ام‌معبد بنت خالد

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

عاتکه مکنّی به ام‌معبد دختر خالد بن خلیف بن منقذ بن ربیعة بن اصرم از خاندان کعب بن عمرو و از قبیله خزاعه است[۱]. وی خواهر خنیس بن خالد صحابی رسول الله(ص) می‌باشد[۲]. ام‌معبد همسر پسرعموی خود به نام تمیم بن عبدالعزی بن منقذ است و او هم خزاعی است[۳]، اما بنا به نقل ابن اثیر او با اکثم بن ابی جون خزاعی مکنّی به ابومعبد ازدواج کرد و صاحب پسری به نام معبد شد و به همین جهت کنیه او ام‌معبد بود[۴].

محل اقامت و خانه ام‌معبد در منطقه قدید بود و هموست که رسول خدا(ص) با همراهانش به هنگام هجرت به مدینه، کنار خیمه او فرود آمدند. حزام بن هشام بن خنیس، نوه برادر وی داستان میهمان شدن و معجزه پیامبر اکرم(ص) را نزد ام معبد، از این بانو روایت کرده است. او می‌گفت: چهار تن که سوار بر دو مرکب بودند، از دور پدیدار شدند و کنار خیمه من فرود آمدند. آنان پیامبر اکرم(ص)، ابوبکر و برده‌ای به نام عامر بن فهیره از او و عبدالله بن اریقط لیثی که هنوز همچنان مشرک بود، بودند. من گوسپند ماده‌ای را به حضور رسول خدا(ص) آوردم که پستانش شیری نداشت، پیامبر به آن دست کشید و نام خداوند را بر زبان آورد و دست به دعا برداشت که: خداوندا در این حیوان برکت قرار ده! به معجزه الهی و به برکت دعای آن حضرت، آن گوسفند آنقدر شیر داد که تمام ظرف‌های موجود در خیمه پر از شیر گردید. پیامبر اکرم(ص) و یارانش از شیر آن نوشیدند و از آنجا کوچ کردند[۵].

بنا به نقلی دیگر حضرت فرمود: این گوسفند را نکش! من آن را رها کردم و گوسفند دیگری آوردم و کشتم و برای آنان نان هم فراهم آوردم. پیامبر اکرم(ص) و یارانش چاشت خود را از آن گوشت خوردند و تا اندازه‌ای که سفره ایشان گنجایش داشت، آن را هم انباشتم با این همه گویا تمام یا بیشتر گوشت آن برای خود ما باقی ماند. آن گوسفند که پیامبر اکرم(ص) به پستانش دست کشید تا سال رماده[۶] که سال هجدهم هجرت و روزگار خلافت عمر بن خطاب بود، باقی بود و در آن حال که بر روی زمین هیچ چیز نه کم و نه بیش پیدا نمی‌شد، ما آن گوسپند را بامداد و شامگاه می‌دوشیدیم[۷]. ام‌معبد در آن هنگام مسلمان بود، اما بنا بر نقل دیگر ام‌معبد پس از این موضوع به مدینه آمد و مسلمان شد و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد[۸].[۹]

منابع

پانویس

  1. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۲۳۸؛ اسدالغابه، ج۶، ص۱۸۲.
  2. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۰؛ ر.ک: الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۵۴؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۱؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۰؛ الثقات، ج۳، ص۴۵۹؛ اعلام النساء، ج۴، ص۲۲۴؛ تجرید اسماء الصحابه، ج۲، ص۳۳۲؛ تقریب التهذیب، ج۲، ص۶۲۳؛ تهذیب التهذیب، ج۱۲، ص۴۷۶؛ الکاشف، ج۳، ص۴۹۱؛ تهذیب الکمال، ج۳، ص۱۷۰۵؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۷۲.
  3. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۲۳۸.
  4. اسدالغابه، ج۶، ص۱۸۲.
  5. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۹-۱۹۶۰؛ اسدالغابه، ج۶، ص۱۶۲.
  6. سال رماده: سال خاکستر، به سبب قحطی و خشکسالی دشوار این سال به رماده معروف شده است. طاعون عمواس هم در همین سال بوده است. ر.ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۹۷.
  7. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۰-۳۰۱.
  8. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۱۳۲؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۱.
  9. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۵۱.