بنی امیه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '== پرسش‌های وابسته == ==' به '==')
خط ۴۸: خط ۴۸:
در پی بسته شدن [[پیمان عقبه]] دوم و فراهم شدن زمینه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به یثرب، [[امویان]] به [[مصادره]] [[دارایی]] برخی از [[مهاجران]] همپیمان خود ([[بنو جحش]]) مبادرت کردند. در این میان<ref>اخبار مکه،، ج ۲، ص ۲۴۴ ـ ۲۴۵؛ المنمق، ص ۲۳۸؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۹۹.</ref>، [[ابوسفیان]] [[رئیس]] [[بنی امیه]] نیز طی نامه‌‌ای [[مردم]] یثرب را به سبب [[پناه دادن]] رسول خدا [[نکوهش]] کرد<ref> المحبر، ص ۲۷۱.</ref>. وی از این پس جز در [[نبرد]] [[بدر]]، در تمام توطئه‌‌ها و [[اقدامات نظامی]] ـ [[سیاسی]] بر ضدّ پیامبر{{صل}}، [[رهبری]] و [[فرماندهی]] [[قریش]] را بر عهده داشت<ref>جمهرة النسب، ص ۴۹؛ انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۲.</ref>.
در پی بسته شدن [[پیمان عقبه]] دوم و فراهم شدن زمینه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به یثرب، [[امویان]] به [[مصادره]] [[دارایی]] برخی از [[مهاجران]] همپیمان خود ([[بنو جحش]]) مبادرت کردند. در این میان<ref>اخبار مکه،، ج ۲، ص ۲۴۴ ـ ۲۴۵؛ المنمق، ص ۲۳۸؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۹۹.</ref>، [[ابوسفیان]] [[رئیس]] [[بنی امیه]] نیز طی نامه‌‌ای [[مردم]] یثرب را به سبب [[پناه دادن]] رسول خدا [[نکوهش]] کرد<ref> المحبر، ص ۲۷۱.</ref>. وی از این پس جز در [[نبرد]] [[بدر]]، در تمام توطئه‌‌ها و [[اقدامات نظامی]] ـ [[سیاسی]] بر ضدّ پیامبر{{صل}}، [[رهبری]] و [[فرماندهی]] [[قریش]] را بر عهده داشت<ref>جمهرة النسب، ص ۴۹؛ انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۲.</ref>.


در [[غزوه بدر]] (سال دوم) که در غیاب ابوسفیان رخ داد، شمار قابل توجهی از بنی عبد شمس و [[بنی امیه]] و همپیمانانشان حضور داشتند <ref>الآحاد والمثانی، ج ۱، ص ۲۶۲.</ref>. از کشته شدگان بنی‌‌امیه در این [[نبرد]] می‌‌توان به [[حنظلة ‌‌بن ابی سفیان]]<ref>السیرة‌‌النبویه، ج ۳، ص ۱۲۳؛ الارشاد، ج ۱، ص ۶۹؛ بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۳۶۱.</ref> و [[عقبة بن ابی معیط]]<ref> النزاع والتخاصم، ص ۴۲.</ref> و از کشتگان عبشمی‌ها به [[عتبة بن ربیعه]] و برادرش [[شیبه]]، پسرش [[ولید]] (اینان در آغاز نبرد در [[جنگ]] تن به تن کشته شدند) و نیز [[عاص]] و [[عبیده]] [[پسران]] [[سعید بن عاص]] <ref>تاریخ دمشق، ج ۶، ص ۱۲۹؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۱۹۹.</ref> اشاره کرد؛ همچنین از این دو مجموعه، ۱۲‌‌تن [[اسیر]] شدند<ref>سبل الهدی، ج ۴، ص ۷۸.</ref> [[عمرو]] فرزند [[ابوسفیان]]<ref> اسدالغابه، ج ۲، ص ۴۶۵؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص ۲۰۰.</ref> و [[حارث بن ابی وجزه]]<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۴.</ref> هر دو از بنی‌‌امیه و [[ابوالعاص بن ربیع عبشمی]] داماد [[رسول خدا]]<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۶۵۳.</ref> از جمله [[اسیران]] بودند. [[ابن هشام]] اسرای همپیمان ایشان را ۷ تن ذکر کرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۴.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
در [[غزوه بدر]] (سال دوم) که در غیاب ابوسفیان رخ داد، شمار قابل توجهی از بنی عبد شمس و [[بنی امیه]] و همپیمانانشان حضور داشتند <ref>الآحاد والمثانی، ج ۱، ص ۲۶۲.</ref>. از کشته شدگان بنی‌‌امیه در این [[نبرد]] می‌‌توان به [[حنظلة ‌‌بن ابی سفیان]]<ref>السیرة‌‌النبویه، ج ۳، ص ۱۲۳؛ الارشاد، ج ۱، ص ۶۹؛ بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۳۶۱.</ref> و [[عقبة بن ابی معیط]]<ref> النزاع والتخاصم، ص ۴۲.</ref> و از کشتگان عبشمی‌ها به [[عتبة بن ربیعه]] و برادرش [[شیبه]]، پسرش [[ولید]] (اینان در آغاز نبرد در [[جنگ]] تن به تن کشته شدند) و نیز [[عاص]] و [[عبیده]] [[پسران]] [[سعید بن عاص]] <ref>تاریخ دمشق، ج ۶، ص ۱۲۹؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۱۹۹.</ref> اشاره کرد؛ همچنین از این دو مجموعه، ۱۲‌‌تن [[اسیر]] شدند<ref>سبل الهدی، ج ۴، ص ۷۸.</ref> [[عمرو]] فرزند [[ابوسفیان]]<ref> اسدالغابه، ج ۲، ص ۴۶۵؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص ۲۰۰.</ref> و [[حارث بن ابی وجزه]]<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۴.</ref> هر دو از بنی‌‌امیه و [[ابوالعاص بن ربیع عبشمی]] داماد [[رسول خدا]]<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۶۵۳.</ref> از جمله [[اسیران]] بودند. [[ابن هشام]] اسرای همپیمان ایشان را ۷ تن ذکر کرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۴.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==از [[بدر]] تا [[فتح مکه]]==
==از [[بدر]] تا [[فتح مکه]]==
خط ۶۱: خط ۶۱:
پیامبر اعظم{{صل}} در حالی از [[دنیا]] رفت که چند تن از [[امویان]] را [[کارگزار]] خود قرار داده بود؛ [[عتاب بن اسید]] در [[مکه]]<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۶۰؛ الانساب ج ۱، ص ۱۵۹، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۲.</ref>، [[عمرو بن سعید بن عاص]] در [[وادی القری]]<ref> فتوح البلدان، ج ۱، ص ۴۰؛ تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۲۴ - ۲۵.</ref> و پسرانش [[ابان]] و [[خالد بن سعید]] در مناطقی از [[یمن]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۲۹؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۸۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۲؛ تاریخ طبری ج ۲، ص ۱۹۹.</ref> یا [[بحرین]]<ref>البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۲۷۶؛ ج ۷، ص ۲۷؛ النزاع والتخاصم، ص ۷۲؛ تاریخ دمشق، ج ۶، ص ۱۳۷.</ref> کارگزار بودند. ابوسفیان نیز [[مأمور]] جمع‌‌آوری [[خراج]] [[نجران]] بود<ref> انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۲؛ المحبر، ص ۱۲۶؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۱۲۳.</ref>.
پیامبر اعظم{{صل}} در حالی از [[دنیا]] رفت که چند تن از [[امویان]] را [[کارگزار]] خود قرار داده بود؛ [[عتاب بن اسید]] در [[مکه]]<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۶۰؛ الانساب ج ۱، ص ۱۵۹، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۲.</ref>، [[عمرو بن سعید بن عاص]] در [[وادی القری]]<ref> فتوح البلدان، ج ۱، ص ۴۰؛ تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۲۴ - ۲۵.</ref> و پسرانش [[ابان]] و [[خالد بن سعید]] در مناطقی از [[یمن]]<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۲۹؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۸۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۲؛ تاریخ طبری ج ۲، ص ۱۹۹.</ref> یا [[بحرین]]<ref>البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۲۷۶؛ ج ۷، ص ۲۷؛ النزاع والتخاصم، ص ۷۲؛ تاریخ دمشق، ج ۶، ص ۱۳۷.</ref> کارگزار بودند. ابوسفیان نیز [[مأمور]] جمع‌‌آوری [[خراج]] [[نجران]] بود<ref> انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۲؛ المحبر، ص ۱۲۶؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۱۲۳.</ref>.


[[منابع اسلامی]] سخنانی از پیامبر{{صل}} درباره بنی‌‌امیه [[نقل]] کرده‌‌اند؛ از جمله آنکه آن [[حضرت]] فرمود: "وای بر بنی‌‌امیه"<ref>{{متن حدیث|وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ }}؛ اسد الغابه، ج ۲،ص ۴۶؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۶۰۰؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۸۴؛ الاصابه، ج ۲، ص ۱۰۴.</ref>. نیز بنا به [[نقلی]] [[رسول خدا]] آنان را از بدترین و شرورترین [[قبایل عرب]]<ref>سبل الهدی ج ۱۰، ص ۱۲۳؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۷۶؛ النصائح الکافیه، ص ۱۳۹.</ref> و دشمن‌‌ترین آنان نسبت به [[بنی هاشم]] معرفی کرد<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۴۸۷؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۴۶۹؛ سبل الهدی، ج ۱۰، ص ۱۵۲.</ref>. مشخص نیست [[نقل]] قول‌های یاد شده به چه دوره‌‌ای باز می‌‌گردد. چنانچه به پیش از [[پذیرش اسلام]] ایشان مربوط باشد، حکایت از [[دشمنی]] پیشین آنان با [[پیامبر]] دارد. شاید ناظر به وضعیت آنها پس از [[اسلام]] آوردنشان نباشد، به ویژه آنکه این چنین سخنانی برخلاف [[رفتار پیامبر]] با بنی‌‌امیه پس از [[فتح مکه]] است و می‌‌توانست بر دشمنی ایشان بیفزاید. احتمال آن نیز وجود دارد که این سخنان، [[پیشگویی]] پیامبرانه باشد و از اقدام‌های بعدی ایشان پرده بردارد، چنان که بیشتر [[محدثان]] و مورخان به این سخن رسول خدا اشاره دارند که فرمود: "هرگاه [[فرزندان]] [[ابو العاص]] (یا بنی‌‌امیه) به تعداد ۳۰ یا ۴۰ تن برسند، سرزمین‌های [[خدا]] را چون مِلْک شخصی زیر [[فرمان]] و [[بندگان خدا]] را چاکران و [[دین خدا]] را به دغل بازی خواهند گرفت».<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۴۸۰؛ المعجم الصغیر، ج ۲، ص ۱۳۵؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۱۲۶.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
[[منابع اسلامی]] سخنانی از پیامبر{{صل}} درباره بنی‌‌امیه [[نقل]] کرده‌‌اند؛ از جمله آنکه آن [[حضرت]] فرمود: "وای بر بنی‌‌امیه"<ref>{{متن حدیث|وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ }}؛ اسد الغابه، ج ۲،ص ۴۶؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۶۰۰؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۸۴؛ الاصابه، ج ۲، ص ۱۰۴.</ref>. نیز بنا به [[نقلی]] [[رسول خدا]] آنان را از بدترین و شرورترین [[قبایل عرب]]<ref>سبل الهدی ج ۱۰، ص ۱۲۳؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۷۶؛ النصائح الکافیه، ص ۱۳۹.</ref> و دشمن‌‌ترین آنان نسبت به [[بنی هاشم]] معرفی کرد<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۴۸۷؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۴۶۹؛ سبل الهدی، ج ۱۰، ص ۱۵۲.</ref>. مشخص نیست [[نقل]] قول‌های یاد شده به چه دوره‌‌ای باز می‌‌گردد. چنانچه به پیش از [[پذیرش اسلام]] ایشان مربوط باشد، حکایت از [[دشمنی]] پیشین آنان با [[پیامبر]] دارد. شاید ناظر به وضعیت آنها پس از [[اسلام]] آوردنشان نباشد، به ویژه آنکه این چنین سخنانی برخلاف [[رفتار پیامبر]] با بنی‌‌امیه پس از [[فتح مکه]] است و می‌‌توانست بر دشمنی ایشان بیفزاید. احتمال آن نیز وجود دارد که این سخنان، [[پیشگویی]] پیامبرانه باشد و از اقدام‌های بعدی ایشان پرده بردارد، چنان که بیشتر [[محدثان]] و مورخان به این سخن رسول خدا اشاره دارند که فرمود: "هرگاه [[فرزندان]] [[ابو العاص]] (یا بنی‌‌امیه) به تعداد ۳۰ یا ۴۰ تن برسند، سرزمین‌های [[خدا]] را چون مِلْک شخصی زیر [[فرمان]] و [[بندگان خدا]] را چاکران و [[دین خدا]] را به دغل بازی خواهند گرفت».<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۴۸۰؛ المعجم الصغیر، ج ۲، ص ۱۳۵؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۱۲۶.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==[[بنی امیه]] پس از پیامبر{{صل}}==
==[[بنی امیه]] پس از پیامبر{{صل}}==
خط ۷۲: خط ۷۲:
[[جرج جرداق]] در تعبیری کوتاه و کار آمد می‌‌گوید: در [[زمان]] عثمان، بنی امیه هم کلید [[بیت المال]] را در دست گرفتند و هم [[شمشیر]] [[سلطان]] را.<ref> الامام علی{{ع}} الصوت العدالة الانسانیه، ج ۱، ص ۱۸.</ref>عثمان به پشتوانه بنی‌‌امیه برخی [[صحابه]] گرانقدر چون [[ابوذر]]، [[عمار]] و [[ابن مسعود]] را آزرد.<ref> الامامة والسیاسه، ج ۱، ص ۵۱؛ تاریخ المدینه، ج ۳، ص ۱۰۹۹.</ref> در نتیجه، عملکرد نامناسب آنان، موجی از [[نارضایتی]] را در میان [[مسلمانان]] فراهم آورده و موجب [[قیام]] در برابر عثمان شد.
[[جرج جرداق]] در تعبیری کوتاه و کار آمد می‌‌گوید: در [[زمان]] عثمان، بنی امیه هم کلید [[بیت المال]] را در دست گرفتند و هم [[شمشیر]] [[سلطان]] را.<ref> الامام علی{{ع}} الصوت العدالة الانسانیه، ج ۱، ص ۱۸.</ref>عثمان به پشتوانه بنی‌‌امیه برخی [[صحابه]] گرانقدر چون [[ابوذر]]، [[عمار]] و [[ابن مسعود]] را آزرد.<ref> الامامة والسیاسه، ج ۱، ص ۵۱؛ تاریخ المدینه، ج ۳، ص ۱۰۹۹.</ref> در نتیجه، عملکرد نامناسب آنان، موجی از [[نارضایتی]] را در میان [[مسلمانان]] فراهم آورده و موجب [[قیام]] در برابر عثمان شد.


برخلاف [[معاویه]] که در ماجرای محاصره عثمان هیچ [[اقدام]] مؤثری در حمایت از وی نکرد،<ref>الجمل، ص ۷۳.</ref> [[امویان]] ساکن در [[مدینه]] از عثمان حمایت کردند و با طولانی شدن محاصره، امویان [[تصمیم]] گرفتند عثمان را شبانه به [[مکه]] بفرستند؛ اما نقشه آنان با [[آگاهی]] قیام کنندگان خنثا شد.<ref> الجمل، ۷۵.</ref> امویان مدینه پس از [[قتل عثمان]]، از [[ترس]] به [[ام حبیبه دختر ابوسفیان]] و [[همسر رسول خدا]] [[پناه]] برده، نزد او پنهان شدند <ref> الغدیر، ج ۹، ص ۱۹۸.</ref> و پس از آن به [[شام]]<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۱۵۱؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۹۸.</ref> یا [[مکه]] گریختند <ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۰۰؛ تجارب الامم، ج ۱، ص ۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
برخلاف [[معاویه]] که در ماجرای محاصره عثمان هیچ [[اقدام]] مؤثری در حمایت از وی نکرد،<ref>الجمل، ص ۷۳.</ref> [[امویان]] ساکن در [[مدینه]] از عثمان حمایت کردند و با طولانی شدن محاصره، امویان [[تصمیم]] گرفتند عثمان را شبانه به [[مکه]] بفرستند؛ اما نقشه آنان با [[آگاهی]] قیام کنندگان خنثا شد.<ref> الجمل، ۷۵.</ref> امویان مدینه پس از [[قتل عثمان]]، از [[ترس]] به [[ام حبیبه دختر ابوسفیان]] و [[همسر رسول خدا]] [[پناه]] برده، نزد او پنهان شدند <ref> الغدیر، ج ۹، ص ۱۹۸.</ref> و پس از آن به [[شام]]<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۱۵۱؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۹۸.</ref> یا [[مکه]] گریختند <ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۰۰؛ تجارب الامم، ج ۱، ص ۴۶۹.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==[[بنی امیه]] و [[امام علی]]{{ع}}==
==[[بنی امیه]] و [[امام علی]]{{ع}}==
خط ۸۷: خط ۸۷:
[[حکومت امویان]]، از آغاز با چالش‌هایی رو به رو شد. [[علویان]] و هواداران ایشان، [[خوارج]] و [[عباسیان]] هریک جنبش‌هایی را برضد بنی‌‌امیه به [[راه]] انداختند. [[قیام]] [[حجر بن عدی]] (در دوران [[معاویه]])، قیام‌های [[امام حسین]]{{ع}}، [[ابن‌‌زبیر]]، [[مختار]]، [[توابین]]، [[زید بن علی]]، [[یحیی بن زید]]، [[عبدالله بن معاویه]] و قیام‌های متعدد خوارج از جمله آنهاست. در نهایت، [[نهضت]] عباسیان با تکیه بر قوای [[خراسانی]] و با [[شعار]] {{عربی|" اَلرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ "}} تومار حکومت امویان را به [[سال ۱۳۲ هجری]] [[درهم]] پیچید.
[[حکومت امویان]]، از آغاز با چالش‌هایی رو به رو شد. [[علویان]] و هواداران ایشان، [[خوارج]] و [[عباسیان]] هریک جنبش‌هایی را برضد بنی‌‌امیه به [[راه]] انداختند. [[قیام]] [[حجر بن عدی]] (در دوران [[معاویه]])، قیام‌های [[امام حسین]]{{ع}}، [[ابن‌‌زبیر]]، [[مختار]]، [[توابین]]، [[زید بن علی]]، [[یحیی بن زید]]، [[عبدالله بن معاویه]] و قیام‌های متعدد خوارج از جمله آنهاست. در نهایت، [[نهضت]] عباسیان با تکیه بر قوای [[خراسانی]] و با [[شعار]] {{عربی|" اَلرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ "}} تومار حکومت امویان را به [[سال ۱۳۲ هجری]] [[درهم]] پیچید.


با [[سقوط]] [[حکومت اموی]]، کسان بسیاری از [[بنی امیه]] به دست عباسیان کشته شدند <ref>الامامة والسیاسه، ج ۲، ص ۱۶۶ ـ ۱۶۸؛ المحبر، ۴۸۵؛ الاغانی، ج ۴، ص ۳۴۳ ـ ۳۵۱.</ref> و یکی از [[امویان]] به [[اندلس]] که حدود ۳۰ سال قبل [[فتح]] شده بود گریخت و در آنجا [[حکومتی]] تأسیس کرد که به حکومت امویان اندلس [[شهرت]] یافت و حدود سه قرن دوام آورد <ref>التنبیه والاشراف، ص ۲۸۵.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
با [[سقوط]] [[حکومت اموی]]، کسان بسیاری از [[بنی امیه]] به دست عباسیان کشته شدند <ref>الامامة والسیاسه، ج ۲، ص ۱۶۶ ـ ۱۶۸؛ المحبر، ۴۸۵؛ الاغانی، ج ۴، ص ۳۴۳ ـ ۳۵۱.</ref> و یکی از [[امویان]] به [[اندلس]] که حدود ۳۰ سال قبل [[فتح]] شده بود گریخت و در آنجا [[حکومتی]] تأسیس کرد که به حکومت امویان اندلس [[شهرت]] یافت و حدود سه قرن دوام آورد <ref>التنبیه والاشراف، ص ۲۸۵.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==بنی امیه در [[شأن نزول]] [[آیات]]==
==بنی امیه در [[شأن نزول]] [[آیات]]==
خط ۱۳۱: خط ۱۳۱:
#در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}}<ref>«همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست می‌گزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان می‌جویند با آنکه بی‌گمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref> [[خداوند]] کسانی را که برای رسیدن به [[عزت]]، [[کافران]] را اولیای خود قرار داده، از [[مؤمنان]] دوری می‌‌گزینند [[توبیخ]] کرده است. برخی [[تفاسیر]] [[روایی]] این آیه را درباره بنی امیه می‌‌دانند، آنگاه که در [[مقام]] [[مخالفت با پیامبر]] [[تصمیم]] گرفتند امر [[خلافت]] را به بنی‌‌هاشم باز نگردانند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۸۴؛ البرهان، ج ۲، ص ۱۸۹.</ref> این [[تطبیق]] دلالت دارد که بنی امیه با دستیابی به خلافت و [[حکومت]] به هیچ عزت [[حقیقی]] [[دست]] نخواهند یافت.
#در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}}<ref>«همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست می‌گزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان می‌جویند با آنکه بی‌گمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref> [[خداوند]] کسانی را که برای رسیدن به [[عزت]]، [[کافران]] را اولیای خود قرار داده، از [[مؤمنان]] دوری می‌‌گزینند [[توبیخ]] کرده است. برخی [[تفاسیر]] [[روایی]] این آیه را درباره بنی امیه می‌‌دانند، آنگاه که در [[مقام]] [[مخالفت با پیامبر]] [[تصمیم]] گرفتند امر [[خلافت]] را به بنی‌‌هاشم باز نگردانند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۸۴؛ البرهان، ج ۲، ص ۱۸۹.</ref> این [[تطبیق]] دلالت دارد که بنی امیه با دستیابی به خلافت و [[حکومت]] به هیچ عزت [[حقیقی]] [[دست]] نخواهند یافت.
#در ذیل آیه {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا}}<ref>«و به شب چون آن را فرا پوشاند،» سوره شمس، آیه ۴.</ref> آمده است که مقصود بنی امیه است. این تطبیق و [[تأویل]] بنی‌‌امیه را افرادی [[گمراه]] معرفی می‌‌کند که در [[تاریکی]] [[گمراهی]] فرو رفته‌‌اند، چنان که تاریکی[[شب]] همه جا را فرا می‌‌گیرد.<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۶۱.</ref>
#در ذیل آیه {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا}}<ref>«و به شب چون آن را فرا پوشاند،» سوره شمس، آیه ۴.</ref> آمده است که مقصود بنی امیه است. این تطبیق و [[تأویل]] بنی‌‌امیه را افرادی [[گمراه]] معرفی می‌‌کند که در [[تاریکی]] [[گمراهی]] فرو رفته‌‌اند، چنان که تاریکی[[شب]] همه جا را فرا می‌‌گیرد.<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۶۱.</ref>
#در ذیل آیه {{متن قرآن|عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}}<ref>«باشد که پروردگارتان بر شما بخشایش آورد و اگر (به نافرمانی) بازگردید ما نیز باز می‌گردیم و دوزخ را زندان کافران قرار داده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۸.</ref> آمده است که خداوند به بنی‌‌امیه خطاب کرده است که اگر شما دوباره با آوردن [[سفیانی]] به ادامه [[اعمال]] پیشین خود بازگردید، ما نیز [[قائم]]{{ع}} را باز خواهیم گرداند. سپس در [[آیات]] بعد درباره بنی امیه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«و برای آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند عذابی دردناک آماده کرده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۱۰.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۴؛ البرهان، ج ۳، ص ۵۰۸ ـ ۵۰۹.</ref>
#در ذیل آیه {{متن قرآن|عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}}<ref>«باشد که پروردگارتان بر شما بخشایش آورد و اگر (به نافرمانی) بازگردید ما نیز باز می‌گردیم و دوزخ را زندان کافران قرار داده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۸.</ref> آمده است که خداوند به بنی‌‌امیه خطاب کرده است که اگر شما دوباره با آوردن [[سفیانی]] به ادامه [[اعمال]] پیشین خود بازگردید، ما نیز [[قائم]]{{ع}} را باز خواهیم گرداند. سپس در [[آیات]] بعد درباره بنی امیه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«و برای آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند عذابی دردناک آماده کرده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۱۰.</ref><ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۴؛ البرهان، ج ۳، ص ۵۰۸ ـ ۵۰۹.</ref>
#در روایتی [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ}}<ref>«اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹.</ref> [[اهل بیت]]{{ع}} و بنی امیه دانسته شده است. در این [[آیه شریفه]] از دو [[خصم]] یاد شده که درباره پروردگارشان به [[خصومت]] پرداختند و برای یکی از دو خصم که به [[خداوند]] [[کفر]] ورزیدند لباسی از [[آتش]] [[بریده]] شده است. در این [[روایت]] آمده است که ما ([[اهل ‌‌بیت]]{{ع}}) گفتیم: خداوند راست گفته است، و [[بنی امیه]] گفتند: خداوند[[دروغ]] گفته است و آن گروهی که کفر ورزیدند بنی امیه بودند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۸۰؛ البرهان، ج ۳، ص ۸۶۲.</ref> در روایت دیگری از [[ابوذر]] آمده است که [[آیه]] فوق درباره دو گروه سه نفره که در [[جنگ بدر]] رو در روی یکدیگر به [[مبارزه]] پرداختند فرود آمده است: در یک سو [[حمزه]]، [[عبیدة بن حارث]] و [[علی‌‌ بن ابی طالب]]{{ع}}، و در سوی دیگر دو فرزند [[ربیعه]]، یعنی [[عتبه]] و [[شیبه]] و [[ولید بن عتبه]] که هر سه از [[عبد شمس]] هستند و بنی‌‌امیه از زیر شاخه‌‌های آنان‌اند.<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص ۱۸ ـ ۲۰.</ref>
#در روایتی [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ}}<ref>«اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹.</ref> [[اهل بیت]]{{ع}} و بنی امیه دانسته شده است. در این [[آیه شریفه]] از دو [[خصم]] یاد شده که درباره پروردگارشان به [[خصومت]] پرداختند و برای یکی از دو خصم که به [[خداوند]] [[کفر]] ورزیدند لباسی از [[آتش]] [[بریده]] شده است. در این [[روایت]] آمده است که ما ([[اهل ‌‌بیت]]{{ع}}) گفتیم: خداوند راست گفته است، و [[بنی امیه]] گفتند: خداوند[[دروغ]] گفته است و آن گروهی که کفر ورزیدند بنی امیه بودند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۸۰؛ البرهان، ج ۳، ص ۸۶۲.</ref> در روایت دیگری از [[ابوذر]] آمده است که [[آیه]] فوق درباره دو گروه سه نفره که در [[جنگ بدر]] رو در روی یکدیگر به [[مبارزه]] پرداختند فرود آمده است: در یک سو [[حمزه]]، [[عبیدة بن حارث]] و [[علی‌‌ بن ابی طالب]]{{ع}}، و در سوی دیگر دو فرزند [[ربیعه]]، یعنی [[عتبه]] و [[شیبه]] و [[ولید بن عتبه]] که هر سه از [[عبد شمس]] هستند و بنی‌‌امیه از زیر شاخه‌‌های آنان‌اند.<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص ۱۸ ـ ۲۰.</ref>
#در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}} در آیه {{متن قرآن|أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ}}<ref>«یا چون تاریکی‌هایی است در دریایی ژرف که موجی فرا موجی، فراز آن ابری آن را فرو می‌پوشد، تاریکی‌هایی است پشت بر پشت  که اگر کسی دست خویش را بر آورد دشوار آن را ببیند، و آنکه خداوند برای او فروغی ننهاده است فروغی نخواهد داشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> به [[معاویه]] و [[یزید]] و فتنه‌‌های بنی امیه [[تأویل]] شده است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۱۹۵؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۰۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۹.</ref> {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً}}<ref>«و کردارهای کافران چون سرابی است در بیابانی خشک که تشنه آن را آب می‌پندارد » سوره نور، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا}}<ref>«یا چون تاریکی‌هایی است در دریایی ژرف که موجی فرا موجی، فراز آن ابری آن را فرو می‌پوشد، تاریکی‌هایی است پشت بر پشت  که اگر کسی دست خویش را بر آورد دشوار آن را ببیند» سوره نور، آیه ۴۰.</ref>. در این آیه شریفه [[اعمال]] [[کافران]] به حجاب‌های ظلمانیِ انباشته شده بر روی هم [[تشبیه]] شده است که بر دلهای کافران قرار گرفته و مانع تابیدن نور [[معرفت]] بر آن می‌‌شود.
#در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}} در آیه {{متن قرآن|أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ}}<ref>«یا چون تاریکی‌هایی است در دریایی ژرف که موجی فرا موجی، فراز آن ابری آن را فرو می‌پوشد، تاریکی‌هایی است پشت بر پشت  که اگر کسی دست خویش را بر آورد دشوار آن را ببیند، و آنکه خداوند برای او فروغی ننهاده است فروغی نخواهد داشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> به [[معاویه]] و [[یزید]] و فتنه‌‌های بنی امیه [[تأویل]] شده است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۱۹۵؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۰۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۹.</ref> {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً}}<ref>«و کردارهای کافران چون سرابی است در بیابانی خشک که تشنه آن را آب می‌پندارد» سوره نور، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا}}<ref>«یا چون تاریکی‌هایی است در دریایی ژرف که موجی فرا موجی، فراز آن ابری آن را فرو می‌پوشد، تاریکی‌هایی است پشت بر پشت  که اگر کسی دست خویش را بر آورد دشوار آن را ببیند» سوره نور، آیه ۴۰.</ref>. در این آیه شریفه [[اعمال]] [[کافران]] به حجاب‌های ظلمانیِ انباشته شده بر روی هم [[تشبیه]] شده است که بر دلهای کافران قرار گرفته و مانع تابیدن نور [[معرفت]] بر آن می‌‌شود.
#در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} مقصود از کافران در آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ}}<ref>«و بدین‌گونه فرمان پروردگارت بر کافران به حقیقت پیوسته است که آنان دوزخی‌اند» سوره غافر، آیه ۶.</ref> که [[اهل]] آتش بودن آنان از سوی خداوندثابت شده است، بنی امیه معرفی شده‌‌اند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۵۹؛ نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۱۱؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۴۷.</ref>
#در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} مقصود از کافران در آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ}}<ref>«و بدین‌گونه فرمان پروردگارت بر کافران به حقیقت پیوسته است که آنان دوزخی‌اند» سوره غافر، آیه ۶.</ref> که [[اهل]] آتش بودن آنان از سوی خداوندثابت شده است، بنی امیه معرفی شده‌‌اند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۵۹؛ نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۱۱؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۴۷.</ref>
#مقصود از [[کافران]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ}}<ref>«به کافران ندا می‌دهند که دشمنی خداوند، بزرگ‌تر از دشمنی شما با خودتان است  که به ایمان فرا خوانده می‌شدید امّا شما کفر می‌ورزیدید» سوره غافر، آیه ۱۰.</ref> نیز که در [[قیامت]] آنان را صدا می‌‌زنند که [[خشم خداوند]] نسبت به شما از [[خشم]] خودتان نسبت به یکدیگر بزرگ‌‌تر و بیشتر است، بنی‌‌امیه معرفی شده‌‌اند، زیرا به [[تصدیق]] [[ولایت علی]]{{ع}} فراخوانده شدند؛ ولی آن را [[انکار]] کردند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۸۲؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۴۸ ـ ۷۴۹.</ref>
#مقصود از [[کافران]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ}}<ref>«به کافران ندا می‌دهند که دشمنی خداوند، بزرگ‌تر از دشمنی شما با خودتان است  که به ایمان فرا خوانده می‌شدید امّا شما کفر می‌ورزیدید» سوره غافر، آیه ۱۰.</ref> نیز که در [[قیامت]] آنان را صدا می‌‌زنند که [[خشم خداوند]] نسبت به شما از [[خشم]] خودتان نسبت به یکدیگر بزرگ‌‌تر و بیشتر است، بنی‌‌امیه معرفی شده‌‌اند، زیرا به [[تصدیق]] [[ولایت علی]]{{ع}} فراخوانده شدند؛ ولی آن را [[انکار]] کردند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۸۲؛ البرهان، ج ۴، ص ۷۴۸ ـ ۷۴۹.</ref>
خط ۱۴۰: خط ۱۴۰:
#در [[تفسیر قمی]] نزول [[آیات]] {{متن قرآن|فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ}}<ref>«پس به زودی می‌بینی و خواهند دید؛که کدام‌یک از شما دیوانه‌اید» سوره قلم، آیه ۵.-۶</ref> در [[شأن]] بنی‌‌امیه دانسته شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۹۸؛ نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۲.</ref>
#در [[تفسیر قمی]] نزول [[آیات]] {{متن قرآن|فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ}}<ref>«پس به زودی می‌بینی و خواهند دید؛که کدام‌یک از شما دیوانه‌اید» سوره قلم، آیه ۵.-۶</ref> در [[شأن]] بنی‌‌امیه دانسته شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۹۸؛ نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۲.</ref>
#در روایتی از امام صادق{{ع}} [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref> بر بنی‌‌امیه تطبیق شده است. این [[آیه شریفه]] درباره گروهی از [[مسلمانان]] ضعیف‌‌الایمان نازل شده که به [[دوستی]] با [[یهود]] [[تمایل]] داشتند و خبر می‌‌دهد که [[خداوند]] [[پیروزی]] یا امر دیگری را که مایه [[عزت]] مسلمانان باشد برای آنان پیش خواهد آورد و آنگاه [[بیمار]] دلانِ [[ضعیف]] الایمان از آنچه در [[دل]] خود پنهان می‌‌داشتند در راستای نزدیک شدن به [[اهل کتاب]] پشیمان خواهند شد؛ اما در روایتی که [[داود]] رقی [[نقل]] کرده آمده است که مردی از [[امام صادق]]{{ع}} درباره این [[آیه]] پرسید و [[امام]] در پاسخ فرمود: ۷ [[روز]] پس از آنکه [[بنی امیه]] [[بدن]] [[زید بن علی]] را سوزاندند به [[هلاکت]] آنان [[اذن]] داده شد.<ref> تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۲۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۴۰؛ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۹۱.</ref> احتمالاً مقصود [[روایت]] این است که پس از [[شهادت]] [[زید]] در سال‌‌۱۲۱‌‌ قمری و [[سوزاندن]] بدن وی <ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۳۲۶.</ref> [[حکومت]] بنی امیه رو به [[ضعف]] نهاد و به تدریج زمینه [[فروپاشی]] و [[شکست]] آنان فراهم آمد تا آنکه در سال ۱۳۲ قمری [[بنی عباس]] با شکست [[امویان]] بر [[مسند]] [[خلافت اسلامی]] تکیه زدند.<ref>موسوعة دول العالم، ج ۱، ص ۷۵؛ دائرة‌‌المعارف بستانی، ج ۴، ص ۴۲۱.</ref>
#در روایتی از امام صادق{{ع}} [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref> بر بنی‌‌امیه تطبیق شده است. این [[آیه شریفه]] درباره گروهی از [[مسلمانان]] ضعیف‌‌الایمان نازل شده که به [[دوستی]] با [[یهود]] [[تمایل]] داشتند و خبر می‌‌دهد که [[خداوند]] [[پیروزی]] یا امر دیگری را که مایه [[عزت]] مسلمانان باشد برای آنان پیش خواهد آورد و آنگاه [[بیمار]] دلانِ [[ضعیف]] الایمان از آنچه در [[دل]] خود پنهان می‌‌داشتند در راستای نزدیک شدن به [[اهل کتاب]] پشیمان خواهند شد؛ اما در روایتی که [[داود]] رقی [[نقل]] کرده آمده است که مردی از [[امام صادق]]{{ع}} درباره این [[آیه]] پرسید و [[امام]] در پاسخ فرمود: ۷ [[روز]] پس از آنکه [[بنی امیه]] [[بدن]] [[زید بن علی]] را سوزاندند به [[هلاکت]] آنان [[اذن]] داده شد.<ref> تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۲۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۴۰؛ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۹۱.</ref> احتمالاً مقصود [[روایت]] این است که پس از [[شهادت]] [[زید]] در سال‌‌۱۲۱‌‌ قمری و [[سوزاندن]] بدن وی <ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۳۲۶.</ref> [[حکومت]] بنی امیه رو به [[ضعف]] نهاد و به تدریج زمینه [[فروپاشی]] و [[شکست]] آنان فراهم آمد تا آنکه در سال ۱۳۲ قمری [[بنی عباس]] با شکست [[امویان]] بر [[مسند]] [[خلافت اسلامی]] تکیه زدند.<ref>موسوعة دول العالم، ج ۱، ص ۷۵؛ دائرة‌‌المعارف بستانی، ج ۴، ص ۴۲۱.</ref>
#در روایتی از امام صادق{{ع}} مقصود از {{متن قرآن|قَوْمًا لُدًّا}} که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مأمور]] [[انذار]] آنان بود بنی‌‌امیه بودند{{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref>.<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۴۲؛ نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۴۳.</ref>. در روایت دیگری مقصود از این گروه بنی امیه و بنی‌‌مغیره دانسته شده است.<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۴۷۳.</ref>
#در روایتی از امام صادق{{ع}} مقصود از {{متن قرآن|قَوْمًا لُدًّا}} که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مأمور]] [[انذار]] آنان بود بنی‌‌امیه بودند{{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref><ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۴۲؛ نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۴۳.</ref>. در روایت دیگری مقصود از این گروه بنی امیه و بنی‌‌مغیره دانسته شده است.<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۴۷۳.</ref>
#نیز مقصود از [[مجرمان]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}<ref>«بی‌گمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند» سوره مطففین، آیه ۲۹.</ref> که به [[مؤمنان]] می‌‌خندیدند و آنان را [[استهزا]] می‌‌کردند، بنی امیه دانسته شده است که از روی استهزا به [[علی]]{{ع}} می‌‌خندیدند و این هنگامی بود که رسول خدا{{صل}} او را از میان بنی‌‌هاشم و [[اهل]] بیتش برگزید<ref>البرهان، ج ۵، ص ۶۱۰ ـ ۶۱۱.</ref>.
#نیز مقصود از [[مجرمان]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}<ref>«بی‌گمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند» سوره مطففین، آیه ۲۹.</ref> که به [[مؤمنان]] می‌‌خندیدند و آنان را [[استهزا]] می‌‌کردند، بنی امیه دانسته شده است که از روی استهزا به [[علی]]{{ع}} می‌‌خندیدند و این هنگامی بود که رسول خدا{{صل}} او را از میان بنی‌‌هاشم و [[اهل]] بیتش برگزید<ref>البرهان، ج ۵، ص ۶۱۰ ـ ۶۱۱.</ref>.
#نیز در روایتی که [[ابوجارود]] از [[امام‌‌ باقر]]{{ع}} نقل کرده، [[شجره]] خبیثی که در [[زمین]] هیچ قرار و ثباتی ندارد در آیه {{متن قرآن|وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«و مثل کلمه‌ای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشه‌کن شده باشد ، آن را هیچ پایداری  نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۶.</ref> بر بنی‌‌امیه [[تطبیق]] و به آنان [[تأویل]] شده است<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۸۱؛ البرهان، ج ۳، ص ۲۹۸.</ref>.
#نیز در روایتی که [[ابوجارود]] از [[امام‌‌ باقر]]{{ع}} نقل کرده، [[شجره]] خبیثی که در [[زمین]] هیچ قرار و ثباتی ندارد در آیه {{متن قرآن|وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«و مثل کلمه‌ای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشه‌کن شده باشد ، آن را هیچ پایداری  نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۶.</ref> بر بنی‌‌امیه [[تطبیق]] و به آنان [[تأویل]] شده است<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۸۱؛ البرهان، ج ۳، ص ۲۹۸.</ref>.
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:


در برخی روایاتی که از دسته چهارم به شمار می‌‌آیند با [[تطبیق]] برخی [[آیات]] بر بنی‌‌امیه و [[تأویل]] به آنان، این قضیه با [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} پیوند داده شده است. این گونه [[روایات]] که ظاهراً در دوران [[سلطه]] بنی‌‌امیه بر جامعه اسلامی بیان شده است می‌‌تواند در جهت [[امید]] دادن به مخاطبان به آینده‌‌ای روشن بدین گونه [[تفسیر]] شود که در [[زمان]] حضرت قائم{{ع}} از [[ظلم و ستم]] [[حاکمان]] بر [[مردم]] [[انتقام]] گرفته خواهد شد، بنابراین ذکر [[بنی امیه]] در این [[روایات]] از باب روشن‌‌ترین مصداق مورد ابتلای مخاطبان بوده و بر همه حاکمانی که همچون بنی‌‌امیه بر [[جامعه اسلامی]] [[سلطه]] می‌‌یابند [[تطبیق]] پذیر است و منحصر به بنی امیه نیست. این روایات عبارت است از:  
در برخی روایاتی که از دسته چهارم به شمار می‌‌آیند با [[تطبیق]] برخی [[آیات]] بر بنی‌‌امیه و [[تأویل]] به آنان، این قضیه با [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} پیوند داده شده است. این گونه [[روایات]] که ظاهراً در دوران [[سلطه]] بنی‌‌امیه بر جامعه اسلامی بیان شده است می‌‌تواند در جهت [[امید]] دادن به مخاطبان به آینده‌‌ای روشن بدین گونه [[تفسیر]] شود که در [[زمان]] حضرت قائم{{ع}} از [[ظلم و ستم]] [[حاکمان]] بر [[مردم]] [[انتقام]] گرفته خواهد شد، بنابراین ذکر [[بنی امیه]] در این [[روایات]] از باب روشن‌‌ترین مصداق مورد ابتلای مخاطبان بوده و بر همه حاکمانی که همچون بنی‌‌امیه بر [[جامعه اسلامی]] [[سلطه]] می‌‌یابند [[تطبیق]] پذیر است و منحصر به بنی امیه نیست. این روایات عبارت است از:  
#در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} در ذیل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن| الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ }}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند » سوره مائده، آیه ۳.</ref> آمده است که در [[روز]] [[قیام قائم]]{{ع}} بنی‌‌امیه [[مأیوس]] می‌‌شوند، زیرا آنان [[کافران]] مأیوس از [[آل محمد]]{{صل}}‌اند.<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۹۲.</ref>
#در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} در ذیل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن| الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ }}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند» سوره مائده، آیه ۳.</ref> آمده است که در [[روز]] [[قیام قائم]]{{ع}} بنی‌‌امیه [[مأیوس]] می‌‌شوند، زیرا آنان [[کافران]] مأیوس از [[آل محمد]]{{صل}}‌اند.<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۹۲.</ref>
#در [[روایت]] دیگری از [[امام باقر]]{{ع}} ذیل [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار  از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه ۷.</ref> آمده است که مقصود از {{متن قرآن|الْكَافِرِينَ}} بنی امیه‌‌اند. آنان کافرانی هستند که [[خداوند]] دنباله آنان را قطع خواهد کرد، و مقصود از {{متن قرآن|يُبْطِلَ الْبَاطِلَ}}<ref>«باطل را تباه گرداند » سوره انفال، آیه ۸.</ref> نیز این است که هرگاه [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند [[باطل]] یعنی بنی امیه را از بین خواهد برد.<ref> تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۰.</ref>
#در [[روایت]] دیگری از [[امام باقر]]{{ع}} ذیل [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار  از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه ۷.</ref> آمده است که مقصود از {{متن قرآن|الْكَافِرِينَ}} بنی امیه‌‌اند. آنان کافرانی هستند که [[خداوند]] دنباله آنان را قطع خواهد کرد، و مقصود از {{متن قرآن|يُبْطِلَ الْبَاطِلَ}}<ref>«باطل را تباه گرداند» سوره انفال، آیه ۸.</ref> نیز این است که هرگاه [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند [[باطل]] یعنی بنی امیه را از بین خواهد برد.<ref> تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۰.</ref>
#در ذیل آیه شریفه {{متن قرآن| وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم و همین که عذاب ما را در (می) یافتند ناگاه از آن می‌گریختند» سوره انبیاء، آیه ۱۱-۱۲.</ref> آمده است که مقصود از این آیه بنی امیه‌‌اند؛ یعنی خداوند آنان را که قومی ستمگرند [[درهم]] خواهد [[شکست]] و [[قوم]] دیگری را جایگزین آنان خواهد کرد و چون آنان وجود قائم{{ع}} را [[احساس]] کنند و [[حضرت]] در جست و جوی آنان شود بنی‌‌امیه به [[سرزمین]] [[روم]] وارد می‌‌شوند، پس حضرت آنان را از روم بیرون خواهد کرد و گنج‌هایی را که اندوخته‌‌اند از آنان خواهد ستاند و آنان در آن هنگام پیوسته این سخن [[خدا]] را بر [[زبان]] خواهند آورد که: وای بر ما! ما همواره [[ستم]] می‌‌کردیم: {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما ستمگر بوده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۴.</ref>.<ref> الکافی، ج ۸، ص ۵۲؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۶۰؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۶۸.</ref>
#در ذیل آیه شریفه {{متن قرآن| وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم و همین که عذاب ما را در (می) یافتند ناگاه از آن می‌گریختند» سوره انبیاء، آیه ۱۱-۱۲.</ref> آمده است که مقصود از این آیه بنی امیه‌‌اند؛ یعنی خداوند آنان را که قومی ستمگرند [[درهم]] خواهد [[شکست]] و [[قوم]] دیگری را جایگزین آنان خواهد کرد و چون آنان وجود قائم{{ع}} را [[احساس]] کنند و [[حضرت]] در جست و جوی آنان شود بنی‌‌امیه به [[سرزمین]] [[روم]] وارد می‌‌شوند، پس حضرت آنان را از روم بیرون خواهد کرد و گنج‌هایی را که اندوخته‌‌اند از آنان خواهد ستاند و آنان در آن هنگام پیوسته این سخن [[خدا]] را بر [[زبان]] خواهند آورد که: وای بر ما! ما همواره [[ستم]] می‌‌کردیم: {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما ستمگر بوده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۴.</ref><ref> الکافی، ج ۸، ص ۵۲؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۶۰؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۶۸.</ref>
#در [[روایت]] [[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست» سوره شوری، آیه ۴۱.</ref> آمده است که: من از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که می‌‌گفت: مقصود از این [[آیه]]، یعنی کسانی که بعد از [[مظلومیّت]] [[انتقام]] می‌‌گیرند، [[حضرت قائم]]{{ع}} و [[اصحاب]] آن حضرت‌اند که بر آنان به سبب انتقامی که از ظالمانشان می‌‌گیرند [[کیفری]] نیست و [[قائم]]{{ع}} هنگامی که [[قیام]] می‌‌کند از [[بنی امیه]] و [[تکذیب]] کنندگان [[دین]] و ناصبیان، آنان که با [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} [[دشمنی]] کردند انتقام خواهد گرفت.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۸۲؛ نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۸۵؛ البرهان، ج ۴، ص ۸۲۹.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
#در [[روایت]] [[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست» سوره شوری، آیه ۴۱.</ref> آمده است که: من از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که می‌‌گفت: مقصود از این [[آیه]]، یعنی کسانی که بعد از [[مظلومیّت]] [[انتقام]] می‌‌گیرند، [[حضرت قائم]]{{ع}} و [[اصحاب]] آن حضرت‌اند که بر آنان به سبب انتقامی که از ظالمانشان می‌‌گیرند [[کیفری]] نیست و [[قائم]]{{ع}} هنگامی که [[قیام]] می‌‌کند از [[بنی امیه]] و [[تکذیب]] کنندگان [[دین]] و ناصبیان، آنان که با [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} [[دشمنی]] کردند انتقام خواهد گرفت.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۸۲؛ نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۸۵؛ البرهان، ج ۴، ص ۸۲۹.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی]] و [[سید محمود سامانی|سامانی]]، [[بنی امیه (مقاله)| مقاله «بنی امیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش