اسم اعظم در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۲۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

احادیثی درباره اسم اعظم

  • «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، به اسم[۱] اعظم خدا، نزدیک تر از سیاهی چشم به سفیدی آن است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ » اِسمُ اللّهِ الأکبَرُ. أَو قالَ: الأَعظَمُ.

اسم اعظم در روایات

  • در مورد اسم اعظم روایات متعددی از معصومان(ع) وارد شده است که نمونه‌هایی در ذیل نقل می‌شود[۲]:
  1. علی بن محمد نوفلی از امام هادی(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود: اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، نزد آصف یک حرف بوده و به آن تکلم نمود، پس زمین مابین او و شهر سبأ شکافته شد، در نتیجه تخت بلقیس را در اختیار گرفته آن را خدمت سلیمان منتقل کرد، سپس در کمتر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد به حال خود برگشت، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است، و یک حرف نزد خداوند، متفرد به آن، در علم غیب می‌باشد [۳][۴].
  2. از امام صادق(ع) روایت شده که حضرت فرمود: با عیسی بن مریم(ع) دو حرف بود که با آن دو، کارهایی انجام می‌داد، و با موسی(ع) چهار حرف بود، و با ابراهیم شش حرف بود، و با آدم بیست و پنج حرف بود، و با نوح هشت حرف بود، و خداوند همه آنها را برای رسول اللّه(ص) جمع کرد، همانا اسم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، و یک حرف را از او پوشاند [۵][۶].
  3. از امام صادق(ع) روایت شده که: همانا اسم اعظم خداوند بر هفتاد و سه حرف استوار است، در نزد آصف از آن حروف یک حرف بود، پس به آن تکلم کرد، در نتیجه زمین بین او و تخت بلقیس را فرو برد، سپس تخت را در دست گرفت و زمین سریع‌تر از یک چشم به هم زدن به حال قبلی برگشت، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم موجود است و یک حرف در نزد خداوند تعالی است، آن را مخصوص خود نموده، در علم غیب مکتوب "مکنون" می‌باشد [۷][۸].
  • آنچه از این روایات و روایات دیگر استفاده می‌شود آن است که: اولاً، اسم اعظم دارای حروف معدودی می‌باشد و آن حروف نزد پیامبران در عددهایی تقسیم شده است و بالاترین عدد هفتاد و دو حرف نزد پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می‌باشد. ثانیاً، تمام آن حروف برای پیامبران معلوم نگردیده است، بلکه یک حرف از آنها در علم غیب الهی و پنهان از دیگران بوده و خداوند متفرد به آن می‌باشد[۹].

مراد از حروف اسم اعظم

همانگونه که گفته شد در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است[۱۰].

از برخی روایات بدست می‌‏آید که هر یک از آن حروف نیز دایره وسیعی از علم و آگاهی را در بر می‌گیرد و دارای مدارج و مراحل صعودی متعددی می‌باشند[۱۱].

علی بن محمد نوفلی از ابوالحسن صاحب العسکر امام هادی(ع) نقل می‌‏کند: «اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا» [۱۲][۱۳].

در این روایت و روایات مشابه، اسم اعظم که همواره هم به صورت مفرد به کار رفته شامل و دربرگیرندهٔ بیش از هفتاد حرف شمرده شده است، گرچه حقیقت این اسم و حروف آن حقیقتاً بر ما پوشیده است اما از ظاهر سخنان آگاهان به آن حقایق می‌‏توان استفاده نمود مجموعهٔ این حروف تشکیل دهندهٔ اسم اعظم هستند[۱۴].

لذا نباید تصور نمود مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ و یا یک کلمه‌ای همانند سایر کلمات رایج میان ما می‌باشد بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر می‌‏گیرد و یا به تعبیری واقعیتهای متعددی تشکیل دهندهٔ اسم اعظم الهی هستند[۱۵].

توصیفات اسم اعظم که غالباً در ادعیه و مناجات ائمه اطهار (ع) بیان شده شهادت بر این امر می‌دهد[۱۶].

به عنوان نمونه اسم اعظم را نه صرفاً محیط بر آسمانها و زمین بلکه محیط بر ملکوت آسمانها و زمین دانسته شده است[۱۷].

«وَ أَسْأَلُك‏ بِالاسْمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي هُوَ مُحِيطٌ بِمَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏» [۱۸][۱۹].

و یا کوچک ترین حرف آن اسم، بزرگ‌تر از آسمانها و زمینها و کوهها و همهٔ مخلوقات الهی بیان شده است:«أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي أَصْغَرُ حَرْفٍ مِنْهُ أَعْظَمُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ الْجِبَالِ وَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْتَه‏» [۲۰][۲۱].

از ویژگیهای دیگر اسم اعظم حتمیت اجابت خواسته‌ای است که به همراه آن خوانده شود:«وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي إِذَا سُئِلْتَ بِهِ كَانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ تُجِيب‏‏» [۲۲][۲۳].

زنده نمودن اموات و شفاء دادن اکمه و ابرص توسط عیسی بن مریم (ع) به وسیلهٔ دو حرف از هفتاد و سه حروف اسم اعظم دانسته شده است [۲۴]. به عیسی دو حرف داده بودند که با آن مردگان را زنده می کرد و کور و برصی را شفاء می داد[۲۵].

و طبق روایات، سلیمان با وجود علم و مُلک بزرگ و پرعظمتش تنها یک حرف از اسم اعظم را در اختیار داشت[۲۶][۲۷].

آنچه به سلیمان داده بودند از امور عجیب همانا نزد سلیمان یک حرف از اسم اعظم وجود داشت[۲۸].

رابطهٔ اسم اعظم با اسماء حسنی الهی با برتری اسم اعظم بر سایر اسماء حسنای الهی تبیین شده است:«وَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى كُلِّهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى اسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي فَضَّلْتَهُ عَلَى جَمِيعِ أَسْمَائِكَ أَسْأَلُكَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏‏‏» [۲۹][۳۰].

به پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) هفتاد و دو حرف از اسم اعظم عطا گردیده است [۳۱] و ایشان برخوردار کامل از علم الکتاب طبق آیهٔ قرآن و روایات بیان شده‌اند[۳۲].

پانویس

  1. کلمه «اسم»، به معنای جامع آن به کار رفته که قابل صدق بر همه اسمای خداوند متعال است. بنا بر این، از باب ذکر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن جا که اسم اعظم، عالی ترینِ مصادیق است، پس باید سزاوارترین و شایسته ترین نام برای انطباق مفهوم بر آن باشد. بدین ترتیب، معنای این سخن که «بسم اللّه » به اسم اعظم، نزدیک تر از سیاهی چشم به سفیدی آن است، روشن می‌شود؛ چرا که قرب میان این دو، قرب ذاتی است؛ چون مفهوم با مصداقش در خارج، متّحد است. نزدیکی سیاهی چشم به سفیدی آن، نزدیکی مکانی است و اتّحاد میان آن دو، وضعی است (البیان فی تفسیر القرآن: ص ۵۱۴).
  2. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  3. اصول کافی، ج۱، ص ۲۲، ح۳.
  4. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  5. بصائر الدرجات ، باب۱۲ ، ح۴.
  6. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  7. بصائر الدرجات ، باب۱۲ ، ح۷.
  8. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  9. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.
  10. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  11. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  12. کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۳.
  13. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  14. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  15. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  16. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  17. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  18. درخواست می‌کنم خدایا با نام بزرگ تو همان نامی که محیط به ملکوت آسمانها و زمین است؛ الامان ص۷۷؛ و ر.ک البلد الامین ص۴۲۵؛ مهج الدعوات ص۸۶؛ البلد الامین ص۴۲۵.
  19. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  20. می‌خوانم تو را با نام بزرگت که کوچک‌ترین از آن برتر از آسمانها و زمین‌ها و کوه‌ها است و هر آنچه تو خلق کرده‌ای؛ جمال الاسبوع ص۲۵۱.
  21. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  22. کافی ج۴ ص۴۵۳.
  23. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  24. بصایر ص۲۰۸ ح۳.
  25. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  26. بصائر ص۲۱۲ ح۱.
  27. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  28. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶
  29. وبه تمام نام های زیبا و نیکویت تا منتهی به اسم عظیم بزرگ تر تو می شود مسئلت می کنم همان اسمی که فضیلت دادی به آن بر همهٔ اسم هایت، می خوانم تو را به آن که بر محمد و آلش درود بفرستی؛ مهج الدعوات ص۹۰.
  30. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۷
  31. کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۱.
  32. منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۷


منبع: دانشنامه قرآن و حدیث، محمد ری‌شهری؛ ج۶؛ ص۹.