محمد بن عمر کشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد)
 
خط ۴: خط ۴:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[ابو عمرو محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی]] از [[مردم]] «کش» از شهرهای ماوراءالنهر <ref>معجم البلدان ۴ / ۴۶۲.</ref> یا از روستاهای [[گرگان]] است. <ref>روضات الجنات ۶ / ۱۳۰.</ref> از [[شاگردان]] خاص [[محمد بن مسعودی سمرقندی]] معروف به [[عیاشی]] بود و از وی بهره فراوان برد. در واقع [[تربیت]] شده [[مکتب]] او بود و در [[خانه]] او که محل [[اجتماع]] [[شیعیان]] و [[اهل]] [[علم]] به شمار می‌‌آمد، به سر می‌‌برد و فردی مورد [[وثوق]] و باشخصیت شمرده می‌‌شد؛ ولی از افراد [[ضعیف]]، بسیار [[روایت]] [[نقل]] می‌‌کرد.<ref>رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.</ref> [[شیخ طوسی]] او را از کسانی که از [[امامان]]{{عم}} روایت نکرده‌اند، آورده و می‌‌نویسد: وی فردی [[ثقه]] و [[بصیر]] به [[اخبار]]، [[رجال]] و دارای [[اعتقادی]] [[نیکو]] بود و [[کتابی]] در رجال دارد که [[ابومحمد تلعکبری]] آن را روایت کرده است. <ref>الفهرست (الطوسی) ۱۴۱؛ رجال (الطوسی) ۴۹۷. </ref> کشی در رجال خویش از ۵۳ تن ازجمله عیاشی، [[محمد بن قولویه قمی]]، [[ابراهیم بن نصیر کشی]] و [[علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری]] روایت کرده<ref>اختیار معرفه الرجال ۱۴ ـ ۱۷ (مقدمه). </ref> و افرادی چون [[جعفر بن محمد قولویه]] و [[حیدر بن محمد سمرقندی] از او روایت کرده‌اند. <ref>قاموس الرجال ۹ / ۴۸۶.</ref> رجال‌شناسان [[شیعه]]، وی را ثقه، باشخصیت و مستقیم العقیده می‌‌دانند<ref>رجال (الطوسی) ۴۹۷؛ خلاصه الاقوال ۱۴۶.</ref> و اینکه برخی نوشته‌اند وی از افراد ضعیف روایت کرده، با [[شخصیت]] و [[وثاقت]] او سازگار نیست. بلی، شاید نظرشان این باشد که او به افرادی [[اعتماد]] کرده و روایت آنان را آورده که از نظر ما افراد ضعیفی هستند. <ref>اختیار معرفه الرجال ۱۳ (مقدمه).</ref> پُرواضح است که [[شهرت]] و [[عظمت]] اصلی کشی به جهت کتابی است که در رجال دارد، این کتاب، یکی از چهار کتاب معتبر و مهم رجالی شیعه است؛ بلکه می‌‌توان ادعا کرد کتاب وی معتبرترین مأخذ و قدیمی‌ترین [[سند]] [[تاریخی]] شیعه در دوران نخست دوران [[زندگی]] امامان{{عم}} است که در آن، رابطه شیعه با امامان خویش{{عم}} و [[تشکیلات]] آنان و دسته‌بندی‌های داخلی، رقابت‌ها و ادعاهای بیجای برخی از مدعیان [[تشیع]]، [[شناخت]] طبقات، [[غلات]]، [[سیره امامان]]{{عم}} در [[جرح و تعدیل]] [[راویان]] و [[خط مشی]] [[اقلیت]] [[شیعه]] در برابر [[دستگاه خلافت]] یافت می‌‌شود. البته آنچه منظور اصلی وی بود، شناخت [[روایات]] مربوط به راویان و [[رجال]] است. <ref>اختیار معرفة الرجال ۷ ـ ۹ و ۱۲. </ref>
[[ابو عمرو محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی]] از [[مردم]] «کش» از شهرهای ماوراءالنهر <ref>معجم البلدان ۴ / ۴۶۲.</ref> یا از روستاهای [[گرگان]] است. <ref>روضات الجنات ۶ / ۱۳۰.</ref> از [[شاگردان]] خاص [[محمد بن مسعودی سمرقندی]] معروف به [[عیاشی]] بود و از وی بهره فراوان برد. در واقع [[تربیت]] شده [[مکتب]] او بود و در [[خانه]] او که محل [[اجتماع]] [[شیعیان]] و [[اهل]] [[علم]] به شمار می‌‌آمد، به سر می‌‌برد و فردی مورد [[وثوق]] و باشخصیت شمرده می‌‌شد؛ ولی از افراد [[ضعیف]]، بسیار [[روایت]] [[نقل]] می‌‌کرد.<ref>رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.</ref> [[شیخ طوسی]] او را از کسانی که از [[امامان]]{{عم}} روایت نکرده‌اند، آورده و می‌‌نویسد: وی فردی [[ثقه]] و [[بصیر]] به [[اخبار]]، [[رجال]] و دارای [[اعتقادی]] [[نیکو]] بود و [[کتابی]] در رجال دارد که [[ابومحمد تلعکبری]] آن را روایت کرده است. <ref>الفهرست (الطوسی) ۱۴۱؛ رجال (الطوسی) ۴۹۷. </ref> کشی در رجال خویش از ۵۳ تن ازجمله عیاشی، [[محمد بن قولویه قمی]]، [[ابراهیم بن نصیر کشی]] و [[علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری]] روایت کرده<ref>اختیار معرفه الرجال ۱۴ ـ ۱۷ (مقدمه). </ref> و افرادی چون [[جعفر بن محمد قولویه]] و [[حیدر بن محمد سمرقندی]] از او روایت کرده‌اند. <ref>قاموس الرجال ۹ / ۴۸۶.</ref> رجال‌شناسان [[شیعه]]، وی را ثقه، باشخصیت و مستقیم العقیده می‌‌دانند<ref>رجال (الطوسی) ۴۹۷؛ خلاصه الاقوال ۱۴۶.</ref> و اینکه برخی نوشته‌اند وی از افراد ضعیف روایت کرده، با [[شخصیت]] و [[وثاقت]] او سازگار نیست. بلی، شاید نظرشان این باشد که او به افرادی [[اعتماد]] کرده و روایت آنان را آورده که از نظر ما افراد ضعیفی هستند. <ref>اختیار معرفه الرجال ۱۳ (مقدمه).</ref> پُرواضح است که [[شهرت]] و [[عظمت]] اصلی کشی به جهت کتابی است که در رجال دارد، این کتاب، یکی از چهار کتاب معتبر و مهم رجالی شیعه است؛ بلکه می‌‌توان ادعا کرد کتاب وی معتبرترین مأخذ و قدیمی‌ترین [[سند]] [[تاریخی]] شیعه در دوران نخست دوران [[زندگی]] امامان{{عم}} است که در آن، رابطه شیعه با امامان خویش{{عم}} و [[تشکیلات]] آنان و دسته‌بندی‌های داخلی، رقابت‌ها و ادعاهای بیجای برخی از مدعیان [[تشیع]]، [[شناخت]] طبقات، [[غلات]]، [[سیره امامان]]{{عم}} در [[جرح و تعدیل]] [[راویان]] و [[خط مشی]] [[اقلیت]] [[شیعه]] در برابر [[دستگاه خلافت]] یافت می‌‌شود. البته آنچه منظور اصلی وی بود، شناخت [[روایات]] مربوط به راویان و [[رجال]] است. <ref>اختیار معرفة الرجال ۷ ـ ۹ و ۱۲. </ref>


کتاب کشی که به کتاب معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین{{عم}} [[شهرت]] داشته، <ref>معالم العلما ۱۰۲. </ref> فعلاً موجود نیست. کتاب یاد شده نزد [[شیخ طوسی]] بوده و شیخ آن را تلخیص کرده و به نام [[اختیار معرفه الرجال (کتاب)|اختیار معرفه الرجال]] در دسترس همگان قرار داده است. [[سید بن طاووس]] درباره تهیه و تنظیم این کتاب توسط شیخ طوسی می‌‌نویسد: شیخ طوسی در [[روز]] سه [[شنبه]] ۲۶ [[صفر]] ۴۵۶ [[هجری]]، پنج سال پیش از وفاتش املای آن را در [[نجف]] برای [[شاگردان]] آغاز کرد و فرمود: این روایات را از کتاب رجال [[ابی عمرو محمد بن عمرو بن عبدالعزیز]] برگزیدم و آن را مختصر کردم. <ref>فرج المهموم ۱۳۰ ـ ۱۳۱. </ref> از محتوای کتاب بر می‌‌آید که کشی فهرست تألیفات برخی از راویات را نیز گزارش کرده که مرحوم شیخ آنها را به اتکای کتاب فهرست خویش حذف کرده است. <ref>اختیار معرفه الرجال ۶ ـ ۷ (مقدمه).</ref> در رابطه با [[رجال کشی]] و کتاب اصلی که خود وی تألیف کرده، برخی نوشته‌اند در آن [[علوم]] فراوانی است؛ [[ولی]] [[اشتباهات]] بسیاری نیز دارد<ref>رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.</ref> که می‌‌توان مدعی شد این اشتباهات از [[ناسخ]] یا ناسخان بوده؛ نه از خود کشی. درگذشت وی را در سده چهارم [[حدود]] [[سال ۳۴۰ هجری]] دانسته اند<ref>الاعلام ۶ / ۳۱۱.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۲، ص۴۲۶-۴۲۷.</ref>
کتاب کشی که به کتاب معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین{{عم}} [[شهرت]] داشته، <ref>معالم العلما ۱۰۲. </ref> فعلاً موجود نیست. کتاب یاد شده نزد [[شیخ طوسی]] بوده و شیخ آن را تلخیص کرده و به نام [[اختیار معرفه الرجال (کتاب)|اختیار معرفه الرجال]] در دسترس همگان قرار داده است. [[سید بن طاووس]] درباره تهیه و تنظیم این کتاب توسط شیخ طوسی می‌‌نویسد: شیخ طوسی در [[روز]] سه [[شنبه]] ۲۶ [[صفر]] ۴۵۶ [[هجری]]، پنج سال پیش از وفاتش املای آن را در [[نجف]] برای [[شاگردان]] آغاز کرد و فرمود: این روایات را از کتاب رجال [[ابی عمرو محمد بن عمرو بن عبدالعزیز]] برگزیدم و آن را مختصر کردم. <ref>فرج المهموم ۱۳۰ ـ ۱۳۱. </ref> از محتوای کتاب بر می‌‌آید که کشی فهرست تألیفات برخی از راویات را نیز گزارش کرده که مرحوم شیخ آنها را به اتکای کتاب فهرست خویش حذف کرده است. <ref>اختیار معرفه الرجال ۶ ـ ۷ (مقدمه).</ref> در رابطه با [[رجال کشی]] و کتاب اصلی که خود وی تألیف کرده، برخی نوشته‌اند در آن [[علوم]] فراوانی است؛ [[ولی]] [[اشتباهات]] بسیاری نیز دارد<ref>رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.</ref> که می‌‌توان مدعی شد این اشتباهات از [[ناسخ]] یا ناسخان بوده؛ نه از خود کشی. درگذشت وی را در سده چهارم [[حدود]] [[سال ۳۴۰ هجری]] دانسته اند<ref>الاعلام ۶ / ۳۱۱.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۲، ص۴۲۶-۴۲۷.</ref>

نسخهٔ ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۹

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

ابو عمرو محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی از مردم «کش» از شهرهای ماوراءالنهر [۱] یا از روستاهای گرگان است. [۲] از شاگردان خاص محمد بن مسعودی سمرقندی معروف به عیاشی بود و از وی بهره فراوان برد. در واقع تربیت شده مکتب او بود و در خانه او که محل اجتماع شیعیان و اهل علم به شمار می‌‌آمد، به سر می‌‌برد و فردی مورد وثوق و باشخصیت شمرده می‌‌شد؛ ولی از افراد ضعیف، بسیار روایت نقل می‌‌کرد.[۳] شیخ طوسی او را از کسانی که از امامان(ع) روایت نکرده‌اند، آورده و می‌‌نویسد: وی فردی ثقه و بصیر به اخبار، رجال و دارای اعتقادی نیکو بود و کتابی در رجال دارد که ابومحمد تلعکبری آن را روایت کرده است. [۴] کشی در رجال خویش از ۵۳ تن ازجمله عیاشی، محمد بن قولویه قمی، ابراهیم بن نصیر کشی و علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری روایت کرده[۵] و افرادی چون جعفر بن محمد قولویه و حیدر بن محمد سمرقندی از او روایت کرده‌اند. [۶] رجال‌شناسان شیعه، وی را ثقه، باشخصیت و مستقیم العقیده می‌‌دانند[۷] و اینکه برخی نوشته‌اند وی از افراد ضعیف روایت کرده، با شخصیت و وثاقت او سازگار نیست. بلی، شاید نظرشان این باشد که او به افرادی اعتماد کرده و روایت آنان را آورده که از نظر ما افراد ضعیفی هستند. [۸] پُرواضح است که شهرت و عظمت اصلی کشی به جهت کتابی است که در رجال دارد، این کتاب، یکی از چهار کتاب معتبر و مهم رجالی شیعه است؛ بلکه می‌‌توان ادعا کرد کتاب وی معتبرترین مأخذ و قدیمی‌ترین سند تاریخی شیعه در دوران نخست دوران زندگی امامان(ع) است که در آن، رابطه شیعه با امامان خویش(ع) و تشکیلات آنان و دسته‌بندی‌های داخلی، رقابت‌ها و ادعاهای بیجای برخی از مدعیان تشیع، شناخت طبقات، غلات، سیره امامان(ع) در جرح و تعدیل راویان و خط مشی اقلیت شیعه در برابر دستگاه خلافت یافت می‌‌شود. البته آنچه منظور اصلی وی بود، شناخت روایات مربوط به راویان و رجال است. [۹]

کتاب کشی که به کتاب معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین(ع) شهرت داشته، [۱۰] فعلاً موجود نیست. کتاب یاد شده نزد شیخ طوسی بوده و شیخ آن را تلخیص کرده و به نام اختیار معرفه الرجال در دسترس همگان قرار داده است. سید بن طاووس درباره تهیه و تنظیم این کتاب توسط شیخ طوسی می‌‌نویسد: شیخ طوسی در روز سه شنبه ۲۶ صفر ۴۵۶ هجری، پنج سال پیش از وفاتش املای آن را در نجف برای شاگردان آغاز کرد و فرمود: این روایات را از کتاب رجال ابی عمرو محمد بن عمرو بن عبدالعزیز برگزیدم و آن را مختصر کردم. [۱۱] از محتوای کتاب بر می‌‌آید که کشی فهرست تألیفات برخی از راویات را نیز گزارش کرده که مرحوم شیخ آنها را به اتکای کتاب فهرست خویش حذف کرده است. [۱۲] در رابطه با رجال کشی و کتاب اصلی که خود وی تألیف کرده، برخی نوشته‌اند در آن علوم فراوانی است؛ ولی اشتباهات بسیاری نیز دارد[۱۳] که می‌‌توان مدعی شد این اشتباهات از ناسخ یا ناسخان بوده؛ نه از خود کشی. درگذشت وی را در سده چهارم حدود سال ۳۴۰ هجری دانسته اند[۱۴].[۱۵]

منابع

  1. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۲

پانویس

  1. معجم البلدان ۴ / ۴۶۲.
  2. روضات الجنات ۶ / ۱۳۰.
  3. رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.
  4. الفهرست (الطوسی) ۱۴۱؛ رجال (الطوسی) ۴۹۷.
  5. اختیار معرفه الرجال ۱۴ ـ ۱۷ (مقدمه).
  6. قاموس الرجال ۹ / ۴۸۶.
  7. رجال (الطوسی) ۴۹۷؛ خلاصه الاقوال ۱۴۶.
  8. اختیار معرفه الرجال ۱۳ (مقدمه).
  9. اختیار معرفة الرجال ۷ ـ ۹ و ۱۲.
  10. معالم العلما ۱۰۲.
  11. فرج المهموم ۱۳۰ ـ ۱۳۱.
  12. اختیار معرفه الرجال ۶ ـ ۷ (مقدمه).
  13. رجال (النجاشی) ۲ / ۲۸۲.
  14. الاعلام ۶ / ۳۱۱.
  15. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۲، ص۴۲۶-۴۲۷.