رویشد ثقفی مدنی
آشنایی اجمالی
کنیه وی ابوعلاج است و به طائفی[۱] و مدنی[۲] نیز شهرت دارد[۳]. ابن حجر[۴] وی را با رشید بن علاج ثقفی یکی دانسته و شرح حال رشید را به رویشد ارجاع داده است. دلیلی بر صحابی بودن وی نیست و صحابهنگاران پیشین نیز از وی یادی نکردهاند، اما ابن حجر[۵]، وی را در بخش صحابه آورده است. تنها مستند ابن حجر بر صحابی بودن وی آن است که اولاً، سن و سال وی در زمان عمر اقتضا داشت که او در زمان حیات رسول خدا(ص) ممیز بوده باشد؛ ثانیاً، همه قرشیهای مکه و ثقفیهای طائف تا پیش از حجةالوداع مسلمان شده و در حجةالوداع حضور داشتهاند؛ بنابراین، وی باید رسول خدا(ص) را دیده و از صحابه باشد.
خانه رویشد ثقفی در مدینه در خلافت عمر، محل فروش باده و شراب بود، عمر او را «فویسق» نامید[۶] و خانهاش را آتش زد[۷]. سعد بن ابراهیم به نقل از پدرش میگوید: عمر پیشتر رویشد را از فروش شراب نهی کرد؛ اما او توجهی نکرد و من خانه رویشد را دیدم که همچون آتش سرخ میان شعله میسوخت[۸]. همچنین گفته شده رویشد زن خود طلیحه اسدیه را طلاق داد و هنوز عدهاش تمام نشده دوباره با او وصلت کرد، عمر به این جهت او را تازیانه زد و حکم به جدایی آنان داد[۹]. منابع بسیاری از او یاد کرده و تنها به آتش زدن خانه او به دست عمر اشاره کردهاند[۱۰].[۱۱]
جستارهای وابسته
- طلیحه اسدیه (همسر)
منابع
پانویس
- ↑ از این رو که قبیله ثقیف در طائف ساکن بودند.
- ↑ به سبب سکونت در مدینه.
- ↑ ابن شبه نمیری، تاریخ مدینه المنوره، ج۱، ص۲۴۹؛ ابن حجر، تعجیل المنفعه، ص۱۳۲.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۴.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۱۵.
- ↑ عبدالرزاق صنعانی، المصنف، ج۹، ص۳۳۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۱۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۱۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۲.
- ↑ ابن حجر، تعجیل المنفعه، ص۱۳۲.
- ↑ بنگرید: عبدالرزاق صنعانی، المصنف، ج۶، ص۷۶ و ج۹، ص۲۲۹؛ زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۱، ص۲۹۰؛ زیعلی، نصب الرایه لاحدیث الهدایه، ج۶، ص۲۴۵؛ ابن شبه نمیری، تاریخ مدینه المنوره، ج۱، ص۲۴۹.
- ↑ محمدی، رمضان، مقاله «رويشد ثقفی مدنى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۵۷-۳۵۸.