تفسیر مأثور از معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۷۵: خط ۱۷۵:
=== تخطئه [[تفسیرها]] و برداشت‌های نادرست از [[آیات]] ===
=== تخطئه [[تفسیرها]] و برداشت‌های نادرست از [[آیات]] ===
یکی از آفت‌هایی که همواره دامنگیر [[تفسیر قرآن]] بوده و هست، تفسیرها و برداشت‌هایی نادرست است که از سوی افراد [[ناآگاه]] و یا مغرض دربارۀ [[آیات قرآن]] انجام می‌گیرد.
یکی از آفت‌هایی که همواره دامنگیر [[تفسیر قرآن]] بوده و هست، تفسیرها و برداشت‌هایی نادرست است که از سوی افراد [[ناآگاه]] و یا مغرض دربارۀ [[آیات قرآن]] انجام می‌گیرد.
اگر این تفسیرها و برداشت‌ها مورد [[انکار]] افراد [[آگاه]] قرار نگیرد و نادرستی آنها برای [[مردم]] تبیین نشود، زمینه‌ای برای [[گمراهی]] و دور شدن افراد از مفاهیم و مقاصد [[واقعی]] [[قرآن]] ایجاد خواهد شد. از [[روایات]] به‌دست می‌آید که یکی از کارهای [[امامان معصوم]]{{عم}} توضیح نادرستی این‌گونه تفسیرها و جلوگیری از شیوع و رواج آنها در بین [[مسلمانان]] است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: «بنگرید [[علم]] خود را از چه کسی می‌گیرید؟ به [[راستی]] در میان ما [[اهل بیت]] همیشه عادل‌هایی هستند که [[تحریف]] [[غالیان]] و [[گرایش]] [[اهل باطل]] و [[تأویل]] [[نادانان]] را طرد می‌کنند»<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۸۱، {{عربی|کتاب فضل العلم باب صنعة العلم و فضله}}، ح۲.</ref>.
اگر این تفسیرها و برداشت‌ها مورد [[انکار]] افراد [[آگاه]] قرار نگیرد و نادرستی آنها برای [[مردم]] تبیین نشود، زمینه‌ای برای [[گمراهی]] و دور شدن افراد از مفاهیم و مقاصد [[واقعی]] [[قرآن]] ایجاد خواهد شد. از [[روایات]] به‌دست می‌آید که یکی از کارهای [[امامان معصوم]]{{عم}} توضیح نادرستی این‌گونه تفسیرها و جلوگیری از شیوع و رواج آنها در بین [[مسلمانان]] است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: «بنگرید [[علم]] خود را از چه کسی می‌گیرید؟ به [[راستی]] در میان ما [[اهل بیت]] همیشه عادل‌هایی هستند که [[تحریف]] [[غالیان]] و [[گرایش]] [[اهل باطل]] و [[تأویل]] [[نادانان]] را طرد می‌کنند»<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۸۱، {{عربی|کتاب فضل العلم باب صنعة العلم و فضله}}، ح۲.</ref>.
در روایت‌های [[تفسیری]] نقل شده از امامان معصوم{{عم}} تخطئه [[تفسیرهای نادرست]] از آیات دیده می‌شود؛ برای نمونه:
در روایت‌های [[تفسیری]] نقل شده از امامان معصوم{{عم}} تخطئه [[تفسیرهای نادرست]] از آیات دیده می‌شود؛ برای نمونه:
از [[ابو حمزه ثمالی]] روایت شده است که گفت: یکی از [[قاضیان]] [[اهل کوفه]] بر [[[امام]]] [[علی بن الحسین]]{{ع}} وارد شد و به آن [[حضرت]] عرض کرد: [[خدا]] مرا فدای تو گرداند! مرا از [معنای] قول [[خدای عزّ و جلّ]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}}<ref>«و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید» سوره سبأ، آیه ۱۸.</ref> آگاه کن [آن حضرت] به وی فرمود: [[مردم]] [[عراق]] درباره آن، چه می‌گویند؟ عرض کرد: می‌گویند آن [قریه]‌ها [[مکّه]] است. فرمود آیا دزدی را در جایی بیش از دزدی به [[مکه]] دیده‌ای‌؟! عرض کرد: پس مقصود چیست‌؟ فرمود: مقصود [از آن قریه‌ها] مردان [آنها] است. عرض کرد: در کجای [[کتاب خدا]] این معنا [از قریه‌ها] قصد شده است‌؟ فرمود: آیا نشنیده‌ای که [[خدا]] فرموده است {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ}}<ref>«و چه بسیار (مردم) شهری که از فرمان پروردگار خویش و پیامبران وی سرپیچیدند و ما از آنها حسابی سخت کشیدیم و آنها را به عذابی ناشناخته عذاب کردیم» سوره طلاق، آیه ۸.</ref> و چه بسیار [[[اهل]]] قریه‌ای که از [[فرمان]] پروردگارشان و فرستاده‌های وی [[سرکشی]] کردند» و فرموده است: {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آورده‌ایم بپرس و بی‌گمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>؛ باید از قریه بپرسد یا از مردان و افراد کاروان‌؟ [آن [[حضرت]]] آیاتی را دربارۀ این معنا [[تلاوت]] کرد. [آن [[قاضی]]] گفت: فدایت شوم! پس آنان کیستند؟ فرمود: آنان ما هستیم و منظور از «آمنین» در سخن خدا {{متن قرآن|سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}} ایمن بودن از [[کژی]] و [[انحراف]] است»<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲۴، ص۲۳۴، ح۲.</ref>.
از [[ابو حمزه ثمالی]] روایت شده است که گفت: یکی از [[قاضیان]] [[اهل کوفه]] بر [[[امام]]] [[علی بن الحسین]]{{ع}} وارد شد و به آن [[حضرت]] عرض کرد: [[خدا]] مرا فدای تو گرداند! مرا از [معنای] قول [[خدای عزّ و جلّ]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}}<ref>«و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید» سوره سبأ، آیه ۱۸.</ref> آگاه کن [آن حضرت] به وی فرمود: [[مردم]] [[عراق]] درباره آن، چه می‌گویند؟ عرض کرد: می‌گویند آن [قریه]‌ها [[مکّه]] است. فرمود آیا دزدی را در جایی بیش از دزدی به [[مکه]] دیده‌ای‌؟! عرض کرد: پس مقصود چیست‌؟ فرمود: مقصود [از آن قریه‌ها] مردان [آنها] است. عرض کرد: در کجای [[کتاب خدا]] این معنا [از قریه‌ها] قصد شده است‌؟ فرمود: آیا نشنیده‌ای که [[خدا]] فرموده است {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ}}<ref>«و چه بسیار (مردم) شهری که از فرمان پروردگار خویش و پیامبران وی سرپیچیدند و ما از آنها حسابی سخت کشیدیم و آنها را به عذابی ناشناخته عذاب کردیم» سوره طلاق، آیه ۸.</ref> و چه بسیار [[[اهل]]] قریه‌ای که از [[فرمان]] پروردگارشان و فرستاده‌های وی [[سرکشی]] کردند» و فرموده است: {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آورده‌ایم بپرس و بی‌گمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>؛ باید از قریه بپرسد یا از مردان و افراد کاروان‌؟ [آن [[حضرت]]] آیاتی را دربارۀ این معنا [[تلاوت]] کرد. [آن [[قاضی]]] گفت: فدایت شوم! پس آنان کیستند؟ فرمود: آنان ما هستیم و منظور از «آمنین» در سخن خدا {{متن قرآن|سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}} ایمن بودن از [[کژی]] و [[انحراف]] است»<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲۴، ص۲۳۴، ح۲.</ref>.
[[امام]]{{ع}} برحسب این [[روایت]]، در پاسخ سؤال [[تفسیری]] [[قاضی کوفه]] ابتدا از وی می‌پرسد که مردم عراق این [[آیه]] را چگونه معنا می‌کنند تا نادرستی آن معنا را بیان فرماید و آن [[تفسیر]] نادرست در بین مردم جا باز نکند. در روایتی دیگر، نظیر این بیان از [[امام باقر]]{{ع}} در پاسخ برخی [[مفسران]] نقل شده است که برای اختصار به ذکر آدرس آن اکتفا می‌شود<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲۴، ص۲۳۴، ح۳.</ref>.
[[امام]]{{ع}} برحسب این [[روایت]]، در پاسخ سؤال [[تفسیری]] [[قاضی کوفه]] ابتدا از وی می‌پرسد که مردم عراق این [[آیه]] را چگونه معنا می‌کنند تا نادرستی آن معنا را بیان فرماید و آن [[تفسیر]] نادرست در بین مردم جا باز نکند. در روایتی دیگر، نظیر این بیان از [[امام باقر]]{{ع}} در پاسخ برخی [[مفسران]] نقل شده است که برای اختصار به ذکر آدرس آن اکتفا می‌شود<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲۴، ص۲۳۴، ح۳.</ref>.
همچنین روایت شده است که عباد [[بصری]] در راه مکه [[امام علی بن الحسین]]{{عم}} را می‌بیند و به آن حضرت می‌گوید: «[[جهاد]] و [[دشواری]] آن را ترک کرده و به [[حج]] و آسانی آن روی آورده‌ای و حال آنکه [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. [[امام]]{{ع}} به وی فرمود: [[آیه]] را تمام کن [ادامه بده] پس [از آن خدای متعال] فرموده است:
 
همچنین روایت شده است که عباد [[بصری]] در راه مکه [[امام علی بن الحسین]]{{عم}} را می‌بیند و به آن حضرت می‌گوید: «[[جهاد]] و [[دشواری]] آن را ترک کرده و به [[حج]] و آسانی آن روی آورده‌ای و حال آنکه [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.
 
[[امام]]{{ع}} به وی فرمود: [[آیه]] را تمام کن ادامه بده پس از آن خدای متعال فرموده است:
{{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.</ref> هرگاه کسانی را که دارای این صفات باشند، دیدیم، [[جهاد]] به اتفاق آنان از حج [[برتر]] است»<ref>کلینی، فروع الکافی، ج۵، ص۲۴ (کتاب الجهاد باب ۶) ح۱؛ حویزی، نور الثقلین، ج۲، ص۲۷۲، ح۳۵۸.</ref>.
{{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.</ref> هرگاه کسانی را که دارای این صفات باشند، دیدیم، [[جهاد]] به اتفاق آنان از حج [[برتر]] است»<ref>کلینی، فروع الکافی، ج۵، ص۲۴ (کتاب الجهاد باب ۶) ح۱؛ حویزی، نور الثقلین، ج۲، ص۲۷۲، ح۳۵۸.</ref>.
در این [[روایت]] نیز امام{{ع}} برداشت عباد [[بصری]] را از آیه {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى...}} تخطئه کرده و به نادرستی [[تفسیر]] بدون توجه به [[سیاق]] اشاره فرموده است.
در این [[روایت]] نیز امام{{ع}} برداشت عباد [[بصری]] را از آیه {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى...}} تخطئه کرده و به نادرستی [[تفسیر]] بدون توجه به [[سیاق]] اشاره فرموده است.
در روایت [[حسن بن علی وشاء]] نیز دیده می‌شود [[امام رضا]]{{ع}} پس از تفسیر {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> از [[وشّاء]] می‌پرسد: «این آیه را دربارۀ [[پسر نوح]] چگونه قرائت می‌کنند؟» وشّاء می‌گوید: "[[مردم]] آن را به دو صورت قرائت می‌کنند." [[حضرت]] قرائتی را که معنایش [[نفی]] [[فرزندی]] [[پسر نوح]] از [[حضرت نوح]]{{ع}} است [[تکذیب]] و تخطئه می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ ابْنُهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَفَاهُ عَنْهُ حِينَ خَالَفَهُ فِي دِينِهِ}}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۰۶-۱۰۷ و ۱۱۶ (تفسیر آیات ۳۶-۴۹، سوره هود، ح۱۷ و ۴۷).</ref>؛ او پسر نوح است، ولی وقتی با او در دینش به [[مخالفت]] برخاست، خدای عزّ و جل او را از وی نفی کرد».
در روایت [[حسن بن علی وشاء]] نیز دیده می‌شود [[امام رضا]]{{ع}} پس از تفسیر {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> از [[وشّاء]] می‌پرسد: «این آیه را دربارۀ [[پسر نوح]] چگونه قرائت می‌کنند؟» وشّاء می‌گوید: "[[مردم]] آن را به دو صورت قرائت می‌کنند." [[حضرت]] قرائتی را که معنایش [[نفی]] [[فرزندی]] [[پسر نوح]] از [[حضرت نوح]]{{ع}} است [[تکذیب]] و تخطئه می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ ابْنُهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَفَاهُ عَنْهُ حِينَ خَالَفَهُ فِي دِينِهِ}}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۰۶-۱۰۷ و ۱۱۶ (تفسیر آیات ۳۶-۴۹، سوره هود، ح۱۷ و ۴۷).</ref>؛ او پسر نوح است، ولی وقتی با او در دینش به [[مخالفت]] برخاست، خدای عزّ و جل او را از وی نفی کرد».
از اینکه [[حضرت]] پس از [[تفسیر]] صحیح [[آیه]]، قرائت دیگران را از آیه می‌پرسد و قرائتی را که معنای نادرستی از آیه ارائه می‌دهد، [[تکذیب]] می‌کند، روشن می‌شود که حضرت افزون بر تفسیر صحیح آیه خواسته است تفسیر و برداشت نادرست از آیه را نیز [[انکار]] و تخطئه کند و این، کاری دیگر غیر از [[تفسیر آیات]] است.
از اینکه [[حضرت]] پس از [[تفسیر]] صحیح [[آیه]]، قرائت دیگران را از آیه می‌پرسد و قرائتی را که معنای نادرستی از آیه ارائه می‌دهد، [[تکذیب]] می‌کند، روشن می‌شود که حضرت افزون بر تفسیر صحیح آیه خواسته است تفسیر و برداشت نادرست از آیه را نیز [[انکار]] و تخطئه کند و این، کاری دیگر غیر از [[تفسیر آیات]] است.
در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز [[پندار]] نادرست افراد نسبت به [[هاروت و ماروت]] در آیۀ ۱۰۲ [[سورۀ بقره]] به شدت تخطئه و بر نادرستی آن [[استدلال]] شده است که برای اختصار به نشانی آن اکتفا می‌شود<ref>ر.ک: التفسیر المنسوب الی الامام العسکری{{ع}}، ص۴۷۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref>
در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز [[پندار]] نادرست افراد نسبت به [[هاروت و ماروت]] در آیۀ ۱۰۲ [[سورۀ بقره]] به شدت تخطئه و بر نادرستی آن [[استدلال]] شده است که برای اختصار به نشانی آن اکتفا می‌شود<ref>ر.ک: التفسیر المنسوب الی الامام العسکری{{ع}}، ص۴۷۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref>
=== نفی [[اسرائیلیات]] ===
=== نفی [[اسرائیلیات]] ===
از [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} به دست می‌آید که یکی دیگر از کارهای آنان، تخطئه و تکذیب دیدگاه‌ها و اخباری از [[یهود]] بوده که به وسیلۀ برخی [[یهودیان]] [[تازه مسلمان]] در بین [[مسلمانان]] منتشر و شایع شده بود؛ ازاین‌رو، می‌توان نفی اسرائیلیات را نیز یکی از جهات نقش [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] در تفسیر به شمار آورد. نمونه‌ای از آن روایات را به‌عنوان [[شاهد]] این مدعا یادآور می‌شوم:
از [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} به دست می‌آید که یکی دیگر از کارهای آنان، تخطئه و تکذیب دیدگاه‌ها و اخباری از [[یهود]] بوده که به وسیلۀ برخی [[یهودیان]] [[تازه مسلمان]] در بین [[مسلمانان]] منتشر و شایع شده بود؛ ازاین‌رو، می‌توان نفی اسرائیلیات را نیز یکی از جهات نقش [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] در تفسیر به شمار آورد. نمونه‌ای از آن روایات را به‌عنوان [[شاهد]] این مدعا یادآور می‌شوم:
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش