جز
جایگزینی متن - 'ابومحمد' به 'ابومحمد'
جز (جایگزینی متن - 'ابومحمد' به 'ابومحمد') |
|||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۱: | ||
#در [[کتاب کافی]] [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از ابیعمر، و [[زبیری]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] نمودهاند که آن بزرگوار بعد از بیان [[حدیثی]] و ثنا بر [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}؛ {{متن حدیث|يَعْنِي بِالْقُرْآنِ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۹۴، ح۲۶۴.</ref>. | #در [[کتاب کافی]] [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از ابیعمر، و [[زبیری]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] نمودهاند که آن بزرگوار بعد از بیان [[حدیثی]] و ثنا بر [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}؛ {{متن حدیث|يَعْنِي بِالْقُرْآنِ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۹۴، ح۲۶۴.</ref>. | ||
#در [[تفسیر]] [[علی ابن ابراهیم]] با اسنادش تا [[علی بن رئاب]]، و او از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}} روایت کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|و الله نحن السبيل الذي أمركم الله باتباعه. قوله: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} قال: بالقرآن}}؛ یعنی به [[خدای عزوجل]] [[سوگند]] که ما هستیم آن طریقی که [[خدای تعالی]] شما را امر به [[تبعیت]] از آن نموده است. فرموده خدای تعالی:{{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}؛ یعنی به وسیله [[قرآن]]<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۹۵، ح۲۶۵؛ برهان، ص۵۸۵.</ref>. | #در [[تفسیر]] [[علی ابن ابراهیم]] با اسنادش تا [[علی بن رئاب]]، و او از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}} روایت کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|و الله نحن السبيل الذي أمركم الله باتباعه. قوله: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} قال: بالقرآن}}؛ یعنی به [[خدای عزوجل]] [[سوگند]] که ما هستیم آن طریقی که [[خدای تعالی]] شما را امر به [[تبعیت]] از آن نموده است. فرموده خدای تعالی:{{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}؛ یعنی به وسیله [[قرآن]]<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۹۵، ح۲۶۵؛ برهان، ص۵۸۵.</ref>. | ||
#در کتاب [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] آمده است: که | #در کتاب [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] آمده است: که ابومحمد [[عسکری]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|ذكر عند الصادق{{ع}} الجدال في الدين و ان [[رسول الله]]{{صل}} و الأئمة{{عم}} نهوا عنه فقال الصادق{{ع}}: لم ينه مطلقا و لكنه نهى عن الجدال بغير التي هي أحسن أما تسمعون قوله تعالى: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} فالجدال بالتي هي أحسن قد قرنه العلماء بالدين، و الجدال بغير التي هي أحسن [[محرم]] حرمه [[الله]] على شيعتنا، و اما الجدال بالتي هي أحسن فهو ما امر الله تعالى به نبيه أن يجادل به من جحد البعث بعد الموت، و إحياؤه له، فقال الله حاكيا عنه: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ}}<ref>«و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟» سوره یس، آیه ۷۸.</ref> فقال [[الله]] في الرد عليه: “قل- يا [[محمد]]- {{متن قرآن|يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}}<ref>«بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند و او به (حال) هر آفریدهای داناست» سوره یس، آیه ۷۹.</ref>}}: نزد [[امام صادق]]{{ع}} از [[جدال]] در [[دین]] سخن به میان آمد و این که [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} از آن [[نهی]] فرمودهاند. پس آن [[حضرت]]{{ع}} فرمود: از آن، مطلقاً نهی نشده؛ لکن آن جدالی که به غیر احسن است، از آن نهی شده است. آیا این قول [[خدای تعالی]] را نشنیدهای که فرمود: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}، پس آن جدالی که احسن است، جدالی است که [[علمای دین]] با آن قرینند، و آن جدالی که جدال غیر احسن است، حرامی است که خدای تعالی بر [[پیروان]] ما آن را [[حرام]] نموده است، و آن جدالی که احسن است، همان است که خدای تعالی آن را به پیامبرش امر فرموده به این که: با کسی که [[بعث]] بعد از [[مرگ]] را و زنده کردن او را نسبت به آن گوینده کذایی [[انکار]] میکند، [[مجادله]] نماید. سپس در حالی که از آن فرد حکایت میکرد، فرمود: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ}}. بعد خدای تعالی در رد بر او فرمود: “قُلْ” (ای محمد!) {{متن قرآن|يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۹۵، ح۲۶۶؛ برهان، ص۵۸۵.</ref>. | ||
#ابنمردویه، از [[ابیلیلی اشعری]] [[اخراج]] نمود که پیامبر خدا{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|تمسکوا بطاعة ائمتکم و لا تخالفوهم؛ فان طاعتهم طاعة الله و معصیتهم معصیة الله؛ فان الله انما بعثنی ادعو الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنه، فمن خالفنی فی ذلک، فهو من الهالکین، و قد برئت منه ذمة الله و ذمة رسوله، و من ولی من امرکم شیئا فعمل بغیر ذلک، فعلیة لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین}}؛ یعنی به [[اطاعت]] امامانتان چنگ بزنید و با آنان [[مخالفت]] ننمایید؛ البته، [[اطاعت]] از آنان [[اطاعت از خدا]] بوده و [[نافرمانی]] از آنان، [[معصیت]] خداست. پس همانا [[خدا]] مرا [[مبعوث]] فرمود تا با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] به [[دین]] او [[دعوت]] کنم. پس هر کس در این امر، خلاف من عمل کند، او از هلاک شوندگان است و از او بیزارم و [[ذمه]] [[خدای متعال]] و ذمه رسولش از او برداشته شود، و هر که بر چیزی از امر شما [[ولایت]] یابد، بعد به غیر آن عمل نماید، پس [[لعنت خدا]]، [[فرشتگان]] و [[مردم]]، همه آنان، بر او خواهد بود<ref>درالمنثور، ج۴، ص۱۳۵.</ref>. فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} هم فرموده: در [[کتاب کافی]] با اسنادش از ابنمحبوب، و او از بعض [[اصحاب]]، [[روایت]] کند که [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: {{متن حدیث|بعث أمير المؤمنين{{ع}} الى [[بشر]] بن عطارد التيمي في كلام بلغه فمر به [[رسول]] أمير المؤمنين{{ع}} في بنى أسد و أخذه، فقام اليه نعيم بن دجاجة الأسدي فأفلته فبعث اليه أمير المؤمنين{{ع}} فأتوه به و امر به أن يضرب فقال نعيم: أما و [[الله]] ان المقام معك لذل و ان فراقك لكفر؟ قال: فلما [[سمع]] ذلك منه قال له: قد عفونا عنك ان الله عز و جل يقول: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} اما قولك: ان المقام معك لذل فسيئة اكتسبتها، و اما قولك: و ان فراقك لكفر فحسنة اكتسبتها فهذه بهذه فأمر ان يخلى عنه}}؛ یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرستادهای را به سوی بشر بن عطارد تیمی که سخنی از او به آن [[حضرت]] رسیده بود، فرستاد. پس آن فرستاده امیرالمؤمنین{{ع}}، در [[بنی اسد]] بر او گذر کرد و او را دستگیر نمود. [[نعیم بن دجاجه اسدی]] به پاخاست و آنچه در دستش بود، بیرون آورد. امیرالمؤمنین{{ع}} در تعقیب او فرستاد. پس [[نعیم]] را آوردند، و آن حضرت بر زدن او [[دستور]] فرمود. نعیم گفت: به خدا [[سوگند]] که بودن با تو [[ذلت]] آور، و جدایی از تو [[کفر]] است. پس همین که [[حضرت]] این سخن را شنید، فرمود: تو را مورد [[عفو]] قرار دادیم؛ زیرا [[خدای عزوجل]] میفرماید: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}؛ اما این سخنت که: “بودن با تو ذلتآور است”، سخن [[بدی]] است که تو آن را کسب کردی، و این سخنت که: جدایی از تو کفر است”، سخن خوبی است که تو آن را کسب کردی. پس آن بدی به واسطه این خوبی دفع میشود. بعد حضرت [[دستور]] داد، از او دست کشند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۵۱، ح۱۱۱.</ref>. | #ابنمردویه، از [[ابیلیلی اشعری]] [[اخراج]] نمود که پیامبر خدا{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|تمسکوا بطاعة ائمتکم و لا تخالفوهم؛ فان طاعتهم طاعة الله و معصیتهم معصیة الله؛ فان الله انما بعثنی ادعو الی سبیله بالحکمة والموعظة الحسنه، فمن خالفنی فی ذلک، فهو من الهالکین، و قد برئت منه ذمة الله و ذمة رسوله، و من ولی من امرکم شیئا فعمل بغیر ذلک، فعلیة لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین}}؛ یعنی به [[اطاعت]] امامانتان چنگ بزنید و با آنان [[مخالفت]] ننمایید؛ البته، [[اطاعت]] از آنان [[اطاعت از خدا]] بوده و [[نافرمانی]] از آنان، [[معصیت]] خداست. پس همانا [[خدا]] مرا [[مبعوث]] فرمود تا با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] به [[دین]] او [[دعوت]] کنم. پس هر کس در این امر، خلاف من عمل کند، او از هلاک شوندگان است و از او بیزارم و [[ذمه]] [[خدای متعال]] و ذمه رسولش از او برداشته شود، و هر که بر چیزی از امر شما [[ولایت]] یابد، بعد به غیر آن عمل نماید، پس [[لعنت خدا]]، [[فرشتگان]] و [[مردم]]، همه آنان، بر او خواهد بود<ref>درالمنثور، ج۴، ص۱۳۵.</ref>. فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} هم فرموده: در [[کتاب کافی]] با اسنادش از ابنمحبوب، و او از بعض [[اصحاب]]، [[روایت]] کند که [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: {{متن حدیث|بعث أمير المؤمنين{{ع}} الى [[بشر]] بن عطارد التيمي في كلام بلغه فمر به [[رسول]] أمير المؤمنين{{ع}} في بنى أسد و أخذه، فقام اليه نعيم بن دجاجة الأسدي فأفلته فبعث اليه أمير المؤمنين{{ع}} فأتوه به و امر به أن يضرب فقال نعيم: أما و [[الله]] ان المقام معك لذل و ان فراقك لكفر؟ قال: فلما [[سمع]] ذلك منه قال له: قد عفونا عنك ان الله عز و جل يقول: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} اما قولك: ان المقام معك لذل فسيئة اكتسبتها، و اما قولك: و ان فراقك لكفر فحسنة اكتسبتها فهذه بهذه فأمر ان يخلى عنه}}؛ یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرستادهای را به سوی بشر بن عطارد تیمی که سخنی از او به آن [[حضرت]] رسیده بود، فرستاد. پس آن فرستاده امیرالمؤمنین{{ع}}، در [[بنی اسد]] بر او گذر کرد و او را دستگیر نمود. [[نعیم بن دجاجه اسدی]] به پاخاست و آنچه در دستش بود، بیرون آورد. امیرالمؤمنین{{ع}} در تعقیب او فرستاد. پس [[نعیم]] را آوردند، و آن حضرت بر زدن او [[دستور]] فرمود. نعیم گفت: به خدا [[سوگند]] که بودن با تو [[ذلت]] آور، و جدایی از تو [[کفر]] است. پس همین که [[حضرت]] این سخن را شنید، فرمود: تو را مورد [[عفو]] قرار دادیم؛ زیرا [[خدای عزوجل]] میفرماید: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}؛ اما این سخنت که: “بودن با تو ذلتآور است”، سخن [[بدی]] است که تو آن را کسب کردی، و این سخنت که: جدایی از تو کفر است”، سخن خوبی است که تو آن را کسب کردی. پس آن بدی به واسطه این خوبی دفع میشود. بعد حضرت [[دستور]] داد، از او دست کشند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۵۱، ح۱۱۱.</ref>. | ||