بر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۱۵: خط ۱۵:
#{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>.
#{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۸۹.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۸۹.</ref>


==[[بِرّ]] در [[تفاسیر]]==
==[[بِرّ]] در [[تفاسیر]]==
===تفاسیر اجتهادی===
===تفاسیر اجتهادی===
====تفسیر تبیان====
====تفسیر تبیان====
#[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ...}}، فرموده: "هر طاعتی برای [[خدای متعال]] را بدون خلاف، بِرّ می‌نامند و در مراد [[آیه]]، [[اختلاف]] نموده‌اند. [[ابن‌عباس]] گفته: مراد [[تمسک]] به کتابشان است که آنان پیروانشان را به آن امر می‌کردند و خودشان تمسک به آن را ترک می‌نمودند؛ زیرا همین که آنان [[پیامبر]]{{صل}} را [[انکار]] می‌نمودند، خود ترک تمسّک آنان به کتابشان است. [[قتاده]] گفته: مراد از آن امر کردن [[مردم]] به [[طاعت از پیامبر]]{{صل}} و [[مخالفت]] نمودن با خودشان است، و گروهی گفته‌اند: بِرّ بنا بر قول آنان، صدق بوده و معنای آن این است که آنان امر به صدق می‌کردند در حالی که خودشان صادق نبودند، و بِرّ، در لغت، در اصل، بخشش، [[احسان]]، [[دوستی]] و نظایر آن است"<ref>تبیان، ج۱، ص۱۹۷.</ref>.
# [[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ...}}، فرموده: "هر طاعتی برای [[خدای متعال]] را بدون خلاف، بِرّ می‌نامند و در مراد [[آیه]]، [[اختلاف]] نموده‌اند. [[ابن‌عباس]] گفته: مراد [[تمسک]] به کتابشان است که آنان پیروانشان را به آن امر می‌کردند و خودشان تمسک به آن را ترک می‌نمودند؛ زیرا همین که آنان [[پیامبر]]{{صل}} را [[انکار]] می‌نمودند، خود ترک تمسّک آنان به کتابشان است. [[قتاده]] گفته: مراد از آن امر کردن [[مردم]] به [[طاعت از پیامبر]]{{صل}} و [[مخالفت]] نمودن با خودشان است، و گروهی گفته‌اند: بِرّ بنا بر قول آنان، صدق بوده و معنای آن این است که آنان امر به صدق می‌کردند در حالی که خودشان صادق نبودند، و بِرّ، در لغت، در اصل، بخشش، [[احسان]]، [[دوستی]] و نظایر آن است"<ref>تبیان، ج۱، ص۱۹۷.</ref>.
#همین طور در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، فرموده: "و گفته‌اند: در معنای آیه، دو قول است: یکی آنکه قومی در [[جاهلیت]] بودند که چون مُحْرِم می‌شدند، در پشت خانه‌هایشان نقب (یا سوراخی) را به وجود می‌آوردند و از آن داخل و خارج می‌شدند. پس از این [[عادت]] آنان را [[نهی]] نمود و به آنها [[دستور]] داد که از [[راه]] ورودی [[خانه‌ها]] رفت و آمد کنند. این، قول ابن‌عباس بوده و قول دیگر این است که خدای متعال بر آنان مَثَلی زده که: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}؛ یعنی [[نیکی]] را از آن مسیر و جهتی که [[خدای متعال]] به آن امر فرموده و بدان توجه دارد، انجام دهید. این قول، وجه نیکویی است. از [[جابر]] [[روایت]] شده که ابی‌جعفر، [[محمد بن علی]]، [[امام باقر]]{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ}}، فرمود: یعنی: {{عربی|ان يأتي الأمر من وجهه أي الأمور}}؛ یعنی کار را از مسیر و [[راه]] خودش به جا آورید؛ ملاحظه کنید که از کدامین راه باید آن را به جا آورید. در روایتی از ابی‌جارود از ابی‌جعفر، امام باقر{{ع}}، نظیر قول [[ابن‌عباس]] منقول است، و گروهی هم گفته‌اند: مراد از “بیوت”، [[زنان]] هستند؛ زیرا [[زن]] را “بیت” می‌نامند. پس مثل این که وطیء در دُبُر او منهی باشد و در قُبُلش [[مباح]]، اما دو قول اول، قوی‌تر و نیکوتر است"<ref>تبیان، ج۲، ص۱۴۲.</ref>.
#همین طور در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، فرموده: "و گفته‌اند: در معنای آیه، دو قول است: یکی آنکه قومی در [[جاهلیت]] بودند که چون مُحْرِم می‌شدند، در پشت خانه‌هایشان نقب (یا سوراخی) را به وجود می‌آوردند و از آن داخل و خارج می‌شدند. پس از این [[عادت]] آنان را [[نهی]] نمود و به آنها [[دستور]] داد که از [[راه]] ورودی [[خانه‌ها]] رفت و آمد کنند. این، قول ابن‌عباس بوده و قول دیگر این است که خدای متعال بر آنان مَثَلی زده که: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}؛ یعنی [[نیکی]] را از آن مسیر و جهتی که [[خدای متعال]] به آن امر فرموده و بدان توجه دارد، انجام دهید. این قول، وجه نیکویی است. از [[جابر]] [[روایت]] شده که ابی‌جعفر، [[محمد بن علی]]، [[امام باقر]]{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ}}، فرمود: یعنی: {{عربی|ان يأتي الأمر من وجهه أي الأمور}}؛ یعنی کار را از مسیر و [[راه]] خودش به جا آورید؛ ملاحظه کنید که از کدامین راه باید آن را به جا آورید. در روایتی از ابی‌جارود از ابی‌جعفر، امام باقر{{ع}}، نظیر قول [[ابن‌عباس]] منقول است، و گروهی هم گفته‌اند: مراد از “بیوت”، [[زنان]] هستند؛ زیرا [[زن]] را “بیت” می‌نامند. پس مثل این که وطیء در دُبُر او منهی باشد و در قُبُلش [[مباح]]، اما دو قول اول، قوی‌تر و نیکوتر است"<ref>تبیان، ج۲، ص۱۴۲.</ref>.
#در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، فرموده: "گفته‌اند: در معنای [[بِرّ]] دو قول است: یکی این که بِرّ از جانب [[خدای تعالی]] است به وسیله پاداشی که او در [[بهشت]] می‌دهد، و قول دیگر آن‌که بِرّ کار خیری است که به وسیله آن، نسبت به [[پاداش]] و [[اجر]] [[استحقاق]] پدید می‌آید. بعضی هم گفته‌اند: بِرّ؛ یعنی بهشت. بعد در فرق بین بِرّ و خیر چنین گفته است: تفاوت بِرّ بر و خیر این است که بِرّ عبارت از نفعی است که با قصد نفع رساندن به دیگری به او برسد و خیر، خیر است، اگر چه سهواً (و بدون قصد انجام شود. ضد بِرّ، [[عقوق]] بوده و ضد خیر، [[شر]] است"<ref>تبیان، ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱.</ref>.
#در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، فرموده: "گفته‌اند: در معنای [[بِرّ]] دو قول است: یکی این که بِرّ از جانب [[خدای تعالی]] است به وسیله پاداشی که او در [[بهشت]] می‌دهد، و قول دیگر آن‌که بِرّ کار خیری است که به وسیله آن، نسبت به [[پاداش]] و [[اجر]] [[استحقاق]] پدید می‌آید. بعضی هم گفته‌اند: بِرّ؛ یعنی بهشت. بعد در فرق بین بِرّ و خیر چنین گفته است: تفاوت بِرّ بر و خیر این است که بِرّ عبارت از نفعی است که با قصد نفع رساندن به دیگری به او برسد و خیر، خیر است، اگر چه سهواً (و بدون قصد انجام شود. ضد بِرّ، [[عقوق]] بوده و ضد خیر، [[شر]] است"<ref>تبیان، ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱.</ref>.
خط ۲۶: خط ۲۶:
#همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "چون با هم مشاورت می‌کنید، به [[افعال خیر]] و به [[خوف]] از [[عذاب]] [[خدای متعال]] مشاورت کنید، نه در [[گناه]]، و یا در تجاوز از حدود الهی و [[مخالفت با پیامبر]]{{صل}}"<ref>تبیان، ج۹، ص۵۴۷.</ref>.
#همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "چون با هم مشاورت می‌کنید، به [[افعال خیر]] و به [[خوف]] از [[عذاب]] [[خدای متعال]] مشاورت کنید، نه در [[گناه]]، و یا در تجاوز از حدود الهی و [[مخالفت با پیامبر]]{{صل}}"<ref>تبیان، ج۹، ص۵۴۷.</ref>.
====تفسیر مجمع البیان====
====تفسیر مجمع البیان====
#[[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، فرموده: "این ([[آیه]]) خطاب به علمای [[یهود]] است. آنان [[نزدیکان]] [[مسلمان]] خود را نسبت به آنچه آنان بدان [[ایمان]] آورده بودند، تثبیت می‌نمودند، ولی خود ایمان نمی‌آوردند، و لذا همزه {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ}}، برای استفهام بوده و معنای [[توبیخ]] می‌دهد، و مراد از [[بِرّ]]، ایمان به [[محمد]]{{صل}} است. خدای متعال آنان را [[نکوهش]] نمود بر آنچه انجام می‌دادند، از امر [[مردم]] به ایمان به محمد{{صل}} و ترک دادن خودشان از آن ایمان. ابومسلم گفته است: [[اعراب]] مردم را به [[ایمان آوردن]] به محمد{{صل}} امر می‌نمودند، چون [[حضرت]] به [[پیامبری]] [[مبعوث]] شد، خودشان [[کفر]] ورزیدند"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.</ref>.
# [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، فرموده: "این ([[آیه]]) خطاب به علمای [[یهود]] است. آنان [[نزدیکان]] [[مسلمان]] خود را نسبت به آنچه آنان بدان [[ایمان]] آورده بودند، تثبیت می‌نمودند، ولی خود ایمان نمی‌آوردند، و لذا همزه {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ}}، برای استفهام بوده و معنای [[توبیخ]] می‌دهد، و مراد از [[بِرّ]]، ایمان به [[محمد]]{{صل}} است. خدای متعال آنان را [[نکوهش]] نمود بر آنچه انجام می‌دادند، از امر [[مردم]] به ایمان به محمد{{صل}} و ترک دادن خودشان از آن ایمان. ابومسلم گفته است: [[اعراب]] مردم را به [[ایمان آوردن]] به محمد{{صل}} امر می‌نمودند، چون [[حضرت]] به [[پیامبری]] [[مبعوث]] شد، خودشان [[کفر]] ورزیدند"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.</ref>.
#هم‌چنین در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، فرموده: "[[خدای سبحان]] بیان فرموده که همه بِرّ در [[صلات]] نیست و اگر هم به اقامه صلات امر شده، برای آن بوده که آن، [[مصلحت]] در ایمان و در انصراف از [[فساد]] است و هم‌چنین است [[عبادات]] شرعیه‌ای که به آنها امر شده؛ از آن رو که در آنها، [[الطاف]] و [[مصالح]] دینیّه است و آن بر حسب [[زمان]] و اوقات مختلف می‌باشد. پس فرمود: بّرّ همه‌اش در توجه داشتن به [[نماز]] نیست. تا اینکه علاوه بر آن، به طاعتی غیر از [[صلات]] که [[خدای متعال]] به آن، امر فرموده، توجه شود، و این، قول [[ابن‌عباس]] و بعضی دیگر است، و در معنای آن گفته شده که [[بِرّ]] آن نیست که [[نصاری]] بدان نظر دارند، از توجه نمودن به [[مشرق]]، و نیز آن نیست که [[یهود]] بدان نظر دارند، از توجه داشتن به [[مغرب]]، و لکن بِرّ، کسی است که [[ایمان]] به خدای متعال بیاورد؛ یعنی [[خدا]] را [[باور]] (و نسبت به او [[تصدیق]]) داشته باشد، و داخل در آن قول می‌گردد، همه آنچه [[معرفت]] به او جز بدان حاصل نمی‌شود، مانند: معرفت به حدوث عالم، [[اثبات]] [[محدث]]، صفات واجبه، جایزه و آنچه بر او سبحانه و تعالی محال است و معرفت به [[عدل]] و [[حکمت]] او. {{متن قرآن|وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}: و ایمان به [[روز قیامت]]، و داخل در آن می‌شود، تصدیق [[بعث]]، حساب، [[ثواب و عقاب]]. {{متن قرآن|وَالْمَلَائِكَةِ}}؛ یعنی ایمان به این که آنان [[بندگان]] مکرم و گرامی خدای متعال هستند. {{متن قرآن|وَالْكِتَابِ}}؛ یعنی: و ایمان به کتاب‌های [[منزل]] از جانب [[خدای تعالی]] به پیامبرانش. {{متن قرآن|وَالنَّبِيِّينَ}} و ایمان به همه [[پیامبران]] و اینکه آنان [[معصوم]] و [[مطهر]] بودند و در آنچه به [[خلق]] ارائه می‌دادند، راست می‌گفتند و این که [[سید]] و خاتم آنان، [[محمد]]{{صل}}، و [[شریعت]] او [[ناسخ]] جمیع [[شرایع]] بوده و [[تمسک]] بدان برای همه [[مکلفان]] تا روز قیامت لازم است. {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ}}؛ یعنی و اعطای مال کند، {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ}}، در [[ضمیر]] {{متن قرآن|حُبِّهِ}}، وجوهی است که احسن وجوه آن این است که “هاء” به خدای متعال برگردد؛ یعنی اعطای [[مال]] از روی [[حب]] و [[دوستی]] خدای متعال به: {{متن قرآن|ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ}}، انجام گیرد. {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلَاةَ}}؛ یعنی [[نماز]] را در اوقات خودش و با رعایت حدودش به جا آورد. {{متن قرآن|وَآتَى الزَّكَاةَ}}؛ یعنی [[زکات]] مالش را بدهد. {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا}}؛ یعنی چون عهدی بست، نظیر عهود و نذوری که بین او و خداست و یا عقودی که بین او و بین [[مردم]] است، بدان [[وفا]] کند. {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ}} که مراد از {{متن قرآن|الْبَأْسَاءِ}} [[تنگدستی]] و [[بیچارگی]] و مراد از {{متن قرآن|وَالضَّرَّاءِ}}، درد و [[بیماری]] است؛ یعنی به هنگام [[سختی]]، تنگدستی و بیماری [[صابر]] و [[شکیبا]] باشند، و نیز و {{متن قرآن|وَ حِينَ الْبَأْسِ}}؛ یعنی به هنگام [[جنگ]] و [[جهاد با دشمن]]، صابر و خویشتن‌دار باشد، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}}، اشاره است به کسانی که ذکرشان گذشت؛ یعنی این چنین کسان، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَدَقُوا}}: کسانی هستند که [[خدا]] را [[تصدیق]] کرده و بدو [[ایمان]] آوردند، {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}: و این چنین کسان هستند که به واسطه انجام چنین کارهایی و داشتن چنین صفاتی از [[آتش جهنم]] [[پروا]] دارند. [[اصحاب]] ما به این [[آیه]] [[استدلال]] کرده‌اند که معنای آن در [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}}، است؛ زیرا در این که آن بزرگوار جامع این [[خصال]] بود، اختلافی بین [[امت]] نیست. پس مراد از این آیه قطعاً آن بزرگوار است و بعضی هم گفته‌اند که آیه، مخصوص به انبیای [[معصومین]] است؛ زیرا کلیت آیه را کسی به جز [[انبیا]] نمی‌تواند ادا نماید"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref>.
#هم‌چنین در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، فرموده: "[[خدای سبحان]] بیان فرموده که همه بِرّ در [[صلات]] نیست و اگر هم به اقامه صلات امر شده، برای آن بوده که آن، [[مصلحت]] در ایمان و در انصراف از [[فساد]] است و هم‌چنین است [[عبادات]] شرعیه‌ای که به آنها امر شده؛ از آن رو که در آنها، [[الطاف]] و [[مصالح]] دینیّه است و آن بر حسب [[زمان]] و اوقات مختلف می‌باشد. پس فرمود: بّرّ همه‌اش در توجه داشتن به [[نماز]] نیست. تا اینکه علاوه بر آن، به طاعتی غیر از [[صلات]] که [[خدای متعال]] به آن، امر فرموده، توجه شود، و این، قول [[ابن‌عباس]] و بعضی دیگر است، و در معنای آن گفته شده که [[بِرّ]] آن نیست که [[نصاری]] بدان نظر دارند، از توجه نمودن به [[مشرق]]، و نیز آن نیست که [[یهود]] بدان نظر دارند، از توجه داشتن به [[مغرب]]، و لکن بِرّ، کسی است که [[ایمان]] به خدای متعال بیاورد؛ یعنی [[خدا]] را [[باور]] (و نسبت به او [[تصدیق]]) داشته باشد، و داخل در آن قول می‌گردد، همه آنچه [[معرفت]] به او جز بدان حاصل نمی‌شود، مانند: معرفت به حدوث عالم، [[اثبات]] [[محدث]]، صفات واجبه، جایزه و آنچه بر او سبحانه و تعالی محال است و معرفت به [[عدل]] و [[حکمت]] او. {{متن قرآن|وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}: و ایمان به [[روز قیامت]]، و داخل در آن می‌شود، تصدیق [[بعث]]، حساب، [[ثواب و عقاب]]. {{متن قرآن|وَالْمَلَائِكَةِ}}؛ یعنی ایمان به این که آنان [[بندگان]] مکرم و گرامی خدای متعال هستند. {{متن قرآن|وَالْكِتَابِ}}؛ یعنی: و ایمان به کتاب‌های [[منزل]] از جانب [[خدای تعالی]] به پیامبرانش. {{متن قرآن|وَالنَّبِيِّينَ}} و ایمان به همه [[پیامبران]] و اینکه آنان [[معصوم]] و [[مطهر]] بودند و در آنچه به [[خلق]] ارائه می‌دادند، راست می‌گفتند و این که [[سید]] و خاتم آنان، [[محمد]]{{صل}}، و [[شریعت]] او [[ناسخ]] جمیع [[شرایع]] بوده و [[تمسک]] بدان برای همه [[مکلفان]] تا روز قیامت لازم است. {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ}}؛ یعنی و اعطای مال کند، {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ}}، در [[ضمیر]] {{متن قرآن|حُبِّهِ}}، وجوهی است که احسن وجوه آن این است که “هاء” به خدای متعال برگردد؛ یعنی اعطای [[مال]] از روی [[حب]] و [[دوستی]] خدای متعال به: {{متن قرآن|ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ}}، انجام گیرد. {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلَاةَ}}؛ یعنی [[نماز]] را در اوقات خودش و با رعایت حدودش به جا آورد. {{متن قرآن|وَآتَى الزَّكَاةَ}}؛ یعنی [[زکات]] مالش را بدهد. {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا}}؛ یعنی چون عهدی بست، نظیر عهود و نذوری که بین او و خداست و یا عقودی که بین او و بین [[مردم]] است، بدان [[وفا]] کند. {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ}} که مراد از {{متن قرآن|الْبَأْسَاءِ}} [[تنگدستی]] و [[بیچارگی]] و مراد از {{متن قرآن|وَالضَّرَّاءِ}}، درد و [[بیماری]] است؛ یعنی به هنگام [[سختی]]، تنگدستی و بیماری [[صابر]] و [[شکیبا]] باشند، و نیز و {{متن قرآن|وَ حِينَ الْبَأْسِ}}؛ یعنی به هنگام [[جنگ]] و [[جهاد با دشمن]]، صابر و خویشتن‌دار باشد، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}}، اشاره است به کسانی که ذکرشان گذشت؛ یعنی این چنین کسان، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَدَقُوا}}: کسانی هستند که [[خدا]] را [[تصدیق]] کرده و بدو [[ایمان]] آوردند، {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}: و این چنین کسان هستند که به واسطه انجام چنین کارهایی و داشتن چنین صفاتی از [[آتش جهنم]] [[پروا]] دارند. [[اصحاب]] ما به این [[آیه]] [[استدلال]] کرده‌اند که معنای آن در [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}}، است؛ زیرا در این که آن بزرگوار جامع این [[خصال]] بود، اختلافی بین [[امت]] نیست. پس مراد از این آیه قطعاً آن بزرگوار است و بعضی هم گفته‌اند که آیه، مخصوص به انبیای [[معصومین]] است؛ زیرا کلیت آیه را کسی به جز [[انبیا]] نمی‌تواند ادا نماید"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref>.
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ}}؛ یعنی هرگز برِّ [[خدای متعال]] نسبت به [[اهل]] [[طاعت]] را [[ادراک]] نمی‌کنید، {{متن قرآن|حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}: تا این که از [[مال]] [[انفاق]] کنید، و تنها، با این لفظ، از مال کنایه شده؛ چون همه مردم مال را [[دوست]] دارند، و گفته شده: معنای آن این است که آنچه از نفایس اموالتان را که دوست دارید، نه از کم ارزش‌ترین آن ([[انفاق]] کنید)"<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۴۷۳.</ref>.
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ}}؛ یعنی هرگز برِّ [[خدای متعال]] نسبت به [[اهل]] [[طاعت]] را [[ادراک]] نمی‌کنید، {{متن قرآن|حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}: تا این که از [[مال]] [[انفاق]] کنید، و تنها، با این لفظ، از مال کنایه شده؛ چون همه مردم مال را [[دوست]] دارند، و گفته شده: معنای آن این است که آنچه از نفایس اموالتان را که دوست دارید، نه از کم ارزش‌ترین آن ([[انفاق]] کنید)"<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۴۷۳.</ref>.
خط ۴۱: خط ۴۱:
#نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "به یکدیگر در انجام [[طاعت]] و [[ترک گناه]] کمک کنید، {{متن قرآن|وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}}: و به یکدیگر در [[گناه]] و در [[تجاوز]] به [[حدود الهی]] کمک نکنید. {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}: و از [[خدا]] در اوامر و نواهی‌اش، پروا داشته باشید، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}: که خدای متعال نسبت به کسی که [[نافرمانی]] او کند، سخت عقوبت‌کننده است"<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۳.</ref>.
#نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "به یکدیگر در انجام [[طاعت]] و [[ترک گناه]] کمک کنید، {{متن قرآن|وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}}: و به یکدیگر در [[گناه]] و در [[تجاوز]] به [[حدود الهی]] کمک نکنید. {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}: و از [[خدا]] در اوامر و نواهی‌اش، پروا داشته باشید، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}: که خدای متعال نسبت به کسی که [[نافرمانی]] او کند، سخت عقوبت‌کننده است"<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۳.</ref>.
====تفسیر المیزان====
====تفسیر المیزان====
#[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...}}، فرموده: "گفته شده که بعد از تحویل [[قبله]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]]، [[جدال]] و [[دشمنی]] در میان [[مردم]] زیاد گردید و [[نزاع]] به طول انجامید، پس این [[آیه]] نازل شد، و در معنای “قِبَل” به کسر و به [[فتح]] فرموده: آن به معنای جهت است و از آن جمله است: “قبله” که آن نوعی از جهت است. در ادامه فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، هم فرموده: آن، تعریفی از [[ابرار]] و بیان [[حقیقت]] حال آنان است. به تحقیق آن را در جمیع مراتب سه‌گانه [[اعتقادی]]، عملی و [[اخلاقی]]، نخست با {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}، و دوم با: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا}}، و سوم هم با: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}، شناسانیده، اما آنچه در آغاز با: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...}} شناسانده، جامع جمیع [[معارف]] حقّه است که [[خدای سبحان]] [[اراده]] [[ایمان]] به آنها را از بندگانش نموده است. مراد از این ایمان، ایمان تامی است که از اثر آن، تخلفی حاصل نشود. پس از آن، بعضی از [[اعمال]] مربوط به آن را ذکر فرمود: {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ...}}، و سپس برخی از [[اخلاق]] چنین کسانی را ذکر نمود: {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *}}. آن چیزهایی از اوصاف ابرار را که خدای سبحان در این آیه بیان فرموده، همان است که در غیر آیه ذکر نموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۵-۱۲.</ref>. که در آن [[ایمان به خدا]] و به [[روز قیامت]]، [[انفاق]] برای [[خدا]]، [[وفای به عهد]] و [[صبر]] ذکر گردیده است. نیز [[خدای متعال]] گفته: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ *.... يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در “علّیین” است * و تو چه دانی که “علّیین” چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند * بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند *... به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند... چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>. که چون [[تدبر]] شود با [[تطبیق]] این [[آیات]] و آیات پیش از آن، [[حقیقت]] [[وصف]] و نهایت امر آنان معلوم می‌گردد. در توصیف آیات از آنها چنین بر می‌آید که آنان عبادالله‌اند و آنانند [[مقربان]]، و [[خدای سبحان]] بندگانش را به گفته خود این گونه توصیف نموده که: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>، و توصیف مقربین را همچنین آورده است: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره واقعه، آیه ۱۲.</ref>. پس اینان همان سابقان در [[دنیا]] هستند تا در [[نعیم]] [[آخرت]] به پروردگارشان به پیوندند. از آنچه گذشت روشن گردید که [[ابرار]]، [[اهل]] مرتبه عالیه‌ای از [[ایمان]] هستند، و آن در مرتبه چهارم است، در بحث [[روایی]] هم فرموده است: عن النبی{{صل}}: {{متن حدیث|مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَذِهِ‏ الْآيَةِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ‏ الْإِيمَانَ‏}}. هر کس به این [[آیه]] عمل نماید، ایمان او به کمال رسیده است"<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
# [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...}}، فرموده: "گفته شده که بعد از تحویل [[قبله]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]]، [[جدال]] و [[دشمنی]] در میان [[مردم]] زیاد گردید و [[نزاع]] به طول انجامید، پس این [[آیه]] نازل شد، و در معنای “قِبَل” به کسر و به [[فتح]] فرموده: آن به معنای جهت است و از آن جمله است: “قبله” که آن نوعی از جهت است. در ادامه فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، هم فرموده: آن، تعریفی از [[ابرار]] و بیان [[حقیقت]] حال آنان است. به تحقیق آن را در جمیع مراتب سه‌گانه [[اعتقادی]]، عملی و [[اخلاقی]]، نخست با {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}، و دوم با: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا}}، و سوم هم با: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}، شناسانیده، اما آنچه در آغاز با: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...}} شناسانده، جامع جمیع [[معارف]] حقّه است که [[خدای سبحان]] [[اراده]] [[ایمان]] به آنها را از بندگانش نموده است. مراد از این ایمان، ایمان تامی است که از اثر آن، تخلفی حاصل نشود. پس از آن، بعضی از [[اعمال]] مربوط به آن را ذکر فرمود: {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ...}}، و سپس برخی از [[اخلاق]] چنین کسانی را ذکر نمود: {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *}}. آن چیزهایی از اوصاف ابرار را که خدای سبحان در این آیه بیان فرموده، همان است که در غیر آیه ذکر نموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۵-۱۲.</ref>. که در آن [[ایمان به خدا]] و به [[روز قیامت]]، [[انفاق]] برای [[خدا]]، [[وفای به عهد]] و [[صبر]] ذکر گردیده است. نیز [[خدای متعال]] گفته: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ *.... يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در “علّیین” است * و تو چه دانی که “علّیین” چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند * بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند *... به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند... چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>. که چون [[تدبر]] شود با [[تطبیق]] این [[آیات]] و آیات پیش از آن، [[حقیقت]] [[وصف]] و نهایت امر آنان معلوم می‌گردد. در توصیف آیات از آنها چنین بر می‌آید که آنان عبادالله‌اند و آنانند [[مقربان]]، و [[خدای سبحان]] بندگانش را به گفته خود این گونه توصیف نموده که: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>، و توصیف مقربین را همچنین آورده است: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره واقعه، آیه ۱۲.</ref>. پس اینان همان سابقان در [[دنیا]] هستند تا در [[نعیم]] [[آخرت]] به پروردگارشان به پیوندند. از آنچه گذشت روشن گردید که [[ابرار]]، [[اهل]] مرتبه عالیه‌ای از [[ایمان]] هستند، و آن در مرتبه چهارم است، در بحث [[روایی]] هم فرموده است: عن النبی{{صل}}: {{متن حدیث|مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَذِهِ‏ الْآيَةِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ‏ الْإِيمَانَ‏}}. هر کس به این [[آیه]] عمل نماید، ایمان او به کمال رسیده است"<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
#همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا}}، فرموده: "[[نقل]] کرده‌اند که جماعتی از [[عرب]] به هنگامی که برای [[حج]] مُحْرم می‌شدند، [[زمان]] [[حاجت]]، از درب [[خانه]] به آن وارد نمی‌شدند، بلکه سوراخی را از پشت آن حفر نموده و از آن داخل می‌گردیدند. [[اسلام]] این کار آنها را [[نهی]] نمود و آنان را به دخول از درب خانه امر فرمود. [[نزول آیه]]، قابل انطباق با این [[شأن نزول]] هست. درباره امر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا...}} هم فرموده است: امر آن، [[امر مولوی]] نیست، (بلکه) تنها [[ارشاد]] است بر [[نیک]] بودن وارد شدن از درب خانه، برای آنچه در آن است از مشی بر [[عادت]] متعارف نیک شمرده شده‌ای که با غرض عقلایی در بنای [[خانه‌ها]] و در قرار دادن درب ورودی و خروجی در آنها موافقت دارد. [[کلام]] در بازداشتن از عادت نا پسندی است که هیچ وجهی برای آن وجود ندارد. پس هر دلیلی زیادتر از [[هدایت]] به طریق مستقیم، بدون جواب نیست. آری، دخول از غیر درب با این قصد که آن، جزء [[دین]] باشد، [[بدعت حرام]] است"<ref>المیزان، ج۲، ص۵۷.</ref>.
#همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا}}، فرموده: "[[نقل]] کرده‌اند که جماعتی از [[عرب]] به هنگامی که برای [[حج]] مُحْرم می‌شدند، [[زمان]] [[حاجت]]، از درب [[خانه]] به آن وارد نمی‌شدند، بلکه سوراخی را از پشت آن حفر نموده و از آن داخل می‌گردیدند. [[اسلام]] این کار آنها را [[نهی]] نمود و آنان را به دخول از درب خانه امر فرمود. [[نزول آیه]]، قابل انطباق با این [[شأن نزول]] هست. درباره امر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا...}} هم فرموده است: امر آن، [[امر مولوی]] نیست، (بلکه) تنها [[ارشاد]] است بر [[نیک]] بودن وارد شدن از درب خانه، برای آنچه در آن است از مشی بر [[عادت]] متعارف نیک شمرده شده‌ای که با غرض عقلایی در بنای [[خانه‌ها]] و در قرار دادن درب ورودی و خروجی در آنها موافقت دارد. [[کلام]] در بازداشتن از عادت نا پسندی است که هیچ وجهی برای آن وجود ندارد. پس هر دلیلی زیادتر از [[هدایت]] به طریق مستقیم، بدون جواب نیست. آری، دخول از غیر درب با این قصد که آن، جزء [[دین]] باشد، [[بدعت حرام]] است"<ref>المیزان، ج۲، ص۵۷.</ref>.
====تفسیر نمونه====
====تفسیر نمونه====
خط ۴۷: خط ۴۷:
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}} هم آورده: "[[قرآن]] سپس به بیان مهم‌ترین اصول [[نیکی‌ها]] در [[ناحیه]] ایمان، [[اخلاق]] و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته، چنین می‌گوید: بلکه [[نیکی]] ([[نیکوکار]]) کسانی هستند که به خدا، [[روز]] آخر، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]] ایمان آورده‌اند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}}. در [[حقیقت]]، این نخستین پایه همه نیکی‌ها و خوبی‌هاست: ایمان به [[مبدأ و معاد]] و برنامه‌های [[الهی]] و پیامبرانی که [[مأمور]] [[ابلاغ]] و اجرای این برنامه‌ها بودند و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این [[دعوت]] محسوب می‌شدند؛ ایمان به اصولی که تمام وجود [[انسان]] را روشن می‌کند و [[انگیزه]] [[نیرومندی]] برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و [[اعمال صالح]] است. جالب اینکه نمی‌گوید: نیکوکار، کسانی هستند که... بلکه می‌گوید: “نیکی” کسانی هستند که... این به خاطر آن است که در [[ادبیات عرب]] و هم‌چنین بعضی زبان‌های دیگر، هنگامی که می‌خواهند آخرین [[درجه]] تأکید را در چیزی بیان کنند، آن را به صورت مصدری می‌آورند، نه به صورت [[وصف]]؛ مثلاً گفته می‌شود: [[علی]]{{ع}} [[عدل]] [[جهان]] [[انسانیت]] است؛ یعنی آن چنان عدالت‌پیشه است که گویی تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پای او در [[عدالت]] [[غرق]] گشته است، به گونه‌ای که هر گاه به او نگاه کنی، چیزی جز عدالت نمی‌بینی، و هم‌چنین در نقطه مقابل آن می‌گوییم [[بنی‌امیه]] [[ذلّت]] [[اسلام]] بودند؛ گویی تمام وجودشان تبدیل به [[خواری]] شده بود"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}} هم آورده: "[[قرآن]] سپس به بیان مهم‌ترین اصول [[نیکی‌ها]] در [[ناحیه]] ایمان، [[اخلاق]] و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته، چنین می‌گوید: بلکه [[نیکی]] ([[نیکوکار]]) کسانی هستند که به خدا، [[روز]] آخر، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]] ایمان آورده‌اند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}}. در [[حقیقت]]، این نخستین پایه همه نیکی‌ها و خوبی‌هاست: ایمان به [[مبدأ و معاد]] و برنامه‌های [[الهی]] و پیامبرانی که [[مأمور]] [[ابلاغ]] و اجرای این برنامه‌ها بودند و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این [[دعوت]] محسوب می‌شدند؛ ایمان به اصولی که تمام وجود [[انسان]] را روشن می‌کند و [[انگیزه]] [[نیرومندی]] برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و [[اعمال صالح]] است. جالب اینکه نمی‌گوید: نیکوکار، کسانی هستند که... بلکه می‌گوید: “نیکی” کسانی هستند که... این به خاطر آن است که در [[ادبیات عرب]] و هم‌چنین بعضی زبان‌های دیگر، هنگامی که می‌خواهند آخرین [[درجه]] تأکید را در چیزی بیان کنند، آن را به صورت مصدری می‌آورند، نه به صورت [[وصف]]؛ مثلاً گفته می‌شود: [[علی]]{{ع}} [[عدل]] [[جهان]] [[انسانیت]] است؛ یعنی آن چنان عدالت‌پیشه است که گویی تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پای او در [[عدالت]] [[غرق]] گشته است، به گونه‌ای که هر گاه به او نگاه کنی، چیزی جز عدالت نمی‌بینی، و هم‌چنین در نقطه مقابل آن می‌گوییم [[بنی‌امیه]] [[ذلّت]] [[اسلام]] بودند؛ گویی تمام وجودشان تبدیل به [[خواری]] شده بود"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
#هم‌چنین در [[تفسیر]] قوله: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، آورده: ولی [[قرآن]] صریحاً می‌گوید: "[[نیکی]] در تقواست، نه در عادات و [[رسوم]] [[خرافی]]، و بلافاصله [[دستور]] می‌دهد که حتماً از همان طریق عادی به [[خانه‌ها]] وارد شوند؛ اما [[آیه]] یک معنای وسیع‌تر و عمومی‌تر نیز دارد، و آن این که برای [[اقدام]] در هر کار خیری، اعم از [[اعمال]] مذهبی و غیر مذهبی، باید از [[طریق صحیح]] آن وارد شوید، نه از طریق [[انحرافی]] و وارونه و غیر عادی؛ چنان که [[جابر]] همین معنا را از قول [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کرده است. در [[تفاسیر]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} در مورد این آیه نیز می‌خوانیم که: “ما ابواب [[خداوند]] و طریق وصول به او و داعیان به سوی [[بهشت]] [[خدا]] می‌باشیم”؛ یعنی در تمام امور مذهبی خویش از طریق اصلی وارد شوید و برنامه‌های خود را از آنها بگیرید که [[وحی]] در [[خانه]] آنان نازل شده و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[وحی الهی]] هستند. جمله: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ...}}، ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگری نیز باشد که سؤال شما از “اهلّه ماه”، به جای سؤال از [[معارف دینی]]، همانند عمل کسی است که [[راه]] اصلی خانه را گذاشته و از نقبی که پشت خانه زده است، وارد شود، چه کار نازیبایی!"<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷-۸.</ref>
#هم‌چنین در [[تفسیر]] قوله: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، آورده: ولی [[قرآن]] صریحاً می‌گوید: "[[نیکی]] در تقواست، نه در عادات و [[رسوم]] [[خرافی]]، و بلافاصله [[دستور]] می‌دهد که حتماً از همان طریق عادی به [[خانه‌ها]] وارد شوند؛ اما [[آیه]] یک معنای وسیع‌تر و عمومی‌تر نیز دارد، و آن این که برای [[اقدام]] در هر کار خیری، اعم از [[اعمال]] مذهبی و غیر مذهبی، باید از [[طریق صحیح]] آن وارد شوید، نه از طریق [[انحرافی]] و وارونه و غیر عادی؛ چنان که [[جابر]] همین معنا را از قول [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کرده است. در [[تفاسیر]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} در مورد این آیه نیز می‌خوانیم که: “ما ابواب [[خداوند]] و طریق وصول به او و داعیان به سوی [[بهشت]] [[خدا]] می‌باشیم”؛ یعنی در تمام امور مذهبی خویش از طریق اصلی وارد شوید و برنامه‌های خود را از آنها بگیرید که [[وحی]] در [[خانه]] آنان نازل شده و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[وحی الهی]] هستند. جمله: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ...}}، ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگری نیز باشد که سؤال شما از “اهلّه ماه”، به جای سؤال از [[معارف دینی]]، همانند عمل کسی است که [[راه]] اصلی خانه را گذاشته و از نقبی که پشت خانه زده است، وارد شود، چه کار نازیبایی!"<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷-۸.</ref>
#در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکی‌ها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم: "آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد..."<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref>
#در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکی‌ها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم: "آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد..."<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref>


===[[برّ]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]===
===[[برّ]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]===
خط ۶۷: خط ۶۷:
#در [[مجمع‌البیان]] از ابی‌طفیل [[روایت]] نموده که او گوید: [[علی]]{{ع}} پیراهنی را خرید، پس از آن در شگفت شد. برای همین آن را صدقه داد و فرمود: {{متن حدیث|سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}: يَقُولُ مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ آثَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالْجَنَّةِ وَ مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً فَجَعَلَهُ لِلَّهِ قَالَ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَدْ كَانَ‏ الْعِبَادُ يُكَافِئُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنَا أُكَافِئُكَ الْيَوْمَ بِالْجَنَّةِ}}: شنیدم [[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرمود: هر کس علیه خودش [[ایثار]] نماید، خدای تعالی در [[روز قیامت]] [[بهشت]] را بر او ایثار کند، و هر کس چیزی را دوست بدارد، پس آن را برای [[خدای متعال]] قرار دهد، خدای متعال در روز قیامت فرماید: [[بندگان]] همدیگر را با آنچه میانشان معروف بود، [[پاداش]] می‌دادند و من امروز با بهشت تو را پاداش می‌دهم<ref>نورالثقلین ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۷.</ref>.
#در [[مجمع‌البیان]] از ابی‌طفیل [[روایت]] نموده که او گوید: [[علی]]{{ع}} پیراهنی را خرید، پس از آن در شگفت شد. برای همین آن را صدقه داد و فرمود: {{متن حدیث|سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}: يَقُولُ مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ آثَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالْجَنَّةِ وَ مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً فَجَعَلَهُ لِلَّهِ قَالَ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَدْ كَانَ‏ الْعِبَادُ يُكَافِئُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنَا أُكَافِئُكَ الْيَوْمَ بِالْجَنَّةِ}}: شنیدم [[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرمود: هر کس علیه خودش [[ایثار]] نماید، خدای تعالی در [[روز قیامت]] [[بهشت]] را بر او ایثار کند، و هر کس چیزی را دوست بدارد، پس آن را برای [[خدای متعال]] قرار دهد، خدای متعال در روز قیامت فرماید: [[بندگان]] همدیگر را با آنچه میانشان معروف بود، [[پاداش]] می‌دادند و من امروز با بهشت تو را پاداش می‌دهم<ref>نورالثقلین ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۷.</ref>.
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[مفضل بن عمر]] روایت کند که او گوید: روزی بر [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، وارد شدم در حالی که چیزی با من بود. پس آن را پیش روی خود بر [[زمین]] نهادم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَا هَذَا؟}}: این چیست؟ گفتم: این هدیه‌ای است برای [[فرزندان]] و بردگان شما، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ إِنِّي لَأَقْبَلُ ذَلِكَ وَ مَا أَقْبَلَ مِنْ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ وَ مَا أَقْبَلُهُ‏ إِلَّا لِيَزْكُوا بِهِ‏ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي{{ع}} يَقُولُ مَنْ مَضَتْ لَهُ سَنَةٌ لَمْ يَصِلْنَا مِنْ مَالِهِ قَلَّ أَوْ كَثُرَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا أَنْ يَعْفُوَ اللَّهُ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّهَا فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ‏ {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}‏ فَنَحْنُ الْبِرُّ وَ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ بَابُ التَّقْوَى لَا يُحْجَبُ دُعَاؤُنَا عَنِ اللَّهِ اقْتَصِرُوا عَلَى حَلَالِكُمْ وَ حَرَامِكُمْ فَسَلُوا عَنْهُ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَحَداً مِنَ الْفُقَهَاءِ عَمَّا لَا يعينكم [يَعْنِيكُمْ‏] وَ عَمَّا سَتَرَ اللَّهُ عَنْكُمْ}}: ای [[مفضل]]! من این را نمی‌پذیرم، و آنچه را قبول می‌کنم، از روی نیاز من بدان است، و آن را قبول نمی‌کنم، مگر آن‌که بدان آنها [[پاک]] و [[تزکیه]] شوند. سپس آن بزرگوار فرمود: شنیدم پدرم می‌فرمود: هر کس یک سال بر او بگذرد و از مالش کم یا زیاد، هدیه‌ای به ما نرساند، [[خدای متعال]] در [[روز قیامت]] به او نظر نکند، مگر اینکه او را مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار دهد. پس از آن فرمود: ای مفضل! آن فرضی است از [[واجبات الهی]] بر [[پیروان]] ما که در کتابش آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، آمده است. پس ماییم [[بِرّ]] و [[تقوا]] و [[راه]] روشن [[هدایت]] و باب تقوا؛ خواسته ما از خدای متعال پرده و حجابی ندارد. به [[حلال]] و به حرامتان اکتفا کرده، پس آن را از او بخواهید و مبادا که از یکی از [[فقها]] سوال کنید آنچه را که مورد نیازتان نیست و آنچه را که خدای متعال بر شما پوشانده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۸؛ برهان، ص۱۸۴.</ref>.
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[مفضل بن عمر]] روایت کند که او گوید: روزی بر [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، وارد شدم در حالی که چیزی با من بود. پس آن را پیش روی خود بر [[زمین]] نهادم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَا هَذَا؟}}: این چیست؟ گفتم: این هدیه‌ای است برای [[فرزندان]] و بردگان شما، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ إِنِّي لَأَقْبَلُ ذَلِكَ وَ مَا أَقْبَلَ مِنْ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ وَ مَا أَقْبَلُهُ‏ إِلَّا لِيَزْكُوا بِهِ‏ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي{{ع}} يَقُولُ مَنْ مَضَتْ لَهُ سَنَةٌ لَمْ يَصِلْنَا مِنْ مَالِهِ قَلَّ أَوْ كَثُرَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا أَنْ يَعْفُوَ اللَّهُ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّهَا فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ‏ {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}‏ فَنَحْنُ الْبِرُّ وَ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ بَابُ التَّقْوَى لَا يُحْجَبُ دُعَاؤُنَا عَنِ اللَّهِ اقْتَصِرُوا عَلَى حَلَالِكُمْ وَ حَرَامِكُمْ فَسَلُوا عَنْهُ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَحَداً مِنَ الْفُقَهَاءِ عَمَّا لَا يعينكم [يَعْنِيكُمْ‏] وَ عَمَّا سَتَرَ اللَّهُ عَنْكُمْ}}: ای [[مفضل]]! من این را نمی‌پذیرم، و آنچه را قبول می‌کنم، از روی نیاز من بدان است، و آن را قبول نمی‌کنم، مگر آن‌که بدان آنها [[پاک]] و [[تزکیه]] شوند. سپس آن بزرگوار فرمود: شنیدم پدرم می‌فرمود: هر کس یک سال بر او بگذرد و از مالش کم یا زیاد، هدیه‌ای به ما نرساند، [[خدای متعال]] در [[روز قیامت]] به او نظر نکند، مگر اینکه او را مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار دهد. پس از آن فرمود: ای مفضل! آن فرضی است از [[واجبات الهی]] بر [[پیروان]] ما که در کتابش آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، آمده است. پس ماییم [[بِرّ]] و [[تقوا]] و [[راه]] روشن [[هدایت]] و باب تقوا؛ خواسته ما از خدای متعال پرده و حجابی ندارد. به [[حلال]] و به حرامتان اکتفا کرده، پس آن را از او بخواهید و مبادا که از یکی از [[فقها]] سوال کنید آنچه را که مورد نیازتان نیست و آنچه را که خدای متعال بر شما پوشانده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۸؛ برهان، ص۱۸۴.</ref>.
#در [[تفسیر نمونه]] تحت عنوان: “انواع [[نجوا]] و سخنان درگوشی” از [[تفاسیر]] [[مجمع البیان]]، در المنثور و [[نورالثقلین]]، احادیثی را [[نقل]] کرده که ما عیناً آنها را در این جا ذکر می‌کنیم: در [[حدیثی]] از [[پیغمبر]]{{صل}} می‌خوانیم: {{متن حدیث|إِذَا كُنْتُمْ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَ اثْنَانِ دُونَ صاحبهما فَإِنَّ‏ ذَلِكَ‏ يَحْزُنُهُ‏}}؛ یعنی هنگامی که سه نفر باشید، دو نفر از شما جدای از شخص سوم، به [[نجوا]] نپردازد؛ چراکه این امر نفر سوم را [[غمگین]] می‌کند. در [[حدیث]] دیگری از [[ابوسعید خدری]] می‌خوانیم که او می‌گوید: ما برای [[اجرای دستورات پیامبر]]{{صل}} در شب‌ها که گاهی مطلب لازمی پیش می‌آید، به تناوب در نزدیکی [[اقامتگاه]] آن [[حضرت]] مراقب بودیم. یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن می‌گفتیم. [[پیامبر]]{{صل}} بیرون آمد و فرمود: {{متن حدیث|ما هذه النجوى؟ الم تنهوا عن النجوى؟}}؛ یعنی این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوا [[نهی]] نشده‌اید؟!. از [[روایات]] متعددی نیز استفاده می‌شود که [[شیطان]] برای غمگین ساختن [[مؤمنان]]، از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند، نه فقط از نجوا، بلکه گاه در عالم [[خواب]] صحنه‌هایی در برابر چشم او مجسم می‌کند که موجب [[اندوه]] او شود، و [[دستور]] داده شده است که مؤمنان در این گونه موارد، با [[پناه]] بردن به ذات [[پاک]] [[خدا]] و [[توکّل]] بر او، این گونه القائات [[شیطانی]] را از خود دور کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰۴-۳۱۰.</ref>
#در [[تفسیر نمونه]] تحت عنوان: “انواع [[نجوا]] و سخنان درگوشی” از [[تفاسیر]] [[مجمع البیان]]، در المنثور و [[نورالثقلین]]، احادیثی را [[نقل]] کرده که ما عیناً آنها را در این جا ذکر می‌کنیم: در [[حدیثی]] از [[پیغمبر]]{{صل}} می‌خوانیم: {{متن حدیث|إِذَا كُنْتُمْ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَ اثْنَانِ دُونَ صاحبهما فَإِنَّ‏ ذَلِكَ‏ يَحْزُنُهُ‏}}؛ یعنی هنگامی که سه نفر باشید، دو نفر از شما جدای از شخص سوم، به [[نجوا]] نپردازد؛ چراکه این امر نفر سوم را [[غمگین]] می‌کند. در [[حدیث]] دیگری از [[ابوسعید خدری]] می‌خوانیم که او می‌گوید: ما برای [[اجرای دستورات پیامبر]]{{صل}} در شب‌ها که گاهی مطلب لازمی پیش می‌آید، به تناوب در نزدیکی [[اقامتگاه]] آن [[حضرت]] مراقب بودیم. یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن می‌گفتیم. [[پیامبر]]{{صل}} بیرون آمد و فرمود: {{متن حدیث|ما هذه النجوى؟ الم تنهوا عن النجوى؟}}؛ یعنی این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوا [[نهی]] نشده‌اید؟!. از [[روایات]] متعددی نیز استفاده می‌شود که [[شیطان]] برای غمگین ساختن [[مؤمنان]]، از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند، نه فقط از نجوا، بلکه گاه در عالم [[خواب]] صحنه‌هایی در برابر چشم او مجسم می‌کند که موجب [[اندوه]] او شود، و [[دستور]] داده شده است که مؤمنان در این گونه موارد، با [[پناه]] بردن به ذات [[پاک]] [[خدا]] و [[توکّل]] بر او، این گونه القائات [[شیطانی]] را از خود دور کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۶.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰۴-۳۱۰.</ref>


==[[تدبر]] در [[آیات]] [[بِرّ]]==
==[[تدبر]] در [[آیات]] [[بِرّ]]==
خط ۱۲۱: خط ۱۲۱:
#{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>.
#{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۶.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۶.</ref>


====[[تدبر]] در [[آیات]] [[بِرّ]] به لحاظ تنوع ابعاد آن به ترتیب [[نزول]] آیات====
====[[تدبر]] در [[آیات]] [[بِرّ]] به لحاظ تنوع ابعاد آن به ترتیب [[نزول]] آیات====
خط ۱۳۴: خط ۱۳۴:
{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا * إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی * و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند * و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل * و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند * و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی * بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند * بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند * به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم» سوره انسان، آیه ۱۳-۲۳.</ref>.
{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا * إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی * و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند * و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل * و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند * و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی * بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند * بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند * به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم» سوره انسان، آیه ۱۳-۲۳.</ref>.


در [[سوره مطففین]] نیز این [[خوشی]] و [[شادابی]] را در آرمیدن آنان بر روی تخت‌ها و نوشیدنشان از [[رحیق مختوم]]، به نوعی دیگر توصیف فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ * تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ * وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * (نشسته) بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند* شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی * به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند * که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند * و آمیخته آن از (آب) تسنیم است * چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۲۲-۲۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۸.</ref>
در [[سوره مطففین]] نیز این [[خوشی]] و [[شادابی]] را در آرمیدن آنان بر روی تخت‌ها و نوشیدنشان از [[رحیق مختوم]]، به نوعی دیگر توصیف فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ * تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ * وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * (نشسته) بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند* شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی * به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند * که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند * و آمیخته آن از (آب) تسنیم است * چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۲۲-۲۸.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۸.</ref>


=====بعد سوم [[بِرّ]]=====
=====بعد سوم [[بِرّ]]=====
این بعد در دستیابی به بِرّ است و آن، اتخاذ [[راه]] خاص و روش صحیح در وصول به آن می‌باشد: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}. ورود به [[خانه]] از پشت آن، راهی ناصواب است و ورود به خانه یا خارج شدن از آن بدین شیوه، صحیح نبوده و به طور کلی چنین روشی [[بِرّ]] نیست؛ بلکه کار صحیح روش بِرّ آن است که ورود و خروج از همان جایی انجام یابد که معمار [[خانه]] به هنگام ساخت آن را برای چنین کاری در نظر گرفته و آن را مخصوص این کار گردانیده است. هر چند این [[آیه]] تنها به صدد بیان اتخاذ [[راه]] صحیح برای ورود به خانه و خروج از آن است، اما می‌توان از آن معیاری کلی‌تر برای ورود و وصول به هر کاری برداشت نمود. مؤید این مطلب، آن است که فعلیت دادن به هر امری، راه و روش ویژه به خود را دارد، و بِرّ آن است که برای انجام آن کار، همان راه و روش مخصوص به آن اتخاذ گردد. نکته مهم آن که: [[قرآن کریم]] در [[سوره مائده]]، ورود به خانه از راه و طریق خاص خودش را عامل [[پیروزی]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|...ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ}}<ref>«...از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref>. در [[سوره]] “ص” هم از گشوده بودن درب‌های [[جنات عدن]] که راه‌های اختصاصی و ورود [[متقین]] به [[بهشت]] است، سخن گفته: {{متن قرآن|هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ * جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«این یادکردی است؛ و پرهیزگاران را، سرانجامی، نیکوست * بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۴۹-۵۰.</ref>. و در سوره “زمر” نیز از ورود [[کافران]] به [[جهنم]] و جاودانگی‌شان در آن، و همین طور از راه‌های ورود خاص ایشان به آن سخن به میان آورده: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ * قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دسته‌دسته به سوی دوزخ گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما می‌خواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار می‌دادند؟ * گفته می‌شود: از درهای دوزخ درآیید که در آن جاودانید پس جایگاه کبرورزان، بد جایگاهی است» سوره زمر، آیه ۷۱-۷۲.</ref>. هم‌چنین برای ورود [[متقین]] از راه‌های اختصاصی به [[جنت]] و [[جاودانگی]] در آن آمده که: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۹.</ref>
این بعد در دستیابی به بِرّ است و آن، اتخاذ [[راه]] خاص و روش صحیح در وصول به آن می‌باشد: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}}. ورود به [[خانه]] از پشت آن، راهی ناصواب است و ورود به خانه یا خارج شدن از آن بدین شیوه، صحیح نبوده و به طور کلی چنین روشی [[بِرّ]] نیست؛ بلکه کار صحیح روش بِرّ آن است که ورود و خروج از همان جایی انجام یابد که معمار [[خانه]] به هنگام ساخت آن را برای چنین کاری در نظر گرفته و آن را مخصوص این کار گردانیده است. هر چند این [[آیه]] تنها به صدد بیان اتخاذ [[راه]] صحیح برای ورود به خانه و خروج از آن است، اما می‌توان از آن معیاری کلی‌تر برای ورود و وصول به هر کاری برداشت نمود. مؤید این مطلب، آن است که فعلیت دادن به هر امری، راه و روش ویژه به خود را دارد، و بِرّ آن است که برای انجام آن کار، همان راه و روش مخصوص به آن اتخاذ گردد. نکته مهم آن که: [[قرآن کریم]] در [[سوره مائده]]، ورود به خانه از راه و طریق خاص خودش را عامل [[پیروزی]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|...ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ}}<ref>«...از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref>. در [[سوره]] “ص” هم از گشوده بودن درب‌های [[جنات عدن]] که راه‌های اختصاصی و ورود [[متقین]] به [[بهشت]] است، سخن گفته: {{متن قرآن|هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ * جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«این یادکردی است؛ و پرهیزگاران را، سرانجامی، نیکوست * بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۴۹-۵۰.</ref>. و در سوره “زمر” نیز از ورود [[کافران]] به [[جهنم]] و جاودانگی‌شان در آن، و همین طور از راه‌های ورود خاص ایشان به آن سخن به میان آورده: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ * قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دسته‌دسته به سوی دوزخ گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما می‌خواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار می‌دادند؟ * گفته می‌شود: از درهای دوزخ درآیید که در آن جاودانید پس جایگاه کبرورزان، بد جایگاهی است» سوره زمر، آیه ۷۱-۷۲.</ref>. هم‌چنین برای ورود [[متقین]] از راه‌های اختصاصی به [[جنت]] و [[جاودانگی]] در آن آمده که: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۹.</ref>


=====بعد چهارم [[بِرّ]]=====
=====بعد چهارم [[بِرّ]]=====
خط ۱۴۳: خط ۱۴۳:
همین طور برای بذل انفاق، [[خدای متعال]] امر فرموده که این انفاق از دستاوردهای [[پاک]] و [[پاکیزه]] باشد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر می‌آوریم ببخشید.».. سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref>.
همین طور برای بذل انفاق، [[خدای متعال]] امر فرموده که این انفاق از دستاوردهای [[پاک]] و [[پاکیزه]] باشد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر می‌آوریم ببخشید.».. سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref>.


نیز فرموده است: هر چه از خیر و [[نیکی]] انفاق کنید، برای خودتان خواهاد بود: {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ}}<ref>«رهنمود آنان با تو نیست بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند و هر دارایی که ببخشید به سود خود شماست و جز برای خشنودی خداوند، نمی‌بخشید» سوره بقره، آیه ۲۷۲.</ref>. و این که: و هر چه از خیر و [[نیکی]] در [[راه خدا]] [[انفاق]] کنید، به شما تمام و کامل پرداخت خواهد شد: {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«رهنمود آنان با تو نیست بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند و هر دارایی که ببخشید به سود خود شماست و جز برای خشنودی خداوند، نمی‌بخشید» سوره بقره، آیه ۲۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. همچنین فرموده است: هرچه انفاق کنید، عوض آن را به شما خواهد داد و او [[بهترین]] روزی‌دهندگان است: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را می‌دهد؛ و او بهترین روزی‌دهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۰.</ref>
نیز فرموده است: هر چه از خیر و [[نیکی]] انفاق کنید، برای خودتان خواهاد بود: {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ}}<ref>«رهنمود آنان با تو نیست بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند و هر دارایی که ببخشید به سود خود شماست و جز برای خشنودی خداوند، نمی‌بخشید» سوره بقره، آیه ۲۷۲.</ref>. و این که: و هر چه از خیر و [[نیکی]] در [[راه خدا]] [[انفاق]] کنید، به شما تمام و کامل پرداخت خواهد شد: {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«رهنمود آنان با تو نیست بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند و هر دارایی که ببخشید به سود خود شماست و جز برای خشنودی خداوند، نمی‌بخشید» سوره بقره، آیه ۲۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. همچنین فرموده است: هرچه انفاق کنید، عوض آن را به شما خواهد داد و او [[بهترین]] روزی‌دهندگان است: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را می‌دهد؛ و او بهترین روزی‌دهندگان است» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۰.</ref>


=====بعد پنجم [[برّ]]=====
=====بعد پنجم [[برّ]]=====
این بُعد آن است که هر چند از [[نجوا]] نمودن برای [[گناه]]، [[تجاوز]] و [[نافرمانی]] از [[پیامبر]]{{صل}}، [[نهی]] شده، اما به نجوا نمودن برای [[بِرّ]] و [[تقوا]] امر شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمن‌خویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید!» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
این بُعد آن است که هر چند از [[نجوا]] نمودن برای [[گناه]]، [[تجاوز]] و [[نافرمانی]] از [[پیامبر]]{{صل}}، [[نهی]] شده، اما به نجوا نمودن برای [[بِرّ]] و [[تقوا]] امر شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمن‌خویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید!» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
از آیه‌ای از [[سوره مجادله]] بر می‌آید که اصولاً نجوا نمودن کاری [[شیطانی]] بوده و برای محزون ساختن [[مؤمنین]] انجام می‌گیرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا...}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند.».. سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>.
از آیه‌ای از [[سوره مجادله]] بر می‌آید که اصولاً نجوا نمودن کاری [[شیطانی]] بوده و برای محزون ساختن [[مؤمنین]] انجام می‌گیرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا...}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند.».. سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>.
نیز در [[سوره نساء]] فرموده: خیری در بیشتر نجواها نیست، مگر نجوایی که در آن امر به [[صدقه]] یا [[کار نیک]] و یا [[اصلاح بین مردم]] باشد: {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>
نیز در [[سوره نساء]] فرموده: خیری در بیشتر نجواها نیست، مگر نجوایی که در آن امر به [[صدقه]] یا [[کار نیک]] و یا [[اصلاح بین مردم]] باشد: {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>


=====بعد ششم [[بِرّ]]=====
=====بعد ششم [[بِرّ]]=====
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش