حبیب سجستانی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

حبیب سجستانی - که در کتب رجال و اسناد روایات با عناوین حبیب بن معلی سجستانی و حبیب بن معلی نیز شناخته می‌شود - از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)[۱] شمرده شده است. با این حال، عالمانی چون علامه شوشتری ادراک امام سجاد(ع) توسط وی را نپذیرفته‌اند[۲] و روایتی نیز از ایشان نقل نکرده است[۳]. وی از آن دو بزرگوار روایت کرده است[۴]. حبیب، از محدثانی همچون سعد بن ابی‌وقاص نیز حدیث روایت کرده است که البته این گزارش مرسل است[۵]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان هشام بن سالم، مالک بن عطیه و حسن بن محبوب می‌باشند[۶].

درباره شخصیت حبیب السجستانی، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است. برخی چون شهید ثانی[۷] و مقدس اردبیلی[۸] وی را محدثی مجهول دانسته و مدعی شده‌اند که به دلیل عدم وجود نص صریح بر وثاقت، روایات او ضعیف است و در منابع تنها ذکر شده که وی پیشتر از خوارج بوده است. در مقابل، بزرگانی چون صاحب جواهر[۹]، محقق شوشتری[۱۰] و مامقانی[۱۱] بر وثاقت و حسن حال وی تأکید کرده‌اند. آنان معتقدند که بازگشت او از مذهب خوارج به تشیع و انقطاع کامل وی به سوی امام باقر(ع) و امام صادق(ع)[۱۲] دال بر مدح و پاکی درون اوست[۱۳]. در همین راستا، علامه حلی و ابن داوود نام وی را در بخش نخست کتب رجالی خود که مختص راویان ثقه و ممدوح است، آورده‌اند[۱۴]. طبق روایتی که وی نقل می‌کند، گویا حبیب السجستانی پیوسته به سردرد شقیقه مبتلا می‌شده و امام باقر(ع) برای درمان وی دعایی به او تعلیم فرموده‌اند[۱۵].[۱۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. رجال الطوسی، ص۱۱۳، ش۱۱۱۷ (در اصحاب امام سجاد(ع))، ص۱۳۲، (ش ۳۲)
    (در اصحاب امام باقر(ع): روی عنه و عن أبی عبدالله(ع)) و ۱۸۵، (ش ۱۲۰)
    (در اصحاب امام صادق(ع): روی عنهما(ع)).
  2. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۶۳۷، ح۶۴۶: محمد بن مسعود، قال: حبیب السجستانی... و کان من أصحاب أبی جعفر و أبی عبدالله(ع).
  3. رجال الطوسی، ص۱۱۳، ش۲۴ (در اصحاب امام سجاد(ع)).
  4. المحاسن، ج۱، ص۹۴، ح۵۱: ... عن هشام بن سالم، عن حبیب السجستانی، عن أبی جعفر(ع).
    المحاسن، ج۲، ص۳۲۱، ح۶۱: ... عن هشام بن سالم، عن حبیب السجستانی، قال: سألت أبا عبدالله(ع).
  5. الیقین بإختصاص مولانا علی(ع) بإمرة المؤمنین ص۲۶۴: ...محمد بن الحسن الصفار، عن یعقوب بن یزید الأنباری، عن الحسن بن محبوب، عن هشام بن سالم، عن حبیب السجستانی، عن سعد بن أبی وقاص قال: بینما نحن بفناء الکعبة و رسول الله(ص) معنا....
  6. الکافی، ج۱، ص۳۷۶، ح۴؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۳۲۷، ح۸۵۹ به گزارش از علل الشرائع، ج۱، ص۲۷۶، ح۱: و فیه عن مالک بن عیینة؛ الخصال، ج۲، ص۳۸۲، ح۵۹؛ یادآوری می‌شود روایت ابن محبوب از حبیب السجستانی مرسل است، اولاً به قرینه سایر اسناد که با واسطه از حبیب السجستانی گزارش کرده است. (ر.ک: المحاسن، ج۱، ص۹۴، ح۵۱؛ ج۲، ص۳۲۱، (ح ۶۱) و ۳۳۴، (ح ۱۰۳)؛ الکافی، ج۱، ص۳۷۶، (ح ۴) و ۴۵۷، (ح ۱۰) و...) و ثانیاً ابن محبوب در سال ۲۲۴ در ۷۵ سالگی وفات نموده است. (ر.ک: إختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)، ص۵۸۴، ش۱۰۹۴) و نمی‌تواند از کسی که از راویان امام باقر و امام صادق(ع) است، روایت نماید.
  7. محمد بن یحیی، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن هشام بن سالم، عن حبیب السجستانی قال: سألت أبا جعفر(ع) عن رجل قطع یدین لرجلین الیمینین قال: فقال: یا حبیب! تقطع یمینه للرجل الذی قطع یمینه أولا و تقطع یساره للرجل الذی قطع یمینه آخر لأنه إنما قطع ید الرجل الأخیر و یمینه قصاص للرجل الأول، قال: فقلت: إن علیا(ع) إنما کان یقطع الید الیمنی و الرجل الیسری قال: فقال: إنما کان یفعل ذلک فیما یجب من حقوق الله؛ فأما یا حبیب! حقوق المسلمین فإنه یؤخذ لهم حقوقهم فی القصاص الید بالید إذا کانت للقاطع ید و الرجل بالید إذا لم یکن للقاطع ید، فقلت له: أو ما یجب علیه الدیة و یترک له رجله؟ فقال: إنما یجب علیه الدیة إذا قطع ید رجل و لیس للقاطع یدان و لا رجلان، فثم یجب علیه الدیة، لأنه لیس له جارحة یقاص منها. الکافی، ج۷، ص۳۲۰، ح۴؛ مسالک الأفهام، ج۱۵، ص۱۲۷.
  8. وفيها تأمل، إذ ما صرح بتوثيق حبيب ولا بمدحه، بل قالوا: إنه كان شاريا مجمع الفائده، ج۱۳، ص۴۶۷.
  9. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۵۲.
  10. النجعة فی شرح اللمعه، ج۱۱، ص۲۵۹.
  11. تنقیح المقال، ج۱۷، ص۳۸۵، ش۴۶۲۹.
  12. کان أولا شاریا ثم دخل فی هذا المذهب. إختیار معرفة الرجال، رجال الکشی، ص۳۴۷، ش۶۴۶.
    شاری به معنای خارجی است و خوارج را شراة نامیدند، چون به گمان باطلشان، دنیا را با آخرت معامله کردند و جانشان را در مقابل بهشت فروختند.
    قلت نسبته إلی الشراة و هم الخوارج، سموا بذلک؛ لأنهم قالوا: نحن شرینا أنفسنا لله، أی بعناها. رسائل الشهید الثانی، ج۲، ص۹۶۱، ش۱۴۰.
    کان شاریا أی من الخوارج الذین قالوا بزعمهم الباطل إنا شرینا أی بعنا الدنیا بالآخرة أو شرینا أنفسنا بالجنة. کتاب القصاص للفقهاء و الخواص، ص۴۹.
    و کان من أصحاب أبی جعفر و أبی عبدالله‌(ع) منقطعا إلیهما. إختیار معرفة الرجال، رجال الکشی، ص۳۴۷، ش۶۴۶.
  13. تعبیر انقطاع إلی الله یا انقطاع إلی أهل بیت(ع) در بعضی ادعیه و درباره برخی افراد به کار رفته است. در دعای شعبانیه می‌خوانیم: إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ و امام صادق(ع) درباره جابر بن عبدالله انصاری فرمود است: «كَانَ مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا».
  14. ابن داود، الرجال، ص۹۸، ش۳۷۳؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۶۱.
  15. «... ضَعْ يَدَكَ عَلَى الشِّقِّ الَّذِي يَعْتَرِيكَ وَ قُلْ يَا ظَاهِراً مَوْجُوداً وَ يَا بَاطِناً غَيْرَ مَفْقُودٍ ارْدُدْ عَلَى عَبْدِكَ الضَّعِيفِ أَيَادِيَكَ الْجَمِيلَةَ عِنْدَهُ وَ أَذْهِبْ عَنْهُ مَا بِهِ مِنْ أَذًى إِنَّكَ رَحِيمٌ وَدُودٌ قَدِيرٌ تَقُولُهَا ثَلَاثاً تُعَافَى مِنْهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى» طب الأئمه(ع)، ص۲۰.
  16. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۱۸۱-۱۹۰.