←اهمیت و ضرورت
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==اهمیت و [[ضرورت]]== | ==اهمیت و [[ضرورت]]== | ||
بیتردید [[فهم]] بخش عظیمی از [[معارف قرآن]] به تفسیر و تلاش [[علمی]] مناسب نیاز دارد. این نیاز در گذر زمان [[روز]] به روز بیشتر شده و در نتیجه علمی به نام تفسیر قرآن پدید آمده و [[کتابهای تفسیری]] فراوانی تدوین شده است. [[دانش]] تاریخ تفسیر ما را با [[مفسران]]، تفاسیر، فراز و فرودها و [[تغییر]] و تطورهای آن [[علم]] و احیاناً قوت و [[ضعف]] روشها، مکتبها و نظریات مطرح در آن آشنا میکند و [[بدیهی]] است آشنایی با این دانش نقش مؤثری در استفاده بهینه از [[علم تفسیر]] دارد و با توجه به اینکه تفسیر قرآن از [[علوم مهم]]، ضروری و اثرگذار در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] است و انسان بدون آن نمیتواند به [[هدف]] اعلا و [[کمال نهایی]] خود دست یابد، این دانش میتواند در [[سعادت]] و [[کمال انسان]] نقشی مؤثر داشته باشد. <ref>نک: تاریخ تفسیر، ج ۱، ص۱۳.</ref> | بیتردید [[فهم]] بخش عظیمی از [[معارف قرآن]] به تفسیر و تلاش [[علمی]] مناسب نیاز دارد. این نیاز در گذر زمان [[روز]] به روز بیشتر شده و در نتیجه علمی به نام تفسیر قرآن پدید آمده و [[کتابهای تفسیری]] فراوانی تدوین شده است. [[دانش]] تاریخ تفسیر ما را با [[مفسران]]، تفاسیر، فراز و فرودها و [[تغییر]] و تطورهای آن [[علم]] و احیاناً قوت و [[ضعف]] روشها، مکتبها و نظریات مطرح در آن آشنا میکند و [[بدیهی]] است آشنایی با این دانش نقش مؤثری در استفاده بهینه از [[علم تفسیر]] دارد و با توجه به اینکه تفسیر قرآن از [[علوم مهم]]، ضروری و اثرگذار در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] است و انسان بدون آن نمیتواند به [[هدف]] اعلا و [[کمال نهایی]] خود دست یابد، این دانش میتواند در [[سعادت]] و [[کمال انسان]] نقشی مؤثر داشته باشد. <ref>نک: تاریخ تفسیر، ج ۱، ص۱۳.</ref> | ||
اهمیت بحث [[تاریخ]] [[تفسیر قرآن کریم]] عبارتند از: | |||
#[[انسان]] برای رسیدن به [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] و [[هدف]] اعلای [[خلقت]] و [[کمال نهایی]] خود، به [[هدایت]] [[وحی]] نیاز دارد و بدون آن نمیتواند به مقصد اعلای خود نایل شود؛ زیرا از راه [[حس]] و [[عقل]] نمیتواند تمام [[معارف]] و احکامی را که برای [[سعادت]] و [[رسیدن به کمال]] نهاییاش لازم است، به دست آورد<ref>شماری از برهانهای این مطلب را در کتاب راه و راهنماشناسی اثر استاد مصباح یزدی، ص۱۲-۲۰ بنگرید.</ref>. | |||
#قابل اعتمادترین منبع برای تحصیل [[معارف وحیانی]] و [[احکام الهی]]، [[قرآن کریم]] است؛ زیرا [[قرآن]] تنها [[کتاب آسمانی]] است که از هرگونه [[تحریف]] و [[تغییر]] زیانبار مصون مانده {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref> «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref> و دارای اعجازی [[جاودانه]] است{{متن قرآن|قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا}}<ref> «بگو: اگر آدمیان و پریان فراهم آیند تا مانند این قرآن آورند هر چند یکدیگر را پشتیبانی کنند همانند آن نمیتوانند آورد» سوره اسراء، آیه ۸۸.</ref> که [[حقانیت]] و [[الهی]] بودن آن را در هر عصر و [[زمان]] اثبات میکند. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[تمسک]] به آن را در کنار تمسک به [[اهل]] بیتش، شرط حتمی هدایت و بیمه شدن از [[ضلالت]] معرفی کرده است<ref>رسول [[خدا]]{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي}} ([[حرّ]] عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۱۹، ح۹؛ [[بروجردی]]، [[جامع احادیث الشیعة]]، ج۱، ص۲۰۰، ح۳۰۲؛ حرّ عاملی، [[اثبات الهداة]]، ج۱، ص۶۰۸). این [[حدیث]] با عبارتهای دیگر در بسیاری از کتابهای [[اهل تسنن]] نیز آمده است. ر.ک: [[ترمذی]]، [[محمد بن عیسی]]؛ [[سنن الترمذی]]، ج۵، ص۶۲۱، ح۳۷۶۸ و ص۶۲۲، ح۳۷۸۸؛ [[مسند احمد]]، ط، دار صادر بیروت، ج۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶ و ۵۹ و ج۵، ص۱۸۱؛ [[ابن کثیر]]، اسماعیل، البدایة و النهایة، ج۵، ص۱۸۴؛ همو، جامع المسانید و السنن، ج۱۹، ص۱۳۷؛ [[ابن سعد]]، [[محمد]]، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۹۴؛ [[حاکم نیشابوری]]، محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۹، ۱۴۸؛ [[ابو یعلی]]، [[مسند]] ابی [[یعلی]] الموصلی، ج۲، ص۲۹۷، ح۴۸؛ بسوی، [[یعقوب]]، المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۵۳۶ و ۵۳۷؛ [[ابن ابی شیبة]]، عبد الله، [[المصنف]] فی الاحادیث و الآثار، ج۷، ص۴۱۷ (کتاب الفضائل، باب ما اعطی [[الله]] تعالی [[محمّد]]{{صل}}{{صل}} ح۴۱) و بسیاری از کتابهای دیگر.</ref>. | |||
#هرچند [[قرآن کریم]] اقیانوس بیکران است که رسیدن به اعماق آن جز برای [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} میسر نیست و هیچکس جز آنان توان [[فهم]] همۀ [[معارف]] و [[علوم]] و [[احکام]] آن را ندارد<ref> از امام باقر{{ع}} روایت شده است: {{متن حدیث|مَا يَسْتَطِيعُ أَحَدٌ أَنْ يَدَّعِيَ أَنَ عِنْدَهُ جَمِيعَ الْقُرْآنِ كُلِّهِ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ غَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ}} (کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۲۸۶؛ کتاب الحجة، باب انه لم یجمیع القرآن کله الا الائمة{{عم}}، ح۲).</ref>، بااینحال هم خود قرآن کریم و هم [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و اوصیای گرانقدرش، [[انسانها]] را به [[تدبّر]] در [[آیات]] و [[هدایت]] و اندرزگیری از آنها توصیه فرمودهاند<ref>قرآن فرموده است: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}} [«آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴]؛ {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}} [«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹]؛ از رسول خدا{{صل}} نقل شده که فرموده است: {{متن حدیث|فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ}} (کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۵۷۳؛ کتاب فضل القرآن، ح۲)؛ از امام علی{{ع}} نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ}}؛ (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص۳۳۹، خطبه ۱۰۹، فراز ۱۲ و ۱۳).</ref>، و بیتردید [[انسان]] موظف و [[مأمور]] است که از [[هدایتها]] و اندرزهای [[قرآن]] استفاده کند و هیچگونه کوتاهی دراینباره روا نیست. | |||
#کسانی که درصدد [[فهم]] [[معارف قرآن]] برآمده باشند، به خوبی میدانند که دلالت [[آیات]] بر مرتبهای از [[معارف]] و اندرزهای [[اخلاقی]]، آشکار و فهم آن برای عموم آسان و [[بینیاز]] از [[تفسیر]] است<ref>آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ}} [«و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم» سوره قمر، آیه ۱۷] و امثال آن به این مرتبه از معارف و اندرزهای قرآن نظر دارد.</ref>، ولی فهم بخش عظیمی از معارف و [[احکام]] آن به تفسیر و تلاش [[علمی]] مناسب نیاز دارد، و این نیاز از [[زمان رسول خدا]]{{صل}} وجود داشته و با فاصله گرفتن از آن [[زمان]]، شدیدتر و موجب شده که علمی به نام «[[تفسیر قرآن]]» پدید آید و [[کتابهای تفسیری]] فراوانی تدوین شود<ref>برای توضیح بیشتر این مطلب ر.ک: بابایی و دیگران، روششناسی تفسیر قرآن، ص۳۴-۴۰.</ref>. | |||
#یکی از اموری که در استفادۀ صحیح و بهرهگیری کامل از هر علمی بسیار مؤثر است، آشنایی با [[تاریخ]] آن [[علم]] است؛ زیرا آشنایی با تاریخ آن، [[انسان]] را با [[دانشمندان]]، کتابها، فراز و نشیبها، [[تغییر]] و تطوّرهای آن علم و احیانا نقاط قوت و [[ضعف]] روشها، مکتبها و نظریات مطرح در آن علم [[آگاه]] میکند و [[بدیهی]] است که [[آگاهی]] از این امور، نقش بسیار مؤثری در استفاده بهینه از آن علم دارد. | |||
از بیان این مطالب روشن شد که آشنایی با تاریخ تفسیر قرآن از جمله اموری است که در تفسیر صحیح قرآن و استفادۀ بهینه از تفسیر [[مفسران]] نقش مؤثر و بسزایی دارد و تفسیر قرآن نیز یکی از [[علوم ضروری]] و مهم است که در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسانها]] تأثیرگذار میباشد و انسان بدون آن نمیتواند به [[هدف]] اعلا و کمال نهاییاش دست یابد؛ و از این بیان نتیجه میگیریم که این بحث میتواند نقش مؤثری در [[سعادت]] و [[کمال انسان]] داشته باشد و از این جهت دارای اهمیت ویژهای است.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۲-۱۳.</ref> | |||
==پیشینه== | ==پیشینه== | ||