نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Msadeq(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۶ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۶ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۹ توسط Msadeq(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل معاد جسمانی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
کلمه "معاد" را معانی متعددی است: برگردیدن، بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن جهان، رستاخیز و مقابل معاش. نزد متکلمان، معاد به معنای حشر است و آن بر دو نوع است: جسمانی و روحانی. معاد جسمانی از ضروریات دین است و منکر آن از دین بیرون است[۱]. انسان مرکب از روح و بدن است. با پایان یافتن عمردنیایی به عالم برزخ میرود. چون قیامت در میرسد، باری دیگر با جسم و روح خویش زنده میشود و برای محاسبه به محشر درمیآید و اگر نیکوکار باشد، منعم میشود و اگر بدکار باشد، به کیفر میرسد[۲].
فلاسفه درباره معاد جسمانی بحثهای مفصلی پیش کشیده و با اشکالاتی عقلی برخوردهاند. یکی از این اشکالات اصل "المعدوم لایعاد" است بدین معنا که آنچه معدوم شود، قابل اعاده نیست. بدین روی، برای حل این مسئله به راههای دیگر جز عقلمتوسل شدهاند. متشرعان و بیشتر متکلمان، معاد جسمانی را از باب تعبد پذیرفتهاند و بر آناند که خداوندقادر است بندگان را باری دیگر بیافریند همان سان که نخست آفرید. ابن سینا بر آن رفته است که اثبات معاد جسمانی از راه اخبار و آیات آسان است؛ ولی آن را بدان ترتیب که مورد بحث فلاسفه است نمیتوان از راه عقل ثابت کرد[۳]. ملا صدرای شیرازی کوشیده است به این مسئله با همان معنا که شرایع بیان کردهاند، صورت فلسفی ببخشد آن سان که نه قواعد فلسفی بر هم خورد و نه در اصول شرایع خللی پدید آید[۴][۵].