخبار]] به [[سند]] خود از [[ابی الجارود]] از [[امام]] [[ابی جعفر]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فرمود: [[خلق عظیم]] همین اسلام است. و در [[تفسیر قمی]] از [[ابی الجارود]] از [[حضرت]] [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که درباره جمله {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فرمود یعنی {{عربی|"على دين عظيم"}}. منظور این می‌باشد که [[دین اسلام]] مشتمل بر کمال هر [[خلق]] [[پسندیده]] هست و [[رسول خدا]]{{صل}} دارای آن بوده است. در روایت معروف از آن جناب نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ}}. [[مجمع البیان]]... روایت کرده که گفت وقتی [[قریش]] دیدند که رسول خدا{{صل}}، [[علی]]{{ع}} را بر سایرین مقدم داشت و او را [[تعظیم]] کرد، شروع کردند به [[بدگویی از علی]]{{ع}} و گفتند: [[محمد]] [[مفتون]] علی شده است. [[خدای تعالی]] در پاسخ آنان این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.</ref> و در آن خدای تعالی [[سوگند]] خورد به این که {{متن قرآن|مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}<ref>«تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی» سوره قلم، آیه ۲.</ref>. {{متن قرآن|وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌پایان است * و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۳-۴.</ref>. و تو اجری انقطاع‌ناپذیر داری و تو دارای خلقی [[عظیم]] هستی که منظور همان [[قرآن]] است تا آنجا که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است» سوره قلم، آیه ۷.</ref> که منظور از این [[گمراهان]]، همان عده‌ای بودند که آن سخن را گفته بودند {{متن قرآن|وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref>«و اوست که به رهیافتگان داناتر است» سوره قلم، آیه ۷.</ref> و او [[علی بن ابی طالب]] را بهتر می‌شناسد. این [[روایت]] را صاحب [[تفسیر برهان]] نیز از [[محمد بن عباس]] نقل کرده و او به [[سند]] خود از [[ضحاک]]، پس از نقل این روایت، در پایان آن گفته است: «و [[سبیل]] [[خدا]]» همان «[[علی بن ابی طالب]]» است. در کافی به سند خود از [[سفیان]] بن سمط روایت کرده که گفت: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[خدای تعالی]] وقتی خیر بنده‌ای را بخواهد، هرگاه گناهی مرتکب شود، به دنبالش به یک [[گرفتاری]] مبتلایش می‌کند و به این وسیله [[استغفار]] را به یادش میاندازد و وقتی [[شر]] بنده‌ای را بخواهد، هرگاه گناهی مرتکب شود دنبالش نعمتی به او می‌دهد تا استغفار را از یادش ببرد و در نتیجه گنهکاری را ادامه بدهد، این همان است که [[خدای عزوجل]] درباره‌اش می‌فرماید: {{متن قرآن|سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref> و منظور این است که به وسیله [[نعمت]] خود و [[گناه]] او، وی را [[استدراج]] می‌کند<ref>المیزان.</ref>.  
در [[معانی الاخبار]] به [[سند]] خود از [[ابی الجارود]] از [[امام]] [[ابی جعفر]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فرمود: [[خلق عظیم]] همین اسلام است. و در [[تفسیر قمی]] از [[ابی الجارود]] از [[حضرت]] [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که درباره جمله {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فرمود یعنی {{عربی|"على دين عظيم"}}. منظور این می‌باشد که [[دین اسلام]] مشتمل بر کمال هر [[خلق]] [[پسندیده]] هست و [[رسول خدا]]{{صل}} دارای آن بوده است. در روایت معروف از آن جناب نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ}}. [[مجمع البیان]]... روایت کرده که گفت وقتی [[قریش]] دیدند که رسول خدا{{صل}}، [[علی]]{{ع}} را بر سایرین مقدم داشت و او را [[تعظیم]] کرد، شروع کردند به [[بدگویی از علی]]{{ع}} و گفتند: [[محمد]] [[مفتون]] علی شده است. [[خدای تعالی]] در پاسخ آنان این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.</ref> و در آن خدای تعالی [[سوگند]] خورد به این که {{متن قرآن|مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}<ref>«تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی» سوره قلم، آیه ۲.</ref>. {{متن قرآن|وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌پایان است * و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۳-۴.</ref>. و تو اجری انقطاع‌ناپذیر داری و تو دارای خلقی [[عظیم]] هستی که منظور همان [[قرآن]] است تا آنجا که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است» سوره قلم، آیه ۷.</ref> که منظور از این [[گمراهان]]، همان عده‌ای بودند که آن سخن را گفته بودند {{متن قرآن|وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref>«و اوست که به رهیافتگان داناتر است» سوره قلم، آیه ۷.</ref> و او [[علی بن ابی طالب]] را بهتر می‌شناسد. این [[روایت]] را صاحب [[تفسیر برهان]] نیز از [[محمد بن عباس]] نقل کرده و او به [[سند]] خود از [[ضحاک]]، پس از نقل این روایت، در پایان آن گفته است: «و [[سبیل]] [[خدا]]» همان «[[علی بن ابی طالب]]» است. در کافی به سند خود از [[سفیان]] بن سمط روایت کرده که گفت: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[خدای تعالی]] وقتی خیر بنده‌ای را بخواهد، هرگاه گناهی مرتکب شود، به دنبالش به یک [[گرفتاری]] مبتلایش می‌کند و به این وسیله [[استغفار]] را به یادش میاندازد و وقتی [[شر]] بنده‌ای را بخواهد، هرگاه گناهی مرتکب شود دنبالش نعمتی به او می‌دهد تا استغفار را از یادش ببرد و در نتیجه گنهکاری را ادامه بدهد، این همان است که [[خدای عزوجل]] درباره‌اش می‌فرماید: {{متن قرآن|سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref> و منظور این است که به وسیله [[نعمت]] خود و [[گناه]] او، وی را [[استدراج]] می‌کند<ref>المیزان.</ref>.  
۲۲۷٬۷۳۷

ویرایش