←دربارهٔ کتاب
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
== دربارهٔ کتاب == | == دربارهٔ کتاب == | ||
[[زرکلی]] در شمار تألیفات «[[زید بن علی]]» از کتابی به نام [[تفسیر غریب القرآن]] یاد کرده و گفته است: در [[صحت]] نسبت این کتاب به وی باید تحقیق شود<ref>ر.ک: زرکلی، الأعلام، ج۳، ص۵۹.</ref>. منبع [[آگاهی]] وی از این تألیف، مجمع [[علمی]] میلانو بوده است<ref>ر.ک: زرکلی، الأعلام، ج۳، ص۵۹.</ref>. اخیراً<ref>تاریخ مقدمهای که محقق این کتاب برای آن نوشته، ۱۴۰۶ ه. ق است (ر.ک: زید بن علی بن الحسین، غریب القرآن، ص۱۱۰) ولی تاریخ چاپ اول آن ۱۳۷۲ ه. شو چاپ دوم آن ۱۳۷۶ ه. ش/ ۱۴۱۸ ه. ق است.</ref> نیز کتابی با نام غریب القرآن منسوب به [[زید بن علی بن الحسین]]{{عم}} با تحقیق [[سید محمد جواد حسینی جلالی]] از سوی مرکز انتشارات [[دفتر تبلیغات اسلامی]] چاپ و منتشر شده است و بعید نیست این کتاب همان کتابی باشد که زرکلی با نام تفسیر غریب القرآن یاد کرده و از انتساب آن به زید خبر داده است. | |||
این کتاب در یک جلد و ۷۳۶ صفحه تنظیم شده است. ۱۱۴ صفحه آن مقدمه محقق در شرح حال زید و ارتباط وی با [[قرآن کریم]] و ۳۹۶ صفحه آن<ref>از صفحه ۱۱۵ تا صفحه ۵۱۰.</ref> متن تفسیر منسوب به زید و پاورقیها و توضیحاتی است که محقق نسبت به آن دارد و ۲۲۶ صفحه آن، دو کتاب دیگر منسوب به زید با نامهای «[[الصفوة فی اصطفاء اهل البیت]]» و «العلّة و الکثرة» و فهرستهای کتاب میباشد. محقق این کتاب (سید محمد جواد حسینی جلالی) در مقدمه گفته است: | |||
عکس این تفسیر را [[سید محمد حسین حسینی جلالی]] که به نسخهای از آن در کتابخانههای [[غرب]] دست یافته بود، برای من فرستاد و من برای پیدا کردن نسخههای دیگری از آن تلاش کردم و به نسخه دیگری دست نیافتم؛ ازاینرو، به تحقیق این کتاب براساس همین یک نسخه با نقایصی که داشت، از قبیل نقطه نداشتن بسیاری از کلمات و مشکل بودن خواندن بعضی از قسمتهای کتاب [[اقدام]] کردم <ref>ر.ک: حسینی جلالی (تحقیق)، غریب القرآن، ص۱۰۵.</ref>. | |||
این [[تفسیر]] با سندی که با چهار واسطه به [[زید بن علی]]{{ع}} میرسد<ref>عبارت سند چنین است: {{عربی|حدثنا ابو جعفر حدّثنا علی بن احمد حدّثنا عطاء بن السائب قال: حدّثنا ابو خالد عمر و الواسطی عن زید بن علی{{ع}}} (حسینی جلالی (تحقیق)، غریب القرآن، ص۱۱۹) ابو جعفر در صدر سند، محمد بن منصوری است که در دو صفحه قبل معرفی شده است (ر.ک: همان، ص۱۱۷).</ref>، از [[سوره فاتحه]] آغاز و به [[سورۀ ناس]] ختم شده است؛ همچنین تمام ۱۱۴ سورۀ [[قرآن]] را دربر دارد و در آغاز هر [[سوره]] جز [[سوره بقره]]، آن سند تکرار شده است، و ضمن سورههای بزرگ نیز در موارد بسیاری مطالب با تعبیر {{عربی|"قال زید بن علي"}} و مانند آن آمده است<ref> ر.ک: حسینی جلالی (تحقیق)، غریب القرآن، ص۱۲۶، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۳، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸ و ۱۳۹.</ref> و کثرت تکرار نقل قول از زید چهبسا [[شاهد]] این مطلب باشد که این تفسیر (در فرض [[صحت]] انتسابش به زید) به املای زید بوده نه به قلم وی، و نویسنده آن علیالقاعده باید واسطۀ چهارمی که در سند ذکر شده، یعنی [[عمرو بن خالد واسطی]] باشد. در هرصورت، صدور مطالب این تفسیر از زید [[قطعی]] نیست؛ زیرا نه [[تواتر]] نقل نسبت به آن وجود دارد و نه شواهد و قرائن قطعی، و حتی سند متصل و معتبری نیز نسبت به آن وجود ندارد؛ زیرا اولاً: واسطههای بین [[سید محمد حسین جلالی]] که نسخهای از تفسیر را در کتابخانههای [[غرب]] بهدست آورده و اولین شخصی که نام وی در سند ذکر شده، نامعلوم است و ثانیاً: محقق کتاب در [[تجلیل]] [[رجال]] سند سخن گفته<ref>ر.ک: حسینی جلالی (تحقیق)، غریب القرآن، ص۹۶-۱۰۵.</ref> و عمرو بن خالد واسطی را نیز برحسب نقل [[کشی]]، [[ابن فضال]] توثیق کرده است<ref>ر.ک: طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۴۹۸، رقم ۴۱۹ (در ترجمه هارون بن سعد عجلی و محمد بن سالم بیاع القصب).</ref>، ولی سه واسطۀ دیگر سند، [[محمد بن منصور]] و [[علی بن احمد]] و [[عطاء بن سائب]] از جانب رجالشناسان [[شیعه]] توثیق نشدهاند<ref>عطاء بن سائب را آیتالله خویی ذکر کرده و در شیعه و ثقه بودن وی نزد علمای اهل تسنن سخن گفته است، ولی تصریح کرده که عطاء توثیق نشده است (یعنی نزد دانشمندان شیعه) (ر.ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۴۴-۱۴۵، رقم ۷۶۸۸).</ref>؛ بنابراین، فقط میتوان گفت این [[تفسیر]] منسوب به زید است و نمیتوان مطالب آن را قاطعانه آرای زید دانست. | |||
اما از نظر محتوا، بخش بزرگی از این کتاب بیان معنای مفردات [[آیات]] است؛ ازاینرو، این کتاب را [[غریب القرآن]] نامیدهاند؛ البته مطالب آن منحصر به بیان مفردات نیست و در موارد بسیاری بیانات [[تفسیری]] نسبت به آیات نیز دارد؛ برای مثال: | |||
#در آیۀ {{متن قرآن|قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>«فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> {{متن قرآن|مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ}} را به {{عربی|"بما يكتم ابليس في نفسه"}}؛ «آنچه [[ابلیس]] پیش خود پنهان میکرد:» تفسیر کرده است<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۲۵.</ref>. | |||
#در آیۀ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ}} را به {{عربی|"اجعلوه قبلة والسجود للّه"}}؛ او را [[قبله]] قرار دهید و [[سجده]] از آن خداست» تفسیر کرده است<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۲۵.</ref>. | |||
#در [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> کلمات را به جمله {{متن قرآن|قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳.</ref>که در آیه دیگر از [[حضرت آدم]] و حوّا نقل شده، [[تفسیر]] کرده است<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۲۶.</ref>. | |||
از این قبیل بیانات [[تفسیری]] فراوان در این تفسیر دیده میشود و ازاینرو، میتوان این کتاب را از [[تفاسیر]] به شمار آورد. | |||
بیشتر بیانات این تفسیر چه در معنای مفردات و چه در تفسیر مفاد جملهها بدون مستند است، ولی در مواردی به [[آیات]] دیگر [[قرآن]] استناد کرده است که یک نمونۀ آن در مثالهای گذشته، استناد به [[آیه]] {{متن قرآن|رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا...}}<ref>«گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم» سوره اعراف، آیه ۲۳.</ref> در تفسیر «کلمات» میباشد. | |||
در تفسیر {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> در معنا کردن «[[هدایت]]» به «بیان» به آیه {{متن قرآن|وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ...}}<ref>«و اما (قوم) ثمود را رهنمون شدیم و آنان نابینایی (و گمراهی) را بر رهیابی گزیدند و آذرخش عذاب خوارساز، آنان را برای کارهایی که میکردند فرو گرفت» سوره فصلت، آیه ۱۷.</ref>.<ref> درخور ذکر است که در متن کتاب آیه {{متن قرآن|فَأَمَّا ثَمُودُ}} نقل شده و این غلط است، صحیح {{متن قرآن|وَأَمَّا ثَمُودُ}}«و اما (قوم) ثمود» سوره فصلت، آیه ۱۷. است.</ref> استناد کرده است<ref>ر.ک: زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۲۰.</ref>. در بیان آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref> نیز چنین آمده است: و قول [[خدای متعال]]: {{متن قرآن|وَيُزَكِّيهِمْ}} معنایش «یطهرهم» است و در [[سوره]] دیگر که فرموده است: {{متن قرآن|نَفْسًا زَكِيَّةً}}<ref>«انسانی بیگناه» سوره کهف، آیه ۷۴.</ref> معنایش {{متن قرآن|مُطَهَّرَةٌ}} است<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۳۸.</ref>؛ یعنی برای [[تأیید]] اینکه معنای «یزکی»، «یطهر» است به این که در آیه دیگر «زکیّة» بهمعنای «مطهّرة» میباشد، [[استشهاد]] کرده است، ولی این موارد اندک است؛ زیرا از اول قرآن تا آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref> در همین سه مورد به آیات دیگر استناد کرده و سایر موارد بدون مستند است. | |||
تمام محتوای این تفسیر آرای تفسیری نقل شده از زید است و گاهی از [[ابن عباس]] نیز سخنی نقل شده است<ref>ر.ک: زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۴۱ و ۱۵۱.</ref> که به احتمال [[قوی]]، نقل کنندۀ از وی زید بوده و نویسنده [[تفسیر]] آن را از زبان زید نوشته است و احتمال دارد که نقل کننده، خود نویسنده باشد و در قسمت زیادی از این تفسیر که مطالعه کردم، روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} یا یکی از [[امامان معصوم]]{{عم}} در آن ندیدم و [[حدس]] میزنم تا آخر تفسیر نیز روایتی از آنان نقل نشده باشد. | |||
ویژگی دیگر این تفسیر خالی بودن آن از [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} است؛ البته در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> از زید نقل شد که گفته است: {{عربی|"هذه لعلى بن ابى طالب خاصّة"}}<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۱۸۳.</ref> و در ذیل آیه {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>« برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref> نیز با تعبیر {{عربی|"قال الامام زيد بن علي"}} چنین نقل شده است: {{عربی|"لا تزال الأئمّة منّا اهل البيت يدعون الى كتاب الله و سنة رسوله{{صل}} حتى يتقارب وقت الآخرة"}}<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۳۲۴.</ref>؛ پیوسته [[امامان]] از ما [[اهل بیت]] به [[کتاب خدا]] و [[سنّت]] پیامبرش{{صل}} [[دعوت]] میکنند تا وقت [[آخرت]] نزدیک شود». | |||
ولی در بسیاری از [[آیات]] مربوط به [[فضائل]] مانند آیه «[[لیلة المبیت]]»<ref>{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>، «[[آیه مباهله]]»<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، «[[آیه اولی الامر]]»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، «[[آیه اکمال]]»<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، «[[آیه ولایت]]»<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، «[[آیۀ تطهیر]]»<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، «[[آیه مودت]]»<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ}} «این همان است که خداوند (آن را) به بندگانی از خویش که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند مژده میدهد بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمیخواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم که خداوند آمرزندهای سپاسپذیر است» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>، «[[آیه اطعام]]»<ref>{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}} «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref> هرچند کلمه یا جملهای را معنا کرده است، ولی به نکتۀ [[فضیلت]] بودن آن هیچ اشارهای ندارد و حتی از معنی کردن کلمه یا جملهای از آنکه به [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} مربوط میباشد، [[سکوت]] کرده است. | |||
آقای جلالی- محقق کتاب - از تعرض نداشتن این [[تفسیر]] به [[شأن نزول آیات]] بهویژه [[آیات]] وارد شده در [[شأن اهل بیت]]{{عم}} [[اعتذار]] کرده به اینکه این تفسیر برای این جهت تألیف نشده است<ref>زید بن علی، غریب القرآن، ص۹۵.</ref>، ولی این اعتذار برای [[سکوت]] وی از بیان معنا یا مصداق کلماتی که به فضائل اهل بیت{{عم}} ارتباط دارد، مناسب و پذیرفتنی نیست؛ زیرا همانگونه که در تفسیر آیۀ {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> گفته که منظور از {{متن قرآن|كَلِمَاتٍ}}، {{متن قرآن|رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا...}}<ref>«گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم» سوره اعراف، آیه ۲۳.</ref> است، میتوانست در تفسیر [[آیه تطهیر]] نیز بگوید: «مراد از [[اهل البیت]]، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} است» و در [[تفسیر]] [[آیه مودت]] بگوید: «مراد از "القربی" علی و فاطمه و حسن و حسین{{عم}} است» و این، از آنچه کتاب برای آن فراهم شده، خارج نبود. بههرحال، این کتاب از جهت اینکه منبعی کهن در بیان مفردات [[قرآن]] است، شایان توجه و قابل استفاده میباشد.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۳۰۶-۳۱۰.</ref> | |||
== فهرست کتاب == | == فهرست کتاب == | ||