بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
مشروعیت الهی دلالت بر اتصال [[حاکمیت سیاسی]] به [[اراده]] و امر [[خداوند متعال]] دارد. این اتصال میتواند به صورتهای مختلفی تعریف و عملیاتی شود. برای مثال میتوان به [[نظریه]]«[[نصب]]» اشاره داشت که قائل به [[تعیین حاکم]] از سوی [[شارع]] است. «نصب» به دو شکل عام و یا خاص قابل [[تصور]] است. در [[نصب خاص]] هم ویژگیها و هم مصداق [[حاکم]] توسط شارع مشخص شده و صرفاً همان مصداق تعیین شده برای [[اعمال قدرت]] [[سیاسی]]، [[مشروعیت]] ([[تأیید]] [[شرعی]]) دارد. حال آنکه در [[نصب عام]]، فقط ویژگیها مشخص شده و مصداق را [[شارع]] مشخص نکرده است<ref>نک: امام خمینی، ولایت فقیه و جهاد اکبر، ص۵۳-۵۴.</ref>. این [[انتخاب]] نیز به نوبه خود، میتواند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم باشد. اما باید توجه داشت در هر حال باید [[اذن الهی]] (از طریق تحصیل شرایط مصوب برای [[حاکم]] از سوی شارع) قبلاً [[اثبات]] شده باشد. | مشروعیت الهی دلالت بر اتصال [[حاکمیت سیاسی]] به [[اراده]] و امر [[خداوند متعال]] دارد. این اتصال میتواند به صورتهای مختلفی تعریف و عملیاتی شود. برای مثال میتوان به [[نظریه]]«[[نصب]]» اشاره داشت که قائل به [[تعیین حاکم]] از سوی [[شارع]] است. «نصب» به دو شکل عام و یا خاص قابل [[تصور]] است. در [[نصب خاص]] هم ویژگیها و هم مصداق [[حاکم]] توسط شارع مشخص شده و صرفاً همان مصداق تعیین شده برای [[اعمال قدرت]] [[سیاسی]]، [[مشروعیت]] ([[تأیید]] [[شرعی]]) دارد. حال آنکه در [[نصب عام]]، فقط ویژگیها مشخص شده و مصداق را [[شارع]] مشخص نکرده است<ref>نک: امام خمینی، ولایت فقیه و جهاد اکبر، ص۵۳-۵۴.</ref>. این [[انتخاب]] نیز به نوبه خود، میتواند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم باشد. اما باید توجه داشت در هر حال باید [[اذن الهی]] (از طریق تحصیل شرایط مصوب برای [[حاکم]] از سوی شارع) قبلاً [[اثبات]] شده باشد. | ||
«در [[تفکر شیعی]]... [[امام]] [[منصوص]] و [[منصوب]] لازمالاتباع است. یعنی امامی که [[ولایت]] وی به [[نص]] [[محرز]] شود، [[اطاعت]] از وی در [[تفکر]] [[شیعه]] [[واجب]] است و [[مردم]] باید با او [[بیعت]] کنند. این هم از اصول و [[محکمات]] [[تشیع]] است. حال، آیا مشروعیتی که آقایان در [[علم]] [[سیاست]] گفتهاند و در [[دموکراسی]] غربی مطرح است، واقعاً اینگونه است؟!»<ref>مهدوی کنی، محمدرضا، عقل و دین: بیست گفتار در شناخت ابعاد معنوی حیات عقلانی انسان، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[اصغر افتخاری|افتخاری، اصغر]]، [[دانشنامه اندیشه سیاسی (کتاب)|دانشنامه اندیشه سیاسی]] ص ۹۱.</ref> | «در [[تفکر شیعی]]... [[امام]] [[منصوص]] و [[منصوب]] لازمالاتباع است. یعنی امامی که [[ولایت]] وی به [[نص]] [[محرز]] شود، [[اطاعت]] از وی در [[تفکر]] [[شیعه]] [[واجب]] است و [[مردم]] باید با او [[بیعت]] کنند. این هم از اصول و [[محکمات]] [[تشیع]] است. حال، آیا مشروعیتی که آقایان در [[علم]] [[سیاست]] گفتهاند و در [[دموکراسی]] غربی مطرح است، واقعاً اینگونه است؟!»<ref>مهدوی کنی، محمدرضا، عقل و دین: بیست گفتار در شناخت ابعاد معنوی حیات عقلانی انسان، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[اصغر افتخاری|افتخاری، اصغر]]، [[دانشنامه اندیشه سیاسی آیتالله مهدوی کنی (کتاب)|دانشنامه اندیشه سیاسی آیتالله مهدوی کنی]] ص ۹۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:IM010209.jpg|22px]] [[اصغر افتخاری|افتخاری، اصغر]]، [[دانشنامه اندیشه سیاسی (کتاب)|'''دانشنامه اندیشه سیاسی''']] | #[[پرونده:IM010209.jpg|22px]] [[اصغر افتخاری|افتخاری، اصغر]]، [[دانشنامه اندیشه سیاسی آیتالله مهدوی کنی (کتاب)|'''دانشنامه اندیشه سیاسی آیتالله مهدوی کنی''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||