احمد بن یوسف بن عقیل

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

احمد بن یوسف بن عقیل بجلی[۱]، که در زمره راویان طبقه ششم یا کبار طبقه هفتم جای دارد[۲]، از محدثان شیعه است که تمامی روایات ایشان از امام معصوم(ع) با واسطه انجام گرفته و مستقیماً در شمار اصحاب امامان ذکر نشده است. وی افزون بر راویانِ واسطه تا ائمه، از محدثانی همچون پدرش[۳]، علی بن داوود حداد[۴] و ابو علی الخزاز[۵] حدیث آموخته و روایت کرده است و دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان احمد بن محمد بن عیسی[۶] و سهل بن زیاد[۷] می‌باشند.

درباره شخصیت احمد بن یوسف باید گفت نام او در کتب رجالی قدما عنوان نشده و از این رو از راویان مجهول یا مهمل شمرده می‌گردد؛ با این حال، نویسنده جامع الرواة و آیت‌الله خویی وی را با راویان دیگری چون احمد بن یوسف جعفی یکی پنداشته‌اند[۸] که شواهد و قرائن نشان می‌دهد این احتمال نادرست است[۹]. در ارزیابی‌های متأخر، محقق زنجانی روایات وی را در شمار احادیث حسان عالیه آورده و مجلسی اول نیز سند یکی از احادیث او را قوی دانسته است[۱۰]. همچنین طبق روایتی که وی از بصائر الدرجات نقل می‌کند، اعتقاد او به امامت تأیید می‌شود؛ در این حدیث امام صادق(ع) از سخن و محبت پرنده‌ای نسبت به خود خبر می‌دهد[۱۱].[۱۲]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: رجال الطوسی، ص۳۵۱، ش۵۲۰۵؛ طوسی، الفهرست، ص۸۶، ش۱۱۵؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۴، ش۳، ابن داود، الرجال، ص۴۸، ش۱۴۳؛ معالم العلماء، ص۲۲، ش۱۰۵؛ منهج المقال، ج۲، ص۲۳۱، ش۳۹۱؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۸۰، ش۳۶۷؛ زبدة الأقوال، ص۵۳، ش۲۱۷؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۱۷۴؛ جامع الرواه، ج۱، ص۷۵، ش۴۷۰؛ منتهی المقال، ج۱، ص۳۶۸، ش۲۷۱؛ شعب المقال، ص۵۰، ش۶۸؛ بهجة الآمال، ج۲، ص۱۷۳؛ تنقیح المقال، ج۸، ص۲۶۰، ش۱۷۲۲؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۶۳، ش۱۰۲۹؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۱۵، ش۱۸۷۴، ج۱، ص۵۱۷، ش۱۸۸۳؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۶۸۳، ش۶۲۸؛ المحاسن، ج۲، ص۳۷۰، ح۱۲۳؛ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۹، ح۳۳.
  2. الموسوعة الرجالیه، ج۴، ص۵۶؛ الموسوعة الرجالیه، ج۷، ص۱۰۵-۱۰۶.
  3. رجال النجاشی، ص۴۵۲، ش۱۲۲۱؛ الکافی، ج۶، ص۴۳۴، ح۲۱؛ الکافی، ج۶، ص۴۳۴، ح۲۱.
  4. الکافی، ج۵، ص۳۵۲، ح۳.
  5. تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۲۹، ح۳۳.
  6. المحاسن، ج۲، ص۳۷۰، ح۱۲۳.
  7. الکافی، ج۶، ص۴۳۴، ح۲۱.
  8. «وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحَرَّانِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ مَنْ أَتَاهُ وَ زَارَهُ وَ صَلَّى عِنْدَهُ رَكْعَتَيْنِ كُتِبَ لَهُ حَجَّةٌ مَبْرُورَةٌ فَإِنْ صَلَّى عِنْدَهُ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ كُتِبَتْ لَهُ حَجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَذَلِكَ لِكُلِ مَنْ زَارَ إِمَاماً مُفْتَرَضَةً طَاعَتُهُ قَالَ وَ كَذَلِكَ كُلُّ مَنْ زَارَ إِمَاماً مُفْتَرَضَةً طَاعَتُهُ»؛ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۷۹، ح۴.
    «... عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ الْجُعْفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ النَّخَعِيِّ»؛ طوسی، الفهرست، ص۸۸ - ۸۹، ش۱۱۹.
    ر.ک: جامع الرواه، ج۱، ص۷۵، ش۴۷۲؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۶۱، ش۱۰۲۴.
    • "احمد بن محمد بن سعيد عن احمد بن يوسف الجعفي عن محمد بن يزيد النخعي" طوسی، الفهرست، ص۸۶، ش۱۱۹، ترجمه اصبغ بن نباته.
    • "قال ابوالحسن احمد بن الحسين، وقع الي بخط ابي العباس بن سعيد قال حدثنا ابو الحسين احمد بن يوسف بن يعقوب الجعفي من كتابه في شوال سنة احدى و سبعين و مائتين قال محمد بن يزيد النخعي رجال النجاشی، ص۱۱، ترجمه اصبغ بن نباته.
    • "... عن أحمد بن محمد بن سعيد قال حدثنا أحمد بن يوسف بن يعقوب بن حمزة بن زياد الجعفي القصباني يعرف بابن الجلا (الحلا) بعرزم قال حدثنا إسماعيل بن مهران..." رجال النجاشی، ص۳۶، ش۷۳، ترجمه الحسن بن علی بن ابی حمزة البطائنی.
    • "احمد بن محمد بن سعيد قال حدثنا أبو الحسين احمد بن يوسف الجعفي رجال النجاشی، ص۴، ش۱.
    • "احمد بن محمد بن سعيد قال حدثنا أحمد بن يوسف بن يعقوب بن حمزة بن زيد الجعفي" رجال النجاشی، ص۲۵۲، ش۶۶۳، ترجمه علی بن اسباط.
    • رجال النجاشی، ص۱۲۷، ش۳۲۸. آیت‌الله خویی نوشته است: "رواية احمد بن محمد بن سعيد عنه سنة ۲۰۹ امر غیر ممکن و لا بد أن فی العبارة سقطاً او تحریفاً. معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۶۳، ش۱۰۲۹.
    مؤید سخن ایشان این است که احمد بن محمد بن سعید (ابن عقده) در سال ۳۳۳ق وفات کرده (ر.ک: رجال النجاشی، ص۹۵، ش۲۳۳).
    و روایتش از احمد بن یوسف در سال ۲۰۹ق ممکن نیست؛ ولی به قرینه روایت ابن عقده از احمد بن یوسف در موارد گوناگون، افتادگی در سند رخ نداده، بلکه تحریف در عبارت واقع شده و تسع محرف تسعین یا سبعین است، به قرینه اینکه ابن عقده از احمد بن یوسف در سال ۲۷۱ق روایت کرده است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۱، ترجمه اصبغ بن نباته.
  9. "وفي القوى عن علي بن داوود الحداد، عن أبي عبدالله(ع) قال: لا تنكح الزنج والخزر.." روضة المتقین، ج۸، ص۵۳۴، ش۴۶۴۹.
  10. تفسیر کنز الدقائق، ج۹، ص۵۴۳ به نقل از بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۴۲، ح۴.
  11. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۳، ص۲۸۷-۲۹۳.