|
|
| خط ۱۴: |
خط ۱۴: |
|
| |
|
| مطابق [[روایات]]، این [[آیه]] در [[شأن علی]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که در [[نماز]] و در حال [[رکوع]] [[انگشتر]] خود را به [[بینوایی]] داد که از [[مردم]] درخواست کمک میکرد و کسی به او اعتنا نکرد. کلمه ولی اگر چه کاربردهای متفاوتی مانند [[پدر]]، عمو، پسرعمو، داماد، هم [[سوگند]] و هم [[پیمان]]، [[یاور]] و [[دوست]] دارد، ولی جامع آنها الاولی بالشیء است؛ یعنی ولی هر فرد، کسی است که با او نسبت ویژهای دارد و در آن نسبت بر دیگران مقدم و سزاوارتر است. بر این اساس کاربرد واژه ولی در مصادیق مختلف آن از قبیل مشترک [[معنوی]] است، نه لفظی. در این صورت، هرگاه در [[کلام]] قرینهای بر تعیین مصداقی خاص وجود نداشته باشد، همه مصداقهای ممکن را شامل میشود. از آنجا که در این [[آیه]]، [[ولایت]] قبل از آنکه به [[علی]]{{ع}} (الذین آمنوا) نسبت داده شود به [[خداوند]] و [[رسول خدا]] نسبت داده شده است، آن کاربردهایی از [[ولایت]] مقصود است که در مورد [[خدا]] و پیامبرش ممکن و محقق است، که [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] از آن جمله است. البته، [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] [[خداوند]] در [[حقیقت]] از طریق [[پیامبر]] و [[امام]] تحقق میپذیرد. روشن است که این کاربرد [[ولایت]] با [[محبت]] و [[نصرت]] نیز منافات ندارد، اما این فرض که مقصود از [[ولایت]] در [[آیه]] فقط [[ولایت]] [[محبت]] و [[نصرت]] است پذیرفته نیست، زیرا با سیاق [[آیه]] که بر [[حصر]] دلالت میکنند [[سازگاری]] ندارد، چون [[ولایت]] [[نصرت]] و [[محبت]] عمومیت دارد و همه [[مؤمنان]] را شامل میشود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>. | | مطابق [[روایات]]، این [[آیه]] در [[شأن علی]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که در [[نماز]] و در حال [[رکوع]] [[انگشتر]] خود را به [[بینوایی]] داد که از [[مردم]] درخواست کمک میکرد و کسی به او اعتنا نکرد. کلمه ولی اگر چه کاربردهای متفاوتی مانند [[پدر]]، عمو، پسرعمو، داماد، هم [[سوگند]] و هم [[پیمان]]، [[یاور]] و [[دوست]] دارد، ولی جامع آنها الاولی بالشیء است؛ یعنی ولی هر فرد، کسی است که با او نسبت ویژهای دارد و در آن نسبت بر دیگران مقدم و سزاوارتر است. بر این اساس کاربرد واژه ولی در مصادیق مختلف آن از قبیل مشترک [[معنوی]] است، نه لفظی. در این صورت، هرگاه در [[کلام]] قرینهای بر تعیین مصداقی خاص وجود نداشته باشد، همه مصداقهای ممکن را شامل میشود. از آنجا که در این [[آیه]]، [[ولایت]] قبل از آنکه به [[علی]]{{ع}} (الذین آمنوا) نسبت داده شود به [[خداوند]] و [[رسول خدا]] نسبت داده شده است، آن کاربردهایی از [[ولایت]] مقصود است که در مورد [[خدا]] و پیامبرش ممکن و محقق است، که [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] از آن جمله است. البته، [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] [[خداوند]] در [[حقیقت]] از طریق [[پیامبر]] و [[امام]] تحقق میپذیرد. روشن است که این کاربرد [[ولایت]] با [[محبت]] و [[نصرت]] نیز منافات ندارد، اما این فرض که مقصود از [[ولایت]] در [[آیه]] فقط [[ولایت]] [[محبت]] و [[نصرت]] است پذیرفته نیست، زیرا با سیاق [[آیه]] که بر [[حصر]] دلالت میکنند [[سازگاری]] ندارد، چون [[ولایت]] [[نصرت]] و [[محبت]] عمومیت دارد و همه [[مؤمنان]] را شامل میشود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>. |
|
| |
| ==احادیث شأن نزول آیه==
| |
| مقصود از ولایت در [[آیه]]، رهبری و [[تدبیر امور]] [[مسلمانان]] است و این [[منصب]] و [[مقام]] به برخی از آنان اختصاص دارد. اکنون بحث در این است که با توجه به احادیث [[شأن]] نزولِ آیه ثابت میشود مقصود از کسی که پس از پیامبر{{صل}} بر مسلمانان ولایت دارد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت [[روایت]] شده، سه دستهاند:
| |
| # [[عبادة بن صامت]]: [[طبری]] در این باره روایتی را [[نقل]] کرده است که ترجمه آن چنین است: آنگاه که [[یهود]] [[بنیقینقاع]] با پیامبر{{صل}} [[جنگ]] کردند، [[عباده بن صامت]] از آنان [[تبری]] جست و گفت من [[ولایت خدا]] و پیامبر او و مؤمنان را برمیگزینم و از [[ولایت کفار]] و همپیمانی با آنان [[تبری]] میجویم. پس [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> درباره وی نازل شد<ref>تفسیر طبری، ج۱، ص۳۴۳.</ref>. آنچه از این [[حدیث]] به دست میآید آن است که [[آیه ولایت]] ([[مائده]] / ۵۵) قول و [[عمل]] [[عباده بن صامت]] را [[تأیید]] میکند که به جای [[ولایت کافران]] باید [[ولایت خدا]]، [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] را برگزید، و آیه پس از آن وی را تسلّی میدهد که او در این جهت، چیزی را از دست نداده است، زیرا کسانی که ولایت خدا، پیامبر و مؤمنان را برگزینند، [[پیروز]] خواهند بود.
| |
| # [[عبدالله بن سلام]] و [[یاران]] او: [[سیوطی]] از [[ابنمردویه]] از طریق کلبی، از [[ابیصالح]] از [[ابنعباس]] [[روایت]] کرده است که عبدالله بن سلام با عدهای از [[اهل کتاب]] - که [[اسلام]] آورده بودند- هنگام ظهر نزد پیامبر{{صل}} آمدند و گفتند [[منزل]] ما دور است و ما جز در این [[مسجد]]، کسی را نمییابیم که با آنان [[معاشرت]] و مجالست داشته باشیم، زیرا [[قوم]] ما پس از اینکه اسلام را برگزیدیم و [[دین]] آنها را رها کردهایم با ما [[دشمنی]] میورزند، و [[سوگند]] خوردهاند که با ما معاشرت نکنند و این کار بر ما سخت و ناگوار است. در این هنگام آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل، و از طرفی، [[برپایی نماز]] [[ظهر]] [[اعلان]] شد. پیامبر{{صل}} به سوی مسجد رفت و [[فقیری]] را دید، به او فرمود: “آیا کسی به تو چیزی [[عطا]] کرد؟” [[فقیر]] گفت: “آری” و به [[علی]]{{ع}} اشاره کرد. پیامبر{{صل}} گفت: “در چه حالتی بود؟” گفت: “در حال رکوع”. در این هنگام پیامبر{{صل}} [[تکبیر]] گفت و آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref> را قرائت کرد<ref>الدر المنثور، ج۳، ص۹۹.</ref>. این [[روایت]]، در کتاب الجمع بین الصحاح السته از [[سنن نسائی]] [[نقل]] شده است<ref>غایة المرام و حجة الخصام، ج۲، ص۸.</ref>، چنانکه [[خطیب]] خوارزمی نیز در کتاب المناقب به صورت [[مسند]] از [[ابنعباس]] روایت کرده است. در این نقل آمده است که وقتی [[عبدالله بن سلام]]، [[سخن]] خود را به [[پیامبر]]{{صل}} نقل کرد، پیامبر{{صل}} [[آیه]]{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} را برای آنان قرائت کرد<ref>در حدیث قبل، از نزول آیه بر پیامبر{{صل}} یاد شده بود نه از قرائت آن برای عبدالله بن سلام و دوستان وی، روشن است که این دو تعبیر با یکدیگر منافات ندارد.</ref> در پایان آمده است که [[حسان بن ثابت]]، این واقعه را به [[نظم]] در آورد<ref>المناقب، ص۲۶۴، حدیث ۲۴۶. {{عربی|أَبَا حَسَنٍ تَفْدِيكَ نَفْسِي وَ مُهْجَتِي *** وَ كُلُّ بَطِيءٍ فِي الْهَوَى وَ مُسَارِعٌ أَ يَذْهَبُ مَدْحِي وَ الْمُحَبَّرُ ضَائِعاً *** وَ مَا الْمَدْحُ فِي جَنْبِ الْإِلَهِ بِضَائِعٍ فَأَنْتَ الَّذِي أَعْطَيْتَ إِذْ كُنْتُ رَاكِعاً *** فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ يَا خَيْرَ رَاكِعٍ فَأَنْزَلَ فِيكَ اللَّهُ خَيْرَ وَلَايَةٍ *** وَ بَيَّنَهَا فِي مُحْكَمَاتِ الشَّرَائِع}}.</ref>. شیخ [[ابراهیم بن محمد الحموینی]] در [[فرائد السمطین]]<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۳، باب ۳۹، حدیث ۱۵۲.</ref>، و [[ابونعیم اصفهانی]] در [[نزول القرآن فی امیرالمؤمنین علی]]{{ع}}<ref>غایة المرام، ج۲، ص۱۲.</ref> نیز [[حدیث]] مزبور را نقل کردهاند.
| |
| # [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}: بیشتر احادیثی که درباره [[شأن نزول آیه ولایت]] روایت شده است، نزول آن را مربوط به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و دادن [[انگشتر]] خود به [[سائل]] به هنگام [[نماز]] و در حال [[رکوع]] دانستهاند. [[طبری]] در دو حدیث، یکی از [[عتبة بن حکیم]] و دیگری از [[مجاهد]]، این شأن نزول را روایت کرده است<ref>الدر المنثور، ج۳، ص۹۸-۹۹.</ref>. [[سیوطی]]، علاوه بر دو حدیث مزبور که از طبری نقل کرده است، در پنج حدیث دیگر از [[خطیب خوارزمی]]، [[طبرانی]] و [[ابنمردویه]] به نقل از ابنعباس، [[عمار یاسر]]، [[سلمه بن کهیل]]، [[علی بن ابیطالب]] و [[ابورافد]]، [[نزول آیه ولایت]] را در [[شأن علی]]{{ع}} [[روایت]] کرده است<ref>تفسیر طبری، ج۱، ص۳۴۴.</ref>. وی در [[اسباب النزول]] نیز شش روایت را از [[ابنعباس]]، [[علی بن ابیطالب]]، [[عمار بن یاسر]] و [[سلمه بن کهیل]] درباره این [[شأن نزول]] [[نقل]] کرده و گفته است: “این نقلها شواهد گوناگونی هستند که یکدیگر را تقویت میکنند”<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، ص۹۸.</ref>.
| |
|
| |
| مؤلف [[غایة المرام]] در بیش از بیست [[حدیث]] که از [[کتابهای حدیث]] و [[تفسیر اهلسنت]] نقل کرده، نزول آیه ولایت را درباره [[امام علی]]{{ع}} روایت کرده است. عالمانی که وی [[احادیث]] مزبور را از آنان نقل کرده عبارتاند از: [[ثعلبی]] مؤلف [[تفسیر ثعلبی|تفسیر معروف]]، [[ابنمغازلی شافعی]] مؤلف [[المناقب]]، [[خطیب خوارزمی]] مؤلف [[المناقب]]، شیخ [[ابراهیم]] حموینی مؤلف [[فرائد السمطین]]، [[واحدی نیشابوری]] مؤلف [[اسباب النزول]] و [[ابونعیم اصفهانی]] مؤلف [[نزول القرآن فی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب]]{{ع}}. صحابهای که در این احادیث از آنان یاد شده که این شأن نزول را روایت کردهاند عبارتاند از: [[عبایه بن ربعی]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[عبدالله بن سلام]]، علی بن ابیطالب{{ع}}، [[عمرو بن العاص]]، [[انس بن مالک]]، [[عمار بن یاسر]]، [[جابر بن عبدالله انصاری]] و [[ابورافع]].
| |
|
| |
| [[علامه امینی]] نام عدهای از [[دانشمندان]] [[اهل سنت]] را که نزول آیه ولایت در شأن امیرالمؤمنین علی{{ع}} را در کتابهای خود نقل کردهاند با ذکر نام صحابهای که آن را روایت کردهاند، بازگو کرده است. آنان عبارتاند از: [[ابنجریر طبری]]، [[واحدی]]، [[فخرالدین رازی]]، [[الخازن]]، [[ابوالبرکات]]، [[نیشابوری]]، [[ابنصباغ مالکی]]، [[ابنطلحه شافعی]]، [[سبط ابن الجوزی]]، [[شبلنجی]] و [[آلوسی]]. و صحابهای که این حدیث را روایت کردهاند عبارتاند از:
| |
| ابنعباس، [[عتبه بن ابیحکیم]]، [[عبدالله بن سلام]]، [[ابوذر]]، [[غالب بن عبدالله]]، [[انس بن مالک]]، [[عمار بن یاسر]]، [[سلمه بن کهیل]]، [[ابورافع]]، عبدالله بن سلام و امیرالمؤمنین علی{{ع}}<ref>الغدیر، ج۲، ص۵۳. وی مصادر این اقوال را به صورت دقیق نقل کرده است. برای آگاهی از روایات شیعه درباره نزول آیه ولایت در شأن حضرت علی{{ع}} ر.ک: غایة المرام، ج۲، ص۱۵-۲۲؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۹- ۴۸۴؛ نور الثقلین، ج۱، ص۶۴۳-۶۴۷.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۵۳.</ref>
| |