←غزوه بنی زبید
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
با رسیدن [[اخبار]] مربوط به [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به طایفههای [[بنی زبید]] و [[بنی مراد]] در [[سرزمین]] [[یمن]]، [[عمرو بن معدیکرب]] ـ که از بزرگان و [[شجاعان]] و [[شاعران]] زُبیدی بود ـ به همراه عدهای از قومش به سوی [[مدینه]] حرکت کردند و هنگامی که [[لشکر اسلام]] تازه از [[تبوک]] ([[سال نهم هجری]]) بازگشته بود، به نزد پیامبر{{صل}} رسیدند و با شنیدن [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} درباره [[قیامت]]، [[اسلام]] آوردند و سپس به سوی قبیله خود بازگشتند. عمرو بن معدیکرب برگشت، اما [[مرتد]] شد و در مسیر به [[قوم]] ابی بن عثعث [[شبیخون]] زد و آن را [[غارت]] کرد و سپس به سوی قوم خود رفت<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | با رسیدن [[اخبار]] مربوط به [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به طایفههای [[بنی زبید]] و [[بنی مراد]] در [[سرزمین]] [[یمن]]، [[عمرو بن معدیکرب]] ـ که از بزرگان و [[شجاعان]] و [[شاعران]] زُبیدی بود ـ به همراه عدهای از قومش به سوی [[مدینه]] حرکت کردند و هنگامی که [[لشکر اسلام]] تازه از [[تبوک]] ([[سال نهم هجری]]) بازگشته بود، به نزد پیامبر{{صل}} رسیدند و با شنیدن [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} درباره [[قیامت]]، [[اسلام]] آوردند و سپس به سوی قبیله خود بازگشتند. عمرو بن معدیکرب برگشت، اما [[مرتد]] شد و در مسیر به [[قوم]] ابی بن عثعث [[شبیخون]] زد و آن را [[غارت]] کرد و سپس به سوی قوم خود رفت<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== | == غزوه بنیزبید == | ||
{{اصلی|غزوه بنیزبید}} | |||
وقتی خبر [[ارتداد]] و شبیخون عمرو بن معدیکرب را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، به [[امام علی]]{{ع}} دستور داد که همراه عدهای از [[مهاجران]]، که [[خالد بن سعید بن عاص اموی]] هم جزء آنها بود، به سوی [[قبیله]] [[بنی زبید]] حرکت کند. این قبیله با قبیله [[بنی جعفی]] همپیمان بودند، به همین دلیل، [[رسول اکرم]]{{صل}} [[خالد بن ولید]] را همراه عدهای از [[اعراب]] به سوی آنها فرستاد. وقتی که قبیله بنی جعفی از آمدن [[لشکر اسلام]] باخبر شدند، عدهای از آنها به قبیله بنی زبید پیوستند و عدهای دیگر به منطقه تخوم در [[یمن]] رفتند. علی{{ع}} به حرکت خود ادامه داد تا اینکه در وادی کسر، از مناطق صنعای یمن، به قبیله بنی زبید رسید. دو [[سپاه]] با هم روبرو شدند پس عمرو بن معدیکرب از سپاهش خارج شد و مبارز طلبید. همراه او [[برادر]] و برادرزادهاش نیز از لشکر خارج شده بودند و خود او [[شمشیر]] معروف صمصام را در دست داشت. علی{{ع}} به [[مبارزه]] او رفت و فریادی کشید و در یک لحظه برادر و برادرزاده عمرو بن معدیکرب را کشت. به دنبال آن، عمرو بن معدیکرب و بنی زبید فرار کردند و زنانشان، از جمله [[زن]] عمرو بن معدیکرب، رکانه دختر [[سلامه]] و فرزندش، [[اسیر]] شدند. علی{{ع}} [[خالد بن سعید]] را در میان بنی زبید باقی گذاشت تا به هر کدام از فراریان که [[مسلمان]] میشوند، [[امان]] دهد و [[زکات]] را گرد آورد. عمرو بن معدیکرب بازگشت و نزد [[خالد بن سعید]] رفت و دوباره [[اسلام]] آورد و از او خواست که [[همسر]] و فرزندش را به او ببخشد. [[خالد بن سعید]] آنها را به او بخشید و در مقابل، عمرو بن معدیکرب [[شمشیر]] صمصام را به خالد بن سعید بخشید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱؛ حبیب عباسی، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم{{صل}}، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | وقتی خبر [[ارتداد]] و شبیخون عمرو بن معدیکرب را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، به [[امام علی]]{{ع}} دستور داد که همراه عدهای از [[مهاجران]]، که [[خالد بن سعید بن عاص اموی]] هم جزء آنها بود، به سوی [[قبیله]] [[بنی زبید]] حرکت کند. این قبیله با قبیله [[بنی جعفی]] همپیمان بودند، به همین دلیل، [[رسول اکرم]]{{صل}} [[خالد بن ولید]] را همراه عدهای از [[اعراب]] به سوی آنها فرستاد. وقتی که قبیله بنی جعفی از آمدن [[لشکر اسلام]] باخبر شدند، عدهای از آنها به قبیله بنی زبید پیوستند و عدهای دیگر به منطقه تخوم در [[یمن]] رفتند. علی{{ع}} به حرکت خود ادامه داد تا اینکه در وادی کسر، از مناطق صنعای یمن، به قبیله بنی زبید رسید. دو [[سپاه]] با هم روبرو شدند پس عمرو بن معدیکرب از سپاهش خارج شد و مبارز طلبید. همراه او [[برادر]] و برادرزادهاش نیز از لشکر خارج شده بودند و خود او [[شمشیر]] معروف صمصام را در دست داشت. علی{{ع}} به [[مبارزه]] او رفت و فریادی کشید و در یک لحظه برادر و برادرزاده عمرو بن معدیکرب را کشت. به دنبال آن، عمرو بن معدیکرب و بنی زبید فرار کردند و زنانشان، از جمله [[زن]] عمرو بن معدیکرب، رکانه دختر [[سلامه]] و فرزندش، [[اسیر]] شدند. علی{{ع}} [[خالد بن سعید]] را در میان بنی زبید باقی گذاشت تا به هر کدام از فراریان که [[مسلمان]] میشوند، [[امان]] دهد و [[زکات]] را گرد آورد. عمرو بن معدیکرب بازگشت و نزد [[خالد بن سعید]] رفت و دوباره [[اسلام]] آورد و از او خواست که [[همسر]] و فرزندش را به او ببخشد. [[خالد بن سعید]] آنها را به او بخشید و در مقابل، عمرو بن معدیکرب [[شمشیر]] صمصام را به خالد بن سعید بخشید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱؛ حبیب عباسی، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم{{صل}}، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||