۶۴٬۶۴۲
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==') |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
در آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> خدا آنها را [[لعن]] و بیان کرده است که کسی به [[یاری]] آنان نخواهد آمد. بر پایه [[روایت]] [[ضحاک]]، {{متن قرآن|بِالْجِبْتِ}} در این [[آیه]] حیی بناخطب است که در میان [[یهودیان]] [[نفوذ]] فراوانی داشت و آنان را از [[ایمان به پیامبر]]{{صل}} بازمیداشت. به استناد این [[روایات]]، این آیه زمانی فرود آمد که حیی نزد [[قریش]] رفته بود و با وجود عناصر مشترک بسیار در هر دو [[آیین]] [[یهودیت]] و [[اسلام]]، [[قریشیان]] [[بتپرست]] را [[هدایت]] یافتهتر از [[مسلمانان]] شناخته بود.<ref> مجمعالبیان، ج ۳، ص ۹۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۱۴ - ۲۱۵؛ تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۳۴.</ref> پس از اعزام قریش و [[غطفان]] به سوی [[مدینه]]، حیی نزد [[بنیقریظه]] رفت و آنان برای میزبانی او [[اکراه]] داشتند؛ ولی [[ستایش]] حیی از [[سپاهیان]] [[قریش]] و غطفان واصرار او به [[همراهی]] [[کعب بن اسد]] [[رهبر]] بنیقریظه با او انجامید و حیی به وی [[وعده]] داد در صورت [[شکست]] [[سپاه]] [[احزاب]]، به میان آنان خواهد رفت، تا در هر مجازاتی که بنیقریظه با آن روبه رو شد با آنان [[شریک]] باشد.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴ - ۴۵۷؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۲۰ - ۲۲۱.</ref> همزمان با قرار گرفتن احزاب در پشت [[خندق]]، بنیقریظه همچنان نگران بودند که این سپاه در صورت ناکامی به [[سرزمین]] خود بازگردد و آنان را در برابر [[پیامبر]]{{صل}} تنها بگذارد، از این رو بنیقریظه از قریش خواستار گروگانهای تضمینی شدند. در همین حال، [[تصمیم]] قریش به [[حمله]] به مدینه در [[روز]] [[شنبه]]، با [[مخالفت]] بنیقریظه همراه شد، زیرا شنبه را [[حرمت]] مینهادند. همه این امور به این امر پایان یافت که [[ابوسفیان]] [[حیی بن اخطب]] را [[فریبکار]] بخواند.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۸۵ - ۴۸۷.</ref> پس از شکست و بازگشت سپاه احزاب، پیامبر{{صل}} [[عزم]] کرد برای [[مجازات]] بنیقریظه آنان را محاصره کند. سران بنیقریظه برای [[تصمیمگیری]] سخنان خود را بیان کردند؛ اما حیی بن اخطب از آنها خواست تا روز شنبه که مسلمانان حمله [[یهود]] را [[گمان]] ندارند، به آنان [[یورش]] برند؛ ولی این نظر با مخالفت آنان روبهرو شد.<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۲ - ۵۰۳.</ref> با تن دادن [[بنیقریظه]] به [[حکم]] [[سعد بن معاذ]] از [[رهبران]] [[اوس]]، [[حیی بن اخطب]] همراه سران بنیقریظه[[تسلیم]] شده و به [[قتل]] رسیدند<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۴۰ - ۲۴۱.</ref>.<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[حیی بن اخطب (مقاله)|مقاله «حیی بن اخطب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | در آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> خدا آنها را [[لعن]] و بیان کرده است که کسی به [[یاری]] آنان نخواهد آمد. بر پایه [[روایت]] [[ضحاک]]، {{متن قرآن|بِالْجِبْتِ}} در این [[آیه]] حیی بناخطب است که در میان [[یهودیان]] [[نفوذ]] فراوانی داشت و آنان را از [[ایمان به پیامبر]]{{صل}} بازمیداشت. به استناد این [[روایات]]، این آیه زمانی فرود آمد که حیی نزد [[قریش]] رفته بود و با وجود عناصر مشترک بسیار در هر دو [[آیین]] [[یهودیت]] و [[اسلام]]، [[قریشیان]] [[بتپرست]] را [[هدایت]] یافتهتر از [[مسلمانان]] شناخته بود.<ref> مجمعالبیان، ج ۳، ص ۹۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۱۴ - ۲۱۵؛ تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۳۴.</ref> پس از اعزام قریش و [[غطفان]] به سوی [[مدینه]]، حیی نزد [[بنیقریظه]] رفت و آنان برای میزبانی او [[اکراه]] داشتند؛ ولی [[ستایش]] حیی از [[سپاهیان]] [[قریش]] و غطفان واصرار او به [[همراهی]] [[کعب بن اسد]] [[رهبر]] بنیقریظه با او انجامید و حیی به وی [[وعده]] داد در صورت [[شکست]] [[سپاه]] [[احزاب]]، به میان آنان خواهد رفت، تا در هر مجازاتی که بنیقریظه با آن روبه رو شد با آنان [[شریک]] باشد.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴ - ۴۵۷؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۲۰ - ۲۲۱.</ref> همزمان با قرار گرفتن احزاب در پشت [[خندق]]، بنیقریظه همچنان نگران بودند که این سپاه در صورت ناکامی به [[سرزمین]] خود بازگردد و آنان را در برابر [[پیامبر]]{{صل}} تنها بگذارد، از این رو بنیقریظه از قریش خواستار گروگانهای تضمینی شدند. در همین حال، [[تصمیم]] قریش به [[حمله]] به مدینه در [[روز]] [[شنبه]]، با [[مخالفت]] بنیقریظه همراه شد، زیرا شنبه را [[حرمت]] مینهادند. همه این امور به این امر پایان یافت که [[ابوسفیان]] [[حیی بن اخطب]] را [[فریبکار]] بخواند.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۸۵ - ۴۸۷.</ref> پس از شکست و بازگشت سپاه احزاب، پیامبر{{صل}} [[عزم]] کرد برای [[مجازات]] بنیقریظه آنان را محاصره کند. سران بنیقریظه برای [[تصمیمگیری]] سخنان خود را بیان کردند؛ اما حیی بن اخطب از آنها خواست تا روز شنبه که مسلمانان حمله [[یهود]] را [[گمان]] ندارند، به آنان [[یورش]] برند؛ ولی این نظر با مخالفت آنان روبهرو شد.<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۲ - ۵۰۳.</ref> با تن دادن [[بنیقریظه]] به [[حکم]] [[سعد بن معاذ]] از [[رهبران]] [[اوس]]، [[حیی بن اخطب]] همراه سران بنیقریظه[[تسلیم]] شده و به [[قتل]] رسیدند<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۴۰ - ۲۴۱.</ref>.<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[حیی بن اخطب (مقاله)|مقاله «حیی بن اخطب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||