←راز عصمت انبياء
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
===راز عصمت انبياء=== | ===راز عصمت انبياء=== | ||
* راز مصونيّت ايشان در مقام دريافت وحى اين است كه اساساً ادارك وحى از قبيل ادراكات خطابردار نيست و كسى كه استعداد دريافت آنرا داشته باشد واجد يك حقيقت علمى مىشود كه حضوراً آنرا با وحى كننده خواه فرشتهاى واسطه باشد يا نباشد مشاهده مىكند2 و امكان ندارد كه گيرنده وحى، دچار ترديد شود كه آيا وحى را دريافت داشته يا نه؟ و يا چه كسى به او وحى كرده است؟ و يا مفاد و محتواى آن چيست؟ و اگر در پارهاى از داستانهاى ساختگى آمده است كه پيامبرى در پيامبرى خودش شك كرد يا مفاد وحى را درك نكرد يا وحى كننده را نشناخت كذب محض است و چنين اباطيلى شبيه آن است كه گفته شود كسى در وجود خودش يا در امور حضورى و وجدانيش شك كرده است!! | * راز مصونيّت ايشان در مقام دريافت وحى اين است كه اساساً ادارك وحى از قبيل ادراكات خطابردار نيست و كسى كه استعداد دريافت آنرا داشته باشد واجد يك حقيقت علمى مىشود كه حضوراً آنرا با وحى كننده خواه فرشتهاى واسطه باشد يا نباشد مشاهده مىكند2 و امكان ندارد كه گيرنده وحى، دچار ترديد شود كه آيا وحى را دريافت داشته يا نه؟ و يا چه كسى به او وحى كرده است؟ و يا مفاد و محتواى آن چيست؟ و اگر در پارهاى از داستانهاى ساختگى آمده است كه پيامبرى در پيامبرى خودش شك كرد يا مفاد وحى را درك نكرد يا وحى كننده را نشناخت كذب محض است و چنين اباطيلى شبيه آن است كه گفته شود كسى در وجود خودش يا در امور حضورى و وجدانيش شك كرده است!! | ||
* اما بيان راز عصمت انبياء (عليهم السلام) در انجام وظايف الهى و از جمله ابلاغ پيام و رسالت پروردگار به مردم نياز به مقدمهاى دارد، و آن اين است: | |||
اما بيان راز عصمت انبياء (عليهم السلام) در انجام وظايف الهى و از جمله ابلاغ پيام و رسالت پروردگار به مردم نياز به مقدمهاى دارد، و آن اين است: | * كارهاى اختيارى بشر به اين صورت، انجام مىگيرد كه ميلى در درون انسان نسبت به امر مطلوبى پديد مىآيد و در اثر عوامل مختلفى برانگيخته مىشود و شخص به كمك علوم و ادراكات گوناگونى راه رسيدن به هدف مطلوب را تشخيص مىدهد و اقدام به كارى متناسب با آن مىكند. و در صورتى كه ميلهاى متعارض و كششهاى متزاحمى وجود داشته باشد سعى مى كند بهترين و ارزنده ترين آنها را تشخيص دهد و آنرا برگزيند. ولى گاهى در اثر نارسايى دانش، در ارزيابى و تشخيص بهتر، اشتباه مىكند يا غفلت از امر برتر يا عادت و انس به امر پست تر، موجب سوء گزينش مىشود و مجالى براى انديشه صحيح و انتخاب اصلح، باقى نمىماند. | ||
* پس هر قدر انسان، حقايق را بهتر بشناسد و نسبت به آنها آگاهى و توجه بيشتر و زندهتر و پايدارترى داشته باشد و نيز اراده نيرومندترى بر مهار كردن تمايلات و هيجانات درونيش داشته باشد حسن انتخاب بيشترى خواهد داشت و از لغزشها و كجرويها بيشتر در امان خواهد بود. | |||
كارهاى اختيارى بشر به اين صورت، انجام مىگيرد كه ميلى در درون انسان نسبت به امر مطلوبى پديد مىآيد و در اثر عوامل مختلفى برانگيخته مىشود و شخص به كمك علوم و ادراكات گوناگونى راه رسيدن به هدف مطلوب را تشخيص مىدهد و اقدام به كارى متناسب با آن مىكند. و در صورتى كه ميلهاى متعارض و كششهاى متزاحمى وجود داشته باشد سعى | * و به همين جهت است كه افراد مستعد با برخوردارى از دانش و بينش لازم و بهره مندى از تربيت صحيح، مراتب مختلفى را از كمال و فضيلت بدست مىآورند تا آنجا كه به مرز عصمت، نزديك مىشوند و حتى خيال گناه و كار زشت را هم در سر نمىپرورانند چنانكه هيچ فرد عاقلى به فكر نوشيدن داروهاى سمى و كشنده يا خوردن مواد پليد و گنديده نمىافتد. | ||
* اكنون اگر فرض كنيم كه استعداد فردى براى شناختن حقايق در نهايت شدت باشد و نيز صفاى روح دلش در حد اعلا باشد و به تعبير قرآن كريم همانند روغن زيتون خالص و زلال و آماده احتراقى باشد كه گويى خودبخود و بدون نياز به تماس با آتشى در حال شعله ور شدن است. «يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نار» و بخاطر همين استعداد قوى و صفاى ذاتى، تحت تربيت الهى قرار گيرد و بوسيله روح القدس تأييد شود چنين فردى با سرعت غيرقابل وصفى مدارج كمال را طى خواهد كرد و ره صد ساله را يك شبه خواهد پيمود و حتى در دوران طفوليّت بلكه در شكم مادر هم بر ديگران برترى خواهد يافت. براى چنين فردى، بدى و زشتى همه گناهان همانقدر روشن است كه زيان نوشيدن زهر، و زشتى اشياء پليد و آلوده براى ديگران، و همانگونه كه اجتناب افراد عادى از چنين كارهايى جنبه جبرى ندارد اجتناب معصوم از گناهان هم به هيچ وجه منافاتى با اختيار وى نخواهد داشت. | |||
مى كند بهترين و ارزنده ترين آنها را تشخيص دهد و آنرا برگزيند. ولى گاهى در اثر نارسايى دانش، در ارزيابى و تشخيص بهتر، اشتباه مىكند يا غفلت از امر برتر يا عادت و انس به امر پست تر، موجب سوء گزينش مىشود و مجالى براى انديشه صحيح و انتخاب اصلح، باقى نمىماند. | |||
پس هر قدر انسان، حقايق را بهتر بشناسد و نسبت به آنها آگاهى و توجه بيشتر و زندهتر و پايدارترى داشته باشد و نيز اراده نيرومندترى بر مهار كردن تمايلات و هيجانات درونيش داشته باشد حسن انتخاب بيشترى خواهد داشت و از لغزشها و كجرويها بيشتر در امان خواهد بود. | |||
و به همين جهت است كه افراد مستعد با برخوردارى از دانش و بينش لازم و بهره مندى از تربيت صحيح، مراتب مختلفى را از كمال و فضيلت بدست مىآورند تا آنجا كه به مرز عصمت، نزديك مىشوند و حتى خيال گناه و كار زشت را هم در سر نمىپرورانند چنانكه هيچ فرد عاقلى به فكر نوشيدن داروهاى سمى و كشنده يا خوردن مواد پليد و گنديده نمىافتد. | |||
اكنون اگر فرض كنيم كه استعداد فردى براى شناختن حقايق در نهايت شدت باشد و نيز صفاى روح دلش در حد اعلا باشد و به تعبير قرآن كريم همانند روغن زيتون خالص و زلال و آماده احتراقى باشد كه گويى خودبخود و بدون نياز به تماس با آتشى در حال شعله ور شدن است. «يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نار» و بخاطر همين استعداد قوى و صفاى ذاتى، تحت تربيت الهى قرار گيرد و بوسيله روح القدس تأييد شود چنين فردى با سرعت غيرقابل وصفى مدارج كمال را طى خواهد كرد و ره صد ساله را يك شبه خواهد پيمود و حتى در دوران طفوليّت بلكه در شكم مادر هم بر ديگران برترى خواهد يافت. براى چنين فردى، بدى و زشتى همه گناهان همانقدر روشن است كه زيان نوشيدن زهر، و زشتى اشياء پليد و آلوده براى ديگران، و همانگونه كه اجتناب افراد عادى از چنين كارهايى جنبه جبرى ندارد اجتناب معصوم از گناهان هم به هيچ وجه منافاتى با اختيار وى نخواهد داشت. | |||