بنی‌ثقیف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیلی' به 'لیلی'
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>')
جز (جایگزینی متن - 'لیلی' به 'لیلی')
خط ۳۳: خط ۳۳:


==[[جایگاه]] ثقیف در [[جامعه]] [[عرب]] جزیره==
==[[جایگاه]] ثقیف در [[جامعه]] [[عرب]] جزیره==
موقعیّت ممتاز [[طائف]] در زمینه [[کشاورزی]] و [[تجارت]] و نیز وجود [[امنیت]] برای ساکنان شهر در سایه حصار محکم طائف، اهمیت [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] ثقیف را ارتقا داد و بر جایگاه و [[شأن]] ساکنان طائف نزد عرب به ویژه نزد [[همسایگان]] [[قریشی]] آنان افزود. شاید همین شرایط ویژه بود که [[قریش]] را بر آن داشت تا برای خود جای پایی در طائف مهیا کرده، صاحب آب و باغ و [[زمین]] شوند، از این رو با [[تهدید]] ثقیف حضور آنان را در [[حرم]] به شرکت خود با آنان در وادی وَجّ مشروط کردند که منطقه ای حاصل‌خیز و متعلق به ثقیف بود. ثقفیان نیز برای دوری از جنگ و [[ستیز]] با قریش به شرط آنان گردن نهاده، با آنان [[پیمان]] بستند.<ref>المنمق، ص ۲۳۲ - ۲۳۳؛ فتح الباری، ج ۴، ص ۳۸۷.</ref> حضور ثقیف را در جمع قبایلی که به همراه قریش از حُمسی‌ها و دارای امتیازات ویژه و [[اعمال]] خاصی بودند می‌‌توان متأثر از همین [[پیمان]] [[قریش]] و ثقیف دانست. وجود شتر یا آبی با نام ذوالهِرَم برای [[عبدالمطلب]] در [[طائف]]،<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۷۴؛ الطبقات، ج ۱، ص ۷۱؛ المنمق، ص ۹۴؛ نهایة الارب، ج ۳، ص ۱۲۹.</ref> [[باغی]] متعلق به [[عباس بن عبدالمطلب]] که از محصولات آن کشمش تهیه می‌‌شد و برای سقایت حجگزاران استفاده می‌‌شد،<ref> فتوح البلدان، ج ۱، ص ۶۶.</ref> وجود [[اموال]] فراوان مکّیان در طائف، [[ازدواج]] [[هاشم]]، جدّ [[پیامبراکرم]]{{صل}} با زنی از [[ثقیف]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۸۷.</ref> و نیز [[ابومُرّة بن عروه ثقفی]] با [[میمونه]] [[دختر ابوسفیان]] <ref>جمهرة انساب العرب ۲۶۷؛ مقاتل الطالبیین، ص ۵۲.</ref> و [[ابوالصلت]] با [[رقیّه]] دختر [[عبدشمس بن عبد مناف]]<ref>جمهرة انساب العرب، ۲۶۹.</ref> نمونه‌هایی از این تعامل‌اند. این ازدواج‌ها تا بدانجا پیش رفتند که ثقیف را از [[فرزندان]] قریش می‌‌دانستند و برخی بزرگان ثقیف نیز این امر را [[باور]] داشتند.<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۷۷۸؛ المنتظم، ج ۶، ص ۲۳۸.</ref> [[ازدواج علی]]{{ع}} با [[ام سعید]] دختر [[عروة بن مسعود]]،<ref> الارشاد، ج ۱، ص ۳۵۴؛ تاج الموالید، ص ۱۹؛ مناقب، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[امام حسین]]{{ع}} با [[لیلی]] دختر [[ابومُرَّة بن عُرْوه]] و [[مادر]] [[علی اکبر]] <ref>شرح الاخبار، ج ۳، ص ۱۵۴؛ ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۵۲.</ref> و نیز ازدواج [[امام حسن]]{{ع}} با زنی از ثقیف؛<ref> المعارف، ص ۲۱۲.</ref> نمونه‌هایی دیگر از این ارتباط‌ها در دوره [[اسلامی]] اند؛ اما در دیگر سوی این [[ارتباط]] [[اهل]] طائف خود را همپای قریش دانسته، هر گونه [[برتری]] قریش را بر خود [[انکار]] می‌‌کردند.<ref>انساب الاشراف، ج ۴، ص ۱۹۲.</ref> این [[رقابت]] حتی به امور [[اعتقادی]] ثقیف و ساختن بتخانه‌ای همانند [[کعبه]] برای [[بت]] خود نیز کشیده شده بود. که نزد همه [[مردمان]] [[عرب]] مورد [[احترام]] و [[پرستش]] بود.<ref>الاصنام، ص ۶۹؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۷؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۱۸.</ref> شاید بر اثر همین رقابت‌ها بود که وقتی [[سپاه]] [[ابرهه]] برای [[تخریب]] [[کعبه]] به [[طائف]] رسید بزرگان [[شهر]] با تقدیم هدایای بسیار و اظهار [[بندگی]] در برابر ابرهه فردی به نام ابورِغال را برای [[راهنمایی]] سپاه به سوی [[مکّه]] فرستادند که او نیز در مغمسّ، یک منزلی [[مکه]]، مُرد و [[قبر]] او سنگسار شد.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۶۱؛ التمهید، ج ۱۳، ص ۱۴۷.</ref> بعدها نیز در [[فتح مکه]] این سنگسار به [[دستور پیامبر]]{{صل}} ادامه یافت و به [[سنّت]] بدل شد.<ref>الاغانی، ج ۴، ص ۲۹۸ - ۲۹۹؛ الاعلام، ج ۵، ص ۱۹۸.</ref>
موقعیّت ممتاز [[طائف]] در زمینه [[کشاورزی]] و [[تجارت]] و نیز وجود [[امنیت]] برای ساکنان شهر در سایه حصار محکم طائف، اهمیت [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] ثقیف را ارتقا داد و بر جایگاه و [[شأن]] ساکنان طائف نزد عرب به ویژه نزد [[همسایگان]] [[قریشی]] آنان افزود. شاید همین شرایط ویژه بود که [[قریش]] را بر آن داشت تا برای خود جای پایی در طائف مهیا کرده، صاحب آب و باغ و [[زمین]] شوند، از این رو با [[تهدید]] ثقیف حضور آنان را در [[حرم]] به شرکت خود با آنان در وادی وَجّ مشروط کردند که منطقه ای حاصل‌خیز و متعلق به ثقیف بود. ثقفیان نیز برای دوری از جنگ و [[ستیز]] با قریش به شرط آنان گردن نهاده، با آنان [[پیمان]] بستند.<ref>المنمق، ص ۲۳۲ - ۲۳۳؛ فتح الباری، ج ۴، ص ۳۸۷.</ref> حضور ثقیف را در جمع قبایلی که به همراه قریش از حُمسی‌ها و دارای امتیازات ویژه و [[اعمال]] خاصی بودند می‌‌توان متأثر از همین [[پیمان]] [[قریش]] و ثقیف دانست. وجود شتر یا آبی با نام ذوالهِرَم برای [[عبدالمطلب]] در [[طائف]]،<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۷۴؛ الطبقات، ج ۱، ص ۷۱؛ المنمق، ص ۹۴؛ نهایة الارب، ج ۳، ص ۱۲۹.</ref> [[باغی]] متعلق به [[عباس بن عبدالمطلب]] که از محصولات آن کشمش تهیه می‌‌شد و برای سقایت حجگزاران استفاده می‌‌شد،<ref> فتوح البلدان، ج ۱، ص ۶۶.</ref> وجود [[اموال]] فراوان مکّیان در طائف، [[ازدواج]] [[هاشم]]، جدّ [[پیامبراکرم]]{{صل}} با زنی از [[ثقیف]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۸۷.</ref> و نیز [[ابومُرّة بن عروه ثقفی]] با [[میمونه]] [[دختر ابوسفیان]] <ref>جمهرة انساب العرب ۲۶۷؛ مقاتل الطالبیین، ص ۵۲.</ref> و [[ابوالصلت]] با [[رقیّه]] دختر [[عبدشمس بن عبد مناف]]<ref>جمهرة انساب العرب، ۲۶۹.</ref> نمونه‌هایی از این تعامل‌اند. این ازدواج‌ها تا بدانجا پیش رفتند که ثقیف را از [[فرزندان]] قریش می‌‌دانستند و برخی بزرگان ثقیف نیز این امر را [[باور]] داشتند.<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۷۷۸؛ المنتظم، ج ۶، ص ۲۳۸.</ref> [[ازدواج علی]]{{ع}} با [[ام سعید]] دختر [[عروة بن مسعود]]،<ref> الارشاد، ج ۱، ص ۳۵۴؛ تاج الموالید، ص ۱۹؛ مناقب، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[امام حسین]]{{ع}} با لیلی دختر [[ابومُرَّة بن عُرْوه]] و [[مادر]] [[علی اکبر]] <ref>شرح الاخبار، ج ۳، ص ۱۵۴؛ ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۵۲.</ref> و نیز ازدواج [[امام حسن]]{{ع}} با زنی از ثقیف؛<ref> المعارف، ص ۲۱۲.</ref> نمونه‌هایی دیگر از این ارتباط‌ها در دوره [[اسلامی]] اند؛ اما در دیگر سوی این [[ارتباط]] [[اهل]] طائف خود را همپای قریش دانسته، هر گونه [[برتری]] قریش را بر خود [[انکار]] می‌‌کردند.<ref>انساب الاشراف، ج ۴، ص ۱۹۲.</ref> این [[رقابت]] حتی به امور [[اعتقادی]] ثقیف و ساختن بتخانه‌ای همانند [[کعبه]] برای [[بت]] خود نیز کشیده شده بود. که نزد همه [[مردمان]] [[عرب]] مورد [[احترام]] و [[پرستش]] بود.<ref>الاصنام، ص ۶۹؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۷؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۱۸.</ref> شاید بر اثر همین رقابت‌ها بود که وقتی [[سپاه]] [[ابرهه]] برای [[تخریب]] [[کعبه]] به [[طائف]] رسید بزرگان [[شهر]] با تقدیم هدایای بسیار و اظهار [[بندگی]] در برابر ابرهه فردی به نام ابورِغال را برای [[راهنمایی]] سپاه به سوی [[مکّه]] فرستادند که او نیز در مغمسّ، یک منزلی [[مکه]]، مُرد و [[قبر]] او سنگسار شد.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۶۱؛ التمهید، ج ۱۳، ص ۱۴۷.</ref> بعدها نیز در [[فتح مکه]] این سنگسار به [[دستور پیامبر]]{{صل}} ادامه یافت و به [[سنّت]] بدل شد.<ref>الاغانی، ج ۴، ص ۲۹۸ - ۲۹۹؛ الاعلام، ج ۵، ص ۱۹۸.</ref>


ثقیف همانند [[قریش]] با [[همسایگان]] قدرتمند خود نیز در [[ارتباط]] بودند؛ حضور [[غیلان بن سلمه]] شاعر ثقفی در دربار ساسانی،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۸؛ الاصابه، ج ۵، ص ۳۳۱؛ الطبقات، ج ۵، ص ۵۰۶.</ref> تحصیل [[حارث بن کلده]] طبیب مشهور [[عرب]] در [[ایران]] و ارتباط او با [[خسرو پرویز]]،<ref>تاریخ دمشق، ج ۱۹، ص ۱۷۳؛ معجم المؤلفین، ج ۳، ص ۱۷۶؛ الاستیعاب، ج ۱، ص ۲۸۳.</ref> فرار [[کنانة بن عبدیالیل]] به بیزانس پس از [[اسلام آوردن]] [[نمایندگان]] طائف در [[مدینه]] <ref>الاصابه، ج ۵، ص ۴۹۶؛ الاعلام، ج ۵، ص ۲۳۴؛ فتح الباری، ج ۶، ص ۲۲۴.</ref> و حضور نمایندگان ثقیف در دربار [[حاکم مصر]] در سال‌های آغازین [[هجرت]] <ref>الطبقات، ج ۴، ص ۲۸۵؛ تاریخ دمشق، ج ۶۰، ص ۲۲.</ref> بیانگر ارتباط طائف با حکومت‌های ساسانی، [[مصر]] و بیزانس‌اند. آنان همچنین با [[دولت]] [[حیره]] (در [[عراق]] کنونی) در تعامل بودند.<ref>الاعلام، ج ۵، ص ۲۳۴؛ المفصل، ج ۹، ص ۷۶۵.</ref> موقعیت ممتاز ثقفیان نزد مکیان تا بدانجا بود که در پی [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخی از [[مشرکان]] با [[انگیزه]] [[بهانه جویی]] در برابر آن [[حضرت]]{{صل}}، [[پیامبری]] را در [[شأن]] و [[منزلت]] یکی از مردان ثقیف یا قریش، غیر از [[حضرت رسول]]{{صل}} می‌‌دانستند. [[خداوند]] با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ}}<ref>«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱.</ref> به این امر اشاره می‌‌کند. بسیاری از [[مفسران]] ذیل این [[آیه]] مراد از {{متن قرآن|الْقَرْيَتَيْنِ}} را [[طائف]] و [[مکه]] دانسته‌اند، ضمن آنکه در معرفی مرد ثقفی که از نظر [[مشرکان]] شأنیت [[پیامبری]] داشت [[اختلاف]] دارند؛ در [[تفاسیر]] از [[کنانة بن عمرو بن عمیر]]، [[حبیب بن عمرو بن عمیر]] و [[عروة بن مسعود]] یاد شده است.<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص ۸۳ - ۸۵؛ تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص ۱۹۶؛ تفسیر مجاهد، ج ۲، ص ۵۸۱؛ تفسیر ثوری، ص ۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی ثقیف (مقاله)|مقاله «بنی ثقیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>.
ثقیف همانند [[قریش]] با [[همسایگان]] قدرتمند خود نیز در [[ارتباط]] بودند؛ حضور [[غیلان بن سلمه]] شاعر ثقفی در دربار ساسانی،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۸؛ الاصابه، ج ۵، ص ۳۳۱؛ الطبقات، ج ۵، ص ۵۰۶.</ref> تحصیل [[حارث بن کلده]] طبیب مشهور [[عرب]] در [[ایران]] و ارتباط او با [[خسرو پرویز]]،<ref>تاریخ دمشق، ج ۱۹، ص ۱۷۳؛ معجم المؤلفین، ج ۳، ص ۱۷۶؛ الاستیعاب، ج ۱، ص ۲۸۳.</ref> فرار [[کنانة بن عبدیالیل]] به بیزانس پس از [[اسلام آوردن]] [[نمایندگان]] طائف در [[مدینه]] <ref>الاصابه، ج ۵، ص ۴۹۶؛ الاعلام، ج ۵، ص ۲۳۴؛ فتح الباری، ج ۶، ص ۲۲۴.</ref> و حضور نمایندگان ثقیف در دربار [[حاکم مصر]] در سال‌های آغازین [[هجرت]] <ref>الطبقات، ج ۴، ص ۲۸۵؛ تاریخ دمشق، ج ۶۰، ص ۲۲.</ref> بیانگر ارتباط طائف با حکومت‌های ساسانی، [[مصر]] و بیزانس‌اند. آنان همچنین با [[دولت]] [[حیره]] (در [[عراق]] کنونی) در تعامل بودند.<ref>الاعلام، ج ۵، ص ۲۳۴؛ المفصل، ج ۹، ص ۷۶۵.</ref> موقعیت ممتاز ثقفیان نزد مکیان تا بدانجا بود که در پی [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخی از [[مشرکان]] با [[انگیزه]] [[بهانه جویی]] در برابر آن [[حضرت]]{{صل}}، [[پیامبری]] را در [[شأن]] و [[منزلت]] یکی از مردان ثقیف یا قریش، غیر از [[حضرت رسول]]{{صل}} می‌‌دانستند. [[خداوند]] با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ}}<ref>«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱.</ref> به این امر اشاره می‌‌کند. بسیاری از [[مفسران]] ذیل این [[آیه]] مراد از {{متن قرآن|الْقَرْيَتَيْنِ}} را [[طائف]] و [[مکه]] دانسته‌اند، ضمن آنکه در معرفی مرد ثقفی که از نظر [[مشرکان]] شأنیت [[پیامبری]] داشت [[اختلاف]] دارند؛ در [[تفاسیر]] از [[کنانة بن عمرو بن عمیر]]، [[حبیب بن عمرو بن عمیر]] و [[عروة بن مسعود]] یاد شده است.<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص ۸۳ - ۸۵؛ تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص ۱۹۶؛ تفسیر مجاهد، ج ۲، ص ۵۸۱؛ تفسیر ثوری، ص ۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی ثقیف (مقاله)|مقاله «بنی ثقیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش