تفسیر انتظار امام مهدی به احتراز یا اکتفا به وظایف فردی چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
تفسیر انتظار امام مهدی به احتراز یا اکتفا به وظایف فردی چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۲:۵۲
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ') |
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ') |
||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
| پاسخدهنده = سید علی حسینی خامنهای | | پاسخدهنده = سید علی حسینی خامنهای | ||
| پاسخ = [[آیتالله]] '''[[سید علی حسینی خامنهای]]'''، در کتاب ''«[[آفتاب در سایه (کتاب)|آفتاب در سایه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[آیتالله]] '''[[سید علی حسینی خامنهای]]'''، در کتاب ''«[[آفتاب در سایه (کتاب)|آفتاب در سایه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«یک معنای [[انحرافی]] در [[باب]] [[انتظار]] بود (....) کسانی که مغرض و یا [[نادان]] بودند، اینطور به [[مردم]] یاد داده بودند که [[انتظار]]، یعنی اینکه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحی دست بکشید و [[منتظر]] بمانید تا [[صاحب عصر]] و زمان، خودش بیاید و اوضاع را [[اصلاح]] کند و [[مفاسد]] را بر طرف نماید. [[انقلاب]]، این [[منطق]] و معنای غلط و برداشت [[باطل]] را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. پس بحمد اللّه این معنا، امروز در ذهن [[جامعه]] ما نیست<ref> ديدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان، 11/ 12/ 1369.</ref> [[اعتقاد به امام زمان]]، به معنای گوشهگیری نیست. [[جریانهای انحرافی]] قبل از [[انقلاب]] [[تبلیغ]] میکردند، الآن هم در گوشه و کنار [[تبلیغ]] میکنند که [[امام زمان]] میآید و اوضاع را درست میکند؛ ما امروز دیگر چه کار کنیم!؟ چه لزومی دارد ما حرکتی بکنیم!؟ این مثل آن است که در شب تاریک، [[انسان]] چراغ روشن نکند، چون فردا بناست [[خورشید]] عالمتاب بیاید و روز بشود و همه [[دنیا]] را روشن کند. [[خورشید]] فردا، ربطی به وضع کنونی من و شما ندارد. امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه [[دنیا]]، [[ظلم]] و [[بیعدالتی]] و [[تبعیض]] و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که [[امام زمان]]{{ع}} برای [[مبارزه]] با آنها میآید. اگر ما سرباز [[امام]] زمانیم، باید خود را برای [[مبارزه]] با اینها آماده کنیم<ref> ديدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلّاى تهران، 30/ 7/ 1381.</ref>. خود آقا میآید انجام میدهد، یعنی چه؟ امروز [[تکلیف]] شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده، [[اقدام]] بکند. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعهای میتواند پذیرای [[مهدی موعود]] (ارواحنا فداه) باشد که در او [[آمادگی]] و قابلیّت باشد؛ و الّا مثل [[انبیا]] و اولیای طول [[تاریخ]] میشود<ref> در جمع اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان، 25/ 9/ 1376.</ref>»<ref>[[سید علی حسینی خامنهای|حسینی خامنهای، سید علی]]، [[آفتاب در سایه (کتاب)|آفتاب در سایه]]، ص۱۸.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۵: | ||
| پاسخدهنده = سید اسدالله هاشمی شهیدی | | پاسخدهنده = سید اسدالله هاشمی شهیدی | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید اسدالله هاشمی شهیدی]]'''، در کتاب ''«[[ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان (کتاب)|ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید اسدالله هاشمی شهیدی]]'''، در کتاب ''«[[ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان (کتاب)|ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«آنچه از مجموع [[آیات]] و [[روایات اسلامی]] و مفهوم خود کلمه "[[انتظار]]" استفاده میشود این است که [[انتظار]]، در تمام ابعاد [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]]، [[عامل رشد]] و [[اصلاح]]، [[عامل مقاومت]] و [[پیشرفت]]، عامل [[بیداری]] و بقای [[جامعه]]، و بالاخره عامل حرکت و جنبش و [[قیام]] و از [[عقاید]] تاریخساز و انقلابآفرین [[اسلامی]] و بذر اصلی [[قیام جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} است. | |||
::::::[[دشمنان اسلام]] و گروهی از انسانهای فریبخورده و بیاطلاع یا اشخاص کجاندیش و [[سستعنصر]]، این [[انتظار]] و چشمبهراهی را عامل رکود و عقبماندگی دانسته و چنین میپندارند که [[آدمی]] باید از هر تلاش و کوشش اصلاحی دست بشوید و در برابر [[زور]] و فشار و [[ظلم]] و [[فساد]] راه [[خاموشی]] و [[سکوت]] در پیش گیرد و بسان مردگان زندهنما، در [[تابوت]] [[انتظار]] دراز کشیده و دست روی دست گذارد و به [[خواب]] دایمی فرورود و اگر میخواهد که [[موعود]] جهانی و [[مصلح]] غیبی زودتر از راه فرارسد و به [[ظلم]] و جنایتها پایان دهد، میبایست به گسترش [[جور]] و [[فساد]] [[کمک]] کند تا [[گیتی]] پر از [[ستم]] و [[تباهی]] گردد و [[ظهور]] [[مهدی موعود]]{{ع}} نزدیک شود، در صورتی که چنین برداشتی از مفهوم "[[انتظار]]" بدترین و نادرستترین و گمراهکنندهترین مفهومی است که میتوان به "[[انتظار]]" نسبت داد. | ::::::[[دشمنان اسلام]] و گروهی از انسانهای فریبخورده و بیاطلاع یا اشخاص کجاندیش و [[سستعنصر]]، این [[انتظار]] و چشمبهراهی را عامل رکود و عقبماندگی دانسته و چنین میپندارند که [[آدمی]] باید از هر تلاش و کوشش اصلاحی دست بشوید و در برابر [[زور]] و فشار و [[ظلم]] و [[فساد]] راه [[خاموشی]] و [[سکوت]] در پیش گیرد و بسان مردگان زندهنما، در [[تابوت]] [[انتظار]] دراز کشیده و دست روی دست گذارد و به [[خواب]] دایمی فرورود و اگر میخواهد که [[موعود]] جهانی و [[مصلح]] غیبی زودتر از راه فرارسد و به [[ظلم]] و جنایتها پایان دهد، میبایست به گسترش [[جور]] و [[فساد]] [[کمک]] کند تا [[گیتی]] پر از [[ستم]] و [[تباهی]] گردد و [[ظهور]] [[مهدی موعود]]{{ع}} نزدیک شود، در صورتی که چنین برداشتی از مفهوم "[[انتظار]]" بدترین و نادرستترین و گمراهکنندهترین مفهومی است که میتوان به "[[انتظار]]" نسبت داد. | ||
::::::زیرا: این مفهوم [[انتظار]] نیست، بلکه [[تحریف]] [[حقیقت]] و واقعیت است. چرا که: "لازمه چشمبهراهی، مهیّا شدن و مهیّا ساختن برای [[ظهور]] است. تنبلترین و بیحالترین آدمها، وقتی [[منتظر]] میهمان عزیزی باشد، از پیش، وسایل راحتی و [[پذیرایی]] او را از همه جهت آماده و فراهم میسازد، به سر و وضع خود، خانه و اهل خانه، رسیدگی میکند. حتّی مسیر او را [[آب]] (میپاشد) و جارو میکشد. و بالاتر از این، اگر بداند که به محض ورود میهمان دچار [[هجوم]] بدخواهان خواهد شد، به ترمیم و تحکیم خانه و کاشانه، و تجهیز و تسلیح خود و [[خانواده]] میپردازد"<ref>انتظار بذر انقلاب، ص۹۱.</ref>. | ::::::زیرا: این مفهوم [[انتظار]] نیست، بلکه [[تحریف]] [[حقیقت]] و واقعیت است. چرا که: "لازمه چشمبهراهی، مهیّا شدن و مهیّا ساختن برای [[ظهور]] است. تنبلترین و بیحالترین آدمها، وقتی [[منتظر]] میهمان عزیزی باشد، از پیش، وسایل راحتی و [[پذیرایی]] او را از همه جهت آماده و فراهم میسازد، به سر و وضع خود، خانه و اهل خانه، رسیدگی میکند. حتّی مسیر او را [[آب]] (میپاشد) و جارو میکشد. و بالاتر از این، اگر بداند که به محض ورود میهمان دچار [[هجوم]] بدخواهان خواهد شد، به ترمیم و تحکیم خانه و کاشانه، و تجهیز و تسلیح خود و [[خانواده]] میپردازد"<ref>انتظار بذر انقلاب، ص۹۱.</ref>. | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۷: | ||
| پاسخدهنده = اسماعیل دانش | | پاسخدهنده = اسماعیل دانش | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[اسماعیل دانش]]'''، نویسنده مقاله ''«[[نقش آموزه انتظار در پایداری جنبشهای اسلامی (مقاله)|نقش آموزه انتظار در پایداری جنبشهای اسلامی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[اسماعیل دانش]]'''، نویسنده مقاله ''«[[نقش آموزه انتظار در پایداری جنبشهای اسلامی (مقاله)|نقش آموزه انتظار در پایداری جنبشهای اسلامی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«برخی از "[[انتظار]]" برداشت ناصوابتری کردهاند، و آن را [[مذهب احتراز]] پنداشتهاست. براساس این نگرش، [[منتظران]] باید گوشهگیری نمایند و در برابر [[فسادها]] و [[بیعدالتیها]] از خود حرکت و خیزشی انجام ندهند. [[میرفطروس]] میگوید: "[[انتظار]]، [[مذهب احتراز]] است؛ مذهبی است که [[منتظر]] را به گوشهگیری میکشاند و مانع تلاش میشود؛ مذهبی است که نمیتواند کاری صورت دهد؛ پس دهنکجی میکند و کنار میکشد". | |||
[[امام خمینی]] (ره) که از این برداشت [[تخریب]] کننده، [[رنج]] میبرد و [[انحرافات]] آن را به خوبی پی برده بود، (...) طرفداران این نظریه بر این باوراند که فعلاً کاری از ما ساخته نیست و باید در [[انتظار ظهور]] بود و اصولاً [[حکومت واحد جهانی]] [[حضرت]]{{ع}} زمانی تحقق پیدا میکند که [[جهان]] پر از [[ظلم و ستم]] شود. دسته دیگر از این هم پا را فراتر نهاده و میگویند: باید به [[ترویج]] [[گناه]] و [[فساد]] در [[جامعه]] دامن زد و [[مردم]] را به [[گناه]] [[دعوت]] کرد تا [[دنیا]] پر از [[فساد]] و [[ظلم و جور]] شود؛ در نتیجه [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[ظهور]] میکند. | [[امام خمینی]] (ره) که از این برداشت [[تخریب]] کننده، [[رنج]] میبرد و [[انحرافات]] آن را به خوبی پی برده بود، (...) طرفداران این نظریه بر این باوراند که فعلاً کاری از ما ساخته نیست و باید در [[انتظار ظهور]] بود و اصولاً [[حکومت واحد جهانی]] [[حضرت]]{{ع}} زمانی تحقق پیدا میکند که [[جهان]] پر از [[ظلم و ستم]] شود. دسته دیگر از این هم پا را فراتر نهاده و میگویند: باید به [[ترویج]] [[گناه]] و [[فساد]] در [[جامعه]] دامن زد و [[مردم]] را به [[گناه]] [[دعوت]] کرد تا [[دنیا]] پر از [[فساد]] و [[ظلم و جور]] شود؛ در نتیجه [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[ظهور]] میکند. | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۴۳: | ||
| پاسخدهنده = عزیزالله حیدری | | پاسخدهنده = عزیزالله حیدری | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عزیزالله حیدری]]'''، در کتاب ''«[[انتظار و انسان معاصر (کتاب)|انتظار و انسان معاصر]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عزیزالله حیدری]]'''، در کتاب ''«[[انتظار و انسان معاصر (کتاب)|انتظار و انسان معاصر]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«درباره انتظار نظرهایی داده شده است. در کتابی به نام "حلاج<ref>این کتاب از شخصی به نام «علی میر فطروس» میباشد که قبل از انقلاب چاپ شده و نویسنده دیدگاهی ماتریالیستی تاریخی داشته است.</ref>" که به بررسی مادیگرانه درباره شخصیت حلاج پرداخته، در نقد اعتقاد به انتظار چنین میگوید: "انتظار [[مذهب احتراز]] است، مذهبی است که منتظر را به گوشهگیری میکشاند و مانع تلاش میشود. این اعتقاد از رویارویی با اهداف و مبارزه در کنار کشیده و در حاشیه میماند".این نظر بدبینانهترین دیدگاه میباشد»<ref>[[عزیزالله حیدری|حیدری، عزیزالله]]، [[انتظار و انسان معاصر (کتاب)|انتظار و انسان معاصر]]، ص31-32.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۵۱: | ||
| پاسخدهنده = میرزا عباس مهدویفرد | | پاسخدهنده = میرزا عباس مهدویفرد | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[میرزا عباس مهدویفرد]]'''، در کتاب ''«[[فلسفه انتظار (کتاب)|فلسفه انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[میرزا عباس مهدویفرد]]'''، در کتاب ''«[[فلسفه انتظار (کتاب)|فلسفه انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«عدهای با تفسیری سطحی از [[انتظار]] گفتهاند: [[انتظار]] یعنی این که افراد هیچ تحرکی نداشته باشند و [[منتظر]] بمانند تا شخص [[موعود]] بیاید و همه امور را سامان دهد. آنان بر این عقیدهاند که [[انتظار]] موجب رکود و فرار از تعهدهای [[اجتماعی]] و [[بیتفاوتی]] نسبت به محیط اطراف و [[سرنوشت]] خود و اجتماع میشود. میرفطروس میگوید: "[[انتظار]] [[مذهب]] احتراز است، مذهبی است که [[منتظر]] را به گوشهگیری میکشاند و مانع تلاش میشود، مذهبی است که نمیتواند کاری صورت دهد، پس دهنکجی میکند و کنار میکشد"<ref>[[عزیزالله حیدری|حیدری، عزیزالله]]، [[انتظار و انسان معاصر (کتاب)|انتظار و انسان معاصر]]، ص ۳۱، به نقل از کتاب حلاج.</ref>. [[آیت الله]] العظمی مکارم شیرازی میفرماید همین برداشت از [[انتظار]] است که عدهای را وادار نموده است تا بنویسند: "... [[انتظار]] تودههای رنجدیده را در یک عالم رؤیایی فرو میبرد و از آنچه در اطراف آنها میگذرد غافل میسازد، و آنها را به فرار از تعهدهای [[اجتماعی]] [[تشویق]] میکند. و به عبارت دیگر از نظر فردی عاملی است برای رکود و توقف و از نظر [[اجتماعی]] وسیلهای است برای خاموش ساختن جنبشهای ضدّ استعماری"<ref>مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی{{ع}}، ص ۹۲.</ref>»<ref>[[میرزا عباس مهدویفرد|مهدویفرد، میرزا عباس]]، [[فلسفه انتظار (کتاب)|فلسفه انتظار]]، ص110-118.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۱۵۴: | خط ۱۵۹: | ||
| پاسخدهنده = محبوب شفائی | | پاسخدهنده = محبوب شفائی | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محبوب شفائی]]'''، در کتاب ''«[[موعود حق (کتاب)|موعود حق]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محبوب شفائی]]'''، در کتاب ''«[[موعود حق (کتاب)|موعود حق]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[حقیقت انتظار]] بسیار بالاتر از این محدودههاست. [[انتظار]] جنبه اثباتی دارد؛ یعنی [[آمادگی]] و [[اقدام]]. [[منتظر]] [[فرزند]] [[محبوب]] و دلدار [[عزیز]]، در خود و در محیط اطراف، نشان و اثر میگذارد. [[منتظر]] [[مهدی]] و [[قائم آل محمد]]{{صل}} چگونه میتواند آماده نشود و [[زمینهسازی]] نکند، در حالی که به [[شمشیر]] زدن در رکاب [[پیامبر]]{{صل}} بر فرق [[دشمن]]<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۶.</ref> [[تشبیه]] شده است. | |||
::::::اساساً [[انتظار]] خشک و خالی، به عبارت دیگر [[امید]] ذهنی بیآنکه در [[جامعه]] تحقق یابد و آثارش آشکار شود، هیچگاه [[بهترین]] عمل نخواهد بود و این معانی، حاکی از حضور در صحنه فعالیتهای [[علمی]] و کار و کوشش و [[زمینهسازی]] عینی است، نه [[نیت]] بدون عمل و [[امید]] ذهنی بدون آثار عملی. پس [[انتظار]] به معنای [[آیندهنگری]]، دگرگونی است و این دگرگونی به [[زمینهسازی]]، نیاز دارد"<ref>مجید حیدری نیک، نگاهی دوباره به انتظار، ص ۲۴.</ref>. | ::::::اساساً [[انتظار]] خشک و خالی، به عبارت دیگر [[امید]] ذهنی بیآنکه در [[جامعه]] تحقق یابد و آثارش آشکار شود، هیچگاه [[بهترین]] عمل نخواهد بود و این معانی، حاکی از حضور در صحنه فعالیتهای [[علمی]] و کار و کوشش و [[زمینهسازی]] عینی است، نه [[نیت]] بدون عمل و [[امید]] ذهنی بدون آثار عملی. پس [[انتظار]] به معنای [[آیندهنگری]]، دگرگونی است و این دگرگونی به [[زمینهسازی]]، نیاز دارد"<ref>مجید حیدری نیک، نگاهی دوباره به انتظار، ص ۲۴.</ref>. | ||
::::::مرحوم مظفر در اعیان الشیعه میگوید: "[[انتظار مصلح]] [[جهان]] و [[نجاتدهنده]] همگان، [[مهدی]]{{ع}} به آن معنی نیست که درباره اجرای حقایقِ [[دین]]، دست روی دست گذاشته و کاری انجام ندهند. به خصوص درباره [[واجبات]] [[دینی]] چون [[جهاد]] در راه اجرای [[قوانین]] [[دین]]، و [[امر به معروف و نهی از منکر]] نمیتوان از خود سلب [[مسئولیت]] کرد. چرا که [[مسلمان]]، در هر حال، موظف است به [[احکام]] خدایی عمل کند. و در راه [[شناخت]] آنها گام بردارد. و تا در [[توان]] دارد، [[امر به معروف و نهی از منکر]] کند. روا نیست، به بهانه [[انتظار مصلح]]، از [[عمل به واجبات]] سر باز زد. [[انتظار]] هیچگونه تکلیفی را از [[مسلمانان]] ساقط نمیکند. و هیچگونه عملی را به تاخیر نمیاندازد. و افراد را چون [[چهار پایان]] به حال خود را نمیگذارد"<ref>اعیان الشیعه، ص ۵۴؛ علی، قائمی، نگاهی به مسأله انتظار، ص ۵۴.</ref>. | ::::::مرحوم مظفر در اعیان الشیعه میگوید: "[[انتظار مصلح]] [[جهان]] و [[نجاتدهنده]] همگان، [[مهدی]]{{ع}} به آن معنی نیست که درباره اجرای حقایقِ [[دین]]، دست روی دست گذاشته و کاری انجام ندهند. به خصوص درباره [[واجبات]] [[دینی]] چون [[جهاد]] در راه اجرای [[قوانین]] [[دین]]، و [[امر به معروف و نهی از منکر]] نمیتوان از خود سلب [[مسئولیت]] کرد. چرا که [[مسلمان]]، در هر حال، موظف است به [[احکام]] خدایی عمل کند. و در راه [[شناخت]] آنها گام بردارد. و تا در [[توان]] دارد، [[امر به معروف و نهی از منکر]] کند. روا نیست، به بهانه [[انتظار مصلح]]، از [[عمل به واجبات]] سر باز زد. [[انتظار]] هیچگونه تکلیفی را از [[مسلمانان]] ساقط نمیکند. و هیچگونه عملی را به تاخیر نمیاندازد. و افراد را چون [[چهار پایان]] به حال خود را نمیگذارد"<ref>اعیان الشیعه، ص ۵۴؛ علی، قائمی، نگاهی به مسأله انتظار، ص ۵۴.</ref>. | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۷۲: | ||
| پاسخدهنده = نصرتالله آیتی | | پاسخدهنده = نصرتالله آیتی | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین [[نصرتالله آیتی]] نویسنده کتاب ''«[[دلیل روشن (کتاب)|دلیل روشن]]»'' در اين باره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین [[نصرتالله آیتی]] نویسنده کتاب ''«[[دلیل روشن (کتاب)|دلیل روشن]]»'' در اين باره گفته است: | ||
«[[انتظار]] حالتی نفسانی است که وقتی شدت یافت وعمق و [[غنا]] پیدا کرد از [[قلب]] به اعضا و جوارح سرازیر میشود و آثار خود را در عمل نشان میدهد و روشن است که [[انتظار]] مورد نظر [[پیشوایان معصوم]] همان [[انتظار]] عمق و [[غنا]] یافته است که موجب تلاش و [[مجاهدت]] [[منتظر]] میشود این را میتوان از پاداشهایی که برای [[انتظار]] ذکر شده دریافت به عنوان نمونه در [[روایات]] چنین وارد شده است که [[منتظران امام مهدی]] هم چون [[مجاهدان]] در رکاب [[پیامبر گرامی]] اسلاماند روشن است که انتظاری که تنها در مرحله [[قلب]] باشد و جز [[تأسف]] و [[اندوه]] قلبی اثر دیگری نداشته باشد و باعث دست روی دست گذاشتن و گوشهگیری و [[عزلت]] گردد؛ نسبتی با [[جهاد]] ندارد و نمیتواند [[ثواب]] [[مجاهدت]] در رکاب [[پیامبر]] را داشته باشد»<ref>مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۹: | ||
| پاسخدهنده = محمد رضا حکیمی | | پاسخدهنده = محمد رضا حکیمی | ||
| پاسخ = آقای '''[[محمد رضا حکیمی|حکیمی]]''' در کتاب ''«[[خورشید مغرب (کتاب)|خورشید مغرب]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آقای '''[[محمد رضا حکیمی|حکیمی]]''' در کتاب ''«[[خورشید مغرب (کتاب)|خورشید مغرب]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«نباید پنداشت که [[انتظار ظهور]]، و [[چشم به راه]] «[[مهدی موعود]]» بودن، به گونهای، موجب از دست هشتن حرکتهای اصلاحی، و حماسههای [[دینی]] و [[اجتماعی]] است. هرگز چنین نیست. [[انتظار]]، [[دعوت]] به «نپذیرفتن» است، نه «پذیرفتن»، نپذیرفتن [[باطل]]، نپذیرفتن [[ستم]]، نپذیرفتن [[بردگی]] و [[ذلت]]. [[انتظار]]، درفش بنیادگر [[مقاومت]] است، در برابر هر ناحقی، و هر ستمی، و هر [[ستمگری]]. | |||
مجاهدات خستگیناپذیر و «فورانهای خونین» [[شیعه]]، در طول [[تاریخ]]، همواره [[گواه]] این است که در این [[مکتب]]، هیچ سازشی، و هیچ سستیی راه ندارد. [[شیعه]]، با حضور در حوزۀ «[[انتظار]]»، یعنی، [[انتظار]] [[غلبۀ حق بر باطل]]، و غلبۀ داد بر [[بیداد]]، و غلبۀ [[علم]] بر [[جهل]]، و غلبۀ [[خرد]] بر سبکسری، و غلبۀ [[تقوی]] بر [[گناه]]، و غلبۀ [[آگاهی]] بر کوربینی، همواره، [[آمادگی]] خود را برای مشارکت در نهضتهای [[پاک]] و [[مقدس]] تجدید مینماید، و با یاد [[تاریخ]] سراسر [[خون]] و حماسۀ سربازان [[فداکار]] [[تشیع]]، مشعل خونین [[مبارزات]] [[عظیم]] را بر سر دست حمل میکند. | مجاهدات خستگیناپذیر و «فورانهای خونین» [[شیعه]]، در طول [[تاریخ]]، همواره [[گواه]] این است که در این [[مکتب]]، هیچ سازشی، و هیچ سستیی راه ندارد. [[شیعه]]، با حضور در حوزۀ «[[انتظار]]»، یعنی، [[انتظار]] [[غلبۀ حق بر باطل]]، و غلبۀ داد بر [[بیداد]]، و غلبۀ [[علم]] بر [[جهل]]، و غلبۀ [[خرد]] بر سبکسری، و غلبۀ [[تقوی]] بر [[گناه]]، و غلبۀ [[آگاهی]] بر کوربینی، همواره، [[آمادگی]] خود را برای مشارکت در نهضتهای [[پاک]] و [[مقدس]] تجدید مینماید، و با یاد [[تاریخ]] سراسر [[خون]] و حماسۀ سربازان [[فداکار]] [[تشیع]]، مشعل خونین [[مبارزات]] [[عظیم]] را بر سر دست حمل میکند. | ||
::::::به [[شیعه]]، به عنوان [[منتظر]]، [[دستور]] دادهاند، که [[سلاح]] خود را همیشه آماده داشته باشد: {{متن حدیث|لَيُعِدَّنَّ أَحَدُكُمْ لِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْماً}}<ref>بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶</ref>؛ و چنین هم باید باشد. شما اگر منتظرید که کسی بیاید، و [[عدالت]] و داد را بگستراند، معلوم میشود به [[عدالت]] و داد [[عقیده]] دارید. و هرکسی نسبت به هرچه [[عقیده]] دارد، [[تعهد]] نیز دارد. بنابراین، چگونه [[انسان]] [[مؤمن]] و [[معتقد]] به [[عدالت]] و داد، و [[متعهد]] نسبت به [[اجرای عدالت]] و داد، خود، در سالهای سال دوران [[عمر]] خویش، ساکت مینشیند، و هر [[ظلم]] و ناحقی را [[تحمل]] میکند، و [[آرمان]] [[اعتقادی]] و تعهدی خویش را به کناری مینهد، تا پس از سالها و سدهها، [[ظهور]] تحقق یابد، و [[مصلح]] [[موعود]] بیاید، و [[عقاید]] و تعهدات او را تحقق بخشد. چگونه [[انسان]] [[معتقد]] متعهّد چنین خواهد کرد؟ و چگونه جامعۀ [[مؤمن]] و متعهّد چنین خواهد زیست؟ آنچه [[مصلح]] [[موعود]] و [[یاران]] او انجام میدهند، [[تکلیف]] خود آنان است در روزگار [[ظهور]]. [[تکلیف]] امروز ما چه خواهد شد؟ و اگر انجام ندهیم چگونه خواهد بود؟ نه... [[سستی]] و [[سکوت]] پذیرفته نیست؟ [[انتظار]]، [[دعوت]] به [[حماسه]] و [[اقدام]] است، و [[هدایت]] به حرکت و [[قیام]]. و چنانکه گفتهاند: «خودداری از [[جنگ]]، وسیلۀ آمدن ابرمرد نیست..»»<ref>[[محمد رضا حکیمی|حکیمی، محمد رضا]]، [[خورشید مغرب (کتاب)|خورشید مغرب]]، ص۲۶۲.</ref>. | ::::::به [[شیعه]]، به عنوان [[منتظر]]، [[دستور]] دادهاند، که [[سلاح]] خود را همیشه آماده داشته باشد: {{متن حدیث|لَيُعِدَّنَّ أَحَدُكُمْ لِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْماً}}<ref>بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶</ref>؛ و چنین هم باید باشد. شما اگر منتظرید که کسی بیاید، و [[عدالت]] و داد را بگستراند، معلوم میشود به [[عدالت]] و داد [[عقیده]] دارید. و هرکسی نسبت به هرچه [[عقیده]] دارد، [[تعهد]] نیز دارد. بنابراین، چگونه [[انسان]] [[مؤمن]] و [[معتقد]] به [[عدالت]] و داد، و [[متعهد]] نسبت به [[اجرای عدالت]] و داد، خود، در سالهای سال دوران [[عمر]] خویش، ساکت مینشیند، و هر [[ظلم]] و ناحقی را [[تحمل]] میکند، و [[آرمان]] [[اعتقادی]] و تعهدی خویش را به کناری مینهد، تا پس از سالها و سدهها، [[ظهور]] تحقق یابد، و [[مصلح]] [[موعود]] بیاید، و [[عقاید]] و تعهدات او را تحقق بخشد. چگونه [[انسان]] [[معتقد]] متعهّد چنین خواهد کرد؟ و چگونه جامعۀ [[مؤمن]] و متعهّد چنین خواهد زیست؟ آنچه [[مصلح]] [[موعود]] و [[یاران]] او انجام میدهند، [[تکلیف]] خود آنان است در روزگار [[ظهور]]. [[تکلیف]] امروز ما چه خواهد شد؟ و اگر انجام ندهیم چگونه خواهد بود؟ نه... [[سستی]] و [[سکوت]] پذیرفته نیست؟ [[انتظار]]، [[دعوت]] به [[حماسه]] و [[اقدام]] است، و [[هدایت]] به حرکت و [[قیام]]. و چنانکه گفتهاند: «خودداری از [[جنگ]]، وسیلۀ آمدن ابرمرد نیست..»»<ref>[[محمد رضا حکیمی|حکیمی، محمد رضا]]، [[خورشید مغرب (کتاب)|خورشید مغرب]]، ص۲۶۲.</ref>. | ||
| خط ۱۹۱: | خط ۱۹۹: | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = آقایان دکتر '''[[رضا علی نوروزی]]'''؛ دکتر '''[[محمد نجفی]]''' و سرکار خانم '''[[فاطمه هاشمی]]'''، در مقاله ''«[[موانع و آفات انتظار (مقاله)|موانع و آفات انتظار]]»'' در اینباره گفتهاند: | | پاسخ = آقایان دکتر '''[[رضا علی نوروزی]]'''؛ دکتر '''[[محمد نجفی]]''' و سرکار خانم '''[[فاطمه هاشمی]]'''، در مقاله ''«[[موانع و آفات انتظار (مقاله)|موانع و آفات انتظار]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
«از موانع تحقق امر [[انتظار فرج حضرت مهدی]]{{ع}} مأنوس شدن افراطی با [[زندگی]] عادی و [[غرق]] شدن در روزمرگیهاست که باعث میشود [[انسان]]، جدا از نداشتن درک درست از کاستیها و نواقص اوضاع موجود، خود را در شرایط مطلوب احساس کند و دنبال این باشد که مطابق برنامهریزیهایش [[زندگی]] خود را پیش برد و به آرمانهای محدود خود دست یابد. نتیجه این تلقی از [[زندگی]]، علاقه به حفظ شرایط موجود است و چنین فردی تلاش میکند تا وضع موجود دست نخورد و سر و سامانی که به زندگیاش داده دستخوش هیچ تغییری نشود. در چنین شرایطی [[مهدویت]] و [[انتظار ظهور]]، اموری حاشیهای، واژگانی بیروح و همردیف با واژههای دیگری باشد و هیچگونه تأثیر [[تربیتی]] و سازنده در [[زندگی]] انسان نمیگذارد. | |||
در برخی از [[روایات]] به موضوع [[غفلت]] و تغافل گروهی از [[مردم]] از امر [[عظیم]] [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} اشاره شده است. در روایتی آمده است که در محضر [[امام صادق]]{{ع}} از [[حضرت قائم]]{{ع}} یاد شد، آن [[حضرت]] فرمود: "بدانید که هرگاه او [[قیام]] کند، حتماً [[مردم]] میگویند: این چگونه ممکن است؟ درحالی که چندین و چند سال است استخوانهای او نیز پوسیده شده است" <ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ يَقُولُ النَّاسُ أَنَّى ذَلِكَ وَ قَدْ بَلِيَتْ عِظَامُهُ}}؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ترجمه: جواد غفاری، ص۲۲۲.</ref>. | در برخی از [[روایات]] به موضوع [[غفلت]] و تغافل گروهی از [[مردم]] از امر [[عظیم]] [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} اشاره شده است. در روایتی آمده است که در محضر [[امام صادق]]{{ع}} از [[حضرت قائم]]{{ع}} یاد شد، آن [[حضرت]] فرمود: "بدانید که هرگاه او [[قیام]] کند، حتماً [[مردم]] میگویند: این چگونه ممکن است؟ درحالی که چندین و چند سال است استخوانهای او نیز پوسیده شده است" <ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ يَقُولُ النَّاسُ أَنَّى ذَلِكَ وَ قَدْ بَلِيَتْ عِظَامُهُ}}؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ترجمه: جواد غفاری، ص۲۲۲.</ref>. | ||
| خط ۲۰۵: | خط ۲۱۴: | ||
| پاسخدهنده = علی قائمی | | پاسخدهنده = علی قائمی | ||
| پاسخ = آقای دکتر '''[[علی قائمی]]'''، در کتاب ''«[[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آقای دکتر '''[[علی قائمی]]'''، در کتاب ''«[[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[برداشتهای نادرست از انتظار]] برداشتها و اصالتها را از [[انسان]] سلب میکند و نیرومندترین عامل حرکت را به رکود و جمود مبدل میسازد. اینکه [[منتظر]] باشیم که [[امام]] خود بیاید و [[کارها]] را سر و سامان دهد بدون اینکه ما در برابرش مسئولیتی داشته باشیم [[فکری]] خطرناک و اندیشهای نادرست است. وای بر حال جامعهای که این چنین بیندیشند. | |||
اندیشههای منحط در این طریقند که در [[انجام وظیفه]] [[تنبلی]] وکوتاهی کنند. بدین نظر در جنبه [[انتظار]] بعد منفی آن را گرفته و خود را بدان سرگرم میکنند. آنان از مشی [[انتظار]] قاعد بودن، امضای وضع موجود را دریافتهاند در حالی که واقعیت خلاف آن است و چنین برداشتی نوعی [[تحریف]] و حتی ساخته دست [[دشمنان]] برای بهرهگیریهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است. [[انتظار]] نه تنها [[آرامش]] موقت نیست بلکه اعتراضی دائمی علیه بیعدالتیهاست و نه تنها تسلی دادن نیست بلکه برافروختن و تحریک کردن برای احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]] است. | اندیشههای منحط در این طریقند که در [[انجام وظیفه]] [[تنبلی]] وکوتاهی کنند. بدین نظر در جنبه [[انتظار]] بعد منفی آن را گرفته و خود را بدان سرگرم میکنند. آنان از مشی [[انتظار]] قاعد بودن، امضای وضع موجود را دریافتهاند در حالی که واقعیت خلاف آن است و چنین برداشتی نوعی [[تحریف]] و حتی ساخته دست [[دشمنان]] برای بهرهگیریهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است. [[انتظار]] نه تنها [[آرامش]] موقت نیست بلکه اعتراضی دائمی علیه بیعدالتیهاست و نه تنها تسلی دادن نیست بلکه برافروختن و تحریک کردن برای احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]] است. | ||
| خط ۲۱۶: | خط ۲۲۶: | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = سرکار خانم '''[[سکینه طاووسی]]'''، در کتاب ''«[[انتظار از دیدگاه اهل بیت (کتاب)|انتظار از دیدگاه اهل بیت]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = سرکار خانم '''[[سکینه طاووسی]]'''، در کتاب ''«[[انتظار از دیدگاه اهل بیت (کتاب)|انتظار از دیدگاه اهل بیت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[انتظار]]، تجلی کامل تربیتهای [[مکتب اسلام]] است که هم شاخص منور ابعاد [[عقاید]] حقه از قبیل [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و [[معاد]] است و هم تربیتهای [[مکتب]] در آن متبلور شده است. | |||
[[انتظار]] جریانی در دوران عمیق [[غیبت]] است، این دوران همچون مدتی است که معلم از کلاس خارج شده تا بنگرد که [[شاگردان]]، در غیاب او چه میکنند و نسبت به [[تکالیف]] سپرده شده چه عکس العملی دارند؟ حال [[شاگرد]] [[مکتب]] [[انبیاء الهی]]، هم این گونه است. او حاضر در کلاس [[دین الهی]] است و باید پیوسته مراقب خود باشد تا دست از پا [[خطا]] نکند و بداند که هم اکنون موقع خروج معلم از کلاس است که ورودش از جمله احتمالات بوده و امکان دارد، او را در آن حال ببیند، پس [[منتظر]]، باید در هر موقعیتی، [[رضایت]] خاطر معلم یعنی همان [[منتظَر]] را فراهم کند<ref>خورشید مغرب، ص ۲۷۵.</ref>. | [[انتظار]] جریانی در دوران عمیق [[غیبت]] است، این دوران همچون مدتی است که معلم از کلاس خارج شده تا بنگرد که [[شاگردان]]، در غیاب او چه میکنند و نسبت به [[تکالیف]] سپرده شده چه عکس العملی دارند؟ حال [[شاگرد]] [[مکتب]] [[انبیاء الهی]]، هم این گونه است. او حاضر در کلاس [[دین الهی]] است و باید پیوسته مراقب خود باشد تا دست از پا [[خطا]] نکند و بداند که هم اکنون موقع خروج معلم از کلاس است که ورودش از جمله احتمالات بوده و امکان دارد، او را در آن حال ببیند، پس [[منتظر]]، باید در هر موقعیتی، [[رضایت]] خاطر معلم یعنی همان [[منتظَر]] را فراهم کند<ref>خورشید مغرب، ص ۲۷۵.</ref>. | ||