اسم اعظم در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۴۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

احادیثی درباره اسم اعظم

  • «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، به اسم[۱] اعظم خدا، نزدیک تر از سیاهی چشم به سفیدی آن است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ » اِسمُ اللّهِ الأکبَرُ. أَو قالَ: الأَعظَمُ.

اسم اعظم در روایات

  • در مورد اسم اعظم روایات متعددی از معصومان(ع) وارد شده است که نمونه‌هایی در ذیل نقل می‌شود[۲]:
  1. علی بن محمد نوفلی از امام هادی(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود: اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، نزد آصف یک حرف بوده و به آن تکلم نمود، پس زمین مابین او و شهر سبأ شکافته شد، در نتیجه تخت بلقیس را در اختیار گرفته آن را خدمت سلیمان منتقل کرد، سپس در کمتر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد به حال خود برگشت، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است، و یک حرف نزد خداوند، متفرد به آن، در علم غیب می‌باشد [۳][۴].
  2. از امام صادق(ع) روایت شده که حضرت فرمود: با عیسی بن مریم(ع) دو حرف بود که با آن دو، کارهایی انجام می‌داد، و با موسی(ع) چهار حرف بود، و با ابراهیم شش حرف بود، و با آدم بیست و پنج حرف بود، و با نوح هشت حرف بود، و خداوند همه آنها را برای رسول اللّه(ص) جمع کرد، همانا اسم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، و یک حرف را از او پوشاند [۵][۶].
  3. از امام صادق(ع) روایت شده که: همانا اسم اعظم خداوند بر هفتاد و سه حرف استوار است، در نزد آصف از آن حروف یک حرف بود، پس به آن تکلم کرد، در نتیجه زمین بین او و تخت بلقیس را فرو برد، سپس تخت را در دست گرفت و زمین سریع‌تر از یک چشم به هم زدن به حال قبلی برگشت، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم موجود است و یک حرف در نزد خداوند تعالی است، آن را مخصوص خود نموده، در علم غیب مکتوب "مکنون" می‌باشد [۷][۸].
  • آنچه از این روایات و روایات دیگر استفاده می‌شود آن است که: اولاً، اسم اعظم دارای حروف معدودی می‌باشد و آن حروف نزد پیامبران در عددهایی تقسیم شده است و بالاترین عدد هفتاد و دو حرف نزد پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می‌باشد. ثانیاً، تمام آن حروف برای پیامبران معلوم نگردیده است، بلکه یک حرف از آنها در علم غیب الهی و پنهان از دیگران بوده و خداوند متفرد به آن می‌باشد[۹].

پانویس

  1. کلمه «اسم»، به معنای جامع آن به کار رفته که قابل صدق بر همه اسمای خداوند متعال است. بنا بر این، از باب ذکر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن جا که اسم اعظم، عالی ترینِ مصادیق است، پس باید سزاوارترین و شایسته ترین نام برای انطباق مفهوم بر آن باشد. بدین ترتیب، معنای این سخن که «بسم اللّه » به اسم اعظم، نزدیک تر از سیاهی چشم به سفیدی آن است، روشن می‌شود؛ چرا که قرب میان این دو، قرب ذاتی است؛ چون مفهوم با مصداقش در خارج، متّحد است. نزدیکی سیاهی چشم به سفیدی آن، نزدیکی مکانی است و اتّحاد میان آن دو، وضعی است (البیان فی تفسیر القرآن: ص ۵۱۴).
  2. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  3. اصول کافی، ج۱، ص ۲۲، ح۳.
  4. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  5. بصائر الدرجات ، باب۱۲ ، ح۴.
  6. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  7. بصائر الدرجات ، باب۱۲ ، ح۷.
  8. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  9. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.


منبع: دانشنامه قرآن و حدیث، محمد ری‌شهری؛ ج۶؛ ص۹.