←بشارت پیامبر راهی برای اثبات نبوت
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
* یکی از راههای اثبات حقانیت مدعی [[پیامبری]] از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همانگونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، عصمت از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | * یکی از راههای اثبات حقانیت مدعی [[پیامبری]] از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همانگونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، عصمت از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | ||
* اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است: | * اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است: | ||
# | # آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطهای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او بهصورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده میشود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را بهعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد. <ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم میرسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]. <ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref> | ||
# آن است که اوصاف و نشانههای شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری بهروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و عیسی {{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]] {{صل}}؛ چنانکه در قرآن حکایت شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ}}﴾}} <ref> سوره صف؛ آیه: ۶. </ref>. و "به یاد آر" وقتی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنیاسرائیل، من فرستاده خدا بهسوی شما هستم و تصدیقکننده توراتم که در پیش رویم است و بشارتدهندهام به پیامبری که پس از من میآید و نام او احمد است. | # آن است که اوصاف و نشانههای شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری بهروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و عیسی {{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]] {{صل}}؛ چنانکه در قرآن حکایت شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ}}﴾}} <ref> سوره صف؛ آیه: ۶. </ref>. و "به یاد آر" وقتی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنیاسرائیل، من فرستاده خدا بهسوی شما هستم و تصدیقکننده توراتم که در پیش رویم است و بشارتدهندهام به پیامبری که پس از من میآید و نام او احمد است. | ||
از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمیآید که اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان بهعنوان پیامبر آخرین هیچگونه تردیدی نداشتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> سوره بقره؛ آیه: ۱۴۶. </ref>. اهل کتاب همچنانکه فرزندان خود را میشناسند، او را میشناسند، ولی گروهی از ایشان در عین آگاهی حقیقت را پنهان میدارند. | * از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمیآید که اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان بهعنوان پیامبر آخرین هیچگونه تردیدی نداشتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> سوره بقره؛ آیه: ۱۴۶. </ref>. اهل کتاب همچنانکه فرزندان خود را میشناسند، او را میشناسند، ولی گروهی از ایشان در عین آگاهی حقیقت را پنهان میدارند. | ||
البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، بهویژه آنکه در مورد نخستین پیامبر از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد. | البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، بهویژه آنکه در مورد نخستین پیامبر از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد. | ||
* بنابر این، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت پیامبر معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>. | * بنابر این، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت پیامبر معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>. | ||
* پیامبران الهی از هرگونه گناه و خطا معصومند پس گواهی عین واقعیت است. البته اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است: اول، گواهی پیامبر مزبور، از طریقی معتبر به ما رسیده باشد. دوم، نشانههای شخصی که به [[پیامبری]] او گواهی داده شده بر شخص مدعی پیامبری تطبیق کند. البته این راه در مورد نخستین پیامبر از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد. همچنین با گواهی انسان [[معصوم]] یا کتابی آسمانی که الهی بودن آن مسلم است میتوان پیامبر بودن شخصیتی در تاریخ را فهمید <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۵۱ و ۵۲. </ref>. | * [[پیامبران الهی]] از هرگونه [[گناه]] و [[خطا]] [[معصوم|معصومند]] پس گواهی عین واقعیت است. البته اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است: اول، گواهی پیامبر مزبور، از طریقی معتبر به ما رسیده باشد. دوم، نشانههای شخصی که به [[پیامبری]] او گواهی داده شده بر شخص [[مدعی پیامبری]] تطبیق کند. البته این راه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد. همچنین با [[گواهی]] [[انسان]] [[معصوم]] یا کتابی آسمانی که الهی بودن آن مسلم است میتوان [[پیامبر بودن]] شخصیتی در تاریخ را فهمید <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۵۱ و ۵۲. </ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||