علی اصغر: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
در کیفیت شهادت علی اصغر شش ماهه در کتب [[تاریخ]] و [[مقاتل]] [[اختلاف]] است: مشهور بین گویندگان و [[اهل]] قلم این است که [[امام]]{{ع}} طفل را گرفت و روی دست گذاشت و دشمن را مخاطب قرار داد و فرمود: «ای [[قوم]]، شما [[شیعیان]] و [[اهل بیت]] مرا کشتید و تنها این طفل باقی مانده، آن هم از شدت [[تشنگی]] (مانند ماهی) تلظی میکند. (یعنی دهان باز میکند و میبندد و در حال [[جان]] دادن است) به او جرعه آبی بنوشانید»<ref>{{متن حدیث|يا قَوْمُ! قَدْ قَتَلْتُمْ شِيعَتِي و أَهْلَ بَيْتي وَقَدْ بَقي هذَا الطِّفْلُ! فَاسقُوُهُ شَربَةً مِن المَاءِ!}}</ref> امام{{ع}} در همین حال که با آن قوم سیه روی سخن میگفت تیری آمد و گلوی او را [[درید]]، و شیرخواره به [[شهادت]] رسید<ref>الملهوف، ص۱۶۹.</ref>. از [[ابو مخنف]] نقل شده: آن کس که تیر را رها کرد، [[حرملة بن کاهل اسدی]] بود. | در کیفیت شهادت علی اصغر شش ماهه در کتب [[تاریخ]] و [[مقاتل]] [[اختلاف]] است: مشهور بین گویندگان و [[اهل]] قلم این است که [[امام]]{{ع}} طفل را گرفت و روی دست گذاشت و دشمن را مخاطب قرار داد و فرمود: «ای [[قوم]]، شما [[شیعیان]] و [[اهل بیت]] مرا کشتید و تنها این طفل باقی مانده، آن هم از شدت [[تشنگی]] (مانند ماهی) تلظی میکند. (یعنی دهان باز میکند و میبندد و در حال [[جان]] دادن است) به او جرعه آبی بنوشانید»<ref>{{متن حدیث|يا قَوْمُ! قَدْ قَتَلْتُمْ شِيعَتِي و أَهْلَ بَيْتي وَقَدْ بَقي هذَا الطِّفْلُ! فَاسقُوُهُ شَربَةً مِن المَاءِ!}}</ref> امام{{ع}} در همین حال که با آن قوم سیه روی سخن میگفت تیری آمد و گلوی او را [[درید]]، و شیرخواره به [[شهادت]] رسید<ref>الملهوف، ص۱۶۹.</ref>. از [[ابو مخنف]] نقل شده: آن کس که تیر را رها کرد، [[حرملة بن کاهل اسدی]] بود. | ||
در برخی دیگر از مقاتل آمده است: امام{{ع}} وقتی کودک را جلو [[لشکر]] آورد تا برای او آب طلب کند چنین فرمود: «ای [[مردم]]، اگر به من رحم نمیکنید به این [[کودک شیرخوار]] | در برخی دیگر از مقاتل آمده است: امام{{ع}} وقتی کودک را جلو [[لشکر]] آورد تا برای او آب طلب کند چنین فرمود: «ای [[مردم]]، اگر به من رحم نمیکنید به این [[کودک شیرخوار]] رحم کنید»<ref>{{متن حدیث|يَا قَومِ، إنْ لَمْ تَرْحَمونِي فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْلَ}}</ref>، ناگهان تیری رها شد و گلوی طفل را درید. امام{{ع}} چون این منظره دید عرضه داشت: «بار خدایا، بین ما و این قومی که ما را [[دعوت]] کردند تا یاریمان کنند اما دست به [[کشتار]] ما زدند خودت [[حکم]] نما»<ref>{{متن حدیث|اللّهُمَّ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمٍ دَعَوْنَا لِيَنصُرونَا، فَقَتَلُونَا}}؛ نفس المهموم، ص۳۳۸.</ref>؛ | ||
و به قولی امام چنین فرمود: «ای [[مردم]]! شیر در سینه مادرش خشک شده؛ در همین حال که حضرت با آنان سخن میگفت تیری شوم از سوی ظالمی [[وحشی]] «[[حرملة بن کاهل اسدی]]» آمد و رگ تا رگ یا گوش تا [[گوش]] ـ گلوی ـ علی اصغر را [[برید]]؛ سپس [[امام]]{{ع}} [[کف دست]] خود را از [[خون]] گلوی او پر کرد و به [[آسمان]] فشاند»<ref>{{متن حدیث|يا قَوْمِ لَقَدْ جَفَّ اللَّبَنِ فِي ثَدْيِ أُمِّهِ؛ فَبَيْنَمَا هُوَ يُخَاطِبُهُمْ اذ أَتَاهُ سَهْمُ مَسْمُومُ مِنْ ظَالِمٍ غَشُومُ وَ هُوَ حَرْمَلَةَ بْنِ كَاهِلِ الْأَسَدِيِّ، فَذُبِحَ الطِّفْلِ مِنَ الْوَرِيدِ إِلَيَّ الْوَرِيدِ أَوْ مِنْ الاذن الي الاذن فَجَعَلَ الْحُسَيْنِ يتلقي الدَّمُ حتي امْتَلَأَتْ كقه وَ رُمِيَ بِهِ الي السَّمَاءِ}}؛ معالی السبطین فی أحوال الحسن و الحسین{{ع}}، ص۲۵۹.</ref>؛ در این موقع بود که ندائی از آسمان شنیده شد: «ای [[حسین]]، طفل را واگذار همانا برای او در [[بهشت]] شیر دهندهای است»<ref>{{متن حدیث|دَعْهُ يَا حُسَيْن فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعَاً فِي الْجَنَّةِ}}</ref> | و به قولی امام چنین فرمود: «ای [[مردم]]! شیر در سینه مادرش خشک شده؛ در همین حال که حضرت با آنان سخن میگفت تیری شوم از سوی ظالمی [[وحشی]] «[[حرملة بن کاهل اسدی]]» آمد و رگ تا رگ یا گوش تا [[گوش]] ـ گلوی ـ علی اصغر را [[برید]]؛ سپس [[امام]]{{ع}} [[کف دست]] خود را از [[خون]] گلوی او پر کرد و به [[آسمان]] فشاند»<ref>{{متن حدیث|يا قَوْمِ لَقَدْ جَفَّ اللَّبَنِ فِي ثَدْيِ أُمِّهِ؛ فَبَيْنَمَا هُوَ يُخَاطِبُهُمْ اذ أَتَاهُ سَهْمُ مَسْمُومُ مِنْ ظَالِمٍ غَشُومُ وَ هُوَ حَرْمَلَةَ بْنِ كَاهِلِ الْأَسَدِيِّ، فَذُبِحَ الطِّفْلِ مِنَ الْوَرِيدِ إِلَيَّ الْوَرِيدِ أَوْ مِنْ الاذن الي الاذن فَجَعَلَ الْحُسَيْنِ يتلقي الدَّمُ حتي امْتَلَأَتْ كقه وَ رُمِيَ بِهِ الي السَّمَاءِ}}؛ معالی السبطین فی أحوال الحسن و الحسین{{ع}}، ص۲۵۹.</ref>؛ در این موقع بود که ندائی از آسمان شنیده شد: «ای [[حسین]]، طفل را واگذار همانا برای او در [[بهشت]] شیر دهندهای است»<ref>{{متن حدیث|دَعْهُ يَا حُسَيْن فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعَاً فِي الْجَنَّةِ}}</ref> | ||