←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
براساس آیه {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است» سوره حدید، آیه ۲۲.</ref> مصیبتهایی که در [[زمین]] واقع میشود یا به [[انسانها]] میرسد، خداوند پیش از باری بودن نسبت به آنها، حدود و اندازهها و خصوصیات آنها را در [[لوح محفوظ]] معین و مقدر کرده است. آیه مذکور تقدیر حوادث پیش از وقوع آنها و تعلق قضای تغییرناپذیر [[الهی]] به آنها را بر خداوند آسان دانسته است. آیه بعد علت [[آگاه]] ساختن [[مردم]] از این امر (تقدیر حوادث پیش از وقوع آنها) را [[اندوهگین]] نشدن انسانها بر نعمتهای از دست رفته و خوشحال نشدن ایشان بر دریافت [[نعمتها]] بیان کرده است: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا [[انسان]] اگر [[یقین]] کند که آنچه (مصیبتها) به او رسیده قبلاً مقدّر شده و باید به او میرسید و نعمتهایی که به او داده شده تا مدتی نزد او به [[امانت]] است، [[غم]] و [[شادی]] خود را به هنگام از دست دادن [[نعمت]] و دریافت آن بزرگ نمیشمارد و چندان به آن اهمیت نمیدهد.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۱۹۲.</ref> | براساس آیه {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است» سوره حدید، آیه ۲۲.</ref> مصیبتهایی که در [[زمین]] واقع میشود یا به [[انسانها]] میرسد، خداوند پیش از باری بودن نسبت به آنها، حدود و اندازهها و خصوصیات آنها را در [[لوح محفوظ]] معین و مقدر کرده است. آیه مذکور تقدیر حوادث پیش از وقوع آنها و تعلق قضای تغییرناپذیر [[الهی]] به آنها را بر خداوند آسان دانسته است. آیه بعد علت [[آگاه]] ساختن [[مردم]] از این امر (تقدیر حوادث پیش از وقوع آنها) را [[اندوهگین]] نشدن انسانها بر نعمتهای از دست رفته و خوشحال نشدن ایشان بر دریافت [[نعمتها]] بیان کرده است: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا [[انسان]] اگر [[یقین]] کند که آنچه (مصیبتها) به او رسیده قبلاً مقدّر شده و باید به او میرسید و نعمتهایی که به او داده شده تا مدتی نزد او به [[امانت]] است، [[غم]] و [[شادی]] خود را به هنگام از دست دادن [[نعمت]] و دریافت آن بزرگ نمیشمارد و چندان به آن اهمیت نمیدهد.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۱۹۲.</ref> | ||
برخی در تبیین باری آن را برگرفته از ریشه «بری» ([[خاک]]) و به معنای آفریننده [[انسان]] و ترکیب کننده او از خاک دانستهاند.<ref>لوامعالبینات، ص۲۱۷؛ التوحید، ص۲۰۰.</ref> در نظر دیگر باری از «بَرْی» (تراشیدن) و به مفهوم پدید آورنده چیزی به شکل موزون است.<ref>پیام قرآن، ج ۴، ص۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص۵۵۵.</ref> گفته شده: باری از ریشه بَرء ([[آفریدن]]) و به معنای [[خالق]] و مترادف با آن است.<ref> لوامع البینات، ص۲۱۶.</ref> به [[اعتقاد]] برخی باری از «بُرء» (بهبودی و [[رهایی]] از [[نقص]] و [[مرض]]) و به معنای پدید آورنده اشیا بدون نقص و [[کاستی]] <ref>نمونه، ج ۲۳، ص۵۵۵؛ پیام قرآن، ج ۴، ص۲۹۲.</ref> یا [[آفریدگار]] موجودات بدون [[تخلف]] از مقتضای [[حکمت]] و [[فطرت]] است.<ref>روح المعانی، مج ۱۵، ج ۲۷، ص۹۲؛ فتح الرحمن، ج ۷، ص۳۶۴۷.</ref> از دیدگاههای یاد شده به دست میآید که قدر مشترک معنای باری نزد بیشتر [[مفسران]] و شارحانِ [[اسماء]] [[ | برخی در تبیین باری آن را برگرفته از ریشه «بری» ([[خاک]]) و به معنای آفریننده [[انسان]] و ترکیب کننده او از خاک دانستهاند.<ref>لوامعالبینات، ص۲۱۷؛ التوحید، ص۲۰۰.</ref> در نظر دیگر باری از «بَرْی» (تراشیدن) و به مفهوم پدید آورنده چیزی به شکل موزون است.<ref>پیام قرآن، ج ۴، ص۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص۵۵۵.</ref> گفته شده: باری از ریشه بَرء ([[آفریدن]]) و به معنای [[خالق]] و مترادف با آن است.<ref> لوامع البینات، ص۲۱۶.</ref> به [[اعتقاد]] برخی باری از «بُرء» (بهبودی و [[رهایی]] از [[نقص]] و [[مرض]]) و به معنای پدید آورنده اشیا بدون نقص و [[کاستی]] <ref>نمونه، ج ۲۳، ص۵۵۵؛ پیام قرآن، ج ۴، ص۲۹۲.</ref> یا [[آفریدگار]] موجودات بدون [[تخلف]] از مقتضای [[حکمت]] و [[فطرت]] است.<ref>روح المعانی، مج ۱۵، ج ۲۷، ص۹۲؛ فتح الرحمن، ج ۷، ص۳۶۴۷.</ref> از دیدگاههای یاد شده به دست میآید که قدر مشترک معنای باری نزد بیشتر [[مفسران]] و شارحانِ [[اسماء الله تعالی]] «[[آفریننده]]» است. | ||
در سعه و ضیق این معنا از نظر متعلق هم [[اختلاف]] نظر وجود دارد؛ بعضی استعمال باری را هم در پدیدآورنده اجسام و هم در پدید آورنده [[اعراض]]، مانند رنگ و بو صحیح میدانند <ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص۴۴۲؛ لسان العرب، ج ۱، ص۳۵۴، «برء».</ref> و برخی معتقدند باری فقط در مورد پدید آورنده اجسام به کار میرود، ازاینرو به [[مخلوقات]]، «بریّه» گفته میشود؛ ولی درباره اعراضی همچون طعم و رنگ بریّه به کار نمیرود.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۵۱۴.</ref> دسته سوم بر این باورند که لفظ باری به آفریدن جانداران اختصاص داشته و در غیر جانداران به ندرت به کار میرود، به همین جهت گفته میشود: {{عربی|برَأَ اللهُ النسَمَة وخَلَقَ السَّماوات والأَرضَ}}.<ref> مجمع البحرین، ج ۱، ص۴۸؛ لسانالعرب، ج ۱، ص۳۵۴، «برء»؛ نثر طوبی، ج ۱، ص۶۹، «برء».</ref> | در سعه و ضیق این معنا از نظر متعلق هم [[اختلاف]] نظر وجود دارد؛ بعضی استعمال باری را هم در پدیدآورنده اجسام و هم در پدید آورنده [[اعراض]]، مانند رنگ و بو صحیح میدانند <ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص۴۴۲؛ لسان العرب، ج ۱، ص۳۵۴، «برء».</ref> و برخی معتقدند باری فقط در مورد پدید آورنده اجسام به کار میرود، ازاینرو به [[مخلوقات]]، «بریّه» گفته میشود؛ ولی درباره اعراضی همچون طعم و رنگ بریّه به کار نمیرود.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۵۱۴.</ref> دسته سوم بر این باورند که لفظ باری به آفریدن جانداران اختصاص داشته و در غیر جانداران به ندرت به کار میرود، به همین جهت گفته میشود: {{عربی|برَأَ اللهُ النسَمَة وخَلَقَ السَّماوات والأَرضَ}}.<ref> مجمع البحرین، ج ۱، ص۴۸؛ لسانالعرب، ج ۱، ص۳۵۴، «برء»؛ نثر طوبی، ج ۱، ص۶۹، «برء».</ref> | ||